گروه معارف از دبیران محترم دین و زندگی اداره آموزش و پرورش ناحیه یک همدان دعوت به عمل می آورد نظرات و پیشنهادات خود را برای تشکیل اولین کارگاه آموزشی به گروه اعلام نمایند.
+ نوشته شده در  شنبه سوم آبان 1393ساعت 8:45  توسط رابطان گروه معارف  | 
بدينوسيله به اطلاع همه دبيران دين و زندگي مي رساند گروه معارف ناحيه يك همدان درصدد تشكيل كميته هاي  علمي تخصصي  معارف مي باشد لذا از دبيران محترم دين و زندگي دعوت به عمل مي آيد با توجه به گرايش رشته دانشگاهي خود در يكي از 4 كميته علمي تخصصي عضو شوند. كميته هاي علميتخصصي به قرار ذيل است:1-علوم قرآن و حديث 2- فلسفه و كلام اسلامي 3-تاريخ  اسلام و اديان 4-فقه و مباني حقوق اسلامي

توجه: 1-همكاراني كه در گروه معارف تدريس دارند ولي مدرك آنها هيچ كدام از گرايشهاي مد نظر نيست مي توانند بر اساس علاقه در هر كدام از كميته ها عضو شوند.

 2- عضويت در كميته هاي متعدد بلا مانع است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:15  توسط رابطان گروه معارف  | 
آغاز بهار تعليم و تعلم را به همه همكاران و دانش آموزان عزيز تبريك مي گوييم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:14  توسط رابطان گروه معارف  | 
بدینوسیله از کلیه دبیران دین و زندگی ناحیه یک دعوت به عمل می آید  نقد و نظرات خود را درباره کتب دین و زندگی به شکل فایل نوشتاری به پژوهشگاه ناحیه ارسال نمایند.

آدرس : چهار راه سعیدیه ابتدای سعیدیه بالا سمت چپ کوچه شهید محرمی کوچه فرعی دوم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 13:32  توسط رابطان گروه معارف  | 

آشنایی اجمالی با فرقه های شیعه

مهم ترین فرقه های شیعه، در دو قرن اول و دوم انشعاب یافته اند و با پایان یافتن قرن دوم جدایی قابل ملاحضه ای در شیعه رخ نداده است لذا اصحاب ملل و نحل، در مقابل واقفیه، به شیعیان امامی كه قائل به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ شدند، قطعیه و اثنا عشریه گفته اند كه به امامت امام رضا ـ علیه السّلام ـ و امامان بعد از او تا امام عصر ـ علیه السّلام ـ قائل اند.[1] البته در قرن اول هجری هم تا سال 61 هجری، یعنی تا شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، انشعابی در تشیع رخ نداده است؛ اگرچه شهرستانی فرقه غلات سبئیه را انشعابی از شیعه می داند كه در عصر حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ رخ داده است.[2] در حالی كه در اصل وجود شخصی به نام ابن سباء تردید است.[3] با این حال به گفته رجال كشی، عده ای غالی در زمان علی ـ علیه السّلام ـ بوده اند كه آن حضرت آنان را امر به توبه كرده و چون توبه نكرده اند، ‌اعدامشان كرده است.[4]
امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ كیان مسلمانان موقعیت ممتازی داشتند و تنها ذریه پیامبر به شمار می آمدند و علاوه بر شیعه عموم مسلمانان هم آنان را اولی به خلافت می دانستند؛ لذا در زمان این دو بزرگوار، شبهه ای در امر امامت پیش نیامد و هیچ انشعابی رخ نداد، بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ، ما شاهد انشعاب در تشیع هستیم كه فرقه های منشعب شده، عبارت اند از:
كیسانیه: معتقدان به امامت محمد حنفیه.
زیدیه: معتقدان به امامت زید بن علی
ناووسیه: قائلان به غیبت و مهدویت امام صادق ـ علیه السّلام ـ.
فطحیه: كسانی كه به امامت عبدالله افطح، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ قائل بودند.
سمطیه: معتقدان به امامت محمد دیباج، فرزند دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ.
اسماعیله: كسانی كه به امامت اسماعیل، فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ معتقدند.
طفیه: كسانی هستند كه معتقدند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن طفی وصیت كرده است.
اقصمیه: كسانی كه می گویند امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت موسی بن عمران اقمص وصیت كرده است.
یرمعیه: كسانی كه می گویند: امام صادق ـ علیه السّلام ـ به امامت یرمع بن موسی وصیت كرده است.
تمیمیه: گروهی كه قائل هستند امام صادق ـ علیه السّلام ـ در امامت، شخصی به نام ابی جعده بوده است.
یعقوبیه: منكران امامت موسی ین جعفر ـ علیه السّلام ـ كه می گویند امامت در غیر فرزندان امام صادق ـ علیه السّلام ـ می تواند باشد؛ بزرگشان شخصی به نام ابو یعقوب بود.
ممطوره: كسانی كه در مورد امام كاظم ـ علیه السّلام ـ توقف كرده و گفتند ما نمی دانیم آن حضرت از دنیا رفته یا نه.[5]؛
واقفیه: كسانی كه قائل اند امام كاظم ـ علیه السّلام ـ نمرده و تا قیامت نخواهد مرد.[6]
ابته بعضی از این فرقه ها به فرقه های كوچك تری نیز منشعب شده اند؛ مثلاً كیسانیه در مورد امامت محمد حنفیه دو گروه بودند:
عده ای قائل بودند كه محمد حنفیه بعد از امام حسین ـ علیه السّلام ـ به امامت رسیده است؛ گروهی دیگر می گفتند، كه محمد حنفیه پس از پدرش علی ـ علیه السّلام ـ امام بوده است؛ و بعد از این كه امامت را به پسرش، ابو هاشم، نسبت می دهند نیز چند گروه شده اند: گروهی معتقد بودند كه ابو هاشم به امامت محمد بن علی عباسی وصیت كرده است؛ گروه دوم قائل بودند، كه ابو هاشم به امامت برادرش علی بن محمد حنفیه وصیت كرده است؛ گروه سوم می گفتند، كه ابو هاشم برادرزاده اش، حسن بن علی را جانشین خود كرده است؛ گروه چهارم نیز معتقد بودند وصی ابو هاشم در امامت عبدالله بن عمروكندی بوده است.[7] زیدیه نیز به سه گروه اصلی تقسیم می شوند:
جارودیه:[8] بعد از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ، علی ـ علیه السّلام ـ را مستحق خلافت می دانستند و عقیده داشتند پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن جناب را با وصف به مردم شناساند، نه با اسم. مردم در عدم شناسایی ایشان تقصیر كردند و ابوبكر را اختیار نمودند و با این كار كفر ورزیدند.
سلیمانیه:[9] قائل هستند امامت با شورا تعیین می شود و امامت مفضول را با وجود افضل جایز می شمارند و از این راه مشروعیت خلافت ابوبكر و عمر را اثبات می كنند و امت را در عدم اختیار علی ـ علیه السّلام ـ خطار كار می دانند كه خطایشان به درجه فسق نمی رسد. عثمان را نیز تكفیر می كنند.
بتریه:[10] عقاید اینان نیز مانند عقاید سلیمانیه است. با تفاوت كه در مورد عثمان توقف می كنند.[11]
فرقه اسماعیلیه نیز به سه دسته تقسیم شدند:
فرقه ای قائل اند كه امام بعد از امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرزندش، اسماعیل است و او نمرده و زنده است و مهدی موعود می باشد.
فرقه دوم قائل شدند كه اسماعیل مرده و امامت به پسرش محمد منتقل شده و او غیب است و ظاهر خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد.
فرقه سوم نیز مثل فرقه دوم قائل به امامت محمد بن اسماعیل هستند، با این فرق كه می گویند محمد مرده و امامت در نسل او باقی مانده است.[12] البته اكثر این فرقه ها عمر چندانی نداشتند و به سختی می شود نام فرقه بر آنان اطلاق كرد. بلكه گروه هایی بودند كه با مرگ رهبرانشان منقرض می شدند و در صحنه های سیاسی ـ اجتماعی نمودی نداشتند. از میان این فرقه ها سه فرقه كیسانیه، زیدیه و اسماعیلیه در قرن اول، دوم و سوم دوام و ظهور داشتند. البته فرقه اسماعیلیه، اگر چه در قرن دوم و بعد از وفات امام صادق نمودی نداشت و به اصطلاح، ائمه آن در خفا به سر می بردند.[13]
در قرن اول هجری، پس از شیعه امامیه، تا خروج زید، كیسانیه مؤثرترین فرقه شیعه بوده است. كیسانیه در قیام مختار نمود و ظهور داشت و اگر خود مختار را كیسانی ندانیم بسیاری از نیروهایش بر مذهب كیسانی بودند.[14] این فرقه تا پایان قرن اول، فعالیت سیاسی داشت و ابو هاشم، عبدالله بن محمد حنفیه كه رهبر این فرقه بود، برای نخستین بار واژه های داعی و حجت را بر مبلغانش اطلاق كرد و بعدها توسط سایر فرق چون عباسیان، زیدیان و اسماعیلیان مورد استفاده قرار گرفت.
آخرین نمود سیاسی ـ اجتماعی كیسانیان را می توان در قیام عبدالله بم معاویه ـ از تبار جعفر طیار ـ جست و جو كرد؛ چنان كه شهرستانی می گوید:
«عده ای از كیسانیان معتقد به وصایت عبدالله بن عمروكندی بودند و آنگاه كه از او كذب و خیانت مشاهده كردند، به امامت عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار قائل شدند... میان اصحاب عبدالله بن معاویه و اصحاب و پیروان محمد بن علی اختلاف شدیدی در امامت بود».[15]
بعد از كیسانیه دومین فرقه ای كه در صحنه سیاسی و اجتماعی فعال بود، فرقه زیدیه است كه بعد از قیام زید ایجاد شد و سیاسی ترین فرقه شیعه بوده است و از همه فرقه های شیعه به اصول اهل سنت نزدیك تر بود؛ چنان كه فرقه بتریه زیدیه علاوه بر پذیرش خلافت ابوبكر و عمر و عثمان، عایشه، طلحه و زبیر را نیز تكفیر نمی كردند. مذهب زیدی، یعنی تشیع به معنای اعم، چندان تعارضی با معتقدات اهل سنت نداشت، بدین سبب در بعضی از قیام های زیدی چون قیام محمدی نفس زكیه و برادرش ابراهیم تعدادی از بزرگان و عالمان اهل سنت شركت داشتند. همچنین شیعیانی كه در قیام های زیدی شركت می جستند، احتمالاً بر این باور بودند كه رهبران علوی قیام ها، منصوب از طرف امام معصوم هستند و شاید پراكندگی شیعیان از اطراف اینان. بدین سبب بود و در نهایت فقط زیدیان در كنار این رهبران باقی می ماندند؛ مثلاً ابراهیم بن عبدالله، برادر محمد نفس زكیه، به گفته مسعودی در آخر كار، با چهار صد نفر از زیدیه می جنگید كه این عده همراه او كشته شدند.[16]
سومین فرقه ای كه در صحنه های اجتماعی ـ سیاسی فعال بوده اند و نمود داشتند، فرقه اسماعیلی است. این فرقه در نیمه دوم قرن دوم هجری از پیكره تشیع جدا شده است. ولی تا اواخر قرن سوم هجری چندان نمودی در اجتماع نداشته است و رهبران آنها تا سال 296 هجری یعنی سال ظهور عبیدالله مهدی ـ اولین خلیفه فاطمی در مغرب ـ در خفا به سر می بردند؛ بدین سبب مراحل تكوین این فرقه كاملاً مجهول ماند؛ نوبختی كه در قرن سوم می زیسته حركت های اولیه آنان را به غلات و پیروان ابی الخطاب ربط می دهد.[17]
عقاید آنان نیز در هاله ای از ابهام مانده است. مسعودی در این مورد می نویسد:
«متكلمین فرق مختلف: شیعه، معتزله، مرجئه و خوارج كتبی درباره فرق و نیز در رد مخالفین خود نگاشته اند... اما كسی از آنها متعرض عقاید فرقه قرامطه نشده. كسانی نیز كه بر آنها رد نوشته اند مثلاً قدامه بن یزید النعانی، ابن عبدك الجرجانی، ابی الحسن زكریا الجرجانی، ابی عبدالله محمد بن علی بن الزرام الطائی الكوفی و ابی جعفر الكلابی هر كدام كه عقاید اهل باطل را شرح می دهند، كسان دیگر آن مطالب را نمی گویند، تازه خود اهل این فرقه مطالب این افراد را انكار كرده و آنها را تأیید نمی كنند».[18]
این مطلب باعث شد كه آنان را در مناطق مختلف به نام های متفاوتی بخوانند؛ خواجه الملك در این باره نوشته:
«آنها را به هر شهری و ولایتی به نامی می خوانند؛ به حلب و مصر اسماعیلی، به قم و كاشان و طبرستان و سبزوار سبعی، و به بغداد و ماوراءالنهر قرمطی و به ری خلفی و به اصفهان...».[19]
قبل از تشكیل دولت فاطمی، اسماعیلیان كمتر به فعالیت های سیاسی می پرداختند و بیشتر روی تبلیغ و جذب و تربیت نیرو تمركز داشتند، لذا شاهد سفر رهبران اسماعیلی از جمله محمد بن اسماعیل، عبدالله بن محمد، احمد بن عبدالله و حین بن احمد به مناطقی چون ری، نهاوند، منطقه دماوند، سوریه، جبال قندهار، نیشابور، دیلم، یمن، همدان، استانبول و آذربایجان هستیم كه در این مناطق داعیان و مبلغان خویش را پراكنده می كردند.[20]
با توجه به این زمینه ها بود كه قرمطیان خود را به اسماعیلیه منسوب كردند و با چنان گستردگی به فعالیت پرداختند كه لشكریان عباسی نتوانستند فتنه آنان را خاموش كنند.[21]
در سال 296 هجری نیز دولت فاطمی بر اساس مذهب اسماعیلی در مغرب شكل گرفت و بخش وسیعی از سرزمین اسلامی را از قلمرو عباسیان خارج ساخت.


[1] . شهرستانی. كتاب الملل و النحل، منشورات الشریف الرضی، قم، 1364هـ .ش، ج 1، ص 150.
[2] . همان، ص 155.
[3] . رجوع شود: العسكری، السید مرتضی. عبدالله بن سباء و اساطیر اخری، چاپ ششم، 1413 هـ. 1993،ج 328 ـ 375.
[4] . شیخ طوسی. اختیار معرفه الرجال، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، 11404 هـ ، ج 1، ص 325.
[5] . ابن میثم البحرانی، میثم بن علی. الحیاه فی القیامه فی تحقیق امر الامامه، مجمع الفكر الاسلامی، قم، ط اول، 1417 هـ، ص 172 ـ 174.
[6] . شهرستانی. همان، ص 150.
[7] . شهرستانی. همان. ص 131 ـ 135.
[8] . آنان اصحاب ابی الجارود، زیاد بن ابی زیاد بودند از این رو به آنها جارودیه می گفتند.
[9] . رهبرشان شخصی به نام سلیمان بن جریر بود؛ لذا به آنان سلیمانیه گفتند.
[10] . رهبرشانم شخصی به نام كثیر النوری ابتر است لذا به نام او موسوم به بتریه شدند.
[11] . همان، ص 140 ـ 142.
[12] . خراسانی، شیخ محمد كریم. تاریخ و عقاید فرقه آقاخانیه، تلخیص و تنظیم. حسین حسنی، مشر الهادی، ص 2 و 3.
[13] . همان، ص 43.
[14] . مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1411 هـ ، ج 3، ص 91.
[15] . شهرستانی .همان، ص 135.
[16] . مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1411 هـ ، ج 3، ص 326.
[17] . فرق الشیعه، المطبعه الحیدریه، نجف، 1355 ـ 1936، ص 71.
[18] . التنبیه و الاشراف، دار الصاوی للطبع و النشر و التألیف، قاهره، ص 341.
[19] . سیاست نامه، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1364 هـ ، ص 311.
[20] . رجوع شود به: جعفریان، رسول. تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفتم هجری، سازمان تبلیغات اسلامی، قم، چ پنجم، 1377، ص 207 ـ 209.
[21] . مسعودی، علی بن الحسین. مروج الذهب، ممنشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ط اولی، 1411 هـ ـ 1991 م، ج 4، ص 297.

غلامحسين محرمي- تاريخ تشيع٬ ص202


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 19:25  توسط رابطان گروه معارف  | 
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
 
درس اول
1
امام صادق (ع)درباره ی قرآن خواندن جوانان چه می فرمایند؟
2
برترین وحکیمانه ترین کلام ها چه کلامی است ؟
3
راز جاودانگی قرآن کریم در چیست؟
4
فواید تدبّر در آیات قرآن کریم را بنویسید.
5
سطوح ومراحل تدبّر در قرآن را توضیح دهید.
6
ابزار تدبّر در قرآن چیست ؟
7
برای درک پیام ها ی قرآن وعمل به آن در زندگی چه باید کرد ؟
8
روش های تدبّر به ما چه کمکی می کند ؟
9
باداشتن چه ویژگی هایی می توان از هدایت قرآن کریم بهره مند شد؟
10
هدف از نزول قرآن چیست ؟
11
ثمرات ونتایج هدایت قرآن کریم چیست ؟
12
محدوده ی تاریخی وجغرافیایی هدایت قرآن کریم چقدر است ؟
13
برترین واولین معلم وراهنمای ما برای تفکر در قرآن چه کسی است ؟
14
چرا پیامبر اکرم (ص)برترین معلم قرآن معرفی شده است ؟
15
موارد آداب قرائت وتدبّر قرآن را بنویسید.
 
درس دوم
1
معیار های حضرت ابراهیم برای انتخاب جهت یگانه پرستی چه بود ؟
2
چه زمانی حضرت ابراهیم پدرش آذر را به یگانه پرستی دعوت کرد؟
3
حضرت ابراهیم چگونه کافران را به یگانه پرستی دعوت کرد؟
4
منظور از این جمله که حضرت ابراهیم می گوید " من افول شوندگان را دوست ندارم " چیست؟
5
کدام سوره از قرآن است که سرگذشت حضرت ابراهیم وبت پرستان را بیان می کند ؟
6
حضرت ابراهیم چگونه توانست ناتوانی بت ها را به قومش بفهماند؟
7
نام پدر وعموی حضرت ابراهیم چه بود ؟
8
چرا فقط خداوند قابل پرستش است ؟
9
چه نتیجه ای از کار حضرت ابراهیم می گیریم ؟
10
حضرت ابراهیم می خواستند مردم را درچه زمینه ای آگاه کنند ؟
11
کمال ما درچیست ومقصود وغایت ما کدام است؟
12
غایت چیست؟
13
استعدادوقابلیت کدام خوبی وزیبایی در ما وجود دارد ؟
14
چه تفاوت هایی بین ماه وستاره وخورشید با خداوند وجود دارد ؟ (طبق داستان حضرت ابراهیم )
15
انسان از چه زمانی میل به رسیدن به کمالات واستعدادها را دارد؟
16
چه چیزی انسان را به سوی خوبی ها می کشاند؟
17
استعدادهای انسان رابا سایر موجودات (گیاهان وحیوانات )مقایسه کنید.
18
میل به کمال طلبی در انسان چه میلی است؟
19
نوجوانی حضرت ابراهیم (ع )با چه چیزی شروع شد؟
20
حضرت ابراهیم (ع )چگونه بهترین انتخاب را کرد؟
 
درس سوم
1
چرا انسان ها هدف ها ودلبستگی های مختلف دارند؟
2
آیا معیاری برای داوری اختلاف بین هدف ها ودلبستگی های انسان ها وجود دارد ؟
3
آیا می توان هدف ها ودلبستگی ها ی اصلی انسان را کشف کرد؟
4
منشأاختلاف در هدف ها ودلبستگی های انسان چیست؟مثال بزنید .
5
جمله « آدم های بزرگ مقاصد بزرگ دارند زود به پایان نمی رسند وتمام نمی شوند » یعنی چه ؟
6
به وسیله چه معیاری می توان  ارزش هدف ها را مشخص کرده وبه آنها رتبه بدهیم ؟
7
دسته بندی ورتبه بندی وارزش گذاری هدف ها چه ثمرات ونتایجی دارد؟
8
سهل انگاری در دسته بندی وارزش گذاری هدف های اصلی چه مضرات وعواقبی به دنبال دارد؟
9
هدف های انسان ها به چند دسته تقسیم می شوند ؟
10
هدف های پایان پذیر چه ویژگی ها  ومشخصاتی دارند ؟بامثال
11
هدف های پایان ناپذیر چه ویژگی ها  ومشخصاتی دارند ؟بامثال
12
هدف های پایان پذیر راباهدف های پایان ناپذیر (اصلی- فرعی) مقایسه کنید.
13
دو نمونه از هدف های دنیوی واخروی را ذکر کنید .
14
پیام آیات زیر را بنویسید:
«انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا »                           «کل نفس بما کسبت رهینه»
15
مهم ترین انتخاب هر انسانی چیست؟
16
تفاوت انسان با گیاهان را در نحوه ی شکوفایی استعدادها توضیح دهید .
17
چرا انسان مسئول سرنوشت خویش است؟
18
انسان سعادتمند کیست؟
19
قدر ت تفکر وانتخاب هر یک چه نقشی در حرکت کمالی انسان  دارند؟
20
تنوّع وگستردگی استعدادهای ما مفید است یا مضرّ ؟چرا ؟
 
درس چهارم
1
در میان هدف های اصلی ، برترین وکامل ترین هدف کدام است ؟
2
منظور از هدف های جامع چیست؟
3
منظور از تقرّب ونزدیکی به خدا چیست؟
4
در چه صورتی نهال وجود ما پر بار تر ومتناسب وزیبا تر رشد خواهد کرد وسراسر وجود ما راشادابی فرا خواهد گرفت ؟
5
چرا مقصود ومحبوب نهایی ما ذات مقدس خداوند است ؟
6
چرا بالاترین دلبستگی ها خداوند است؟
7
لازمه ی رسیدن به برترین هدف ها ودلبستگی ها وتقرب به برترین محبوب ومقصود چیست؟
8
ارتباط داستان حضرت ابراهیم (ع) با جمله ی «برترین محبوب ومقصود انسان خداست »را بیان کنید.
9
بزرگی انسان ها وعظمت زندگی آنها به چه چیزی بستگی دارد ؟چرا؟
10
چرا برترین محبوب خداوند است؟
11
پیام آیات زیر را بنویسید:
«ورضوان من الله اکبر ذلک هو الغفور العظیم »                     «ما عندکم ینفد وما عند الله باق»
 
درس پنجم
1
راه آشنایی با خدا وشناخت بیشتر او چیست؟
2
آشنایی با خدا وشناخت بیشتراو چه تأثیری در زندگی ما دارد ؟
3
چرا خداوند را آن گونه که شایسته ی اوست نمی توان شناخت ؟(باذکر مقدمه ونتیجه )
4
چه راهی برای معرفت به خدا وتوصیف او پیشنهاد شده است ؟ چرا ؟(باذکر مقدمه ونتیجه )
5
چرا خداوند مانند مخلوقات نیست؟(باذکر مقدمه ونتیجه )
6
چهار مورد از اسماءوصفات خداوند را ذکر کنید.
7
پیام آیات زیر را بنویسید.
«ایاک نستعین »                                          «ونحن اقرب الیه من حبل الورید»
 
درس ششم
1
تفاوت حمد وتسبیح خداوند را بنویسید .
2
چه صفاتی را می توانیم به خدا نسبت دهیم ؟چرا؟
3
خدا از چه صفاتی پاک ومنزه است ؟چرا ؟
4
با ذکر یک دلیل بیان کنید که چرا خداوند همه ی صفات نیکو را دارد؟(با ذکر مقدمه ونتیجه )
5
آیا می توان هر صفتی را که در مخلوقات وجود دارد به خداوند نسبت دهیم ؟چرا؟
6
صفات سلبی وثبوتی را با مثال تعریف کنید.
7
معیار وملاک توصیف خداوند به برخی از صفات چیست؟
8
چرا نمی توانیم برخی صفات را به خداوند نسبت دهیم ؟
9
چه تفاوتی میان صفات خدا وصفات انسان ها وجود دارد ؟
10
چهار جمله به صورت مناجات بنویسید که خداوند در آن جملات حمد وچهار جمله تسبیح شده باشد.
11
صفات سلبی وثبوتی را در اشعار زیر مشخص کنید.
12
چند مثال برای صفات سلبی وچند مثال برای صفات ثبوتی بنویسید.
13
چرا ستایش وحمد واقعی از آن خداوند است؟
 
درس هفتم
1
نقش ایمان در شناخت بهتر خدا وبرترین هدف زندگی چیست؟
2
چرا بعد از شناخت هدف وغایت زندگی ، ایمان به آن ضروری است؟
3
چه تفاوتی میان «شناخت »یک موضوع و«ایمان»به آن وجود دارد؟
4
چرا فایده ی برخی کارها را می دانیم اما از انجام آن کوتاهی می کنیم وزیان برخی کار ها را آگاهی داریم واز انجام ان دوری نمی کنیم؟
5
عمل صالح وکار شایسته چه وقت ارزش پیدا می کند؟
6
مؤمن چه کسی است؟
7
انگیزاننده ومحرک انسان به سمت عمل چه چیزی است ؟چگونه ؟
8
میوه وثمره ی ایمان چیست؟ توضیح دهید.
9
قرآن جایگاه علم وجایگاه ایمان را چگونه معرفی می کند؟
10
در چه صورتی شناخت هدف وراه رستگاری ،به حرکت درآن راه منجر می شود؟
11
جمله «قلب کانون وجود آدمی است» یعنی چه ؟
12
ایمان را تعریف کنید؟
13
با توجه به قرآن کریم اگر می خواهیم به هدفی که برای زندگی شناخته ایم ایمان بیاوریم وبه سوی آن حرکت کنیم چه اقدامی باید انجام داد؟
14
راه های آماده کردن قلب برای پذیرش حقیقت وراه زندگی چیست؟
15
چند نمونه از زیبایی های قلب را مطابق آیات قرآن کریم بنویسید.
16
چند نمونه از زشتی های قلب را مطابق آیات قرآن کریم بنویسید.
17
قلب ما منزلگاه کیست؟
18
چگونه ایمان بین شناخت وعمل پیوند ایجاد می کند؟
19
بعد از اینکه زیان یک کار را فهمیدیم قلب ما چه نقشی در ترک آن دارد؟
20
حضرت علی (ع ) ایمان وعمل را به چه چیزی تشبیه کرده اند؟
21
حقیقت ایمان چیست؟
 
درس هشتم
1
راه های تحصیل ایمان چیست ؟
2
چگونه می توان ایمان را تقویت کرد وتداوم بخشید؟
3
ویژگی های مؤمنان را بنا برآیات قرآن بیان کنید.
4
سخن پیامبر اکرم (ص)در مورد جوانان را بنویسید .
5
در چه صورتی درهای لطف ورحمت خداوند به روی انسان بازتر است ؟
6
چرا کودکان ونوجوانان وجوانان به آسمان ها نزدیک ترند؟
7
سخن امام خمینی (ره )در مورد جهاد اکبر را بنویسید .
8
توصیه امام خمینی (ره )به جوانان در رابطه باجهاد اکبر وتوبه را بنویسید.
9
راه های رسیدن به ایمان را مطابق آیات قرآن وپیشوایان معصوم نام ببرید .
10
تفکر پیرامون آیات خدا در گستره ی هستی را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .
11
یکی از حکمت های نماز های پنج گانه را بنویسید .
12
پیام آیه زیر را بنویسید :«یا ایها الذین آمنوا اذکرواالله ذکرا کثیرا »
13
انجام چه اموری ما را به یاد خدا می اندازد ؟(راه های تقویت ایمان )
14
انجام چه اموری یاد خدا را در دل ها ضعیف می کند؟(راه های تقویت ایمان )
15
توجه به نعمت ها ولطف های خدا به انسان را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .
16
انجام نیکی هاو واجبات ودوری از بدی ها ومحرمات را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .
17
پیام آیات زیر را بنویسید .
الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب
یا ایها الذین آمنوا اذکروا نعمه الله علیکم
18
چرا حرکت به سوی خدا وکسب سعادت الهی در جوانی ونوجوانی آسان تر از بزرگسالی است ؟
19
به نظر شما مهم ترین نکته ای که در توصیه امام خمینی (ره)به جوانان وجود دارد چیست ؟چرا ؟
20
به نظر شما مهم ترین عامل در تقویت ایمان کدام عامل است ؟چرا؟
21
به نظر شما مهم ترین عامل در تضعبف ایمان کدام عامل است ؟چرا؟
22
چگونه می توان دل را حرم همیشگی خدا کرد ؟
23
فرق انسان مؤمن با انسان بی ایمان را قرآن چگونه بیان می کند ؟
24
اگر جامعه ای ایمانی شکل بگیرد آن جامعه چگونه خواهد شد ؟
25
ولی وسرپرست مؤمنان واولیاء کافران چه کسانی هستند ؟
26
چهار ویژگی از انسان های مؤمن وجامعه مؤمن را ذکر کنید.
 
درس نهم
1
حقیقت عزم چیست؟
2
عزم چه رابطه ای با اختیار دارد ؟
3
نمونه های از آثار عزم قوی را بنویسید .
4
چه صفاتی نشانه ای از عزم قوی است؟
5
جمله «کار بزرگ عزم بزرگ می طلبد »یعنی چه ؟
6
صفاتی از انسان های فاقد عزم را ذکر کنید.
7
سفارش لقمان حکیم به فرزندش را در مورد عزم در زندگی بیان کنید.
8
ارتباط سه اصطلاح «عهد ما با خدا – رضایت خدا – سعادت انسان »را با هم بنویسید .
9
میزان دینداری ما به چه چیزی بستگی دارد ؟
10
دین چیست ودینداری یعنی چه ؟
11
عهد ومیثاق میان انسان وخدا در چند مرحله انجام می پذیرد ؟
12
اصطلاحات زیر را تعریف کنید :
واجب – مستحب – حرام – مکروه – مباح »
13
چه فوایدی می توان برای «تجدید روزانه عهد با خداوند » ذکر کرد ؟
14
در تکمیل عهد با خداوند چه اقداماتی باید انجام دهیم ؟
15
«قدم گذاشتن در راه » را به عنوان یکی از مراحل عهد وپیمان میان انسان وخداوند توضیح دهید .
16
چرا انسان های با اراده ومصمم را دوست داریم واز انسان های بی اراده خوشمان نمی آید ؟
17
خداوند در سوره انبیاءکدام یک از پیامبران اولوالعزم را صاحب عزم قوی می داند ؟
 
درس دهم
1
دوام وپایداری در عزم به چه عواملی بستگی دارد ؟
2
عوامل تقویت کننده عزم را نام ببرید .
3
آیه «وسارعوا الی مغفره من ربکم » به کدام یک از عوامل تقویت کننده عزم اشاره دارد؟
4
سخن امام صادق (ع) در رابطه با «تسریع در انجام تصمیم » به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم را ذکر کنید.
5
به چه دلیل میان «تصمیم » و «عمل » نباید فاصله بیافتد ؟
6
« توجه به حضور در پیشگاه خداوند وفرشتگان »را به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم توضیح دهید.
7
غفلت یعنی چه ؟ تفاوت غفلت با فراموشی در چیست؟
8
رعایت اصل «تدریج وتداوم »را به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم توضیح دهید .
9
حدیث پیامبر اکرم (ص) :«ان احب الاعمال الی الله ادومها وان قل »به کدام یک از عوامل تقویت کننده عزم اشاره دارد ؟
10
تدریجی عمل کردن در امور باعث چه چیزی می شود ؟
11
رعایت اصل اعتدال یکی از عوامل تقویت کننده ی عزم است .آن راتوضیح دهید .
12
بیت زیر بیانگر کدام یک از عوامل تقویت کننده ی عزم واراده است؟
رهرو آن نیست که گه تند وگهی خسته رود                       رهرو آن است که آهسته وپیوسته رود
13
چه عواملی می تواند تصمیمات زیر را تهدید کند ؟
کمک به نیازمندان                                 مطالعه ی کتابهای غیر درسی                     خواندن نماز در اول وقت
14
چرا امام صادق (ع) می فرمایند :سزاوار است کسی که همت برکار خیری کرده ،در عمل به آن تسریع کند وآن را به تأخیر نیندازد.؟
 
درس یازدهم
1
چگونه می توانیم عهد وپیمان خود را از آسیب حفظ کنیم ؟
2
چگونه می توانیم پی ببریم که در وفای به عهد خود موفق بوده ایم ؟
3
راه وفای به عهد چیست ؟
4
مراقبت یعنی چه ؟
5
عهدی که با خدا می بندیم به کودک نوپا تشبیه شده است.چرا ؟
6
ابعاد مراقبت را نام ببرید.
7
«اصل عمل» رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید .
8
«کیفیت انجام عمل » رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید.
9
«نیت وقصد شخص عامل » رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید.
10
فرق رکن وغیر رکن را بنویسید .
11
چه اجزایی در نماز رکن وچه اجزایی غیر رکن هستند ؟
12
مقدار مؤثر بودن یک عمل به چه چیزی بستگی دارد؟
13
مهم ترین جنبه ی هر عمل چیست ؟ توضیح دهید.
14
تأثیر یک عمل در رشد معنوی انسان وابسته به چه چیزی است ؟
15
برای جمله «نیت های خوب می توانند همسوی با هم قرار گیرد » مثال بزنید.
16
سخن امام صادق (ع) در زمینه مراقبت را بنویسید.
17
بعد از مراقبت نوبت به چه چیزی می رسد ؟چرا؟
18
در مورد محاسبه کار های خود ومحاسبه کارهای دیگران چه نکته ای را باید رعایت کرد؟
19
سخن پیامبر اکرم (ص) درزمینه مراقبت وحسابرسی را بنویسید.
20
سخن امام کاظم(ع) درزمینه مراقبت را بنویسید.
21
چرا محاسبه باید روزانه ودر پایان روز باشد؟
22
پیام احادیث زیر را بنویسید .
«من حاسب نفسه وقف علی عیوبه »             «ثمره المحاسبه صلاح النفس»           «من حاسب نفسه سعد»
23
زیرک ترین انسان ها از نظر حضرت علی (ع)چه کسانی هستند؟
24
چرا مراقبت در ابتدای اجرای هر برنامه ضروری تر است ؟
25
چرا پیامبر اکرم (ص) فرموده اند :« انما الاعمال بالنیات »؟
26
چه رابطه ای میان «مراقبت » و «محاسبه » برقرار است ؟آیا این دو به هم وابسته اند .
27
چرا باید از نیت وقصد خود درهنگام عمل مراقبت کنیم؟
28
آسان گرفتن وگذشت درچه صورتی پسندیده است ودر چه صورتی ناپسند است ؟
29
بعضی از افراد می گویند «ما اعمال وعباداتی که انجام می دهیم تأثیر آن ها را در خود احساس نمی کنیم » فکر می کنید اشکال کار این افراد در کجاست؟
 
درس دوازدهم
1
با استفاده از آیات ، جدول زیر را کامل کنید .                    
در ارتباط با خدا
در ارتباط با خود
در ارتباط با جامعه
در ارتباط با خلقت
 
 
 
 
-        وصیناالانسان بوالدیه
-        اقم الصلوه
-        وامر بالمعروف
2
برنامه چیست؟
3
در برنامه ریزی چه شرایطی را باید در نظر داشته باشیم ؟
4
آیا برنامه ریزی اختصاص به انسان دارد یا شامل زندگی موجودات دیگر نیز می شود ؟
5
فواید برنامه ریزی را بنویسید.
6
وجود برنامه درزندگی یکی از موجودات زنده غیر از انسان را مثال بزنید .
7
پیامبر اکرم (ص)اوقات خود را چگونه تقسیم می کردند؟
8
ابوذر می گوید پیامبر می فرمایند : عاقل وخردمند اوقات خود را چگونه تقسیم می کند ؟
9
اسوه یعنی چه ؟ خداوند چه کسی را به عنوان اسوه معرفی می کند؟
10
آیا اسوه قرار دادن دیگری به معنای این است که ما عین او باشیم ؟توضیح دهید.
11
وظایف وبرنامه های زندگی که برای آنها با خدا عهد می بندیم به چند دسته تقسیم می شوند ؟
12
سخن حضرت علی (ع) در مورد ضرورت برنامه در زندگی را بنویسید.
13
مقصود ا زعمل صالح چیست ؟
14
چرا درمیان موجودات فقط انسان ممکن است زمان تلف شده داشته باشد ؟
15
مقصود از اینکه رسول خدا برای مسلمانان اسوه است چیست ؟
16
برنامه زندگی ما باید چه ویژگی هایی داشته باشد ؟
17
در برنامه زندگی چه کارهایی را باید در نظر بگیریم ؟
18
بخش های مختلف برنامه زندگی انسان چه وقتی ارزشمند هستند؟
 
درس سیزدهم
1
جلوه های یاد خدا کدامند؟
2
کدام عمل است که همه ی وظایف ما در برابرخدای بزرگ را در بر می گیرد وتحقق بخش یاد خدا در زندگی ماست ؟
3
عبارت هایی از نماز که درباره حمد خداوند است ذکر کنید .
4
عبارت هایی از نماز که درباره تسبیح خداوند است ذکر کنید .
5
عبارت هایی از نماز که درباره دعاو درخواست ازخداوند است ذکر کنید .
6
با توجه به آیات قرآن ما درخواست های خود را با چه حالتی باید از خداوند بخواهیم ؟
7
چه عملی بهترین نمونه ی یادخداست ؟
8
ثمره ی مهم تکرار یاد خدا چیست؟
9
فواید نماز را بیان کنید؟
10
نجاسات چند مورد است ؟
11
سه مورد از نجاسات را ذکر کنید .
12
مراحل وضو را به ترتیب بنویسید .
13
غسل ارتماسی چه غسلی است؟
14
مراحل غسل ترتیبی را بنویسید.
15
برای دست زدن به خط قرآن واسم خدا وپیامبر ومعصومین چه شرایطی لازم است ؟
 
درس چهاردهم
1
چرا در هر روز پنج بار در مقابل خدای خود به نماز می ایستیم ؟
2
مقدمات وشرایط نمازکدامند ؟
3
ستون دین چه چیزی معرفی شده است؟
4
بزرگ ترین نشانه ی وفاداری وپایبندی مسلمان به عهد خویش با خدا چیست ؟
5
سیر به سوی خداوند چگونه صورت می گیرد؟
6
حکمت اجزاء وضو چیست؟
7
چرا در وضو صورت را می شوییم؟
8
چرا در وضو دست ها را می شوییم ؟
9
چرا در وضو سر را مسح می کنیم ؟
10
چرا در وضو پا ها را مسح می کنیم ؟
11
حکمت وضو از قول امام رضا(ع)را بنویسید.
 
سوالات بخش دانستنی ها که مربوط به احکام می باشد.
12
حکمت و فواید نماز را ذکر کنید.
13
سخن پیامبر اکرم(ص) در مورد نماز یومیه را بنویسید.
14
توضیح المسائل یا رساله ی عملیه چیست؟وما چه نیازی به آن داریم؟
15
وضوی جبیره درچه مواردی و چگونه انجام می گیرد ؟
16
عوامل مختلفی درعلاقه ما به نماز ونیایش در مقابل پروردگار دخالت دارند چند مورد از آن عوامل را ذکر کنید.
 
درس پانزدهم
1
راه کمال را چگونه می توان بسیار آسان تر وشیرین تر پیمود ؟
2
چرا ما به دوست نیازمندیم ؟
3
به کدام دوست می توان اعتماد کرد ؟
4
عاجزترین وناتوان ترین افراد از نظر حضرت علی (ع) چه کسانی هستند؟
5
به نظر شما چه عواملی سبب می شود که برخی افراد نتوانند با دیگران دوست شوند یا درحفظ دوستی موفق باشند؟
6
چرا ما کسی یا چیزی را دوست داریم ؟
7
دوست خوب به چه چیزی تشبیه شده است ؟
8
پذیرفتن عیب وتذکر آن از طرف دوستان نشانه ی چیست؟
9
محبوب ترین برادران از نظر امام صادق (ع) چه کسانی هستند؟
10
چند مورد از ویژگی های دوست واقعی از نظر قرآن وپیشوایان معصوم را بنویسید.
11
بر کدام دوست می توان اعتماد کرد؟(ذکر سه مورد)
12
از نظر حضرت علی (ع) خوشبخت ترین انسان ها چه کسانی هستند؟
13
دوستان ومحبوبان تام وتمام ما چه کسانی هستند وسایر آدم ها در زمینه ی دوستی با چه معیاری سنجیده می شوند ؟
14
سخن رسول خدا (ص)  در مورد تأثیر دوستی برانسان را بنویسید.
15
جمله ی «گوهر ناب جوانی را جز به بهای بهشت نفروشیم » یعنی چه ؟ توضیح دهید.
16
در زمینه ی دوستی وارتباطمان با دیگران باید مواظب چه کسانی باشیم؟
17
چند مورد از ویژگی های دوستان خدا و چند مورد از ویژگی های محرومین از دوستی خداوند را ذکر کنید :
ان الله یحب................                                                          ان الله لا یحب..................
 
درس شانزدهم
1
با انجام چه وظایف ومسئولیت هایی می توانیم دوستی های خود را تحکیم بخشیم ؟
2
«نگهداری بعضی چیزها از به دست آوردن آنها مشکل تر است » این جمله را به دوستی ارتباط دهید.
3
پایداری رابطه دوستی ورسیدن به ثمرات ونتایج آن به چه چیزی بستگی دارد؟
4
چند مورداز وظایف ما نسبت به دوست را نام ببرید .
5
سخن امام محمد باقر(ع) در رابطه با احترام به دوست را ذکر کنید .
6
چند مورد از نمونه های بی احترامی به دوست را ذکر کنید.
7
چند مورد از نمونه های احترام گذاشتن به دوست را ذکر کنید.
8
سخن حضرت علی (ع) به فرزند گرامی خود امام حسن (ع)در رابطه با رعایت حقوق متقابل در دوستی را بیان کنید.
9
مواردی از عدم رعایت حقوق متقابل میان دوستان را ذکر کنید.
10
سخن حضرت علی (ع)در رابطه با توقع به جا ومنصفانه از دوست را بنویسید.
11
رسول خدا (ص) می فرمایند : دو دوست خوب مانند چه چیزی هستند ؟
12
سخن حضرت علی (ع) درباره ی میانه روی در دوستی چیست؟
13
یکی از عوامل اصلی خروج از میانه روی در دوستی چیست؟
14
اصطلاح «شیفتگی فوق العاده در دوستی » یعنی چه ؟توضیح دهید.
15
آیا شناخت خانواده ی دوست تأثیری در انتخاب دوست دارد؟چرا ؟
 
  /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 19:10  توسط رابطان گروه معارف  | 

-51   اگر کسی در سفر باشد و به دلخواه بخواهد نمازش را کامل بخواند آیا جایز است؟                                                                                  

خیر، هیچکدام از فقیهان شیعی اجازه نمی دهند که کسی در سفر نمازش را تمام وکامل بخواند اما در بین اهل سنت گروهی هستند که قائل به اختیارند

  -52  امام صادق (ع) در مورد موسیقی چه فرموده‌اند ؟                                                                                                                    

Music یک واژه یونانی است و در عربی الموسیقی و در فارسی موسیقار است. (خه خه ای موسیچۀ موسی صفت/خیز و موسیقارکن در معرفت). آن نغمه‌ای که از گلو و حنجره انسان به شکل آهنگین خاص خارج می شود غنا گفته می شود. اما آن صدائی که از آلات خارج می شود موسیقی است. بوعلی سینا در شفا در نغمه ها بحث می کند«الفن الثامن فی النغمات». (نغمه کجا و من کجاسوز سخن بهانه است/سوی قطار می‌کشم اشتر بی‌زمام را) خداوند طبیعت و وجود و آفرینش را بر اساس نغمه آفریده است. تمام اجزاء خلقت، موسیقار دارند،طبیعت آهنگین است و بر اساس موسیقی الهی سیر و حرکت می‌کند. البته موسیقی که در متن آفرینش و خلقت وجود دارد ونغمه‌های حیوانات و طبیعت ،اینها آهنگ دیگری دارند. از نظر شرع مقدس اسلام وطبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، موسیقی یعنی آن آلاتی که ابزار لهو و لعِب‌اند و اینها قول زور گفته می‌شود. امام باقر (ع) فرمودند: «والذین لا یشهدون الزور یعنی لا یحضرون مجالس اللهور و اللعب» (مؤمن در مجل لهو و لعب نمی‌نشیند و لهو و لعب گوش نمی‌کند) پس اگر کسی با آلات موسیقی جوری بزند که لهو و لعب باشد. یعنی زدن و کوبیدنی که به انسان حالت طرب و دست‌افشانی و بی‌قراری و رقاصی دست بدهد هیچ تردیدی نداریم که در اسلام حرام است و هیچ استثنایی هم ندارد و هیچ فقیهی بعد از معصوم مجوزی برای چنین مسائلی نداده است و حلّیت آن را امضاء نکرده است. اما اگر موسیقی لهو ولعب نبود یعنی وقتی انسان آن را می شنود احساس لهو و لعب دست نمی دهد ودر آن یک سازمان فکری و هندسه ذهنی وجود دارد؛ شیندن آن اشکالی ندارد. به همین خاطر درمتن فتاوای فقیهانی مانند حضرت امام (رحمۀ الله علیه) ، مرحوم آیت الله خویی وآیت الله سیستانی وجود دارد که «اما الموسیقیۀ الکلاسیکیه فلا بأس بها» اگر موسیقی از قالب مستهجن بدرآمد و لهو و لعبی نبود اشکالی ندارد

 -53آیا می‌توان در سجده آخر نماز دعاهایی را به زبان فارسی بخوانیم؟                                                                                                   

بعضی از فقها این اجازه را می‌دهند. یعنی در فتوای آنهاوجوددارد. نظر بنده این است که در نمازهای واجب چه در قنوت و چه درسجده این کار را انجام ندهیم اما در نماز مستحب ایرادی ندارد

-54  آیا تقلید ازمرجع اجباری است یا اختیاری است؟                                                                                                                         

درهرمسئله شما ناچارهستید به متخصص مراجعه کنید دربحث تقلید هم شما رجوع به متخصص دارید ، امردین ومسائل فقهی یک تخصص است احکام ووظایف الهی درموضوعات جزئی وکلی وظیفه فقیه است. ما مجبورنیستیم ازمرجع ، تقلید کنیم به شرط آنکه خودمان مجتهد شویم ویا به احتیاط عمل کنیم یعنی به گونه ای عمل کنیم که مطمئن شویم که به حکم خدا عمل کرده ایم واین کارآسانی نیست لذا راه این است که مانند همه کارها به متخصص دین رجوع کنیم

 -55  چرا بعضي از احكام كه دركتاب وسنت وجود دارد اجرا نمي شود مانند قطع كردن دست دزد ؟                                                                    

   حداقل شرايط براي قطع دست دزد بين 17 تا 25 شرط است لذا جمع شدن تمام آن شرايط بندرت پيش مي آيد. وقتي تمام شرايط جمع شد اجرا مي شود و اجراي بعضي از كيفرها فضاهاي آماده تري مي خواهد.

 -56 آیا به نظر شما ثواب خواندن ادعیه یا قرآن به زبان پارسی کمتر از خواندن آن به زبان عربی است؟                                                                
من توصیه می کنم ادعیه و قرآن را برای فهم بخوانید نه برای اجر. برای اینکه با آنها زندگی کنید بخوانید نه برای ثواب. کسی که با زبان عربی آشنا نیست برای فهم قرآن یا ادعیه باید ترجمه آن را بخواند . البته در مورد قرآن یک نکته وجود دارد. چون قرآن کلمات خداست خواندن آن - ولو اینکه انسان معنای آن راهم متوجه نشود- در روح آدمی اثر دارد و نورانیتی در ذهن ایجاد می کند. در خواندن قرآن کیفیت مهم است نه کمیت .بنابراین اگر انسان بخواهد

 -57 اينکه قرآن مي گويد خداوند از روح خود در آدم دميد آيا منظور اين است كه خداوند روح دارد ؟                                                                

خداوند روح ندارد كه پاره اي ازآن را جدا کند ودربدن آدم بريزد، تعبير روحي مثل ارضي وسمائي وبيتي است. خداوند به ابراهيم واسماعيل مي گويد بيت من را پاکيزه کنيد« وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ – بقره 125 » اين (ي يعني من) به اين مکان شرافت مي دهد يعني توجه خداوند به اين زمين واين مکان فوق العاده است . خداوند قابل تجزيه نيست که پاره اي از روح او جدا شود وبه آدم داده شود. خداوند روح را مي آفريند« ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ- مومنون 14» انشاء يعني آفرينش. پس روح ما مخلوق خداست لذا نمي تواند جزء وجود خدا باشد. به دليل آن شرافت وسرمايه گذاري وآن خصوصيات وويژگيها ئي که خداوند به اين جان تپنده آدميان بخشيده است واين ظرفيتهاي بالائي که دراين جان ونفس انسان وجود دارد وبه دليل اينکه خداوند مستقيم اين روح را به آدميان مي دمد (خمرت طينة آدم اربعين صباحا ) تعبيربه روحي مي شود.

 -58 آيا آيه « إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ »درمورد پيامبران هم صدق مي کند ؟                                                                                                   
اين آيه کلي است انبياء هم درخسرند اما مصداق بارز« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ – عصر3» انبياء هستند. پس انبياء هم درخسرند واين تهديد براي آنها هم وجود دارد اما آنها راه بيرون آمدن ازخسر را خوب مي دانند وگرفتارخسران نمي شوند.

-59 با توجه به اينکه قرآن مي گويد همانا حسنات بديها را ازبين مي برد تفاوت ثواب با حسنه چيست                                                                        
حسنه خود آن عمل است . حسنه صفتي است كه موصوف آن حذف مي شود يعني (الفعله الحسنه - عمل وكار حسنه ). اما ثواب آن چيزي است كه بر حسنه مي دهند يعني ثواب نتيجه حسنه است. « إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ – هود114» اگر اعمال شايسته انجام بدهيد آثار اعمال ناشايست را از وجودتان دور مي كند و مي برد. دراين آيه روي حسنات تاکيد مي شود و ثواب ربطي به اين موضوع ندارد.

 -60 علت اينكه پيامبر اسلام فرمودند چهار سوره هود ،مرسلات ، واقعه و نبأ مرا پير كرد چيست ؟                                                                          دراين سوره ها خداوند عمق فضاي قيامت را توصيف و ترسيم مي کند و سنگيني اين بار به دليل آن باور و يقيني بودن ايمان پيامبر به قيامت كافي بود که آن اثرگذاري را بر حضرت داشته باشد.

-61 آیا قبل از قرائت قرآن بایستی متقی بود تا قرآن انسان را هدایت نماید ؟ آیا با توجه به آیه(ذلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتّقین ) متقی بودن مستقل از قرآن ایجاد می شود؟                                 
وقتی می گوئیم (أعوذُبالله مِن َالشَّیطان الرَّجیم) و استعاذه می کنیم اول ظرف وجودمان را پاک می کنیم و وقتی آیات قرآن در این فضای پاک می نشیند دیگر غبار ندارد و در وجود ما ثابت وباقی است و لذت آن در جان ما می نشیند .این کار دو سویه است یعنی هم باید اول پاک شویم و بعد قرائت قرآن کنیم و هم اینکه بعد از قرائت قرآن پاک می شویم . به این معنا که اول با الفاظ و مجموعه کلمات و قرائت قرآن آشنا می شویم و مفاهیم آن را می گیریم، ابتداً آشتی با قرآن می کنیم و دلمان را با آن مرتبط می سازیم، نتیجه آیات قرآن در مقام عمل این است که ما سعی می کنیم پاکیزه شویم و شفاء قرآن را می گیریم « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ – اسری 82». نتیجه استفاده از ساحت قرآن پاکسازی درونی ماست. اینجاست که شکوفه های قرآن به بار می نشیند و بذر قرآن در وجود ما (زهر تخم بر خاست هفتاد تخم) می شود،(ذلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتّقین- بقره 2 ). پس درمقام اول یک شروع اجمالی و یک آشنایی ابتدایی با قرآن داریم، هرکسی که به سراغ قرآن بیایید این آشنائی را برای او دست می دهد، اما وقتی ما این آشنائی ابتدائی را گرفتیم و تفصیلی و عملی کردیم نتیجه آن می شود که تقوی در وجود ما می آید، وقتی تقوی آمد نه تنها از خواندن قرآن لذت می برید ، بلکه به جلال الهی به آنجا خواهید رسید که فهم یک آیه قر آن را با تمام سلطنت وجود و هستی معاوضه نمی کنید ، این حالت در وجود شما شکوفا می شود و آن را با تمام وجود لمس می کنید ، این می شود (ذلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتّقین ).پس اول شروع ابتدایی با قرآن داریم ، نور قرآن به دل می تابد و اگر کار کردیم اثر گذاری عمیق و دقیق نیز بدنبال آن خواهدآمد .

  -62خداوند در قرآن می فرماید: «ما اَصابَکَ مِن مُصیبَةٍ فَمِنَ اللّه»( هر مصیبتی که بر سر شما می آید از سوی خداست)ودر جای دیگر می فرماید:«ما اَصابَکَ مِن مصیبَةٍ فَمِن نَفسِک»( هر مصیبتی که بر سر شما بیایداز نفس خودتان است) آیا این دو آیه باهم تناقض ندارند                                                               این شیوه تعبیر در آیه نیست امّا مضمون همین است یعنی در جایی قرآن می فرماید هر مشکلی که برای شما پیش می آید نیست مگر اینکه قبلاً ثبت شده است :« مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا – حدید22» و در جای دیگر می گوید:این ازنفس شما وتقصیر خودتان است. « وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ- شوری 30» پاسخ آن است که آنجا که می گوید هر مصیبتی پیش می آید (فی کتاب) است و درنزد خداست این در ناحیه علتها و ریشه هاست، و آنجا که می گوید از دست خود شماست در ناحیه معلولهاست. یعنی خداوند قطعی کرده که اگر آب جوش روی دست من بریزد می سوزد، قبل از اینکه آب جوش روی دست من بریزد خداوند در کتاب خود(علم الهی) ثبت کرده است که آب داغ و آتش موجب سوختن می شود امّا فعلیت و انجام شدن آن را خداوند قطعی نکرده است. هر چیزی که می خواهد سر انسان بیاید خداوند حکمتها و علتهای آن را مشخص و روشن کرده است. در علم الهی ثابت است که اگر کسی از بالای صد متری خودش را با سر به پایین بیاندازد می میرد، قبل ازاینکه بمیرد درعلم الهی مشخص است که سقوط ازصد متری عامل مرگ است امّا اینکه چه کسی خودش را از بالای صد متری بیاندازد به کتاب الهی ربطی ندارد، این دست من است (فَبِما کَسَبَت اَیدیکُم) پس آنجا که خداوند می گوید : اگر هر حادثه ای پیش بیاید از نزد ماست یعنی وقوع آن عللی دارد که خداوند آنها را در نظام هستی تعریف و تثبیت کرده است امّا اجرای این علّتها به دست خود ماست.

 -63 لطفا در مورد عالم ذر توضیح دهید.                                                                                                                                      
ما قائل به خلق ارواح قبل از ابدان هستیم.یعنی روح انسانها قبل از بدن های آنها آفریده شده است. یعنی روح قبلاً یک دستاوردها وظرفیتهائی در درون خود داشته است که این ظرفیتها در دنیا باز می شود که می توان نام آن را فطرت گذاشت . این دستاوردها ممکن است در عالم ذر یا عالم ارواح و یا عالم اشباح بوده باشد.اما بعضی از خصوصیات و جزئیات دقیق تر عالم ذر برای محققان محل تأمل و توجه بیشتری است

-64 آيا اینکه گفته می شود شفاعت معصومين در برزخ شامل انسان نمي شود درست است؟                                                                                  
بله ،شفاعت به آن معنائی که موجب نجات انسان باشد دربرزخ معنا ندارد چون برزخ جای نجات نیست، نجات  مربوط به قیامت وبهشت ودوزخ است.شفاعت براي نجات انسان است و مربوط به بهشت و جهنم ( قيامت ) مي شود

 -65 آيا در برزخ هم می شود استغفار كرد و مورد پذيرش واقع مي شود؟                                                                                                  
بله، در عالم برزخ هم استغفار مورد قبول واقع می شود واستغفار دربرزخ براي مؤمن (نه فاجر كافرملحد) مقام می آورد و رتبه او را بالا می برد

-66 ايام نحس و مبارك در قرآن چه ملاكي دارد ؟ آیا ماه صفرجزء ماههای نحس است؟                                                                                  
ما ايام نحس و مبارك در قرآن نداريم که یک روزی ذاتاً نحس ویا مبارک باشد. نحوست ومباركي به واقعه ای است كه در آن روز شكل مي گيرد نه به ذات خود آن روز. آن حادثه ای که اتفاق می افتد مبارک یا نحس است. معصومين فرمودند:) الایام کلها لله) تمام روزگاراز خداوند است.(لا تسبوالدهر)روزگاررا سب نکنید.(لا تعاد ایام) با روزگارنجنگید. در مورد ماه صفر نیزهرگزنحس بودن را نداريم آنچه وجود دارد حزن وسنگيني ماه صفر است. به خاطرغمها وسنگینی های ماه صفر برای اهل بیت (ع) است که امام صادق فرمودند:(من بشّرنی بخروج الصفراُبشّره بدخول الجنه) (بشارت خروج صفررا به من بدهید تا بشارت بهشت رابه شما بدهم)

 -67 آيا لعن و نفرين کردن و دشنام دادن انساني حتي اگر كافر باشد از نظر قرآن ناپسند است؟                                                                           
لعن و نفرين را بايد از يكديگر تفکيک كرد. لعن چيزي است و سب وفحش و ناسزا چيز ديگري است. ما نمی توانیم به اعدا عدو خداوند ناسزا بگوئیم. اصلا اسلام اجازه فحاشي به ما نمي دهد. لبان مبارك پيامبر و ائمه معصومين يك بار به فحش باز نشده است اما لعن فراوان است. خداوند خود اولين لعن كننده است«اولئک يلعنهم الله» انبياء نیزلعن مي كنند« لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ – مائده 78» قرآن مي گويد که همه مردم لعن مي كنند. پس لعن ناسزا نيست لعن يعني دوري وبعد (اللهم العن) يعني خدايا آن کساني که استحقاق رحمت تورا ندارند از رحمت وغفرانت دور كن و به تعبير بنده اين اجراي عدالت الهي است . شما با لعن مي گوييد خدايا عدلت را در حق حسين ابن علي و درحق يزدابن معاويه بن ابي سفيان اجرا کن . پس درلعن هيچ مشکل اخلاقي وعرفي و خشونت طلبي وجود ندارد.

 

 

 -68 آیا شایستگی ها وآمادگی های افراد باعث می شود تا به عزت برسند یا ذلیل شوند وحکمت خدا برعزیزوذلیل شدن افراد تاثیردارد ؟                               
بله، هم شایستگی افراد تاثیردارد هم حکمت خداوند. البته باید به ابتلاء وامتحان هم توجه داشت. امیرالمومنین(ع) می فرماید هنگامیکه می بینی نعمتهای خدا به طرف تو می آید (تتابع النعم علیک) وبه توعزت داد (فاحذر)حواست را جمع کن. چون اگر بالا رفتی و ازآنجا زمین خوردی نه تنها استخوانها بلکه مغزت هم سالم نمی ماند. لذا خداوند براساس این سنتها هم عزت می دهد وهم عزت می گیرد

 

69 
 گاهي آنقدر مشكلات و گرفتاريها انسان را محاصره مي كند كه هر چه انسان به ائمه متوسل مي شود و به هر دري مي زند مشكلات بجاي اينكه كمتر شود بيشتر مي شود و انسان ازنظر روحي افسرده شده و نعوذ بالله ازخدا و ائمه برمی گردد لطفا دراین مورد توضیح دهید ؟
اين قضيه رابايد یک بار با خودمان حل كنيم مسئله خيلي مهم است 1- آيا نگاه ما به ائمه اين است كه ما حضرات معصومین را براي رفع مشكلاتمان مي خواهيم ، يعني نگاه ما به ائمه بنگاه كارگشايي است ما به اين خاطر با ائمه ارتباط داريم ولي من فكر نمي كنم خداوند اين بزرگواران را برای اين آفريده باشد. اينها حجت هاي الهي والگوهاي انساني اند وحجت هستند براي شيوه زندگي. نگاه به اينها به ما تعليم مي دهد كه مشكلاتمان را چگونه حل كنيم ، چگونه با مشكلات مواجه شويم و برخورد كنيم .البته انکاری دردعاي آن بزرگواران درحق ما و گره گشايي آنها درکار ما نيست .اما موضوع ارتباط ما با اين بزرگواران اين نيست بلکه اين از بركات این ارتباط است 2- وقتی شما يك عاقل فهميده اي را بعنوان وكيل خود قرار داده ايد وآن وكيل داد خواست شما را مي نويسد ،به شما می گويد دراين جلسه دادگاه شركت نكنيد ، دراین جلسه شرکت کنید واینطوربگوئید اين مقدار امتیازبدهید واین مقدارامتیاز بگيرید اگرشما علت را سوال كنيد او درپاسخ مي گويد مگر شما من را وكيل خودتان قرار نداده ايد؟ من یک حقوقدان مسلط هستم جامعه من را قبول دارند شما قبول ندارید؟ وقتی شما حكمت خداوندی را دركارهايتان پذيرفتيد و كاررا به خداوند واگذار كرديد ، وقتي شما اميرالمومنين را شاهد حاكم دانسته ايد و گفتيد یا ابالحسن خودت كار را اصلاح كن، اگراصلاح نكردند اگرخداوند گشایشی ایجاد نکرد نمي پذيريد و قبول نمي كنيد كه حكيم طرف كارشما است؟ پس حكمت و مصلحت همين است وجای چانه زدن ندارد. اگرما اعتقاد داريم اين بزرگان حكيم وبصیراند پس بدانيد آنجا كه بايد گشايش شود ،مي شود . برويم صبروبینشمان را درست كنیم ودرعین حال توسلمان را هم ادامه می دهیم .

-70 آيا در ذات ، نفس و فطرت زياده خواهي در طاعت هم وجود دارد ؟                                                                                                     
در همه چيز در نفس ما زياده خواهي وجود دارد و قدرت تعديل هم در نفس وجود دارد. كمال نفس دراين است كه تمام حالات دروجود به اعتدال برسند نه كاستي باشد و نه افزونی ونفس تصفيه بشود «ونفس وماسویها » واين توانايي را خداوند در وجود ما قرار داده است

-71 چگونه مي توان لذت گناه رااز فكر خود بيرون كرد ؟                                                                                                                    
1 - به همان مقداري كه ما به وهن وزشتي وپلشتی گناه فكر كنيم لذتش از ما دور مي شود یعنی وقتي يك سمي در شيشه خيلی خوش رنگ و لوكسي باشد اما وقتي اثر كشندگي آن را ببينید يا مثلا يك اسيد خيلي خوشرنگ وزیبای ارغوانی را بريزيد و ببينيد چگونه سوراخ مي كند آیا خوش رنگی آن به ذهن ما مي آيد ؟ نه ، وقتي عوارض و آثار گناه را دانستیم ديگر لذت گناه براي ما لذت نيست 2- هر مقدارلذت طاعت را بدانيم و بچشيم لذت گناه ديگر براي ما جلوه نمي كند

 -72 براي نشاط و تداوم در اعمال چه كنيم ؟                                                                                                                                  
هيچ چیزی مثل ترك گناه انسان را به لذت عبادت نزديك نمی كند آني كه لذت عبادت را از انسان مي گيرد طبق حديث (الذنبُ علي الذنْب) گناه برگناه است

 -73 اگر انسان به يك موقعيت و مقامي دست يافت چه كند كه دچار غرور و تكبر نشود ؟                                                                                    
اولا اينكه انسان هيچ مقامي را از خودش نداند . اگر احساس كردم من به اينجا رسيدم بعد من ،من مي شوم . اما اگر احساس كردم من به اینجا نرسیدم اومرا به اينجا رسانده است به چه چيزي مي خواهم مغرور شوم؟ اگر باورم شد كه ( وماتوفيقي الا بالله عليه توكلت والیه انیب) خدايا اگر يك لحظه در آن لغزش هاي زندگي تو،من را وا مي گذاشتی الان كجا بودم . اگر در آن صحنه هائی که دستم را گرفتی ، نمي گرفتي الان كجا بودم . چطور انسان با اين فكر مي خواهد مغرور شود؟ يعني اگر باورمان شود كه لحظه لحظه لطف او همراهما ن بوده است و اگر باورمان این باشد که اگرفهمي است ،علمي است ، موقعيت ووجاهت واعتباري است عنايات حضرت او همراه ما بوده است و لا غير غرور نمي آيد .دوم اینکه اگر به هر كجا كه رسيديم همیشه بدانيم هزاران افراد فرهيخته ، فرزانه ،رباني ، روحاني و معنوي فراتر از ما هستند كه بقول مردم ما كليك كوچك آنها هم نمي شويم وقتي اين هم در ذهن ما آمد ديگر غرور مارا نمي گيرد0

 -74معنای كلمات غبطه، حسدو حسرت رابفرماييد؟                                                                                                                               
كلمۀ غبطه در لغت به معناي به چيزي توجه و ميل كردن است . وقتي خصوصيت و روحيۀ مثبتي را دركسي مي بينيم و متوجه آن مي شويم و دوست داريم آن را جذب كنيم ،به اين حالت غبطه مي گويند . در مورد كلمۀ حسد بعضي از لغويون معتقدند از ريشه « حسدل» به معناي « تراشيدن و سوهان زدن » مي آيد يعني حسد چيزي است كه ابتدا خود حاسد را سوهان مي زند آنگاه دیگران را سوهان کاری می کند. تاسف خوردن بر کارهائی كه انجام نداده ايم نام آن حسرت است .در حاليكه تاسف و دل نگراني نسبت به کارهائی که انجام داده ايم را «ندامت» مي گويند و هر دو درعالم قيامت وجود دارد 0

 -75 حد ومرز بد دلي تا چه اندازه است ؟                                                                                                                                    
اگر منظوراز بددلي سوء ظن نسبت به كسي يا چيزي است بايد گفت اصل اوليه عدم سوءظن است اما از طرفي خوش خيالي هم درست نيست لذا بزرگان حد ومرزي را مشخص نموده اند مي فرمايند «اذ استولي الصلاح علي الفساد»يا «اذ استولي الفساد علي الصلاح »اگر با كسي يا جامعه اي برخورد داشتيد كه فساد در اين جامعه فرا گير بود اينجا نمي توانيد مبنا را به حسن ظن بگذاريد واما اگر با كسي يا جامعه اي برخورد داريد كه در آن صلاح غلبه دارد نمي توانيد مبنا را به سوءظن بگذاريد مثلاً شما با كسي ارتباط داريد كه اكثر رفتارهايش خوب است ،ممكن است از او بدي هم ديده باشيد اما بايد حسن ظن غالب باشداما اگر با كسي در ارتبا ط هستيد كه 90درصد رفتارهاي نا پسند از او ديده ايد اگر يك عمل خوب هم از او ببينيد ديگر اينجا نمي توان با غلبه حسن ظن نسبت به او رفتار كرد چون ما گاهي به بهانه ي حسن ظن خام مي شويم كه اين هم دراسلام نيست.

 -76اگر ما يك كار خيري انجام مي دهيم ،توقع انجام آن را از ديگران داشته باشيم يا نه؟                                                                                  از نظر اخلاقي درست نيست . اصلاً يكي از مهمترين رازهاي كمال نفس انسان كاهش سطح توقع است . اين اصلاً كليد است براي رسيدن به جايي. اگر من كار خوبي انجام دادم اينكه توقع داشته باشم حتماً ًفلاني هم براي من اين كار را انجام بدهد اين درست نيست . اصل اين است كه اين كار باشد اما اينكه اين توقع در من ايجاد بشود وطرف مقابل انجام نمي دهد او مي شود بد ومن مي شوم خوب ودرنتيجه من متكبرمي شوم ، تكبر مي آيد، خود خواهي وخود بيني و خيلي مسائل ديگر مي آيد كه اينها خطرو تهديد است .

 -77راجع به رفع وسواس چه بايدکرد؟                                                                                                                                          
ريشه ها ي وسواس را بايد بخشكانيم . گاهي اين وسواس به خاطر دقت ديني نيست بلكه مشكل روحي است . تا آن مشكلات رفع نشود اين وسواس هم رفع نمي شود - اي سليم آب زسرچشمه بجوي -90%تا95%كساني كه وسواس دارند اينها مشكلات روحي و خانوادگي دارند ظهوراين مشكلات براي يك انسانی در مسائلی مثل وسواس است . بايد اين ريشه ها را جست و بدانيد كه مطمئنا هيچ عاملي براي كمك كردن و كاتاليزور وسواس وجود ندارد مگر اينكه واقعاً هر عملي كه انجام مي دهيد همان درست است و اين فتوي است. باهر شيوه اي كه بسم الله الرحمن الرحيم گفتيد ،درست است هر طوري وضو گرفتيد درست است با همان نماز بخوانيد هيچ مقيد نباشيد تا وسواس رفع شود .

 -78چه كنيم كه وقتي عصباني هستيم رفتار يا حرف ناشايستي از ما سرنزند؟ چكار كنيم كه از رفتار ديگران اصلاً عصباني نشويم آرامش در رفتار داشته باشيم ؟         
اينها مهارت است ودروجود انسان هرگز توليد نمي شود مگر با تمرين و ممارست ، يعني اگر كسي اولين بار يك رفتار زشتي با شما كرد توانستيد فكر كنيد كه اگرمن اين رفتار زشت را پاسخ دهم طبعاً من هم مثل او مي شوم و براي مراحل بعدي هم استعداد و آمادگي پيدا مي كنم یعنی جواب دادن هم اين صحنه را خراب مي كند وهم صحنه هاي بعدي را. اما اگرتوانستم دریک صحنه عصبانیت خودم را کنترل کنم درصحنه های بعدی هم می توانم کنترل کنم . یعني اينها تمرين و فكر مي خواهد ، وقتی احساس عصبانیت کردید آن حالت فرو رفتن در يك مفهو م ذهني يعني يك نوع تمركز ذهني براي خودتان ايجاد كنيد تا ازعصبانيت فارغ بشويد وازسوی دیگر مقدمات عصبانیت را پيشگيري كنيد یعني تا آنكه به آستانه تحريك هنوز نرسيديم، سريعاً بتوانيم پيشگيري كنيم

 -79 چگونه بر وسواس غلبه كنيم ؟                                                                                                                                                              
وسواس دو نوع است يا در مورد مسائل ديني است و يا درمسائل غير ديني است . اگر در مورد مسائل غير ديني باشد بايد ريشه هاي آ ن ر ا پيدا كنيم و آنها را حذف كنيم و اگر در مورد مسادئل ديني است بايد آگاهي ديني خودمان را بالا ببريم به همين خاطرهم وسواس بيشتر در مورد نجاست و طهارت كه مسائل پيش پا افتاده است رخ مي دهد كه بايد ببينيم آيا اين نجاست و طهارت آنقدر دراسلام اهمیت دارد كه ما بخواهیم این مقدار برای انجام آن وقت صرف کنیم .

 -80 براي سركوب كردن حس حسادت در وجود چه كارهايي را توصيه مي نماييد ؟                                                                                       
شناخت ریشه های حسادت درجهت سرکوب کردن آن به ما کمک می کند. درروایات هم داریم که حسادت ازعجزوفقرنفس ریشه می گیرد0یعنی اگرانسان نسبت به دیگران حسادت می کند به نوعی عجزی دروجود او هست پس باید خودش را تقویت کند. اینکه انسان نمی تواند نعمتی را بردیگران ببیند به همان كبر دروني ما بر مي گردد که آن هم ازضعف نفس ما است 0 وقتي انسان متکبرانه نگاه می کند مثل اینکه خودش را ازشرایطی که این فرد دارد بالاترمی بیند لذا طبعا اورا درجائی که هست نمی پسندد ونتیجه آن تولید حسد می شود یعنی وقتی ضعف و كبر در وجود انسا ن کاملا جلوه گري مي كند آدمی دچار حسادت مي شود 0 نکته دوم اینکه وقتی انسان دچار حسادت می شود که توحيدش ، توحید كامل وتمامی نباشد. وقتی انسان موحد است می داند که آن خدائی که این موقعیت را برای این فرد فراهم کرده است ، اگرمن هم درچهارچوب قراربگیرم صد برابرآن را می تواند ازفضلش نصیب من کند. آن انسانی که معتقد است که (تلك الايام نداولها بين الناس ،)[آل عمران 140]و( هذا من فضل ربي )و(لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم)دليلی نمی بیند كه این شرایط برای خود او فراهم نشود لذا حسادت نمی ورزد. حسادت به نوعی یک اعتراض پنهان به قدرت وناباوری برحکمت الهی است. پس وقتي این احساس به ما دست می دهد اولا سعی کنیم ازجهت بنیه ایمانی خودمان را تقویت کنیم هرچه درجه ایمان بالاتربیایدانسان ازاین مسائل بیشترفاصله می گیرد . وقتی توحيد قوي شود انسان همه چيز را بر همه كس مي پسندد ازنشانه های توحید یگانگی است یعنی وقتي آن برادر مؤمن دارد مثل اینکه من دارم و وقتي او رشد مي كند مانندآن است كه من رشد مي كنم 0 این ثمره توحید است که همه را درذهن انسان یکی می کند و مرزها برداشته مي شود

 -81اگر خداوند از رگ گردن به ما نزديك تر و از مادر مهربان تر است پس چرا ما را به آتش مي اندازد ؟                                                                
وجود انسان با طاعت الهي ارزش دارد و خداوند نسبت به انسانها يي كه مطيع حق باشند ، مهربان تر از مادراست و انساني كه عاصي ومتمرد ودشمن خدا باشد ارزشي ندارد. ابوالعلاي معري بعنوان اعتراض گفت(يدٌ بخمس مأينٍ عسجدٍ وديت/ما بالها قطعت في ربع ديناري)(چرا اين دستي که ديه آن برابربا نصف ديه يک انسان کامل است براي ربع ديناري آن را دراسلام قطع مي کنند)سيد مرتضي درجوابش گفت(عزالامانه اعلاها وارخصها/ ذل الخيانه فافهم حکمه الباري)(اين دست وقتي آن قيمت را داشت که درطاعت خداي متعال بود وقتي ازطاعت خدا به طاعت شيطان رفت قيمت آن برابرقيمت شيطان مي شود). وقتي دروجود ما خداباشد ارزش ما الهي است وقتي دروجود ما شيطان باشد وجود ما شيطاني مي شود. اين ما هستيم که يا آتش مي افروزيم ويا جنت آباد مي کنيم. اين مسيري است که خداوند تعيين کرده است

 -82 چرا بايد از خداوند بترسيم ؟                                                                                                                                                    
ما ازخداوند ترس به معناي ترس از تاريكي نداریم ما از خداوند خشيت داريم. وقتي سطوت وجایگاه وتوانایی یک مقامي برای شما شناخته مي شود، وقتي عظمت علمي يك شخصيتي برای انسان مشخص مي شود حاضرنیست درحضور اواظهار نظر كند ، مهابت علمي او دهان انسان را مي بندد. خشیت در مورد خداوند سبحان به این معنا است. وقتي ما عظمت ، جلالت ، مهابت وحق خداوند را بر هستي ووجود وهمه چيز مي دانيم ،پایمان را از گليم خود بيشتر دراز نمي كنيم.

 -83 چه كسي اسم خدا را خدا گذاشته است ؟                                                                                                                                
كلمه خدا فارسي است . اسم خدا را ما در فارسي گذاشته ايم. خداوند اسم خودش را به عنوان « الله » معرفي كرده است . اما كلمه خدا را ما معادل فارسي براي الله قرار داديم كه اين هم معادل وترجمه كلمه الله نيست ،خدا مخفف خود ،آ است يعني خود به وجود آمده يعني واجب الوجود واين اصلا معادل كلمه الله نيست. نام الله را خود الله ازطريق وحي به بشر معرفي كرده است. نامهاي خدا اسم نيست. قدري بحث را از سطح سؤال بالاترببريم .اسم گذاري که شمامي كنيد برای اعتبار است يعني مي گوئيد ليوان . اگر از فردا صبح قرار شد به بشقاب بگوئيم ليوان و به ليوان بگوئيم بشقاب اتفاق خاصي مي افتد؟ به فرش زيرپا از فردا بگوئيد ميز و به ميز بگوئيد فرش هيچ اتفاقي نمي افتد چون اين اسامي قرار دادي هستند. اسامي كه براي فرزندانمان مي گذاريم نيزقراردادي است. به كسي كه به دنيا بيايد و عمر زيادي خواهد كرد در كلام عرب مي گويند عمر. عمر يعني كسي كه ان شاء الله عمر زيادي بكند . نعمان يعني كسي بيايد و نعمت زيادي داشته باشد . نامهاي اين چنيني ازباب تفأل به خيراست واينها قراردادي است .مي توانيد اين اسامي را عوض كنيد وهر چه كه دوست داريد بگذاريد . اما اسامي كه خداوند تعيين مي كند قراردادي نيست . اينها حقايقی است كه در قالب اسم به شمامعرفي مي شود مانند لطيف ،خبير،عليم . اينها جلوه ايست از آن جلوات ذات وصفات حضرت حق كه درقالب اين اسمها خدا به شما منتقل مي كند پس نيازي نيست كسي براي خدا اسم تعيين كند چون اينها اسم نيست . اسم گذاشتن يعني كار قراردادي ،خداوند كار قراردادی ندارد خودش را به شما معرفي مي كند .

-84 به چه دليل ما خداوند را مي پرستيم؟آيا هر كس اين هستي را بيافريند بايد او را پرستيد؟                                                                            
ما خدارا براي خدا پرستش نمي كنيم که بحث نیاز یا بی نیازی او مطرح باشد.پرستش خدا يعني عمل كردن به فرامين الهي اگرکسی فرمان وطرح بهتری دارد به فرمان اوعمل کنید . کسی انسان ووجود رابهترازخدا نمی شناسد که بخواهد طرحی بدهد. پرستش به معنای عبادت است وعبادت، بندگي وعبوديت است وعبودیت یعنی فرنانبرداري ازحق وعمل كردن به راههايي است كه خداوند براي زندگي گفته است تا به سعادت و كاميابي برسيم .پس پرستش فقط سربرسجده گذاشتن نیست بلکه اینها مقدمه ای است برای فرمانبرداری ازحضرت باریتعالی. .

 -85صله رحم درموردچه كساني صدق مي كند ؟                                                                                                                              
رحم يعني زهدان . به تمام كساني كه از يك رحم بيرون مي آيند وبه يك رحم منتهي مي شوند ارحام گفته مي شود يعني ارتباط اينها با هم ارتباط نسبي است نه سببي . به اقوام همسر وبه اقوام شوهر رحم گفته نمي شود، اينها اقربا وخويشانند اما ارحام نيستند .اگر كسي وصيت كرد كه ثروت من را به ارحامم بدهيد نمي توانند به اين اقوام بدهند بايد به آنها بدهند. پس ارحام به كساني گفته مي شودكه ايجاد ارتباط با اينها دست ما نبوده است امّا آنهايي كه ايجاد ارتباط با آنها دست ما بوده است اينها سببي هستند .صله رحم درمورد ارحام است البته در جاي خودش در مورد اقربا وخويشاوندان هم اين تذكرها داده شده است .

 

-86آیا عاشق شدن گناه است (منظور عشق زمینی) ؟


عشق انسانی سه قسم است چون یا حقیقی است یا مجازی؛ و عشق مجازی (زمینی) یا نفسانی است یا حیوانی.

عشق حقیقی همان محبت به خداوند و صفات و افعال اوست.

و عشق نفسانی آن است که مبدأش مشاکلت و مشابهت نفس عاشق با نفس معشوق است، و اعجاب و تحسین به شمائل زیبایی معشوق به این خاطر که همه اینها از آثار نفس معشوق است.

و عشق حیوانی آن است که مبدأش شهوت بدنی و درخواست لذت حیوانی است و تحسین و شگفتی به ظاهر معشوق و رنگ و شکل اعضای صرفا مادی و بدنی اوست و این مقتضای نفس اماره می باشد و غالبا هم مقارن با فجور و گناه و آلودگی و افراط در قوه شهوت حیوانی است.

شکی نیست که عشق حقیقی که همان محبت خداوند باشد بزرگترین فضیلت و کمال انسانی بلکه غایت و نهایت درجه سیر و سلوک عرفان اسلامی است و دین و شریعت نیز بدان ترغیب وتشویق می کند. چنانکه پیامبر (ص) از اصحابش پرسید: کدام دستگیره های ایمان قوی تر و محکم تر است؟ بعد خود حضرت فرمود: محبت داشتن بخاطر خداوند و دشمنی نمودن بخاطر خداوند[i]

و شکی هم نیست که عشق حیوانی مذموم و از صفات رذیله است و انسان را از درک امور معنوی و رسیدن به سعادت ابدی دور و محروم می کند. چون غالبا باعث افتادن در گناهان و آلودگیها و افراط در آن می شود.[ii]علاوه اینکه غالبا منشأ آن عدم رعایت تقوای چشم و گوش است، یعنی چشم را رها می کند و در پی دیدن زیبائیهای جنس مخالف می رود و کم کم عشق به آن پیدا می شود. پس غالبا این عشق از مقدمات حرام حاصل می شود و چه بسا حرکاتی هم که از روی تعشق حیوانی انجام می دهد حرام باشد.

بله اگر در کسی بدون تعمد و قصد حرام عشق حیوانی پیدا شد و یا اگر در اول اشتباه نمود و عمدا مقدمات پیدایش عشق را اختیارا ایجاد نمود ولی بخاطر مسائل شرعی مثلا طرف زن شوهر داری بود یا دختری است که خود یا خانواده اش راضی به ازدواج نبودند و هم چنین زنی عاشق مردی شد که از نظر شرعی ارتباط حرام است، به این جهات دینی از خواهشهای نفسانیخودداری نمود و این عشق را در خود مخفی نگه داشت و صبر نمود و از دنیا رفت،اجر شهید را دارد و وارد بهشت می گردد.[iii]

بهر حال دلیلی نداریم که خود عشق زمینی از حرمت برخوردار باشد ولو اینکه ممکن است منشاء پیداش او از حرمت برخوردار باشد یا اعمال ناشایست و حرامی را بدنبال داشته باشد یعنی گناه منشأ پیدایش و نتایج به بار آمده جداگانه محاسبه می گردد. بله از نظر اخلاقی باید از چنین عشقی دوری گزید و تلاش نمود که از دل بیرون کرد ولو اینکه مقدمات و منشاء پیدایش او حلال بوده و یا نتایج بدی را بدنبال نداشته باشد زیرا دل جای عشق به خداست و نباید آنجا را از عشق غیر خدا پر کرد.

اما عشق نفسانی اولا تحقق آن یعنی عشق به فرد جسمانی ولی نه بخاطر جهات جسمانی وشهوانی خیلی مشکل است و ثانیا نمی شود گفت مطلقا (یعنی برای هر فرد و در هر حال) پسندیده و فضیلت است. بلکه یک بحثی است که بعضی از اهل سیر و سلوک مطرح کردند آنهم تحت شرایط خاص، و می گویند این عشق مجازی پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی چون کسیکه دچار این عشق شد همه شهوتها و خواسته های نفسانی را از بین برده و همه را در یک عشق خلاصه کرده است به همین جهت رسیدن به معشوق حقیقی برای او آسان تر است. چون از همه چیز منقطع شده و فقط به یک چیز وابسته است پس در این صورت برای رسیدن به معشوق حقیقی نیاز ندارد که از چیزهای زیادی منقطع گردد بلکه اگر از همین یکی منقطع شد به معشوق حقیقی می رسد. از یک به یک رسیدن آسان تر است از کثیر به یک.[iv]

باز هم تذکر می دهیم که این مباحث در صورتی درست است که عارف سالک و اصلی مربی و مرشد انسان باشد که دقیقا اعمال ریز و درشت انسان را زیر نظر داشته باشد، نه اینکه هر کس از پیش خود چیزهایی را ببافت که :

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است حذر کن از خطر گمراهی

-87كفران نعمت و شكر نعمت را با كمك آيات و روايات توضيح داده و بگوئيد شكر نعمت ها به چه گونه اند؟

كفران نعمت و نشناختن نعمت هاى الهى و ناسپاسى و صرف نكردن نعمت ها در راهى كه رضاى خداى تعالى در آن است، موجب شقاوت و بدبختى و گرفتن نعمت ها از انسان است و چه بسا سبب عذاب آخرتى نيز مى گردد. خداى تعالى مى فرمايد:
(وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ);[1] به خاطر بياور هنگامى كه پروردگار شما اعلام مى كند كه اگر شكر نعمت هاى مرا به جا آورديد، حتماً آنها را زياد مى كنم و اگر كفران نعمت كرديد پس به راستى كيفر و عذاب من سخت است.
(وَ سَنَجْزِي الشّاكِرِينَ);[2] و به زودى شكر گزاران را پاداش خواهيم داد.
و از آن جا كه هر بنده اى نمى تواند اين صفت حسنه را به جا آورد فرموده است:
(وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ);[3] اندكى از بندگان من شكرگزارند.
رسول الله(صلى الله عليه وآله) فرمود:
الطاعم الشاكر له من الاجر كاجر الصائم المستحب و المعافى الشاكر له من الاجر كاجر المبتلى الصابر و المعطى الشاكر له من الاجر كاجر المحروم القانع[4]; خورنده اى كه شاكر باشد (بى روزه ى مستحبى)، اجرش مثل روزه دار است (كه اميد به ثواب دارد) و اجر تندرستِ شاكر مثل بيمار صابر است و غنىِ شكرگزار (كه در راه خدا مال بدهد يا بگيرد; معطى به صيغه ى اسم فاعل يا معطى به صيغه ى اسم مفعول)، اجرش مثل محرومى است كه قانع باشد.
از امام باقر(عليه السلام) روايت شده است كه يك شب نوبت عايشه بود و حضرت نزد او بود. عرض كرد چرا شما خودتان را به رنج و تعب مى افكنيد (تمام نماز مى خوانى و عبادت مى كنيد)؟ مگر نه اين است كه خداوند تمام گناهان گذشته و آينده ى شما را آمرزيده است؟ (لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ)[5] رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود:
الا اكون عبداً شكورا; آيا بنده ى سپاس گزارى نباشم؟[6]
سعدى مى گويد:
در صورت ظاهر انسان اشرف مخلوقات است و سگ پست ترين مخلوقات; و به اتفاق خردمندان و اهل نظر، سگِ حق شناس به از آدمىِ ناسپاس است.
سگى را لقمه اى هرگز فراموش نگردد گر زنى صد نوبتش سنگ
وگر عمرى نوازى سفله اى را به كم تر چيز آيد با تو در جنگ
ضدّ صفت ناسپاسى، شكرِ منعمِ حقيقى، پروردگار جهان هستى، حضرت بارى تعالى است و شكر به اين است كه تمام آنچه داريم از او بدانيم كه قابل شمارش نيستند.
(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ);[7] اگر نعمت هاى الهى را بشمريد، نمى توانيد تمام آنها را حساب كنيد.
به راستى خداى تعالى بخشاينده و مهربان است. و بايد از هوا و آب و زمين و امنيّت و اعضا و جوارح و زن و فرزند، كه هر چه بشمارم تمام شدنى نيست، خوشحال باشيم كه مى توانيم آنها را صرف تحصيل رضا و خواست و خشنودى او كنيم; و بايد در دل و جان نيز خيرخواه مخلوق باشيم و شكر نعمت موجب سعادت و رفع بلا و سبب زيادتر شدن آن مى گردد. امام صادق(عليه السلام) فرمود:
ثلاث لا يضّر معهنّ شىء: الدعا عند الكرب و الاستغفار عند الذنب و الشكر عند النعمة[8]; سه چيز است كه با وجود آنها هيچ ضررى به انسان نمى رسد: دعا در وقت گرفتارى و بلا، طلب استغفار و آمرزش در وقت گناه و شكر كردن در هنگام نعمت.
شكر نعمت هاى الهى به چند چيز است:
اوّل، معرفت و شناخت نعمت هاى ظاهر و باطن، كه سرتاپاى انسان غرق نعمت است;
دوّم، نظر و دقّت به پايين دست تر از خود در امور دنيايى، نه به بالاترها، كه اگر اين جور باشد انسان هميشه خود را از خدا طلبكار مى بيند;
سوم، اين كه فرض كند او مرده بود و نمى توانست از اين نعمت استفاده كند، ولى اكنون زنده است و آن را دارد و چه بسيار مردگان و رفتگان كه آرزوى آمدن در دنيا و قدرشناسى از اين نعمت ها را دارند;
چهارم، گرفتارى ها و بيمارى ها و سختى هايى را كه در ايام عمرمان داشتيم به خاطر بياوريم و از اين كه از آنها نجات پيدا كرديم و خلاص شديم آن را غنيمت بشماريم;
پنجم آن كه اگر گرفتارى و مرض و مصيبتى داريم، فكر كنيم اگر بدتر از اين داشتيم چه مى شد و چه مى توانستيم بكنيم.
روزى اگر غمى رسدت تنگدل مباش رو شكر كن مباد كه ازين بد بتر شود[9]
و راه شكرگزارى به زبان تنها نيست، بلكه علاوه بر شكر زبانى، شكر هر نعمتى مناسب خود آن نعمت است، مثلا شكر سلامتى به انجام عبادات واجبه و مستحبه است. شكر مال به پرداخت حقوق واجبه از خمس و زكات و فطره و كفّارات و غيره و هم چنين حقوق مستحبّه از صدقات و خيرات و صله ى رحم و دست گيرى بيچارگان و بينوايان و امثال اين ها; و شكر اولاد به تربيت صحيح دينى و ياد دادن معارف اسلامى است; و شكر اسباب و اثاثيه و وسايل زندگى به كارگشايى براى ديگران و همسايگان است; و شكر آبرو و شخصيت گره گشايى از مشكلات و گرفتارى مؤمنين است. خلاصه شكر هر چيزى مناسب با خود آن نعمت است كه بايد غير از شكر زبانى و حمد و سپاس خدا، شكر عملىِ آن نعمت را نيز به جا آورد.[10]
شكرانه ى بازوى توانا گرفتن دست ناتوان است
اين كه بعضى ها فقط به فكر خودشان هستند و ديگران را هيچ به حساب نمى آورند، نعمتشان دوام نخواهد داشت. سوار اتومبيل است، جا هم دارد، بيچاره اى كنار خيابان منتظر تاكسى است، سوار نمى كند هيچ، پرگاز رد مى شود.
دانى كه چرا خدا به تو داده دو دست من معتقدم كه اندر آن سرّى هست
يك دست به كار خويشتن پردازى با دست دگر ز ديگران گيرى دست

 

 

-88شرائط استجابت دعا چيست؟

آدابي براي دعا كردن از سوي ائمه اطهار علهيم السلام بيان ده است كه فهرست‎وار عبارتند از:
1- با بسم الله آغاز كردن: حضرت پيامبر فرمود: «دعايي كه با بسم الله الرحمن الرحيم آغاز شود، رد نمي‎شود [1]
2- تمجيد: در كتاب حضرت علي (ع) است كه مدح قبل از سؤال و درخواست است پس هرگاه از خدا حاجتي خواستي ابتدا او را تمجيد كن. راوي مي‎گويد به او عرض كردم چگونه او را تمجيد كنم فرمودند: بگو: «يامن اقرب اليّ من حبل الوريد يا من يحول بين المرء و قلبه يا من هو باالمنظر الاعلي يا من ليس كمثله شيء»[2].
3- صلوات: امام صادق (ع) فرمودند: هركس به خدا حاجتي دارد آغاز كند، با صلوات بر محمد و آل محمد سپس حاجت خود را درخواست كند و ختم كند آن را به صلوات بر محمد و آل محمد، به درستي كه خداوند كريمتر از آن است كه دو طرف دعا را بپذيرد و وسط آن را رها كند چرا كه صلوات بر محمد و آل محمد هيچگاه رد نمي‎شود.[3]
4- اقرار به گناه: امام صادق فرمودند. دعا را با مدح خدا آغاز كن و سپس اقرار به گناه نما و سپس حاجتت را بطلب.[4]
5- تضرع و زاري در برابر خدا: در آنچه كه خداوند حضرت عيسي (ع) را بدان موعظه نموده است آمده است: كه اي عيسي مثل فرد محزوني كه در حال غرق شدن است مرا بخوان و مرا نخوان مگر با حالت تضرع بسوي من و اين كه همت تو تنها يك چيز باشد، به درستي كه هرگاه چنين مرا بخواني تو را اجابت مي‎كنم.[5]
6- خواند دو ركعت نماز: امام صادق (ع) فرمود: هركس وضوي نيكويي گرفت سپس دو ركعت نماز خواند در حالي كه ركوع و سجود آن را كامل به جا آورد و سلام و ثناي خدا و رسولش را به جا آورد سپس حاجت خود را طلب نمود، چنين كسي حاجتش را در محل مناسبش طلب كرده، و هركس خير را در اين جايگاه طلب كند نااميد نمي‎شود.[6]
7- درخواست خود را زياد مشمارد: خداوند متعال به بعضي از انبيائش وحي كرد كه: اگر اهل هفت آسمان و زمينها همه از من درخواست كنند و من درخواست همة آنها را برآورده سازم از ملك من به اندازه بال مگسي كم نمي‎شود، چگونه از ملكي كم شود كه من قيّم آن هستم.[7]
8- بلند همتي در دعا: حضرت علي (ع) به امام حسن عليه السلام وصيت نمود كه: سزاوار است كه درخواست تو در آنچه كه از خدا مي‎خواهي از چيزهايي باشد كه جمال و زيبائيش براي تو باقي بماند و وزر و وبالي هم براي تو نداشته باشد و اين در حالي است كه مال براي تو باقي نمي‎ماند و تو هم براي آن باقي نمي‎ماني.[8]
9- تعميم دعا: حضرت پيامبر (ص) فرمود: هرگاه فردي دعا كرد ديگران را نيز دعا كند كه به اجابت نزديكتر است و هركس چهل فرد مؤمن از برادرانش را قبل از دعا براي خود دعا كند، خداوند دعا را در حق آنها و خود او اجابت مي‎كند.[9]
10- دعاي پنهاني: حضرت پيامبر (ص) فرمود: دعاي پنهاني برابر هفتاد دعاي آشكار است.[10]
11- دعا در اوقات مناسب : دعا در بعضي از اوقات مستجاب است. دعا بعد از نماز واجب،هنگام بارش باران، هنگام سحر و هنگام عيادت از مريض مستجاب است.[11]
12- حسن ظن به اجابت: حضرت پيامبر (ص) فرمود: دعا كنيد از خدا و يقين به اجابت داشت باشيد.[12]
13- پافشاري بر دعا: امام باقر (ع) فرمود: قسم به خدا مؤمن پافشاري بر برآورده شدن حاجت از خدا نمي‎كند مگر اين كه خداوند حاجت او را مي‎دهد.[13]
اميد كه با رعايت آداب دعا دعاهايتان مستجاب باشد



-89 اگر كسي بخواهد خدايي شود بايد چه كارهايي را انجام دهد و راه و روش خدايي شدن چيست

درپاسخ اين سوال به نكاتي اشاره مي كنيم
الف) شناخت خدا و پرستش او:
گفتني است كه جوهرة انساني در عبوديت و بندگي خدا نهفته است و انسان بدون عبادت، امتيازي بر ساير حيوانات ندارد و تنها از امتيازات تكويني برخوردار است، بدون اينكه حق آنها را ادا كرده باشد. كسي كه از عبادت خدا خودداري كند در حقيقت راه كمال انساني را بر خويش مسدود كرده است، چرا كه رسيدن به كمال انساني تنهااز اين طريق ميسر است. و اگر شيوة زندگي مردان بزرگ را مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه از اصول جدا ناشدني زندگي آنان، بندگي خداست و اينكه مطيع اوامر الهي باشند و دستورات الهي را با نيت خالص انجام دهند و در مقابل دستورات الهي استكبار و خود رأيي نداشته باشند و حلال و حرام خدا را در نظر داشته باشند.[1]
ب) ايمان به پيامبر و اعتراف به رسالت او:
اگر ايمان به پيامبر و رسالت او در ما وجود داشته باشد و تقويت شود، باعث نجات ما از انحرافات و شبهه‎ها مي‎گردد زيرا فرمان پيامبر همان فرمان خداوند است و رمز نجات انسان در اطاعت از فرمايش خداوند و پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و احكامي كه توسط پيامبر آورده شده و ابلاغ شده تأمين كننده سعادت انسان در دنيا و آخرت است.[2]
ج) ايمان به روز قيامت و علاقه به اهل بيت و امام معصوم ـ عليهم السلام ـ :
اگر انسان بخواهد به قله‎هاي معرفت نائل آيد و از نظر اعتقادي سالم باشد بايد بداند كه قيامت و روز جزائي در كار است و روزي انسانها براي عرضة اعمال خود در دادگاه عدل الهي حاضر مي‎شوند و هر كس در آن روز به مجازات عمل خود نائل مي‌شود. و بايد ايمان و اعتقاد به امامان معصوم و عترت پيامبر ـ عليهم السّلام ـ داشته باشد و آنان را دوست بدارد و به فرمايشات نوراني آنان گوش داده و عمل نمايد زيرا كه به فرموده پيامبر گرامي اسلام تنها راه نجات عمل به قرآن و فرمايش اهل بيت پيامبر ـ عليهم السلام ـ است. و لذا پيامبر گرامي اسلام در ضمن حديث شريف بيان فرموده كه: «اِني تارك فيكم الثقلين كِتابَ الله و عترتي لإن تمسكتُم بهما لن تضلوا مِن بعدي ابداً؛ من دو چيز گرانبها و ارزشمند به يادگار مي‎گذارم، قرآن كريم و اهل بيت و هر كس به آنان عمل كنند هرگز گمراه نمي‎شود».[3]
د) احياي فضائل در وجود خود:
براي رسيدن به فضائل اخلاقي بايد كارهايي را انجام داد كه در اينجا به مصاديق چندي اشاره مي‎شود.
1. ذكر خدا: يكي از راههاي رسيدن به قرب الهي و فضائل عالي، ذكر و ياد خداست و ذكر خدا در نماز و دعا تجلي پيدا مي‎كند و اگر انسان به نماز و دعا اهميت دهد و با حضور دل آنها را انجام دهد يك نورانيت و صفائي در دلش ايجاد مي‎شود و از طرفي اين نماز و دعا باعث مي‎شود كه از معصيت دوري كند و مقرب درگاه الهي گردد.
2. روزه: يكي از عبادات بزرگ كه در تزكيه و تهذيب نفس و خودسازي آثار فراواني دارد روزه است و در فضيلت آن احاديث زيادي وارد شده است. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «روزه سپري است براي حفظ از آتش دوزخ».[4]
3. صداقت و راستي: يكي از فضائل اخلاقي كه نقش بزرگي در سازندگي انسان دارد صداقت در عمل و گفتار است به همين جهت خداوند فرمان مي‎دهد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد از خدا بترسيد و با صادقان باشيد.»[5]
صداقت منشأ خير و بركت و پاكي است و دروغ منشأ زشتي‎ها و مشكلات. و كسي كه آلوده به زشتي‎ها باشد نمي‎تواند به قرب الهي نائل آيد و محبت الهي در دلش ايجاد نمي‎شود.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموند: «مُن صَدَقَ لِسانُهُ زكي عَمَلُهْ؛ كسي كه زبان راست گويي داشته باشد عملش پاك مي‎شود».[6]
4. صبر و مقاومت: يكي ديگر از عواملي كه در سازندگي انسان نقش بسزايي دارد، شكيبايي در برابر مشكلات است؛ زيرا بر اثر صبر روح آدمي قوي مي‎شود و در نتيجه سختي‎هاي روزگار او را از پاي در نمي‎آورد، بلكه چون كوهي استوار از عهدة امتحانات الهي پيروزمندانه بر مي‎آيد و سرانجام مي‎تواند به قرب الهي دست يابد. البته صبر به معناي تن دادن به خواري و خفت و تسليم شدن در برابر مشكلات نيست. از اين رو بسياري از عالمان اخلاق براي صبر سه شاخه ذكر كرده‎اند كه در حقيقت برگرفته از روايات است:
الف. صبر و مقاومت در مقام اطاعت دستورهاي الهي.
ب. شكيبايي در برابر انگيزه‎هاي گناه و شهوات سركش.
ج. استواري و صبوري به هنگام نزول مصيبت.[7]
5. اخلاص در عقيده و عمل: يكي از عوامل تهذيب نفس اخلاص است. اخلاص يعني هر گفتار و هر كرداري كه شخص انجام مي‎دهد تنها و تنها براي پروردگار جهان باشد. هر عبادتي كه چنين نباشد اخلاص در آن نيست. مثلاً اگر نماز بخواند و قصدش اين باشد كه مردم او را ببينند و از او تعريف كنند، اين عمل فايده‎اي ندارد. امام علي ـ عليه السلام ـ فرموده‎اند: «اِمارات السَعادةِ إِخلاصُ العَمَلِ؛ اخلاص در عمل از علايم سعادت است».[8]
6. حسن خلق: يكي از راه‎هاي خودسازي اين است كه هرگاه نفس غضب كرد و افسار گسيخت؛ آن را رام كند و به آرامش دعوت كند. چه اگر نفس آدمي سركشي كند، خانمان‎ها را بر باد مي‎دهد و انسان بداخلاق دين خود را تباه مي‎سازد و لذا انسان مؤمن بايد سعي كند اخلاق نيكو و محبت آميز با خانواده و هم نوعان داشته باشد.[9] پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «اكثر ما يدخل الناس الجنةَ تقوي الله و حسن الخلق؛ بيشتر چيزي كه مردم را وارد بهشت مي‎كند تقوي و حسن خلق است».[10]
7. انجام نوافل مخصوصاً انجام نمازهاي مستحبي و بالخصوص نماز شب آثار و بركات خاصي در خودسازي و تزكيه درون دارد و بيشتر علماي ما كه به مقامات عالي معرفتي رسيده‌اند به خاطر نماز شب‌ها و انجام امور مستحب بوده است.

 

 

-90درمان نا اميدي شديد از بخشش خداوند و بد بيني به خويش چیست؟

ابتدا بهتر است روايتي را براي شما نقل کنيم به شرح زير:
جواني گريان خدمت آقا رسول الله صلي الله عليه وآله مي رسد. حضرت مي فرمايند: چرا گرياني، جوان عرض مي کند چرا گريان نباشم در حالي که گناهي بزرگ مرتکب شده ام و خداوند آنرا نمي آمرزد و من در آتش خواهم سوخت، حضرت مي فرمايند: مشرک شده اي به خداوند، گناه تو هر چقدر بزرگ باشد خداوند متعال مي آمرزد آنرا جوان عرض مي کند گناه من از کوه، زمين، آسمان و ستارگان هم بزرکتر است حضرت مي فرمايد: گناه تو بزرگتر است يا خداوند جوان عرض مي کند خداوند متعال. حضرت فرمودند: گناه تو هر چقدر بزرگ باشد خداوند بزرگ و مهربان آن را مي آمرزد.
اولين و مهمترين نکته اي که شما بايد به آن توجه کنيد و ايمان بياوريد اين است که انسان هيچگاه نبايد از رحمت خداوند نااميد شود بخاطر همين خداوند نااميدي از رحمت و بخشش خودش را از گناهان کبيره شمرده است و صراحتا در قرآن به آن اشاره کرده است ولا تايئَسُوا مِنْ رَوح اللَّهِ إنّهُ لا يايئَسُ مِنْ روحِ اللَّهِ الا القومُ الکافِروُن[1] و نوميد مباشيد از رحمت خدا؛ چه تنها کافران از رحمت خداوند، نا اميدند.حتي خداوند در سوره فرقان آيه 70 مي فرمايد: «کسي که توبه کند و ايمان آورد و کار نيکو کند، خداوند، بدي هاي آنان را به نيکي ها مبدّل مي کند».با وجود داشتن چنين خدايي که نه تنها بدي ها را مي بخشد بلکه آنها را تبديل به خوبي مي کند آيا نااميدي صحيح است، آگاه باشيد که شيطان از راه نااميدي بر شما وارد شده است و از اين راه مي خواهد شما را گمراه کند در روايات نيز به ما دستور داده شده که به رحمت خداوند در هر حالي اميدوار باشيم
روايت کرده اند که کودکي را در يکي از جنگ ها، اسير گرفته بودند و در مَن يزيد (مزايده و حراج) نهاده، در روزي به غايت گرم. زني را از خيمه، چشم بر آن کودک افتاد، شتابان دويد و اهل آن خيمه از پس وي مي دويدند، تا کودک را بگرفت و به سينه خويش باز نهاد و گرما از او مي راند. وي گفت: «اين پسر من است». مردمان، چون آن بديدند، بگريستند و دست از همه کار بداشتند از بزرگي شفقت او. پس رسول(ص) آن جا رسيد و قصّه با وي بگفتند. او شاد شد از رحيمْ دلي و گريستنِ ايشان، و گفت: «عجب آمد شما را از شفقت و رحمت اين زن بر پسر؟». گفتند: «آري يا رسول اللّه!». گفت: «خداي - تعالي - بر همگان، رحيم تر است که اين زن بر پسر خويش». پس مسلمانان از آن جا پراکنده شدند بر حالِ شادي و سروري که مثل آن نبوده بود[2]
با اين اوصاف توبه از هر گناهي امکان پذير است و خداوند بسيار توبه پذير، در اين راه نبايد اسير دامهاي شيطان شد و با کمال اميد به خداي متعال به خودش پناه بريم و اوست که خود وعده کرده است که توبه کنندگان را رد نمي کند و مي پذيرد يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي‏ رَبُّکُمْ أَنْ يکَفِّرَ عَنْکُمْ سَيئاتِکُمْ وَ يدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ يوْمَ لا يخْزِي اللَّهُ النَّبِي وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يسْعي‏ بَينَ أَيديهِمْ وَ بِأَيمانِهِمْ يقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّکَ عَلي‏ کُلِّ شَي‏ءٍقَديرٌ[3] يعني: اي کساني که ايمان آورده‏ايد، به درگاه خدا توبه‏اي راستين کنيد، اميد است که پروردگارتان بديهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايي که از زير [درختان‏] آن جويبارها روان است درآورد. در آن روز خدا پيامبر [خود] و کساني را که با او ايمان آورده بودند خوار نمي‏گرداند، در حالي که نورشان از پيشاپيش آنان، و سمت راستشان، روان است مي‏گويند: «پروردگارا، نور ما را براي ما کامل گردان و بر ما ببخشاي، که تو بر هر چيز توانايي.»و در جاي ديگر مي فرمايد(قُلْ يا عِبادِي الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلي أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم[4] بگو اي بندگان من که به در باره خودتان اسراف کرده ايد از رحمت خدا نا اميد نشويد همانا خدا تمام گناهان را مي بخشد همانا او بخشنده و مهربان است.پس از امروز نااميدي و سخن يأس را فراموش کنيد و به فکر آينده باشيد و از خداوند متعال در همه حال کمک بگيريد و به ياد او باشيد چرا که خداوند مي فرمايد: الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب[5]‏ آنها کساني هستند که ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مي‏يابد

 

 

-91 من در نماز حال ندارم، چه کنم؟

نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه ی الاهی دارد.
از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:
یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم‏»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.
اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.
2. پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد:
میزان تأثیر اعمال بستگی کامل به زمینه های قبلی و توجه و اخلاص افراد دارد، به همین سبب عبادت در افراد تأثیرات کاملا مختلفی دارد.
پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آن را خنثی می سازد، از امور بسیار مهم است. مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع می خورند، ولی یکی، از چیزهای زیان بار پرهیز می کند و دیگری بی پرواست و اهل پرهیز نیست. در این صورت سفارش و نسخه ی پزشک برای دومی بی اثر یا کم اثر است.
باید از اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء».[2]
امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «كان أبي (ع) يقول: ما من شي‏ء أفسد للقلب من خطيئة، إنّ القلب ليواقع الخطيئة فما تزال به حتّى تغلب عليه فيصيّر أعلاه أسفله».[3]
پدرم [امام باقر] (ع) مى‏فرمود: هيچ چيز براى قلب زيانبارتر از گناه نيست، چه آنكه قلب با گناه مى‏آميزد و با آن گلاويز مى‏شود تا بالاخره گناه بر قلب چيره شده و آن را وارونه مى‏سازد.
يعنى قلب به حساب طبع اولى، ملكوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهره‏اش وارونه گشته، ناسوتى و شيطانى مى‏شود.
امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «إنّ الرّجل يذنب الذّنب فيحرم صلوة اللّيل و إنّ العمل السّيّئ أسرع في صاحبه من السّكّين في اللّحم».[4]
گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم مى‏سازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب مى‏كند و تأثير گناه از كارد برنده سريع‏تر است.[5]
3. تلاش برای تهذیب نفس:
هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجاب ها و پرده هایی است که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه ی تبلور و تجلی به آینه ی خدانمای فطرت را نمی دهد. این پرده ها و حجاب ها برگرفته از گناهان، غفلت، و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت است. تمام دستورات و احکامی که در شرع مقدس وارد شده، همگی هدف واحدی را دنبال می کند و آن کم رنگ کردن و یا کنار زدن این حجاب ها و درخشش گوهر فطرت و حقیقت انسان است که در زیر خروارها گرد و خاک غفلت و عصیان مدفون گشته است. «قد افلح من زکیها و قد خاب من دساها».[7]
4. انجام دادن کارهای مثبت:
از سویی روح، همه کاره در عالم بدن است و تمام اعضا و جوارح تحت فرمان اویند و از سویی دیگر همو محل نورانیت ها و ظلمت هاست و از اعمال انسان تأثیر می پذیرد.
تأثیر فوری کارهای مثبت و منفی بر روح بر کسی پوشیده نیست و از جمله ی اعمال مثبت انجام عبادات است؛ یعنی اگر انسان ده درجه نورانیت داشته باشد و نماز شب هم بخواند و یا در رفع حوایج مردم کوشا باشد و... این اعمال خوب به نورانیت روح او می افزاید و همین باعث توان مندی بیشتر روح و باطن او می شود و این نورانیت عظیم اسباب نشاط در عبادتی مثل نماز را فراهم می آورد. البته عکس این موضوع هم در اعمال ظلمانی صادق است. «قل کل یعمل علی شاکلته».[8]
5. دوستی خداوند متعال:
خطا و گناه آدمی، ریشه در دنیا دوستی و گرایش افراطی به لذت های مادی و طبیعی آن دارد. «حب الدنیا رأس کل خطیئة». بنابراین، اگر کسی بخواهد دلش را از گناه خالی کند، باید با ریشه و منشأ آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت های طبیعی را در نفس خویش تعدیل نماید که اگر چنین کند و به استعانت خدای متعال، در این کار سترگ موفقیتی به دست آورد، می تواند دلش را از گناه خالی کند و به جای آن محبت خدای بزرگ و اولیای او را جایگزین نماید.
نتیجه: این که اگر بخواهیم در نماز حال خوبی داشته باشیم، باید آداب باطنی را رعایت نماییم، با اعمال نورانی زمینه را فراهم کنیم و نور باطن را قوت بخشیم و وجود آدمی را از امراض اخلاقی پاکیزه گردانیم تا به درک لذت عبادت نایل آییم. چه این که مریض به جهت مرض از درک لذت بهترین غذاها بی بهره است و رغبتی به میل کردن غذای لذیذ ندارد. البته ناگفته نماند که خوردن غذا و لو این که این چنینی باشد نقش اساسی در بهبود مریض دارد. از این جهت همان طورکه در لابلای بحث بدان اشاره رفت، ما قایلیم که ایندو در همدیگر تأثیر متقابل دارند.

 

 

-92 چگونه مى‏توان حسادت را از خود دور ساخت؟

شناخت و درمان حسد
ابتدا بايد فرق بين «غبطه» و «حسادت» روشن گردد. «حسادت» آن است كه انسان از نعمت ديگران ناراحت شود و آرزوى از بين رفتن آن را داشته باشد. اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود آزرده خاطر است نه از بهره‏مندى ديگران. در نتيجه آرزو يا تلاش نمى‏كند كه نعمت از ديگرى سلب گردد بلكه از نعمت ديگران خوشحال است و دعا و تلاش مى‏كند كه خود نيز به آن برسد. معمولًا در نعمت‏هاى عبادى و معنوى، مثل حال خوش در نماز و سجده نسبت به ديگران، حالت غبطه به انسان دست مى‏دهد.
درمان حسد، دو ركن اساسى دارد: درمان نظرى (شناخت ابعاد و نتايج آن در دنيا و آخرت) و درمان عملى.
يك. درمان نظرى
درمان نظرى حسد زمينه‏ها و ابعاد مختلفى دارد از جمله:
1- 1. شناسايى ريشه‏ها، علل و عوامل پديد آورنده و رشد دهنده حسد
2- 1. گستره، انواع و اشكال بروز حسد
3- 1. زيان‏هاى فردى و اجتماعى حسد
4- 1. انگاره‏ها و دانسته‏هايى كه تأثير مستقيم در درمان حسد و يا كاهش آثار آن دارند.
اكنون به اختصار پاره‏اى از آنچه به اين بخش مربوط است بيان مى‏شود:(1)
الف. حسد، نه تنها زيانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد بلكه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است زيرا به فرض كه حسادت ديگران موجب غيبت يا تهمت او شود اين كار باعث از بين رفتن گناهان او و به دوش كشيده شدن آنها توسط حسود نيز مى‏گردد. در حالى كه انسان خردمند، هيچ گاه ضرر خود را نمى‏خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى
ب. خداوند بنابر حكمت بالغه خود، نظام جهان را به گونه‏اى قرار داده است كه انسان‏ها از جهاتى- چون استعداد، قيافه، مال، خانواده و- با يكديگر تفاوت‏هايى داشته باشند. يكى از حكمت‏هاى اين مسئله، امتحان و ابتلايى است كه بايد برقرار باشد. اگر آدمى حقيقت اين مطلب را درك كند و به عمق آن دست يابد، آن گاه بر موقعيت ديگران رشك نخواهد برد چرا كه همه اين موهبت‏ها و تفاوت‏ها را به جهت جريان حركت زندگى و فلسفه‏اى كه وراى آن است، مى‏داند. افزون بر آن اين نكته را در نظر دارد كه هر نعمتى مسئوليت‏هاى سنگينى نيز در پى دارد و تحمل هر كاستى و صبورى در برابر هر مشكلى، پاداش‏هاى بزرگى به ارمغان مى‏آورد.
ج. توجه به معاد و نعمت‏ها و درجات والاى پرهيزگاران در قيامت و آخرت، آدمى را از چشم دوختن به متاع دنيا باز مى‏دارد. خداوند در قرآن خطاب به پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ»(2) «چشم از اين متاع ناقابل دنيوى كه به برخى داده‏ايم [براى امتحان‏]، بازگير و بر اينان اندوه مخور».
اگر آدمى به حقيقت، معناى «و رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى»(3) را دريابد، ديگر چشم به امكانات و برخوردارى‏هاى اين و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر اين غصه گزاف نخواهد گذاشت. به گفته حافظ:
نقد عمرت ببر و غصه دنيا به گزاف گر شب و روز در اين قصه مشكل باشى‏
گرچه راهيست پر از بيم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى‏
د. بسيارى از نعمت‏هايى كه به ديگران مى‏رسد، جنبه اختصاصى ندارد و با تلاش و كوشش، همراه با درايت و بينش مى‏توان بهتر از آن را نيز فراچنگ آورد. بنابراين راه رشد، ترقّى و تعالى بسته نيست ليكن بايد واقع‏بينانه راه آن را شناخت و در جهت آن اقدامات لازم را به عمل آورد.
دو. درمان عملى
بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ريشه كنى بيمارى خطرناك حسد، نمى‏توان سلامت نفس از اين صفت ناپسند انتظار كشيد. از اين رو كاربست شيوه‏هاى عملى در اين راستا ضرورى و اجتناب‏ناپذير است. پاره‏اى از اين روش‏ها عبارت است از:
1- 2. رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و كردار مانند: تواضع، خيرخواهى، خدمت به ديگران، شاد شدن از رسيدن خير به ديگران و ريشه كنى حسد از طريق نابود كردن خباثت‏هاى نفسانى (مانند تكبر، رياست طلبى، دنيا خواهى و).
آية اللَّه صدر به استناد سخن پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: «هنگامى كه رشك ورزيدى، در پى آن مرو»(4) مى‏نويسد: «آنچه كه حسود در مقام عمل بايد انجام دهد، چيزى است كه در آغاز بر او بسيار تلخ و ناگوار مى‏باشد. البته دارو تلخ است ولى سرانجام شيرين دارد. حسود بايد آنچه را دلش مى‏خواهد، نكند. براى
مثال اگر دلش مى‏خواهد كه از كسى بدگويى كند و رسوايش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و كلمه‏اى بر زبان نراند اگر آزردن كسى را مى‏خواهد، او را نيازارد اگر مى‏خواهد براى نابودى يا سرنگونى كسى به وسايلى متشبث شود، نشود و به طور كلى خواسته دل را زير پا بگذارد».(5)
اين روش وقتى به كمال مى‏رسد كه به جاى پيروى از حسد، شخصى عكس آن عمل كند. به عنوان مثال نسبت به كسى كه به او رشك مى‏برد، خوبى كند از خوبى‏هاى او نزد ديگران سخن بگويد در حق او دعا كند و از صميم قلب از خداوند بخواهد كه نعمت‏هايش را بر آن شخص افزون گرداند.
2- 2. يادكرد نعمت‏ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزارده شد، بايد متذكر نعمت‏هايى شود كه خداوند به خود او داده است چرا كه خداى كريم هيچ فردى را محروم از همه نعمت‏ها نمى‏كند. همچنين اگر در زندگى خود گرفتار مشكلاتى است، بايد افرادى را به ياد آورد كه مشكلات بيشترى نسبت به خود دارند.
3- 2. تقويت عقل: انسان بايد عقل خود را با عمل تقويت كند. اگر آدمى از نيروى عقل و خرد به خوبى استمداد جويد و آن را بر ديگر قواى خود، حاكم و از آن پيروى كند به تدريج تقويت خواهد شد و هراندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل كند، به تضعيف آن پرداخته است. يكى از راه‏هاى تقويت عقل، گسترش معارف دين و پيروى دقيق از رهنمودهاى پيامبران است زيرا تعاليم آنان بازگشاينده گنجينه‏هاى خرد است: «و يثيروا لهم دفائن العقول»(6).
4- 2. تبديل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقيت خويش است يعنى، چرا او پيشرفت نكرده و ديگرى رشد خوبى كرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خويش، مى‏خواهد رشد ديگرى را متوقف كند. حال اگر انسان توجه كند كه شكست ديگرى، هيچ كمك و سودى براى او ندارد بلكه چه بسا مشكلاتى نيز به بار مى‏آورد، در اين صورت راه درست را انتخاب مى‏كند و به جاى تخريب ديگران، مى‏كوشد خود را مانند آنان به موفقيت برساند. اين حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نيست بلكه موجب رشد و ترقّى او مى‏گردد. بنابراين مى‏توان با تبديل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
5- 2. خوش‏بينى: يكى از آفات حسد اين است كه باعث مى‏شود شخص حسود، به خوبى‏ها و درست‏كارى‏هاى ديگران با سوء ظن نگريسته و آن را حمل بر رياكارى، عوام فريبى و مى‏كند و به تخريب چهره مردم مى‏پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد اين حالات و نگرش خوش بينانه و برخورد دوستانه و صميمانه با ديگران است.
6- 2. دعا: تضرع و درخواست از خداوند، در پيراستن نفس از آلودگى‏ها- از جمله حسد- بسيار مفيد و سودمند است. از جمله دعاهايى كه در تصفيه نفس و پالايش آن تأثير به سزايى دارد، دعاى شريف «مكارم الاخلاق» از صحيفه سجاديه مى‏باشد.
7- 2. تلقين: تلقين يكى از راه‏هاى پيراستن نفس از صفات ناپسند است. كار بست اين روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثير زيادى دارد. بدين سان هر گاه شراره‏هاى حسد در دل زبانه كشيد، شخص مى‏تواند قدرى در خود تأمل كند سپس بگويد: «نه، من ديگر چنين نيستم»، «من ديگر خوب شده‏ام»، «من از حسد نفرت دارم و ريشه شيطانى حسد را از وجود خود كنده‏ام» و

«اى شيطان از من دور شو كه ديگر مرا با تو كارى نيست».

 

 

-93• برای عصبانیت چه ذکری خوب است ؟

لا اله الا الله .

 

-94منظور از اینکه امامان یک به یک رجعت می کنند تا نوبت به امام عصر برسد چیست ؟

پاسخ :منظور از این روایت آن است که بعد از شهادت حضرت مهدی (عج) امامان نور به این دنیا باز میگردند که اولین آنها امام حسین (ع) است و بعد از او امیرالمومنین و پیامبر هستند و همچنین بعد از آنها امامان دیگر تا اینکه دوباره حضرت مهدی (عج) رجعت کنند.

 

 

 

-95 با توجه به اینکه گفته مى‏شود همه خیرات و برکات، به‏خاطر وجود مقدس امام زمان‏(علیه السلام) به ما مى‏رسد، ایشان چه نیازى به دعاهاى امثال ما دارند

اگر بگوییم که دعاى ما مى‏تواند مفید فایده و اثرى براى امام زمان‏علیه السلام باشد، این مطلب به هیچ وجه نیاز ایشان را به دعاهاى ما ثابت نمى‏کند. خداى متعال مى‏تواند همه‏ى آثار و نتایج دعاهاى ما را بدون آن‏که دعاى ما را واسطه‏ى تحقق آنها قرار دهد، براى اماممان حاصل فرماید. بنابراین اگر بنا بر حکمت و مصلحتى بخواهد دعاهاى ما را مقدمه و زمینه‏ى آنها قرار دهد، این امر نیاز امام‏علیه السلام را به ما نمى‏رساند.
به تعبیر دیگر مى‏توانیم بگوییم: امام عصرعلیه السلام براى رسیدن به کمالات خود نیازمند خدا هستند نه ما و خداوند مى‏تواند از راه‏هاى مختلفى حجت خود را به کمال برساند.
یکى از این راه‏ها این است که دعا و درخواست امثال ما را مقدمه و زمینه‏ى اعطاى آن کمال به امام قرار دهد و اگر چنین کند، حضرت محتاج ما نمى‏شوند. احتیاج وقتى است که فردى بدون کمک «محتاج الیه» (کسى که نیاز به او هست) به کمالى نائل نشود، اما در این‏جا چنین چیزى اتفاق نمى‏افتد. ما نمى‏توانیم ادعا کنیم که اگر دعاى ما نباشد، امام‏علیه السلام به فلان کمال نائل نمى‏شوند، چه بسا خداوند - در فرض دعا نکردن ما - همان کمال یا بالاترش رابه بهانه دیگرى به امام‏علیه السلام اعطا فرماید. در واقع دعاهاى ما بهانه‏اى است که خداوند از طریق آن حجت حى خویش را به مراتب بالاترین از کمالات مى‏رساند. وجود این بهانه عمدتاً براى خودمان مفید است، هر چند که به لفظ و فضل الهى زمینه ساز عنایت بیشتر پروردگار به امام زمان‏علیه السلام هم مى‏شود.
مفید بودن دعاهاى ما براى امام زمان‏علیه السلام منافاتى با واسطه بودن حضرت در همه‏ى فیوضات الهى براى ما ندارد. ما بنا بر ادله متعدد نقلى - اعم از کتاب و سنت - معتقدیم که همه کمالات براى ما به واسطه‏ى حضرت بقیة اللَّه ارواحنا فداه حاصل مى‏گردد.

 

امام زمان(عج) در نامه اي فرموده اند: «وَ اکثِروُا الدُّعاءَ بتعجيلِ الفَرَجِ فإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم؛ براي تعجيل فرج بسيار دعا کنيد، زيرا مايه ي فرج شماست»(1). اين فرج مي تواند دو معنا داشته باشد:
1. وقتي دعا مي کنيم امام ظهور کند، طبيعي است که ظهور ايشان باعث گشايش امر شيعيان و آسايش ما مي شود و مشکلات ما حل خواهد شد. پس فرج باعث فرج ما نيز مي شود.
2. دعا براي ظهور ايشان باعث جلب توجهات امام به ما مي شود و آن حضرت در حق ما دعا مي کند و مشکلات ما با توجه امام حل مي شود. بنابراين، دعا براي ظهور، باعث گشايش کارها مي شود، هرچند خود ظهور، اتفاق نيفتد. همچنين دعا کردن، روح اميد را در انسان زنده نگه مي دارد. و اميد داشتن، خود موجب گشايش است، زيرا نااميدي باعث به بن بست رسيدن است.

 

 

 

-97چطور مي توانيم زمينه ساز ظهور حضرت مهدي باشيم؟

 

توجه به گزينه‌هاي زير مطلوب است:
ـ بالا بودن سطح معرفي در خود و افراد مرتبط، نسبت به جايگاه امام عصر(علیه السلام)مخصوصا افراد خانواده؛
ـ فعاليت خود را در محيط كار و خانه متناسب به خواست حضرت قرار دادن. براي دستيابي به اين مهم بايد موازين شرعي رعايت شود.
ـ برپايي مراسم به نام حضرت با برنامه‌هاي صحيح كه به بالابردن معرفت و روحيه ديني كمك كند.
ـ استفاده از راهكار دعا و زيارت هم چون دعاي عهد، زيارت آل يس؛
ـ كمك به مردم و حل مشكلات آنان با عنوان امام مهدي(علیه السلام)؛
ـ حضور در فعاليت‌هايي كه به نام حضرت مي‌باشد، البته به شرطي كه انحراف در آن نباشد؛
ـ ايجاد تشكل‌هاي مربوط به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:11  توسط رابطان گروه معارف  | 

 

-31در مكاني كه نامحرم وجود ندارد، چرا زنان بايد پوشيده نماز بخوانند؟

 

يكي از احكام نماز اين است كه نمازگزار بايد براي رعايت ادب و احترام به پيشگاه پروردگار عالَم قسمتي از بدنش را كه در حال غير نماز در شرايطي واجب است بپوشاند، در حال نماز نيز بپوشاند، گرچه هيچ كسي او را نبيند و در اتاق دربسته نماز بخواند. فقها فرموده‏اند:
"مرد بايد در حال نماز اگر چه كسي (اعم از محرم و نامحرم) او را نمي‏بيند، عورتين خود را بپوشاند، و زن بايد در موقع نماز تمام بدن حتي سر و موي خود را بپوشاند، ولي پوشاندن صورت به مقداري كه در وضو شسته مي‏شود و دست‏ها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست، اما براي آن كه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقداري از اطراف صورت و قدري پايين‏تر از مچ را هم بپوشاند
بعضي در اين‏باره گفته‏اند كه در واقع تمام بدن زن غير از مواردي كه پوشش آن استثنا شده، عورت محسوب مي‏شود، به معناي چيزي كه نبايد در معرض ديد قرار گيرد و پوشانده شود و چون عورت مرد در حال نماز براي رعايت ادب بايد پوشانده شود، اگر چه كسي او را نمي‏بيند، در مورد زنان نيز چنين است، يعني بودن يا نبودن كسي، در اصل مسئله تفاوتي ايجاد نمي‏كند.
پس پوشش در حال نماز براي محفوظ بودن از نامحرم نيست، بلكه براي رعايت شرايط حضور در محضر پروردگار در حال نماز است، از اين رو نماز گزار بايد خود را بپوشاند، گرچه كسي را نبيند

 

 

-32 چرا بايد مردان نماز صبح و مغرب و عشا را با صدا بخوانند و نماز ظهر و عصر را آهسته به جا آورند؟

 

فلسفه و حكمت بيشتر احكام و مقرارت اسلام براي ما مشخص نيست و تنها از باب تعبّد آن ها را پذيرفته ايم، و چون خداوند متعال و نبي گرامي اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) فرموده اند يقين داريم تمام دستورات آن ها مبتني بر مصالح و مفاسد واقعي است ;از اين رو با جان و دل از آن ها اطاعت مي كنيم اگر چه علت گفتارشان را ندانيم. مثلاً ما از دستورات دكتر كه مي گويد: فلان دارو را بخور، فلان آمپول را تزريق كن و از خوردن فلان غذا خودداري كن و...، پيروي مي كنيم با اين كه نمي دانيم خاصيت فلان دارو و آمپول چيست ؟
جهر و اخفات در نماز نيز تعبدي است و ما فلسفه آن را به طور كامل نمي دانيم . البته وقتي به روايات مراجعه مي كنيم به اشاراتي ازناحيه ائمه معصومين (ع) و شخص پيامبر اكرم (ص) برخورد مي كنيم، لكن نمي توان آن را علت حقيقي و فلسفه واقعي جهر و اخفات دانست. به اين معنا كه تمام فلسفه و حكمت در آن خلاصه شود و چيز ديگري نباشد.
محمد بن حمران يا محمد با عمران از امام صادق عليه السّلام علت بلند خواندن حمد و سوره را در بعضي نمازها وآهسته خواندن آن را در بعض ديگر پرسيد. حضرت فرمود: وقتي كه پيامبر (ص) را به آسمان بردند، اولين نمازي كه خداوند بر او واجب نمود، نماز ظهر روز جمعه بود و فرشتگان بر او اقتدا كردند. خداوند براي اين كه عظمت نماز ظهر روز جمعه را به ملائكه نشان دهد به پيامبر (ص) فرمان داد حمد و سوره را بلند بخواند.
دومين نمازي كه بر او واجب نمود نماز عصر بود، ولي چون كسي بر پيامبر (ص) اقتدا نكرده بوده دستور رسيد كه آهسته بخواند و بعد نماز مغرب و همين طور عشا را بر او واجب نمود و گروهي از فرشتگان نيز به او اقتدا كردند. باز دستور رسيد كه بلند بخواند و سپس وقتي به زمين رسيد موقع صبح بود و براي اين كه عظمت نماز صبح را براي مردم تبيين كند به پيامبر (ص) امر فرمودند كه حمد و سوره را بلندبخواند... .(1)
درمورد خانم ها مي تواند به جهت حرمت ايشان و نرسيدن صدا به نامحرمان اين حكم برداشته شده باشد و ديگر بر آن ها واجب نباشد. همان گونه كه در برخي احكام ديگر نماز غير از بلند و آهسته خواندن برخي اختلافات جزئي وجود دارد و اعمال مستحب در مورد زنان و مردان در مواردي جداگانه است.
بنابراين بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاي مغرب و عشاء و صبح بر اساس روايات است كه فقهاي عظام به آن ها استدلال كرده اند و مشهور علما بر اين عقيده اند، ولي تعدادي از فقها مانند سيد مرتضي به واجب نبودن قرائت جهريه(بلند خواندن) فتوا داده اند و برخي از علما نيز به اين حكم گرايش دارند و آن روايات صحيح را نيز حمل بر استحباب جهر كرده اند نه وجوب آن.
برخي براي وجوب جهر چنين گفته اند كه چون در نمازهاي مغرب و عشاء و صبح هوا تاريك است بلند خوانده مي شود تا كساني كه در مسجد يا اتاق عبور مي كنند بفهمند كه كسي اين جا است و نماز مي خواند و نيز گفته اند به اين جهت نماز را بلندمي خوانند تا ديگران ساكت بشوند, اما اين سخنان نمي تواند چندان موجه و پذيرفته باشد. بنابراين بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاي صبح و مغرب وعشاء وجه كاملا مشخصي ندارد و صرف تعبد است

 

 

-33چرا ما كه ايراني هستيم نمي توانيم نماز و راز و نياز خود را با خداوند به زبان فارسي بيان كنيم، در حالي كه بهتر مي توانيم از آن آگاه شويم؟

 

خواندن نماز به صورت عربي و با همان الفاظ و كلماتي كه پيامبر و ديگر مسلمانان صدر اسلام مي خواندند دلائل مختلفي دارد كه به برخي ازآن ها اشاره مي كنيم.
اول: تعبدي و توقيفي بودن خواندن نماز به لفظ عربي، اين معنا كه شريعت اسلام دستور به عربي خواندن نماز داده است.
با توجه به اين كه روح عبادت بر تسليم و تعبد است طبعا انساني كه مي خواهد عبادت خدا كند آن چيزي را انجام مي دهد كه خداوند خواسته است وبر طبق آيات و روايات و سيره پيامبر اين واجب و تكليف ديني به اين شكل واجب شده . اگر چه انسان مي تواند در غير اوقات نماز با هر زباني با خداوند سخن گويد.
دوم: جهت ايجاد زباني مشترك ميان همه پيروان اسلام و در واقع فراهم سازي وحدت و پيوند بين المللي ديني است.
سوم: قرائت و اذكار ديگري كه در نماز است به صورت دقيق در هيچ زباني ترجمه ندارد. يعني نمي توان همان مفاهيمي كه در اذكار نماز است به صورت دقيق ترجمه كرد و آن را بيان نمود . چه بسا برخي از كلمات يا جملات معاني بسياري در خود جاي داده كه با يك يا چند جمله نتوان همه آن ها را بيان نمود.
به عنوان مثال از سوره حمد نام مي‏بريم كه هيچ ترجمه‏اي كه بتواند تمام مفاهيم آن را به زبان ديگر بيان كند، نيست. حتي تنها كلمه الله، هيچ معادلي در زبان ديگر ندارد و كلمه خدا در زبان فارسي معادل معناي الله نمي‏باشد. اگر چه با توجه به اسبابي كه ذكر كرديم نماز بايد به زبان عربي خوانده شود اما اين بدان معني نخواهد بود كه انسان نتواند به هيچ زبان ديگري با خداوند سخن بگويد. انسان مي تواند با هر زباني كه خواست در غير وقت نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نياز كند و درد ها و نياز هاي خود را با او در ميان گذارد .حتي در قنوت نماز كه قسمت خواستن حاجت ها است به فتواي مراجع انسان مي تواند به فارسي يا هر زبان ديگر با او سخن گويد. البته در اديان ديگر متاسفانه چيزي به صورت نماز ما مسلمانان وجود ندارد. كه امر واجب و لازم باشد و آنچه آنها انجام مي دهند در حد همان دعاهائي است كه ما علاوه بر نماز آنها را نيز داشته و هر كسي مي تواند با زبان خود سخن بگويد. شايد يكي از رموز خواندن نماز به زبان عربي و با ديگر شرايط و آداب همين حفظ نماز بعد از قرن ها است در حالي در اديان ديگر ما اثري از آن نمي بينيم وچه بسا اگر به همان صورت خود كه پيامبران گفته بودند عمل مي كردند و به خواست خود با آن برخورد نمي كردند(همان گونه در سوال و پيشنهاد شما ذكر شده) آن ها نيز چيزي به عنوان نماز مي داشتند.

 

-34 چرا شيعيان بر مهر سجده مي كنند و آن را در آخر نماز مي بوسند؟ مگر مهر به عنوان يك بت است؟ چرا روي زمين معمولي يا روي چيز ديگر سجده نمي كنيم؟

 

علت اين مطلب رواياتي است كه وارد شده است.
امام صادق (ع) فرمود: "لا تسجد الا علي الارض أو ما أنبتته الأرض القطن و الكتّان؛ سجده نكن مگر بر زمين يا بر آنچه از زمين مي رويد مگر پنبه و كتان"
زراره از امام باقر (ع) سؤال كرد كه آيا مي توان بر قير سجده كرد؟ حضرت فرمود: "نه و بر لباس و پشم و ميوه هاي خوردني و معدني ها و بر اجزاي حيوان و بر پر پرندگان نيز سجده كردن جائز نيست".
رافع بن ابي رافع از پيامبر (ص) نقل مي كند كه حضرت فرمود: "نمازتان كامل و صحيح نمي شود مگر اين كه در سجده پيشاني را بر زمين بنهيد".
شيخ طوسي نقل مي كند: اجماع فقهاي شيعه سجده كردن بر زمين است. احتياط نيز همين است كه بر زمين سجده شود، ولي اهل سنت سجده بر پنبه و كتان و مو و پشم را اجازه مي دهند، ولي نظر آنان بر خلاف احتياط و مخالف رواياتي است كه از طريق اهل بيت و از پيامبر وارد شده است.
از اين رو شيعه براساس روايات و احتياط، سجده بر خاك و سنگ و آنچه از زمين مي رويد مانند چوب و برگ را جائز مي داند و سجده بر معادن و پوشيدني ها و خوردني ها را كه زمين بر آنها صدق نمي كند جائز نمي داند اما اهل سنت سجده بر فرش و هر چيز ديگر را جائز مي دانند. البته بعضي از آنان مي گويند اگر انسان روي زمين نماز مي خواند، بايد بر زمين سجده كند و اگر بر فرش ايستاده، بر همان سجده كند.
آنان فرش و قالي و موكت را زمين مي دانند، ولي نمي توان پذيرفت قالي و موكت زمين است، ثانياً سجده بر غير زمين خلاف احتياط است، همان طور كه شيخ طوسي بيان فرمود.
البته در كتاب هاي روايي اهل سنت نيز رواياتي دربارة سجده بر خاك وارد شده است.
از جمله:
ام سلمه از پيامبر (ص) نقل مي كند كه خطاب به شخصي فرمود : "يا أفلح! ترّب وجهك ؛ (4) اي افلح! صورتت را به خاك بمال".
باز از ام سلمه نقل شده كه پيامبر فرمود: "يا رباح! ترّب وجهك".(5)
از سلمان نيز نقل شده: "تمسّحوا بالأرض فانها بكم برّه؛(6) پيشاني خود را به زمين مماسّ كن، چون زمين مانند مادر تو است و تو را دوست دارد".
بنابراين شيعه طبق عقيدة خود بر خاك سجده مي كند و مهر نماز نيز قطعه اي از خاك است. بوسيدن مهر وجهي ندارد و دليلي بر استحباب آن نداريم. برخي از افراد كه اين كار را مي كنند، بي دليل است، البته شايد اگر مهر از تربت امام حسين (ع) باشد، به خاطر احترام به خاك قبر امام (ع) مي بوسند . شيعه هيچ گاه مهر را عبادت نمي كند و آن را خدا نمي داند تا تهمت بت پرستي بر آنان زده شود. شيعه خدا را عبادت مي كند و براي خضوع و خشوع بالاترين عضو بدن را بر خاك مي نهد و خدا را عبادت مي كند. و در حال سجده عظمت خدا را ياد مي كند و مي گويد: "سبحان الله، سبحان ربي الاعلي و بحمده". بنابراين سجده بر خاك عين عبوديت پروردگار است و هيچ گونه بت پرستي يا خاك پرستي نيست. اگر چنين باشد، آنان كه بر فرش يا بر چيز ديگر سجده مي كنند، نيز بايد مشرك و بت پرست باشند، در حالي كه چنين نيست.

 

 

-35چرا نماز و روزه انساني را كه فوت شده است مي شود با پول خريد؟ آيا در آخرت نيز به پول دنيوي نياز است؟

 

در عبادت هايي مانند نماز و روزه چند چيز وجود دارد كه يكي از آنها رفع تكليف
است ، اما هدف اساسي تر عبادات راز و نياز با خداوند و استفاده از بركات و آثار آن مانند پشت و شوي انسان از گناهان در چندين نوبت در شبانه روز و در نتيجه قرب به خداوند است.
اين آثار و بركات براي كسي به دست مي آيد كه در دنيا به آنها اقدام كرده و از نتايج آن بهره مند شده باشد، اما از آنجا كه لطف الهي گسترده است و حتي بعد از فوت شامل حال انسان ها مي گردد، در مورد كسي كه نماز و روزه از او به جهت بيماري يا قصور و مانند آن فوت شده است، مي توانند بستگان براي او قضا كنند يا كسي را اجير نمايد تا براي ميت قضا به جا آورد، تا قدري از گرفتاري ها ي او در عالم برزخ و آخرت كاسته شود، مانند بدهكاري مالي كه به افراد دارد و تا آنها را به صاحبان شان ندهد، ميت در عذاب و گرفتاري است. پس انجام نماز و روزه ها نوعي بدهكاري است كه بايد انجام شود.
پولي كه به اجير داده مي شود، در مقابل زحمات او است ، نه در مقابل نماز و روزه تا با پول معاوضه شود. بديهي است اگر اجير پول را دريافت كند، ولي نماز و روزه هاي ميت را انجام ندهد، ميت از عهده تكليف خارج نشده و بري الذمّه نمي شود.
قضاي عبادات در مورد كسي كه اعتقاد و باور به دين و احكام ديني داشته و از روي قصور يا بيماري و مسافرت و يا ناقص بودن عبادات براي او قضا به جا آورده شود، اما كسي كه اعتقادي به دين و احكام آن نداشته و نماز و روزه را به جهت بي اعتقادي به آن ترك كرده باشد، خواندن نماز و روزه ها براي او سودي نخواهد بخشيد.

 

 

-36 چرا در نماز مرد نبايد طلا و لباس طلا بافت بپوشد، ولي براي زن اشكالي ندارد؟

 

دليل بر حرمت استفاده مردان از طلا رواياتي است از پيامبر (ص)، به چند نمونه آن ها اشاره مي كنيم:
1 - پيامبر به علي (ع) فرمود: "لا تختم بالذهب فانه زينتك في الاخرة؛ از انگشتر طلا پرهيز كن ، زيرا زينت تو در آخرت خواهد بود".(1)
2 - امام باقر (ع) فرمود: پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: براي تو دوست دارم آن چه را كه براي خود دوست دارم و نمي پسندم براي تو آن چه را كه براي خود نمي پسندم. اي علي ! انگشتر طلا به دست نكن، آن زينت تو در آخرت خواهد بود.(2)
3 - از امام باقر (ع) درباره استفاده از انگشتر طلا پرسيدند، حضرت فرمود: "نبايد مردان آن را به دست كنند".(3)
4 - در حديث ديگر پيامبر از هفت چيز نهي كرد. يكي انگشتر طلا بود.(4)
از روايات استفاده مي شود استفاده از انگشتر طلا براي مرد جايز نيست و توسط نبي (ص) منع شده است.
استفاده طلا براي مرد آثار بد روحي و اجتماعي دارد. اگر مردان انگشتر طلا به دست كنند، روحية تكبر به وجود مي آيد و رواج تجمل گرايي در جامعه مي شود. هم چنين زيور و زينت از حالات زنانه محسوب مي شود و با روحيات مردانگي چندان تناسب ندارد. اين مسئله در مورد پوشش مخصوص زنان و مردان وجود دارد، يعني پوشيدن لباس مخصوص زنان براي مردان جايز نيست.
رسيدن به مرحلة عبوديت پروردگار كه مقصود اسلام است، با اين گونه روحيات سازش ندارد.
بايد توجه داشت كه استفاده از زينت طلا مطلقاً بر مرد حرام است ، چه در نماز و چه غير نماز، ولي براي زنان ( كه مظهر جمال و زيبايي ظاهري بايد باشند) اشكالي ندارد، همان طور كه مردان و زنان بايد مظهر جمال و زيبايي و كمالات معنوي و روحي باشند

 

 

-37 چرا نماز واجب در پنج نوبت خوانده مي‌شود؟

 

با توجه به اين كه قانون گذار دين اسلام، خداوند حكيم و عالم است و هيچ دستوري را بدون علت و حكمت صادر نمي‏كند، به طور يقين پي مي‏بريم كه همه احكام اسلام داراي حكمت و علت است، گرچه ما به علت نقص علم و عقل مان نتوانيم فلسفه يك يك احكام را كشف كنيم. تعداد ركعات نماز و تفاوت ركعات در شبانه روز و حركات و سكنات نماز و بسياري از احكام دين اسلام، همين گونه است. در عين حال در برخي روايات، حكمت‏هاي خاصي براي برخي از احكام و عبادات، از جمله تعداد دفعات نماز در ينج نوبت بيان شده است.
بنابراين در پاسخ مي‏توان گفت: انسان براي رسيدن به كمال و خوشبختي آفريده شده است و سرلوحه سعادت او توحيد و ياد خدا است و در بين عبادات نماز بيش از همه انسان را به خدا متوجه مي‏كند و وي را به ياد خدا مي‏اندازد.
اصولاً از منظر قرآن كريم نماز را به خاطر ذكر و ياد خدا بايد خواند: "أقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من به پا دار".(1) از سوي ديگر كارهاي روزانه و مشغله‏هاي مداوم و وسوسه‏هاي شيطان و خواهش‏هاي نفساني، آدمي را از ياد خدا غافل مي‏كند. براي زدودن غفلت‏هاي مداوم خداي مهربان نمازهاي شبانه روز را در وقت‏هاي مختلف واجب گردانيد. نماز در پنج نوبت هم گناهان را مي‏شويد و هم حال غفلت را به حال ذكر و ياد خدا مبدّل مي‏كند و انسان‏ها را در زمان‏هاي مختلف به ياد خداوند مي‏اندازد و دل رامتوجّه او مي‏كند.
امير مؤمنان(ع) همواره يارانش را به نماز توصيه كرده و مي‏فرمود: "زياد به نماز توجه كنيد و فراوان نماز بخوانيد. نماز گناهان را همچون برگهاي پاييز مي‏ريزد و غلّ و زنجيرهاي معاصي را از گردن‏ها مي‏گشايد".
پيامبر(ص) نماز را به چشمه آب گرمي كه بر در خانه كسي باشد و شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، تشبيه كرده است كه بدون ترديد چرك و آلودگي در بدن چنين كسي باقي نخواهد ماند.(2)
در حديثي از پيامبر(ص) علت اين كه چرا نمازهاي واجب در پنج نوبت خوانده مي‏شود آمده: يك يهودي خدمت رسول خدا(ص) رسيد و ضمن سؤالاتي پرسيد: چرا نمازهاي شبانه روز در پنج وقت واجب شده است، حضرت جواب داد: "موقع ظهر همه چيز خدا را حمد و تسبيح مي‏كند و خدا به من درود مي‏فرستد، و آن ساعتي است كه خدا نماز را بر من و امّتم واجب فرموده نيز آن ساعتي است كه در قيامت جهنم را مي‏آورند و هر كس در آن ساعت (ظهر) در حال ركوع يا سجود و يا قيام باشد، خداوند بدنش را بر آتش حرام مي‏كند. وقت نماز عصر آن ساعتي است كه حضرت آدم(ع) از درخت (درختي كه از خوردنش نهي شده بود) خورد و بدين جهت از بهشت خارج شد. از اين رو خداوند بر ذريه او تا روز قيامت، نماز عصر را واجب فرمود.
اما نماز مغرب آن وقتي است كه خداوند توبه آدم را قبول كرد و آدم(ع) سه ركعت نماز خواند. يك ركعت براي خطاي خود و يك ركعت براي خطاي حوا و يك ركعت براي توبه‏اش، و خداوند اين سه ركعت را در اين وقت واجب كرد. دعا در اين وقت مستجاب مي‏شود. اما نماز عشا چون براي قبر و روز قيامت تاريكي هست، نماز عشا در اين وقت واجب شد تا موجب نورانيّت قبر و پل صراط گردد. اما نماز صبح در اين وقت واجب شد تا امتم سجده بر خدا كنند، قبل از آن كه كافر (آفتاب پرست) بر آن (آفتاب) سجده كند. نماز صبح نمازي است كه ملائكه‏هاي مأمور شب و فرشتگان مأمور روز گواه بر آنند".(3) البته اين روايات مي‏تواند تنها بخشي از اسرار و حكمت‏هاي نماز و اوقات پنج گانه باشد كه براي ما بيان شده است.



-38 چرا طريقه نماز خواندن در قرآن نيامده است؟

 

اين سؤال تنها در مورد نماز نيست، بلكه درباره بسيارى از مسائل حقوقى، فقهى، اخلاقى، سياسى فرهنگى، نظامى و عبادى مطرح است. بايد توجّه داشت كه قرآن به بيان اصول قوانين كلّى پرداخته و بسيارى از آيات آن در مورد توحيد، نبوت و معاد مى باشد، و كمتر به بيان مسائل جزئى پرداخته است. از طرفى خداوند متعال، معصومين((عليهم السلام)) را مفسّر قرآن و بيان كننده احكام و معارف قرار داده است. آنانى كه جزء از طريق وحى(رسول خدا((صلى الله عليه وآله))) و الهام الهى(ائمه اطهار((عليهم السلام))) سخن نمى گويند. به همين جهت حكم وجوب نماز در قرآن آمده; وليكن مسائل جزئى آن را رسول الله((صلى الله عليه وآله)) و ائمه اطهار((عليهم السلام)) بيان فرموده اند; مانند مسأله حج، جهاد، زكات و... .
اين مطلب را هم در نظر داشته باشيم كه زمان بيان و اجراى برخى از مسايل و قوانين جزئى در زمان رسول الله((صلى الله عليه وآله))ممكن نبود; به همين جهت به امامان و پيشوايان معصوم((عليه السلام)) كه خلفاى به حق آن حضرت هستند، سپرده شد، تا در شرايط مناسب به بيان و اجراى آن بپردازند.

 

 

-39 علت عربي خواندن نماز چيست‌؟ زيرا اگر نماز را فارسي بخوانيم‌، معني آن برايمان مفهوم‌تر است‌.

 

خواندن نماز به زبان عربي‌، يكي از نشانه‌هاي جهاني بودن دين اسلام است‌; زيرا جمعيتي كه در يك صف قرار مي‌گيرند و در يك جبهه فعاليت مي‌كنند، ناگزيرند، زبان واحدي داشته باشند كه به وسيلة آن تفاهم كنند; يعني علاوه بر زبان مادري و محلّي‌، يك زبان عمومي و جهاني هم داشته باشند. ـ نماز خواندن به يك زبان‌، از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه‌ي يگانگي مسلمانان است‌. و از آنجا كه زبان عربي به اعتراف اهل فن‌، يكي از وسيع‌ترين و جامع‌ترين زبان‌هاي دنياست‌، اين حقيقت روشن‌تر مي‌شود كه تمام فرق مسلمان مي‌توانند آن را به عنوان يك زبان بين‌المللي شناخته و از آن به عنوان تفاهم و همبستگي اسلامي استفاده نمايند.
ـ علاوه بر اين خواندن نماز به يك صورت معين‌، آن را از دستبرد، تحريف و آميخته‌شدن به خرافات و مطالب بي‌اساسي كه بر اثر مداخلة افراد غير متخصص‌، هنگام ترجمة آن به زبان‌هاي ديگر، رخ مي‌دهد، نگاه مي‌دارد و به اين وسيله روح اين عبادت اسلامي محفوظتر مي‌ماند.
در نهايت مي‌توان گفت مسأله توحيد و يگانگي در تمام اصول و فروع اسلام‌، يك زير بناي اساسي‌، محسوب مي‌گردد و نماز به سوي قبلة واحد و در اوقات معين و به يك زبان مشخص‌، نمونه‌اي از اين وحدت است‌. براي اطلاع بيشتر، مي‌توانيد به كتاب «پاسخ به پرسش‌هاي مذهبي ـ آيت‌الله مكارم شيرازي (حفظه‌الله) و آيت‌الله جعفر سبحاني (حفظه‌الله) مراجعه فرماييد. و افزون بر اين خوب است در اين زمينه‌، به استفتايي از محضر حضرت آيت‌الله فاضل لنكراني (حفظه‌الله) توجه فرماييد.
آنچه پيامبر اكرم (9) به ما دستور داده است اين است كه همه‌، نماز را به زبان عربي بخوانند، حتي كساني كه زبان مادري آنها عربي نباشد، راه حل مشكل شما اين است كه لااقل معناي نماز را ياد بگيريد و همان طوري كه عربي مي‌خوانيد، معناي آن را هم درك كنيد و شايد يك علت آن اين باشد كه اگر همه مسلمان‌ها نماز را به زبان عربي بخوانند اتحاد و هماهنگي كامل در نماز كه مهم‌ترين فريضه الهي است واقع مي‌شود و علاوه بر اين‌، مقدمة آشنايي با زبان قرآن خواهد بود.

 

 

-40چرا در نمازهاي واجب يا مستحب حمد را نمي‌توان تغيير داد؟

 

از آن‌جا كه در قرآن كريم‌، فقط كليات دين مطرح شده و جزئيات و تفسير آيات‌، به پيامبر اكرم(ص) ‌و امامان معصوم(ع)‌ سپرده شده است‌، در روايات چنين آمده است‌:
1. از امام باقر(ع) دربارة حكم كسي كه در نمازش "فاتحة الكتاب‌" قرائت نكرده بود، سؤال شد; حضرت فرمودند: "لاصلاة له إلاّ ان يقرأ بها; نمازش‌، نماز شمرده نمي‌شود، مگر اين‌كه در آن "فاتحة الكتاب‌" را قرائت كند".
2. در روايت ديگر مي‌فرمايند: "كل صلاة لايقرأ فيها بفاتحة الكتاب فهي خداج‌; هر نمازي كه در آن "فاتحة الكتاب‌" خوانده نشود; پس آن نماز، ناقص است‌3. اميرالمؤمنين امام علي(ع)‌ ‌مي‌فرمايند: "فاذا... فاقرأ الحمد و سورة معها...; هر گاه تكبيرة الافتتاح را گفتي‌، پس سوره حمد را قرائت كن و سورة ديگري كه به آن اجازه داده شده‌، همراه آن بخوان‌...".
و...
4. از پيامبر گرامي‌اسلام(ص) ‌نقل شده كه در مورد سوره حمد فرمودند: "قسم به كسي كه جان من به دست اوست‌، خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور و نه حتي در قرآن‌، مثل اين سوره را نازل نكرده است و اين ]سوره‌[ ام‌الكتاب (مادر كتاب‌) است‌." شايد دليل اين امر، با اندكي تأمل در محتواي سورة مذكور روشن مي‌شود; زيرا اين سوره در حقيقت فهرستي از مجموع قرآن كريم است‌; به اين معنا كه بخشي از آن اشاره به‌، توحيد و شناخت صفات خداوند دارد، قسمتي درباره معاد و رستاخيز سخن مي‌گويد و در بخش ديگر آن از هدايت و ضلالت ـ كه خط فاصل مؤمنان و كافران است ـ بحث مي‌كند. همچنين در اين سوره به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاي بي‌پايانش و مسأله عبادت و بندگي و اختصاص آن به ذات پاك او اشاره شده است‌. سوره مباركه حمد بيانگر توحيد ذاتي‌، صفاتي‌، افعالي‌، عبادي است از اين رو به دلايل فوق (تأكيد و سفارش پيشوايان معصوم(ع)‌ و محتواي كم‌نظير اين سوره‌) موظفيم در همة نمازها آن را بخوانيم‌.

 

 

-41 فلسفة خواندن نماز در وقت‌هاي معيّن چيست‌؟

 

فلسفة تقسيم شدن هفده ركعت‌، از نمازهاي واجب شبانه روزي به وقت‌هاي مُعيّن‌، مي‌تواند چند علت داشته باشد: الف ـ يادآوري و توجه به خدا: انسان در زندگي اين جهان با توجه به "عوامل غافل كننده‌"، به يادآوري نياز دارد كه در فاصله‌هاي زماني معين‌، خدا و رستاخيز و هدف آفرينش را به ياد آورد و خود را از غرق شدن در گرداب غفلت و بي‌خبري حفظ كند. نماز مهم‌ترين نقش را در توجّه انسان به خدا دارد، چنان‌چه قرآن در اين‌باره مي‌فرمايد: "وَ أَقِم‌ِ الصَّلَوَة‌َ لِذِكْرِي‌َّ ;(طه‌،14) نماز را به پادار تا به ياد من باشي‌." از اين رو ذات اقدس الهي نماز را در وقت‌هاي معيّن واجب فرموده است‌: 1. اول صبح‌، انسان هنگامي كه از خواب بلند مي‌شود، پيش از هر چيز بايد سراغ نماز رود، قلب و جان خود را با ياد خدا صفا دهد، از او نيرو و كمك بگيرد و خود را براي سعي و تلاش همراه با پاكي و راستي آماده سازد. 2. وسط روز، هنگامي كه انسان غرق كارهاي روزانه مي‌شود و چه بسا ميان او و ياد خدا فاصله ايجاد شود، دوباره با نماز خدا را به ياد مي‌آورد و اگر بر اثر غفلت‌، گرد و غباري بر قلب او نشسته آن را شست‌وشو مي‌دهد.
3. در انتهاي روز: هنگامي كه انسان مي‌خواهد دست از فعاليت روزانه بردارد، بار ديگر با نماز و توجّه به خدا، روح خود را صفا مي‌بخشد) در روايات‌، سفارش فراوان به خواندن نماز در وقت خاص‌ّ آن شده است‌. علي ()مي‌فرمايد: هيچ عملي محبوب‌تر نزد خدا از نماز نيست‌، در وقت نماز چيزي از امور دنيا شما را مشغول نسازد، زيرا خدا سرزنش كرده اقوامي را، در آن جا كه مي‌فرمايد: "فَوَيْل‌ لِّلْمُصَلِّين‌ الَّذِين‌ هُم‌ عَن صَلاَ تِهِم‌ سَاهُون‌َ ;(ماعون‌،4ـ5) پس واي بر نمازگزاراني كه نماز خود را به دست فراموشي مي‌سپارند." ب ـ آموزش نظم و انضباط: از جمله اموري كه اسلام به آن عنايت فراوان دارد، نظم است‌، زيرا مهم‌ترين عامل پيشرفت و موفقيّت انسان در امور دين و دنيا، نظم است‌. علي‌) (در آخرين وصيّت خويش پس از آن كه شمشير ابن ملجم‌، پيشاني آن حضرت را شكافت فرزندان و همه پيروان خود را به نظم سفارش مي‌فرمايد: "اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و مَن بلغه كتابي‌، بتقوي اللّه و نظم امركم‌ شما حسن وحسين و ساير فرزندانم و بستگانم و هر كسي كه وصيّت من به او برسد، به تقواي الهي و نظم در امور زندگي سفارش مي‌كنم‌." تقسيم نماز در اوقات معيّن‌، به انسان درس نظم مي‌دهد. بشر بايد همة امور زندگي را با نظم اداره كند، نماز در وقت خود، كار، استراحت‌، تفريح‌، ديد و بازديد، غذاخوردن‌، همه بايد در وقت خود انجام شود كه در اين صورت وقت او بيهوده تلف نمي‌شود، بلكه بركت پيدا كرده‌، به همة برنامه‌هاي خود مي‌رسد.
ج ـ وقت‌شناسي‌: بعضي متفكران اجتماعي براي اداره امور جامعه‌، وقت‌شناسي را كه از بنيادهاي اخلاقي است‌، لازم مي‌دانند; مردمي كه وقت‌شناس باشند، وعده بيجا و قول دروغ نمي‌دهند و سبب ناراحتي و ضايع شدن عُمر برادران خود نمي‌شوند. نماز خواندن در اوقات پنج گانه‌، حس‌ّ وقت‌شناسي را در انسان توسعه مي‌دهد.

 

 

-42نماز جماعت چه آثار و بركات معنوي دارد ؟

 

نماز جماعت‌ داراي‌ آثار، بركات‌ و فضايل‌ متعددي‌ است‌ كه‌ به‌ ذكر بعضي‌ از آنها اشاره‌ مي‌شود:
1 ـ الف‌) آثار و بركات‌ عمومي‌:
1 ـ تبليغ‌ و ترويج‌ نماز؛
قرار دادن‌ نماز در معرض‌ ديد ديگران‌، هم‌ معتقدان‌ به‌ نماز را خوشحال‌ مي‌سازد و هم‌ زمينه‌اي‌ براي‌ جذب‌ و تمايل‌ديگران‌ براي‌ حضور در نماز جماعت‌ مي‌شود.
2 ـ ترويج‌ و تبيين‌ معارف‌ الهي‌ و شعائر ديني‌؛
امام‌ رضا(ع‌) فرموده‌ است‌: «نماز جماعت‌ براي‌ آن‌ به‌ وجود آمد كه‌ اخلاص‌، توحيد، اسلام‌ و عبادت‌ در جامعه‌ ظاهرمي‌گردد».
3 ـ شكوه‌ و عظمت‌ اسلام‌؛
حضور جمعي‌ مسلمانان‌ در مساجد، ضمن‌ آن‌ كه‌ عظمت‌ و بزرگي‌ جماعت‌ مسلمانان‌ را مي‌رساند؛ بيانگر حاكميت‌ ديني‌و مكتب‌ در وجود انسان‌ها نيز هست‌.
4 ـ وحدت‌ و تعاون‌؛
نماز جماعت‌ نمايانگر وحدت‌ مسلمانان‌ و محل‌ تجلي‌ همدلي‌، تعاون‌ و همكاري‌ آنان‌ با همديگر است‌.(مع‌ مافيه‌ من‌المساعدة‌ علي‌ البرّ و التقوي‌).

ب‌) آثار و بركات‌ دنيوي‌:
1 ـ خوش‌ بيني‌ مردم‌؛
پيامبر(ص‌) فرمودند:«هر كه‌ نمازهاي‌ پنجگانه‌ را با جماعت‌ بخواند، به‌ او گمان‌ هر خير و نيكي‌ را داشته‌ باشيد».(وسائل‌الشيعه‌، ج‌ 5، ص‌ 371)
2 ـ استجابت‌ دعا؛
پيامبر(ص‌) فرمود: «چون‌ بنده‌ خدا نماز را به‌ جماعت‌ گزارد و پس‌ از آن‌ حاجتي‌ را از خدا خواهد، خداي‌ عزوجل‌ از وي‌ حيامي‌كند از وي‌ كه‌ پيش‌ از روگرداندن‌ وي‌، حاجتش‌ را برآورده‌ نسازد».(بحار الانوار، ج‌ 77، ص‌ 4)
3 ـ درمان‌ نفاق‌؛
پيامبر(ص‌) فرمود: «هركس‌ چهل‌ روز در نماز جماعت‌ شركت‌ كند و به‌ طور مرتب‌ نماز گزارد، دو برائت‌ نامه‌ و دو سندرهايي‌ بخش‌ به‌ او مي‌دهند:
1 ـ نجات‌ از آتش‌، 2 ـ رهايي‌ از نفاق‌».
4 ـ در پناه‌ خدا بودن‌؛
امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند: «هر كس‌ كه‌ نماز صبح‌ و عشا را به‌ جماعت‌ بخواند، او در پناه‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌».(المحاسن‌،ص‌ 52)
5 ـ كفارة‌ گناهان‌؛
امام‌ باقر(ع‌) فرمود: «سه‌ چيز كفاره‌ و پوشاننده‌ گناهان‌ است‌: 1 ـ وضو ساختن‌ در هواي‌ سرد، 2 ـ راه‌ رفتن‌ در شب‌ و روز به‌سوي‌ نمازها، 3 ـ محافظت‌ بر نمازهاي‌ جماعت‌».(بحار الانوار، ج‌ 88، ص‌ 10)
ج‌) آثار و بركات‌ اخروي‌:
1 ـ مونس‌ در قبر؛
پيامبر(ص‌) فرمودند: «آگاه‌ باشيد هر كه‌ به‌ طرف‌ مسجد براي‌ اقامة‌ نماز جماعت‌ حركت‌ كند، به‌ هر قدمي‌ هفتاد هزارحسنه‌ و ثواب‌ براي‌ او نوشته‌ شود... و اگر در همين‌ حال‌ بميرد، خداوند هفتاد هزار فرشته‌ بر او بگمارد كه‌ او را در قبرش‌زيارت‌ كنند و در تنهايي‌ مونس‌ او باشند و برايش‌ استغفار كنند تا برانگيخته‌ شود».(وسائل‌ الشيعه‌، ج‌ 5، ص‌ 372)
2 ـ عبور از صراط‌؛
رسول‌ خدا(ص‌) فرمودند: «هر كس‌ در هر كجا كه‌ باشد، اگر بر جماعت‌ مداومت‌ كند، مانند برق‌ سريع‌ و درخشان‌ همراه‌نخستين‌ گروه‌ بهشتيان‌ از روي‌ صراط‌ مي‌گذرد...»(بحار الانوار، ج‌ 88، ص‌ 3)
3 ـ آزادي‌ از آتش‌ دوزخ‌؛
رسول‌ خدا(ص‌) فرمودند:«هر كس‌ چهل‌ روز در نماز جماعت‌ شركت‌ كند و به‌ طور مرتب‌ نماز گزارد... دو برائت‌ نامه‌ وسند رهايي‌ بخش‌ به‌ او مي‌دهند: 1 ـ نجات‌ از آتش‌، 2 ـ رهايي‌ از نفاق‌».(همان‌، ص‌ 4)
4 ـ نجات‌ از مراحل‌ ترسناك‌ قيامت‌؛
رسول‌ اكرم‌(ص‌) فرمودند: «...در روز قيامت‌ خداوند همه‌ انسان‌ها را براي‌ حساب‌ گرد مي‌آورد. پس‌ هر مؤمني‌ كه‌ در نمازجماعت‌ شركت‌ كند، خداوند سختي‌ها و دشواري‌هاي‌ روز قيامت‌ را برايش‌ آسان‌ سازد؛ آن‌ گاه‌ فرمان‌ دهد كه‌ او را روانة‌بهشت‌ سازند».(وسائل‌ الشيعه‌، ج‌ 5، ص‌ 372)
5 ـ ترفيع‌ مقام‌؛
رسول‌ خدا(ص‌) فرمود: «اي‌ علي‌! سه‌ چيز موجب‌ ترفيع‌ مقام‌ و درجة‌ مؤمن‌ است‌:
1 ـ وضوي‌ كامل‌ در هواي‌ سرد، 2 ـ انتظار نماز بعد از نماز، 3 ـ شركت‌ مداوم‌ در نمازهاي‌جماعت‌».(بحارالانوار،ج‌8،ص‌10)

 

 

-43 با این که قرآن کریم می‌فرماید: هدف از نماز ذکر خداست‌، چرا نمی‌توان به ذکر تنها بسنده کرد و اعمال خاص دیگر مثل رکوع‌، سجده و ... را انجام نداد؟

به چند نکته توجه فرمایید.
1. پیشوایان معصوم‌: به خصوص پیامبر اکرم‌و امامان معصوم‌: مفسران واقعی قرآن کریم هستند سخنان و سیره و سنت آن‌ها می‌تواند در فهم موضوعات و استخراج احکام و روش‌های دعا و عبادت راه‌گشا باشد اهل‌بیت‌: شکل عملی قرآنند و اصولاً کتاب و عترت دو ثقل هستند که تمسک به آن‌ها انسان را از گمراهی نجات می‌دهد.
چنان‌که پیامبر گرامی‌می‌فرماید: "من در میان شما دو چیز را به امانت می‌گذارم مادامی که به آن‌ها تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم و این دو تا هرگز از هم جدا نمی‌شوند2. شیوه‌های عبادت کسب و تکالیف‌، کیفیت و کمیت واجبات باید از آیات قرآن کریم و یا روایات اسلامی گرفته شود، شیوه دعا کردن‌، چه دعایی را خواندن‌، چگونگی روزه گرفتن‌، نماز خواندن و... همه این‌ها را یا باید از آیات قرآن گرفت و یا باید از سنت و سیره و سخنان پیشوایان معصوم‌: گرفت و انجام داد، و اگر هرکس شیوه‌های ابداعی خود را در انجام عبادات و به جا آوردن واجبات اعمال کند، بدعت می‌شود و بدعت در دین حرام است و دیگر آن که احکام و دستورهای خداوند دچار تزلزل و هرج و مرج می‌شود. پس انسان باید تکالیف‌، شیوه‌های انجام آن‌ها و فروعات دین را از قرآن کریم‌، پیامبر اکرم‌یا پیشوایان معصوم‌: بگیرد و در این راستا فقهأ، علمأ، دانشمندان و مفسران قرآن کریم با استفاده از آیات قرآن‌، روایات و سنت معصومان‌:، عقل‌، اجماع احکام و تکالیف و فروعات دین را استخراج کرده و در اختیار مکلفان قرار داده‌اند. و آیه "اقم الصلوة لذکری‌" به این معنا نیست که هدف از نماز تنها ذکر خدا باشد، چون در این صورت هر تکلیفی که یاد خدا و ذکر است‌، تنها به ذکر بودن آن بسنده شود و انسان از دست یابی به اهداف اصلی تکالیف باز بماند; در آیه مذکور می‌فرماید نماز را (به همان ترتیبی که وارد شده‌) به جا بیاورید، تا همیشه به یاد خدا باشید.
3. پیامبر اکرم‌امامان معصوم‌: نماز را پس از تشریع شدن آن در شب معراج به صورت کنونی به جا می‌آورده‌اند، و فقهأ و دانشمندان اسلامی نیز نماز را به ذکرهای مخصوص (نیت‌، تکبیرة‌الاحرام و...) تفسیر کرده‌اند. بنابراین‌، صحیح است که خداوند متعال‌، در سوره طه‌، آیه 24 می‌فرماید: "اقم‌الصلوة لذکری‌; نماز را به پا دار تا به یاد من باشی‌." اما کم و کیف و روش به جا آوردن نماز (صلاة‌) چگونه است‌؟ این باید در سنت پیامبر و اهل بیت و روایات اسلامی توسط فقهأ و دانشمندان و مفسران قرآن کریم روشن شود4. ذکر، به معنای یادآوری با زبان و قلب و به یاد خداوند متعال بودن در تمام شرایط می‌باشد و نماز وقتی با تمام شرایط و اجزایش انجام می‌شود، می‌تواند بهترین ذکر و یادآوری خداوند متعال می‌باشد.

 

 

-44 چرا خودکشی در اسلام حرام است؟

 

براساس جهان بینی الهی، جهان هستی و تمام چیزهایی که در آن آفریده شده، از خدا است و مالک تمام هستی او است. بنابراین در ملک الهی تنها با اجازه مالک میتوان تصرف نمود. این مسئله در مورد آفریده‏های الهی و آنچه خداوند بر انسان حلال و حرام نموده، کاملاً روشن است. از جمله آفریده‏های خداوند،انسان و جان وی است. انسان اجازه تصرف در جان خود بدون رضایت الهی را ندارد که بدون رضایت الهی دست به خودکشی بزند و باعث نابودی خود بشود.این مانند آن است که انسانی را بدون علت بکشد. هم چنین خودکشی برخلاف فلسفه آفرینش انسان است و از این رو در اسلام حرام و ممنوع اعلام گردیده است. خداوند حکیم انسان را آفرید تا در دنیا زندگی کند و در سایه پیروی از فرامین الهی و راهنماییهای پیامبران خدا به کمال رسیده و به نعمت‏های جاویدان دست یابد. زندگی دنیا بستر کسب خوشبختی و سعادت است، یعنی بشر میتواند در این جهان به گونه‏ای باشد که به سعادت ابدی برسد. رسول گرامی اسلام فرمود: "دنیا مزرعه و کشتگاه آخرت است".(1) کسی که دست به خودکشی میزند و خود را نابود میکند، زمینه زندگی دنیا را از بین میبرد و با تدبیر و حکمت الهی به مبارزه برمیخیزد، چرا که خدا وی را آفرید، تا به طور طبیعی زندگی کند و به طور طبیعی (غیر از خودکشی) از دنیا برود. و او برخلاف این خواسته عمل نموده است. حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: "خداوند بدین خاطر قتل نفس را حرام نموده که قتل نفس موجب از بین رفتن مردم و فاسد شدن تدبیر امور آنان میشود".(2)امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "کسی که عمداً خود را بکشد، همیشه در آتش جهنم خواهد بود".

 

 

-45 فلسفه اذان و اقامه چیست؟

 

پاسخ اول: «اذان، اعلام قوای مادی و ملکوتی در انسان برای حضور در پیشگاه خداوند و اقامه حاضر نمودن آن قوا در محضر حضرت دوست است. با تکبیرات اولیه، اعلام می‏کند که موجودات عاجزند از ثناگویی خداوند و با نفی هر الهی غیر از او، استحقاق داشتن ثنا را از غیر او نفی می‏کند و با شهادت به رسالت پیامبر ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ به مقام شامخ آن حضرت توسل می‏جوید. سپس اعلان مهیا شدن برای نماز می‏کند: «حیّ علی الصلاة»، سپس سرّ نماز را اجمالاً اعلان می‏کند: «حیّ علی الفلاح؛ حیّ علی خیر العمل» و آن گاه که فطرت را بیدار و قوا را مهیا کرد، تکبیر و تهلیل را تکرار می‏کند تا اعتراف به عجز، در قلب مستقر شود. آن گاه با اقامه، حقایق سابقه را تصدیق و تعمیق می‏کند و فطرت را باز متنبه می‏سازد و آن گاه که بنده به این جا رسید اعلان حضور می‏کند که «قد قامت الصلاة».(1)
پاسخ دوم: اذان، ندا کردن مردم و فرا خواندن آنها به سوی خداست و متذکر کردن آنها به حضرت حق است.(2)

 

 

-46فلسفه واجب شدن نماز چیست؟


1ـ هشام بن حکم می‏گوید: از امام صادق ـ علیه‏السلام ـ پرسیدم چرا نماز واجب شده است با آنکه مردم را از کار و رسیدن به مشکلات و نیازهایشان باز می‏دارد و باعث زحمت و رنج جسمی آنها می‏شود؟ حضرت در پاسخ فرمود:
«اگر به مردم به غیر از آمدن دین و وجود قرآن در بین آنها تذکری داده نمی‏شد و بدون یاد و خاطره پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ رها می‏شدند، به همان سرنوشت پیروان ادیان پیشین دچار می‏شدند؛ آنها برای خود دینی و کتابی داشتند و عده‏ای را به سوی آیین خود فرا خواندند و در راه آن، جنگیدند. اما با رفتن آنها، دین و آیینشان هم کهنه شد و از بین رفت. خدای تبارک و تعالی چنین خواست که مسلمانان نام و یاد پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ و دین او را از یاد نبرند. از این رو نماز را بر ایشان واجب فرمود تا روزی پنج مرتبه به یاد او باشند و نامش را بر زبان آورند و نماز و یاد خدا از آنان خواسته شد تا مبادا از یاد خدا غافل شوند و فراموشش کنند و در نتیجه یاد و نامش محو شود.»(1)
2ـ در روایتی از حضرت علی ـ علیه‏السلام ـ نقل شده که فرمود:
«خداوند برای پاک شدن بندگان از شرک ایمان را و برای دور ماندن آنان از غرور و کبر نماز را واجب کرد.»(2)
3ـ در روایتی امام رضا ـ علیه‏السلام ـ در بیان علت وجوب نماز فرمود:
«نماز، طاعتی است که خداوند، بندگان را به آن امر کرده است؛ در نماز تعظیم و بزرگداشت خداوند است و هنگامی که بنده سجده می‏کند، در واقع به آستان حق تعالی خضوع کرده است؛ نیز در نماز، اقرار کردن بنده به این است که بالاتر از او خداوندی وجود دارد که این بنده او را عبادت و سجده می‏کند.»(3)
با توجه به آثار و فوایدی که تنها از نماز حاصل می‏شود و با توجه به حکیم بودن خداوند و لزوم داشتن روحیه اطاعت بی‏چون وچرا از او و با نظر به این که وجوب نماز عللی داشته است، نتیجه می‏گیریم که هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و صرف پاکی دل نیز ـ به فرض اینکه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده‏ای نخواهد داشت.

 

 

-47آثار و فواید نماز چیست؟

 

آثار و فواید نماز نماز، آثار و فواید زیادی دارد که در اینجا به اهم آنها اشاره می‏کنیم:
1ـ از بین بردن گناهان
قرآن کریم می‏فرماید:
«و أقِم الصلوة طَرَفَی النّهار و زُلَفاً من اللّیل انّ الحسنات یُذهِبْنَ السیئات ذلک ذکری للذّاکرین «در دو طرف روز و اوایل شب نماز را بپادار، چه آنکه حسنات، سیئات را از بین می‏برد. این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند.»
در روایتی پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «کسی که طبق دستور خداوند وضو بگیرد و نماز بخواند تمام گناهان گذشته‏اش آمرزیده می‏شود.»
2ـ طهارت روح
پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:
«مَثَل نماز در بین شما مَثَل نهری است که در نزد هر یک از شماست که در شبانه روز پنج بار خود را در آن می‏شویید و با این شست و شو دیگر چرک و آلودگی در شما باقی نمی‏ماند؛ گناهان نیز با نمازهای پنج گانه شست و شو می‏شوند.»
3ـ راندن شیطان
پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، شیطان را روسیاه می‏کند

4ـ بازداری از فحشاء و منکر
قرآن کریم می‏فرماید: «انّ الصلاة تَنهی عن الفحشاء و المنکر»«نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می‏دارد.»
5ـ استقامت و پایداری
قرآن کریم می‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلاة»«ای ایمان آورندگان! از صبر (روزه) و نماز یاری بجویید.»
از حذیفه روایت شده است که پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ هرگاه به اندوه یا مشکلی برخورد می‏کرد نماز می‏خواند.

 6ـ نزول رحمت الهی
امیرمؤمنان علی ـ علیه‏السلام ـ فرمود: «هنگامی که مؤمن به نماز می‏ایستد، شیطان به طرف او می‏آید و به سبب رحمتی که آن مؤمن را از جانب خداوند در برگرفته، به او از روی حسد می‏نگرد.»

 7ـ استجابت دعا
پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «برای کسی که نماز واجبی را بخواند، در نزد خدا یک دعای مستجاب وجود دارد.»
8ـ رسیدن به تمام خیرات
پیامبر اکرم ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز کلید هر خیری است.»
9ـ تقرب به خداوند متعال
نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: «نماز، مایه تقرب مؤمن است.»
10ـ وارد شدن به بهشت برین
رسول خدا ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، کلید بهشت است.»
آن حضرت در روایتی زیبا برای نماز ده ویژگی ذکر کرده است:
«نماز ستون دین است؛ و در آن ده ویژگی وجود دارد: نورانی شدن صورت، نورانی شدن قلب، آرامش دهنده جسم، انیس قبر، محل فرود رحمت، چراغ آسمان، باعث سنگینی کفه ترازوی اعمال صالح، باعث کسب خشنودی خداوند، بهای بهشت، سپر آتش؛ آن گاه فرمود: هر کس نماز را به پا دارد، به راستی دین خود را به پا داشته است و هر کس آن را ترک کند پس بی‏گمان دین خود را نابود کرده است.»
در تفسیر نمونه نیز آثاری برای اقامه نماز ذکر شده است:
1ـ نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می‏کند و نهال تقوی را در دل پرورش می‏دهد، و می‏دانیم «ایمان» و «تقوی» نیرومندترین سد در برابر گناه هستند؛
از حکیم بودن خداوند می‏فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده‏ها و آثار بسیار زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی‏گیرد.
2ـ نماز غفلت زداست؛ نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج بار انجام می‏شود، مرتباً به انسان اخطار می‏دهد، هشدار می‏دهد، هدف آفرینش و موقعیت او را در جهان به او گوشزد می‏کند؛
3ـ نماز، خودبینی و کبر را درهم می‏شکند؛ چه آنکه انسان وقتی در هر شبانه روز 17 رکعت و در هر رکعت دو بار در برابر خدا پیشانی بر خاک می‏گذارد، خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او می‏بیند و پرده‏های غرور و خودخواهی را از خود کنار می‏زند؛
4ـ نماز وسیله پرورش فضائل اخلاقی و تکامل معنوی انسان است؛ چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می‏برد و به ملکوت آسمانها دعوت می‏کند؛ با فرشتگان هم صدا می‏شود و خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می‏بیند. تکرار این عمل در شبانه روز، آن هم با تکیه بر صفات خداوند، اثر قابل ملاحظه‏ای در پرورش فضایل اخلاقی در وجود انسان دارد؛
5ـ نماز قطع نظر از محتوای خود، با توجه به شرایط صحت، به پاکی در زندگی دعوت می‏کند؛ چرا که می‏دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، آبی که با آن وضو یا غسل را انجام می‏دهد باید از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد. بنابراین تکرار نماز در پنج وقت، خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران؛
6ـ نماز روح انضباط را در انسان تقویت می‏کند؛ چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد و تأخیر و تقدیم آن، هر دو، موجب بطلان نماز است.

 

 

-48 فلسفه روزه چيست؟

 

يكى از عبادتهاى اسلامى روزه است، يكى از آثار تربيتى روزه اين است كه به حكومت عادت و شهوت بر انسان پايان مى دهد و انسان را از بردگى تمنيات نفسانى رها مى سازد. خطرناكترين و بدترين حكومتها، حكومت عادت بد و بندگى نفس است؛ چه بسا يك اعتياد كوچك- مانند اعتياد به سيگار- به عزت نفس انسانى لطمه جبران ناپذيروارد مى سازد تا چه رسد به اعتيادهاى ديگر. انسان آزاد كسى است كه هيچ نوع عادت نامطلوبى بر او حكومت نكند و با اراده آهنين خود حكومت هر نوع عادتى را سركوب سازد و يك چنين آزادگى و كمال روحى به مقاومت و پايدارى نيازمند است كه روزه پديد آورنده آن است.
گذشته از اين، روزه زنده كننده عواطف انسانى است. افراد ثروتمند و متمكن كه در طول سال بر سر سفره هاى رنگين مى نشينند و از افراد گرسنه كه در طول سال بسان روزه داران تا شب گرسنه مى مانند بى خبرند، با روزه گرفتن و گرسنگى سراسر روز به ياد چنين افرادى افتاده و از درد دل آنها آگاه مى شوند و در نتيجه روح و روان آنها تجليگاه عالى ترين عواطف انسانى مى گردد و به فكر كم كردن فاصله طبقاتى وبرطرف ساختن نيازمنديهاى طبقه مستمند مى افتند. چه خوب است كه طبقه مرفه ازطريق اين عبادت طعم گرسنگى و تشنگى را بچشند، سپس به فكر رفع نيازمندى طبقه اى افتند كه هرگاه به همان حال بمانند و آتش خشم آنها شعله ور گردد، همه چيز را مى سوزاند و زندگى را نابود مى سازد روزه ماه رمضان نمودارى از مساوات و اتحاد است؛ زيرا در اين ماه تمام طبقات- اعم از مرفه و غير مرفه- به تمنيات نفسانى پشت پا زده و هماهنگ مى گردند.

 

 

-49چرا اسلام موسيقى را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟!

 

گرچه رواج فوق العاده انواع موسيقى مانع از آن است كه بسيارى از افراد در اين باره درست فكر كنند و منطقى بينديشند و مطابق طرز تفكّر نادرستى كه عدّه اى به آن سخت پايبندند (متداول شدن هر چيز را دليل بر بى عيب بودن آن مى گيرند) حاضر به مطالعه در اطراف اثرات شوم و زيانبار موسيقى نيستند.
ولى افراد واقع بين هيچ گاه به اين مقدار قناعت نخواهند كرد و براى پى بردن به واقعيّت ها، على رغم شيوع آنها همواره مى كوشند و مطالعه مى كنند:
موسيقى از چند نظر قابل مطالعه است
1- از نظر زيان هاى جسمى و اثرات شومى كه روى دستگاه اعصاب انسان مى گذارد آقاى «دكتر ولف ادلر» پروفسور دانشگاه كلمبيا مى گويد:
«بهترين و دلنوازترين نواهاى موسيقى، شوم ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان مى گذارد; مخصوصاً وقتى كه هوا گرم باشد اثرات نامطلوب آن شديدتر مى گردد»!
«دكتر آلكسيس كارل» فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مى نويسد:
«ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهمّيّت كند; ولى هيچ چيز غير منطقى تر از يك زندگى به تفريح بگذرد نيست. كاهش عمومى هوش و نيروى عقل از تأثير الكل، و بالاخره از بى نظمى در عادت، ناشى مى گردد; بدون ترديد سينما و راديو در اين بحران فكرى سهيمند».
بطور كلّى بايد موسيقى را در رديف موادّ مخدّر شناخت; زيرا آثار تخديرى آن به هيچ وجه قابل انكار نيست; و تخدير انواع و اقسامى دارد و بشر مى تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند.
گاهى تخدير به وسيله خوردن است; مانند نوشابه هاى الكلى كه تخدير شديدى در اعصاب به وجود مى آورد و نيروى درك و عقل انسان را از كار مى اندازد.
گاهى تخدير به وسيله استنشاق از بينى در بدن ايجاد مى شود، مانند گرد هرويين كه از طريق بينى وارد بدن شده، اعصاب را براى مدّتى تخدير مى كند.
و براى بسيارى از بيمارانى كه احتياج به تخدير دارند از طريق تزريق موادّ مخدّر در رگ انجام مى گيرد.
گاهى همين تخدير از مجراى گوش صورت مى پذيرد و استماع موسيقى و «كنسرت» در اعصاب شنونده اثر تخديرى ايجاد كرده و زمانى آن چنان شديد مى شود كه انسان را مانند افراد بهت زده، از حالت طبيعى بيرون آورده توجّه او را از همه چيز سلب مى كند.
با توجّه به اين نكته، تصديق خواهيد نمود كه موسيقى مخدّرى بيش نيست و تمام و يا بسيارى از عيوب و مضرّات تخدير را داراست.
اصولا لذّت فوق العاده اى كه افراد از آن مى برند به خاطر همين اثر تخديرى است. گاهى اين اثر تخديرى بقدرى قوى است كه انسان عقل و هوش خود را آن چنان از دست مى دهد كه دست به حركات غير عادى مى زند.
مثلا، وقتى تخدير موسيقى قوى گرديد، قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب مى گردد. ديگر نمى تواند خوب و بدن را در حدّ واقعى خود درك كند. چه بسا وقتى تحت تأثير عوامل مرموز كشش هاى صوتى قرار گرفت و عقل و انديشه و نيروى تشخيص او اسير جذبه آهنگ هاى تند موسيقى گرديد، بسيارى از اعمال ناشايست كه در حالت عادى آن را شايسته شأن و انسانيّت خود نمى داند، مرتكب مى گردد.
تصوّر نمى كنم اين قسمت از گفتار ما احتياج به ذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد; زيرا هر فرد بيدارى توجّه دارد كه رقص هاى دسته جمعى و شب نشينى هايى كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبى و دست افشانى مشغول مى گردند، همواره توأم با آهنگ هاى تند موسيقى بوده و ارتعاش اصوات موسيقى آن چنان سرپوشى بر روى عقل و ادراك افراد مى گذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانيّت براى آنها سهل و آسان است.
چه تخديرى بالاتر از اين! وقتى كه انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرار گرفت، يك نوع رخوت و سستى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى جز شهوترانى، عشقبازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بى فروغ عقل وى مجسّم نمى گردد; و آن چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيم مقدّسى به نام رحم، مرّوت، عفّت حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعّاليّت، مبارزه و استقامت در راه هدف، به دست فراموشى سپرده مى شود.
جاى گفتگو نيست كه از روز نخست، الكل و موسيقى از بزرگترين وسيله هوسرانى براى مردان و زنان شهوتران بود و در مواقع خاصّى براى تخدير اعصاب به آن پناه مى بردند. درست است كه اسلام هرگز انسان را از لذايد طبيعى باز نمى دارد، ولى از آن لذايد زودگذر كه از طريق تخدير اعصاب و تحريك غرايز شهوانى پيدا مى شود و انسان را از حالت طبيعى بيرون مى برد، جلوگيرى مى نمايد.
مرزهاى اخلاقى موسيقى
آيا جاى گفتگوست كه يكى از عوامل انحطاط اخلاقى همين صفحات و تصنيفهاست و آيا نوارهاى فريبنده و تحريك آميز موسيقى به شيوع فساد و اعمال دور از عفّت دامن نمى زنند و آواز گرم زنان و دختران توأم با آهنگ هاى شهوت انگيز موسيقى، روحى عشقبازى را در جوانان ايجاد نمى كند؟!
وانگهى، آيا قلبى كه مملوّ از نغمه هاى شهوت انگيز و تصنيف هاى عاشقانه گرديد، در آن جايگاهى براى ياد خدا باقى مى ماند؟!
آيا دلى كه در گرداب آوازهاى عاشقانه و ارتعاش امواج موسيقى فرو رفت مى تواند به فكر بينوايان و درماندگان باشد؟
آيا چيزى كه پديد آورنده اين عوامل سوء باشد مى تواند در يك شريعت آسمانى حلال گردد؟!
نتيجه اين كه: آهنگ هاى موسيقى هم آثار زيانبخش تخدير اعصاب را دارد و هم از نظر اخلاقى يك سلسله شهوات را در انسان زنده مى كند.
از نظر بهداشتى نيز ثابت شده زياد شدن مرگ و ميرهاى ناگهانى در عصر ما عوامل و علل مختلفى دارد كه يكى از آنها شيوع موسيقى است; زيرا موسيقى عامل هيجان است و هيجان يعنى به هم خوردن تعادل اعصاب مردمى كه اعصابشان شب و روز زير نغمه هاى گوناگون موسيقى بمباران مى شود، در آستانه سكته هاى قلبى و مغزى قرار مى گيرند.

 

 -50 آیا نمازهای مستحب و نافله را علاوه برحالت ایستاده می توان در حال حرکت یا در حال نشسته و یا در حال خوابیده خواند؟                                     

نمازهای نافله را می توان در حال نشسته و یا درحال حرکت خواند. البته قانون این است که اگر انسان توان ایستادن ندارد در حالت نشسته، و اگر توان ندارد بصورت خوابیده نماز بخواند. اما انسان مسلمان این اجازه را ندارد که از ابتدا بصورت نشسته و یا خوابیده نماز مستحبی بخواند

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:10  توسط رابطان گروه معارف  | 

 


-1چرا مجتهدان در بعضي مسائل اختلاف نظر دارند؟ چرا يك رسالهء مشتركي نمي نويسند؟                                                                           

همان طور كه از سؤال بر مي آيد, فقيهان و مراجع عظام در اكثر مسائل فقهي وحدت نظر دارند وتنها در بعضي از مسائل اختلاف دارند. اختلاف امري اجتناب ناپذير است , مثل اختلاف متخصصان سايررشته ها و اطبا و مهندسان . اگر در عرصهء اختلاف نظر بين متفكران يك رشته بنگريد, كم ترين اختلاف را فقهادارند; زيرا مستندات آن ها كتاب و سنت است . فقيهان در حكم موضوع و مسئله اي كه مدرك و مستند شرعي معتبر (آيه , روايت , اجماع محصل ...) دارد, هيچ گاه اختلاف ندارند; آن جايي اختلاف دارند كه سند قطعي نباشد. در اين گونه موارد يكي مي گويد: اين روايت به نظرم صحيح و معتبر است , لذا حكمش اين است , وديگري مي گويد: به نظرم صحيح نيست ; لذا حكمش خلاف حكم اوّلي خواهد بود.
بعضي از مراجع به اصل و دليلي تمسك مي كنند كه برخي ديگر آن را معتبر نمي شناسند.
گفتني است : وقتي نظريات مراجع مختلف شد, اگر چه در بعضي موارد نوشتن يك رساله به طور دسته جمعي ممكن نخواهد بود, ولي مي توان نظريات مختلف مراجع را در يك جا جمع آوري كرد, چنان كه اخيراًفتاواي دوازده نفر از فقيهان جمع آوري و تحت عنوان در دو جلد منتشر شده

 

-2آيا از مرجع واجد شرايطي كه فوت كرده است , مي توان تقليد كرد؟ چرا؟                                                                                        

تقليد ابتدايي متوفّي جايز نيست , اما اگر از مجتهد زنده اي تقليد كند, سپس آن مرجع از دنيا برودو وي اعلم از مجتهدان زنده باشد, بايد به تقليد او باقي بماند و در مسائل مستحدثه يعني مسائلي كه قبلاً وجودنداشته و تازه موضوعيت پيدا كرده , به مجتهد زنده رجوع كند, و در صورت مساوي بودن , مجتهدان با اجازه ءمجتهدان زنده مي تواند به تقليد از مجتهد مرده باقي بماند.
بايد بدانيم احكام اسلام (همانند نيازهاي بشر) دو گونه است :
1 احكام اوليه يا ثابت : احكامي كه تحوّل و تطوّر زمان باعث دگرگوني آن نمي شود, مثل رابطهء انسان با خدا(عبادت ) كه تغييرات زمان و مقتضيات متحوّل زمان در هر ناحيه تأثير داشته باشد, در اين ناحيه تأثير ندارد ياخيلي كم تأثير دارد; يعني اين جور نيست ارتباط مخلصانه اي كه مردم هزار سال پيش مي بايست با خدا داشته باشند, امروز به گونه اي ديگر باشد
2 احكام ثانويه يا متغير: مانند برخي قوانين مربوط به روابط انسان ها با يك ديگر,; يعني مسائلي كه در گذشته مطرح
نبوده , يا اصل مسئله در گذشته مطرح بوده , لكن ماهيت و شكل آن تغير يافته است . گاهي هم ممكن است شكل ظاهري آن حفظ شود, لكن موضوع كه حكم حلال و حرام و صحت و بطلان , مبتني بر آن است , متحول شده باشد, مثل شطرنج , كه زماني موضوع براي برد و باخت و يك بازي صرفاً قماري بود, ولي امروزه مي گويندبه يك بازي علمي و ورزش فكري , تحول يافته است ; پس حكم به تبعيت از موضوع بايد حكم آن تغيير يابد.اين گونه تحول در روابط اقتصادي , فرهنگي , سياسي و... نيز ممكن است پيدا شود.
بنابراين , به فتوا و نظر مجتهدان متوفي نمي توان اكتفا كرد, چنان كه امروزه نمي توان به كتب يا نظريات پزشكان يك صد سال پيش بسنده كرد. به همين جهت است كه در روايت اسحاق بن يعقوب ما مكلّف مي شويم در اين گونه مسائل به يعني مجتهدان زنده رجوع كنيم

 

 

-3 آيا تقليد كردن يك دستور قرآني و اسلامي است؟

 

بلي قرآن كتاب آسماني و محكم‏ترين سند اسلام است؛ ولي همين قرآن، ما را به اطاعت از پيامبر اولوالامر فرمان داده است. حال آيا اطاعت از پيامبر(ص) فرمان خدا نيست؟! اگر فرمان خدا است، پس بايد گفته‏هاي پيامبر(ص) راپذيرفت. خود آن حضرت فرموده است: «من دو چيز گران‏بها در بين شما مي‏گذارم: كتاب خدا و عترت خود...». پس بايستي كتاب خدا و عترت آن حضرت را مقتدا قرار داد و نبايد بين اين دو جدايي و فاصله انداخت. حال چگونه ما بااين دو آشنا شويم و وظايف خود را از كتاب و سنت استخراج كنيم؟ آيا به متخصصي در اين زمينه نياز نيست؟ مگرهمه مي‏توانند سال‏ها در علوم قرآن، تفسير، فقه، اصول، رجال و ده‏ها علم ديگر متبحّر گردند تا بتوانند احكام الهي رااستخراج كنند؟!
خود قرآن، صدها آيات محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، مطلق و مقيّد و... وجود دارد، آيا هر كسي مي‏تواند بدون مراجعه به دانشمندان قرآني، به معاني و مفاهيم اين آيات پي ببرد؟ و... پس بايستي گروهي مسؤوليت اين كار را برعهده بگيرند و همان‏گونه كه مردم در بسياري از امور، از متخصصان آن رشته پيروي مي‏كنند، در اين موضوع نيز ازمجتهد تقليد كنند

 

 

 

اگر كسي وظيفه خود را واقعا انجام دهد، عمل او باطل نيست؛ ولي موضوع مهم چگونگي دسترسي انسان به تكاليف و تشخيص آنها است.
در آغاز تمامي رساله‏هاي عمليه، اين مسأله ذكر شده كه انسان، يا بايد مجتهد باشد تا بتواند با مراجعه به منابع و با فراهم آوردن مقدمات لازم خود تشخيص وظيفه بدهد و يا بايد مقلّد باشد و يا عمل به احتياط كند (كه كاري دشوار بلكه محال است).
اين موضوع اختصاصي به احكام ديني ندارد و در تمامي رشته‏ها و نيازمندي‏ها، وضعيت به همين منوال است. شما يا بايد خود پزشك باشيد يا بايد به پزشك مراجعه كنيد و يا خود بايد مكانيك باشيد و يا در امور فني به مكانيك مراجعه نماييد و... .
حال اگر در زمينه احكام فقهي كسي خود كارشناس باشد نيازي نيست - بلكه جايز نيست - تقليد كند؛ ولي كسي كه مي‏داند تكاليفي و مقرراتي وجود دارد كه بايستي به آنها عمل كند و خود نيز مجتهد نيست، چه بايد بكند؟ يا بايستي چشم بسته و جاهلانه دست به عمل بزند؛ عملي كه نمي‏داند آن را چگونه بايد انجام دهد؟ كه در اين صورت از جهل خود تبعيت كرده است و يا بايستي به كارشناس مراجعه كند.

 

 

-6 چرا تقليد كنيم؟ فلسفه آن چيست؟

ذهنِ پرسش‏گر هر مسلماني در جست‏وجوي فلسفه احكام شرعي است. اهميّت آگاهي از فلسفه تقليد، نسبت به ديگر احكام، بيشتر است، زيرا:
اولاً: اصل لزوم تقليد، از مسائلي است كه مكلف بايد خودش به آن دست يابد و نمي‏تواند در اين مسأله تقليد كند. اگر مكلّف مسأله لزوم تقليد را دريافت، باب استفاده از فتاواي مجتهد به روي او باز مي‏شود.
ثانياً: فلسفه تقليد، در واقع همان دليل و مستند و مدركي است كه لزوم تقليد را براي مكلف اثبات مي‏كند؛ بر خلاف ديگر احكام شرعي كه دليل آن‏ها امر و نهي‏هايي است كه در قرآن و روايات موجود است، بدون اينكه لزوما در آنها به فلسفه احكام نيز اشاره شده باشد.
لزوم تقليد
در شريعت اسلام، واجبات و محرماتي وجود دارد كه خداي حكيم آنها را براي سعادت دنيا و آخرت انسان تشريع كرده است؛ واجبات و محرماتي كه اگر انسان آنها را اطاعت نكند، نه به سعادتِ مطلوب مي‏رسد و نه از عذاب سرپيچي از آنها در صورت مخالفت در امان است.
از سوي ديگر، چنين نيست كه هر مسلماني بتواند به آساني، احكام شرعي را از قرآن و روايات و يا از عقل خود در يابد. نه قرآن مانند يك كتاب حقوقي يا رساله عمليه، احكام شرعي را به طور صريح بيان كرده است، و نه روايات معصومين(ع) چنين است، و نه عقل بشر به تنهايي مي‏تواند همه احكام را دريابد.
براي شناخت احكام شرعي، آگاهي‏هاي فراواني، از جمله: فهم آيات و روايات، شناخت حديث صحيح از غير صحيح، كيفيت تركيب و جمع روايات و آيات، و ده‏ها مسأله ديگر لازم است كه آموختن آنها نيازمند سال‏ها تلاش جدي است.
در چنين حالتي، مكلف خود را در برابر سه راه مي‏بيند: نخست اينكه راه تحصيل اين علم را كه همان اجتهاد است پيش گيرد؛ دوم اينكه در هر كاري آراي موجود را مطالعه كرده، به گونه‏اي عمل كند كه طبق همه آرا عمل او صحيح باشد (يعني احتياط كند)؛ و سوم اينكه از رأي كسي كه اين علوم را كاملاً آموخته و در شناخت احكام شرعي كارشناس است، بهره جويد.
بي‏شك، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، كارشناس احكام شرعي خواهد شد و از دو راه ديگر بي‏نياز، امّا تا رسيدن به آن، ناگزير از دو راه ديگر است.
راه دوم نيازمند اطلاعات كافي از آراي موجود در هر مسأله و روش‏هاي احتياط است و در بسياري از موارد، به دليل سختي احتياط، زندگي عادي او را مختل مي‏كند. اين سه راه اختصاص به برخورد انسان با احكام شرعي ندارد و در هر مسأله تخصصي ديگر وجود دارد؛ مثلاً يك مهندس متخصص را فرض كنيد كه بيمار مي‏شود. او براي درمان بيماري خود يا بايد خود شخصا به تحصيل علم پزشكي بپردازد، يا تمام آراي پزشكان را مطالعه كرده، به گونه‏اي عمل كند كه بعدا پشيمان نشود، و يا به يك پزشك متخصص رجوع كند.
راه اول او را به درمان سريع نمي‏رساند. راه دوم نيز بسيار دشوار است و او را از كار تخصصي خود، كه مهندسي است، باز مي‏دارد. لذا او بي‏درنگ از يك پزشك متخصص كمك مي‏گيرد و رأي او را عمل مي‏كند.
او در عمل به رأي پزشك متخصص، نه تنها خود را از پشيماني آينده و احيانا سرزنش دوستان نجات مي‏دهد؛ بلكه در اغلب موارد، درمان نيز مي‏شود. مكلف نيز در عمل به رأي مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشيماني آخرت و عذاب الهي نجات مي‏دهد،؛ بلكه به مصالح احكام شرعي نيز دست مي‏يابد.

 

-7اگر مرجع تقليد نداشته باشد چه اشكالي دارد؟ و مرجع تقليد چگونه تعيين مي شود؟ و چند مرجع برايم معرفي كنيد.

 

اگر كسي اعمالش را بدون تقليد انجام دهد در صورتي كه اعمالش با نظريات مجتهدي كه بايستي از او تقليد مي كرد انطباق داشته باشد اعمالش صحيح است ولي اگر انطباق نداشته باشد بايد جبران نمايد. از بين جوانان و افرادي كه توان تحصيل در علوم اسلامي دارند بايد تعدادي براي تحصيل به مدارس علوم اسلامي و حوزه هاي علميه كوچ كنند و درس بخوانند تا به علوم اسلامي آشنايي كامل پيدا كنند در اين مورد قرآن فرموده: فلولا نفر من كل فرقه طائفة ليتفقهوا في الدين...
چرا از هر فرقه اي گروهي براي تفقه در دين كوچ نمي كنند... از بين محصلين علوم اسلامي كساني كه به سطح علمي بالايي دست بيابند و در احكام ديني مجتهد شوند و از نظر تقوا فردي متقي باشند مردم مي توانند از آنان تقليد نمايند.
در زمان ما مراجعي كه جامعة مدرسين حوزة علميه قم معرفي كراده اند، عبارتند از آيات عظام:
1 - فاضل لنكراني، ، خامنه اي (رهبر معظم انقلاب) ، وحيد خراساني مكارم شيرازي، شبيري زنجاني، شيخ جواد تبريزي و آيات عظام ديگر از قبيل آيت الله سيستاني و... شما بايد از بين اين مراجع با اندكي

تحقيق هر كدام را كه اعلم تشخيص داديد از او تقليد كنيد و اگر نتوانستيد اعلم را تشخيص بدهيد از هر كدام كه تقليد بكنيد كافي است.

 

 

 

چنان كه دانشمندان گفته اند، يكى از بهترين راههايى جلوگيرى از انتشار ميكروبهاى بدن مردگان اين است كه آنها را در خاك دفن كنند تا هيچ گونه بيمارى براى ديگران پديد نياورند.
برخى راهى ديگر پيش مى نهند كه بدن ميّت را بسوزانند. بر فرض كه اين راه نيز براى جلوگيرى از انتشار ميكروب درست باشد، بايد پرسيد كه آن راه آبرومند و خردمندانه است يا اين راه؟! آيا انسان خردمندى كه گرفتار خرافات نيست، حاضر مى شود كه بدن پدرش را بسوزانند؟! اسلام، چنان كه زندگان را محترم مى داند، مردگان را نيز ارج مى نهد و از اين رو، فرمان مى دهد كه بازماندگان، جسد مردگان را با احترامى خاص غسل و كفن و دفن كنند.

 

 

-9• چرا مرده را كفن و دفن مى كنند و چرا طرف راست صورتش را بر خاك مى گذارند؟

 

احكامى كه در اسلام براى متوفى جعل شده براى احترام و به او، تسلى خاطر و احترام بازماندگان و عبرت گرفتن سايرين است.
آيا اگر متوفى را دفن نكنند و در گوشه اى بيندازند تا متعفن شود، بى احترامى به يك مسلمان نيست؟ آيا نبايد بين انسان و ساير حيوانات فرق گذاشت؟ از اين ها گذشته، اگر ميت را دفن نكنيم آيا متعفن شدن بدن وى باعث شيوع امراضى در جامعه نمى گردد؟و...
آيا وقتى صورت ميت را روى خاك مى گذارند، حاضرين بى اعتبارى ظواهر دنيا و تجملات آن نيز پى نمى برند؟ آيا اين موضوع و بعضى از احكام ديگر ميت موجب نمى شود مردم به فكر مرگ و معاد بيفتند؟ و دست از آلودگى و ظلم و ستم بردارند؟ اگر پدر شخصى از دنيا برود و مردم جمع نشوند تا جنازه او را بردارند، بى احترامى و بى اعتنايى به آن شخص نيست؟ آيا ناراحتى او با اين عمل بيشتر نمى شود؟ اين ها قسمتى از فلسفه احكام وضع شده براى متوفى است، اما نمى توان مدعى شد اين احكام كه غير از اين حكمتى ندارد، چه آنكه احكام اسلام، همه داراى فلسفه و حكمت هايى است كه بعضى از آنها براى ما مكشوف و بعضى هنوز معلوم نشده است و ما احكام اسلام را مى پذيريم ولو به فلسفه آن نرسيده باشيم

 

 

-10تلقين مرده واجب است يا مستحب و دليل اين كار چيست؟

 

روح در بدو ورود به «نظام برزخي» با يك عالم ناشناخته و جديد روبه‏رو است و به لحاظ مبهم بودن آينده و مسائل ديگر، در يك وحشت و ترس توأم با تحيّر و ابهام مخصوصي قرار مي‏گيرد. با اين وضعيت دو ملك نيز مي‏آيند تا آزموني سخت و پرسش‏هايي شك انداز كنند.
ممكن است روح در اين تحوّل بزرگ؛ يعني، انقطاع از دنيا و مواجه شدن با نظام جديد توأم با تحيّر و ترس، در تذّكر و يادآوري عقايد افكار خود و در ثبات آنها، گرفتار لغزش‏ها و تزلزل‏ها شود و در نتيجه در ساعات و لحظات اول آن، حضور ذهني و ثبات عقيدتي نداشته باشد و به نوعي پراكندگي، فراموشي همراه با اضطراب گرفتار شود؛ به صورتي كه حتي نام خود را نيز فراموش كند.
براي كم يا برطرف شدن اين پراكندگي، فراموشي و اضطراب در مقام پاسخ‏دهي به پرسش‏ها و «آزمون برزخي»، مستحب است كه براي ميّت «تلقين» خوانده شود تا عقايد و افكارش را به خاطرش آورند و آنها را به وي يادآوري كنند.
اين تذكر براي روح، در چنين وضعيتي، مسلماً سودمند بوده و او را براي پاسخ‏دهي در برابر پرسش از عقايد و افكار آماده مي‏سازد و چون «روح برزخي» با «بدن مادي» ارتباط و توجهي دارد و اين ارتباط در ساعات اوليه بيشتر است؛ طبعاً حركت دادن شديد بدن، توأم با خطاب به روح با اسم و مشخصات، توجّه روح را جلب و او را متوجه خطاب كننده و گفته‏هاي او مي‏كند و در هنگام تزلزل احتمالي و عدم تذكر احتمالي، نسبت به عقايد و افكار حق و صحيح، باعث برطرف شدن تزلزل و موجب تذكر و عامل ثابت شدن عقيده و افكار حق مي‏شود

 

 

-11ديدگاه پيامبراکرم(ص) حكمتهاي «وضو» چيست؟

 

مرحوم صدوق (ره) نقل فرموده كه رسول خدا (ص) پس از نماز صبح بين الطلوعين در مسجد مي نشستند و به سؤالات مردم پاسخ مي دادند. روزي دو نفر نوبت گرفته در محضر حضرت سؤالاتي طرح كنند. حضرت به اولي فرمود گرچه شما قبل از آن برادر آمديد، لكن نوبت خود را به ايشان بدهيد. چون شما اهل كرم و ايثار هستيد او كار لازمي دارد و مستعجل است. (ادب رعايت نوبت را حضرت در آنجا آموختند). بعد فرمودند من بگويم براي چه كاري آمده ايد يا شما مي گوييد؟
عرض كردند يا رسول الله شما بفرماييد.
فرمودند: يكي براي يادگرفتن مسائل حج و ديگري براي سؤال و آموختن مسائل وضو آمده است. آنگاه سؤالها را جواب دادند
وضو گرفتن، يعني شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها؛ شستن صورت، يعني خدايا هر گناهي كه با اين صورت انجام دادم آن را شستشو مي كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم. و با پيشاني پاك سر بر خاك بگذارم.
شستن دستها در وضو يعني خدايا ازگناه دست شستم و گناهاني را كه با دستم مرتكب شده ام، با شستن دست، آن را تطهير مي كنم.
مسح سر در وضو يعني خدايا از هر خيال و باطل و هوس خام كه در سر پروراندم، سرم را تطهير مي كنم و آن خيالهاي باطل را از سر به دور مي افكنم.
مسح پا يعني خدايا من از جاي بد رفتن پا مي كشم و اين پا را از هر گناهي كه با آن انجام داده ام تطهير مي كنم.
اگر كسي بخواهد نام مبارك حق تعالي را بر زبان آورد، بايد دهان را تطهير كند. مگر مي شود با دهان ناشسته انسان نام خدا را ببرد؟ بايد دهان را با آب مضمه كند و بشويد.

 

 

-12 فلسفه كيفيت وضو را بيان فرماييد. 

 

الف‌) وضو بنده‌اي‌ كه‌ آمادة‌ مناجات‌ و راز و نياز با اول‌ قدرتمندجهان‌ هستي‌ مي‌گردد، بايد از هر لحاظ‌ خود را مهّيا سازد و با حالت‌ موردپسند و هيئتي‌ نيكو در محضر او، حاضر شود. بدون‌ طهارت‌ از پليدي‌ هاي‌ظاهري‌ و باطني‌ نمي‌توان‌ به‌ دستگاه‌ قدسي‌ آن‌ عزيز راه‌ يافت‌ .
حال‌ وضو و طهارت‌ نيز، مقدمه‌ و كليد براي‌ ورود به‌ گلستان‌ سرسبز نماز ومناجات‌ است‌ و در نتيجه‌ آغازي‌ براي‌ ورود به‌ بهشت‌ (الوضوء مفتاح‌ الصلاة‌والصلاة‌ مفتاح‌ الجنة‌). (نهج‌ الفصاحه‌ ح‌ 1588).
امام‌ هشتم‌ (ع‌) در بارة‌ فلسفه‌ و اسرار «وضو» مي‌فرمايد:
1 ـ وضو، يك‌ ادب‌ در برابر خداوند است‌ تا بنده‌ هنگام‌ نماز، وقتي‌ در برابر اومي‌ايستد پاك‌ باشد.
2 ـ همچنين‌ از آلودگي‌ها و پليدي‌ها، پاكيزه‌ شود.
3 ـ به‌ علاوه‌ در وضو از بين‌ رفتن‌ كسالت‌ و طرد خواب‌ آلودگي‌ (و ايجاد نشاط‌)است‌ .
4 ـ دل‌ و روح‌ را آماده‌ ايستادن‌ در برابر پروردگار مي‌سازد.
5 ـ در وضو شستن‌ صورت‌ و مسح‌ سر و پاها واجب‌ است‌ ؛ زيرا اينهاعضوهايي‌ است‌ كه‌ در نماز به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند.....) (وسائل‌الشيعه‌ ج‌ 11،ص‌ 257).
علاوه‌ بر اين‌ مي‌توان‌ به‌ فلسفه‌ و حكمت‌هاي‌ زير نيز اشاره‌ كرد:
الف‌) وضو به‌ معناي‌ نظافت‌، شست‌ و شو و پاكيزگي‌ است‌. ما قسمتهايي‌ ازبدن‌ را ـ كه‌ معمولا بيرون‌ است‌ ـ پاكيزه‌ ميكنيم‌ .
صورت‌ بيرون‌ است‌ و زودتر كثيف‌ مي‌شود ؛ دست‌ معمولا تا آرنج‌ بيرون‌است‌ و در مواقع‌ معمولي‌ بيشتر كثيف‌ مي‌شود ؛ بعد هم‌ قسمتي‌ از جلو سر وروي‌ پاكه‌ بيرون‌ است‌ همه‌ را تميز مي‌كنيم‌ .
البته‌ پاكيزه‌ كردن‌ را بايد براي‌ خدا و اطاعت‌ از دستور او انجام‌ داد .
آمادگي‌ جسم‌ و روان‌ است‌ وضو مفتاح‌ در باب‌ جنان‌ است‌ وضو
با آب‌ حيات‌ عشق‌، دل‌ را شوييد آئينه‌ پاكي‌ جهان‌ است‌ وضو
ب‌) شهيد بهشتي‌ (ره‌) در بارة‌ فلسفه‌ وضو افزوده‌ است‌: «وضو، شست‌ وشوي‌ كردن‌ و آنگه‌ به‌ مسجد و محل‌ نماز خراميدن‌ است‌ .
يك‌ قدم‌ به‌ سمت‌ پاكي‌ معنوي‌ بر داشتن‌ است‌. لذا، اگر كسي‌ همين‌ حالا نيز به‌حمام‌ رفته‌ باشد، بايد براي‌ خدا وضو بگيرد تا يك‌ قدم‌ به‌ خلوص‌ و خدايي‌بودن‌ نزديك‌تر شده‌ باشد»(سرود يكتا پرستي‌، ص‌ 20).
ج‌) وضو؛ عنوان‌ مقدمه‌ نماز نه‌ تنها موجب‌ تطهير جسم‌ از آلودگي‌ها مي‌شود؛بلكه‌ تطهير روح‌ را در بر مي‌گيرد.
با وضو مؤمن‌ احساس‌ ميكند، جسم‌ و روحش‌ از آلودگي‌ گناهان‌ و لغزش‌هاپاك‌ شده‌ است‌ .
اين‌ احساس‌ پاكي‌ و طهارت‌ جسمي‌ و روحي‌، انسان‌ را براي‌ ارتباط‌ معنوي‌ باخدا و ورود به‌ حالت‌ آرام‌ سازي‌ جسمي‌ و روحي‌ از نماز آماده‌ مي‌سازد (قرآن‌و روانشناسي‌ ص‌،357).
ب‌) نماز
در نماز راز و رمز و اهداف‌ چندي‌ نهفته‌ كه‌ بعضي‌ از آنها عبارت‌ است‌ از:
الف‌) ياد و ذكر خدا؛ زيرا انسان‌ موجود فراموش‌كاري‌ است‌. بنابر اين‌ هرچند ساعت‌ يك‌ بار، با خواندن‌ نماز خداي‌ سبحان‌ را ياد كرده‌ و متذكر وجودلايتناهاي‌ او مي‌شود.
ب‌ ) وقتي‌ انسان‌ متذكر خدا بود و خدا را مراقب‌ خويش‌ ديد، قهراً ازانجام‌ گناه‌ و منكرات‌ شرم‌ و حيا مي‌كند. بنابر اين‌ يكي‌ از اهداف‌ نمازجلوگيري‌ از فحشا و منكرات‌ است‌: «ان‌ الصلوة‌ تنهي‌ عن‌ الفحشاء و المنكر».
ج‌ ) هدف‌ ديگر نماز عبوديت‌ و خشوع‌ و خضوع‌ در پيشگاه‌ مقام‌ ربوبيت‌است‌. به‌ طور مؤدب‌ ايستادن‌، ركوع‌ كردن‌، جبين‌ به‌ خاك‌ ساييدن‌، سجده‌ ونشستن‌ دو زانو و... همه‌ نشانه‌هاي‌ خضوع‌ است‌. و اين‌ حقي‌ است‌ از خداي‌سبحان‌ كه‌ هر انساني‌ موظف‌ به‌ اداي‌ آن‌ است‌. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ همين‌خشوع‌ و خضوع‌، به‌ تدريج‌ در روح‌ و جان‌ ما اثر گذاشته‌ و انسان‌ را در برابرساير افراد متواضع‌ مي‌كند. امام‌ علي‌(ع‌) مي‌فرمايد: «ومن‌ تعفير عتاق‌ الوجوه‌بالتراب‌ تواضعاً ؛ خداي‌ سبحان‌ نماز را مقرر داشت‌ تا پيشاني‌ از روي‌ تواضع‌ به‌ خاك‌ماليده‌ شود»، (نهج‌البلاغه‌). حضرت‌ فاطمه‌(س‌) نيز مي‌فرمايد: «جعل‌ اللهالصلاة‌ تنزيها لكم‌ من‌ الكبر ؛ خداوند نماز را مقرّر داشت‌ تا دامن‌ انسان‌ را از كبر ومنيّت‌ پاك‌ گرداند».
د ) راز ديگري‌ كه‌ در نماز نهفته‌ است‌ تشكيل‌ جماعت‌هاست‌. ويل‌دورانت‌ مي‌نويسد: بر هيچ‌ انسان‌ منصفي‌ پوشيده‌ نيست‌ كه‌ شركت‌ مسلمان‌هادر نمازهاي‌ جماعت‌ روزانه‌ چه‌ اثر خوبي‌ در وحدت‌ و تشكّل‌ آنها دارد. باكمي‌ دقت‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ در سايه‌ همين‌ جماعت‌ها و جمعه‌هاست‌ كه‌انسجام‌ و اتحادي‌ در اقشار مختلف‌ ايجاد مي‌شود و در ساية‌ آن‌ بركات‌ وارزش‌هايي‌ وجود دارد. از كارهاي‌ عمراني‌ يك‌ منطقه‌ گرفته‌ تا راه‌ حل‌ سايرمشكلات‌ افراد و جامعه‌. آنچه‌ ذكر شد بيانگر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ به‌ هر حال‌يكي‌ از اهداف‌ نماز، پاك‌ و منزه‌ ساختن‌ روح‌ انسان‌ از كبر و منيت‌ است‌؛همچنان‌ كه‌ نماز بازدارنده‌ انسان‌ از لغزش‌ها و گناهان‌ است‌. نماز در ساحت‌روح‌ انسان‌، همان‌ نقشي‌ را ايفا مي‌كند كه‌ نرمش‌ و ورزش‌ در ساحت‌ جسم‌انسان‌ ايفا مي‌نمايد. اگر كسي‌ ورزش‌ رابراي‌ مدت طولاني‌ ترك‌ كند، كم‌كم‌بدنش‌ دچار يك‌ نوع‌ سستي‌ و كسالت‌ مي‌شود و چه‌ بسا سلامت‌ خود را ازدست‌ بدهد.
بنابر اين‌ انسان‌ بايد روزانه‌ يا لااقل‌ هفته‌اي‌ چند ساعت‌، به‌ راهپيمايي‌ وورزش‌ بپرازد تا به‌ تدريج‌ جسم‌ را سلامت‌ و شاداب‌ سازد. روح‌ انسان‌ نيزچنين‌ نيازي‌ دارد، بايد هر روز اين‌ نيايش‌ و سرود مذهبي‌ و اسلامي‌ تكرارگردد تا به‌ تدريج‌ سلامت‌ و شادابي‌ روح‌ انسان‌ در سايه‌ ياد حق‌ احراز گردد.

 

 

-13• در وضو چرا سه بار و بيشتر شستن دست و صورت حرام است يعني مي توانست فقط جايز نباشد حكمت به كارگيري اين واژه چيست؟

به نظر مي‏رسد، قبل از پاسخ به اين پرسش چند توضيح و روشن‏سازي در مورد همين سؤال داشته باشيم:
1. از لحاظ اصطلاحِ كارشناسانه‏ي فقهي، هيچ تفاوتي بين دو واژه‏ي «حرام است» و «جايز نيست» وجود ندارد؛ چه اين كه نتيجه‏ي هر دو اين است كه مكلّف هيچ تأييد و مجوزي از خداوند براي انجام يك كار به دست نياورده و در صورتِ ارتكاب، دچار عقاب و عذاب مي‏شود.
2. در اين كه منظور از هر مرتبه شستن چيست؟ و آيا ملاك، نيّت است يا شستن تمام عضو؟ بحث فقهي وجود داشته و مقلّد هر يك از مراجع بايد به فتواي مرجع خود مراجعه نمايند(مسأله 248 از توضيح‏المسايل مرحوم آية‏الله خميني). مثلاً طبق نظر حضرت آية‏الله تبريزي، اگر چندين مرتبه آب ريخته شود و تمام عضو هم شسته گردد، ولي شما نيّت مرتبه‏ي اول داشته باشيد، همان بار اول محسوب مي‏شود. ولي آية‏الله بهجت و آية‏الله فاضل لنگراني، ملاك در هر بار شستن را، فرا گرفته شدن عضو توسط آب دانسته و نيت و قصد را شرط نمي‏دانند. از اين رو با دو بار آب ريختن كه عضو كاملاً شسته شود، ديگر اجازه‏ي ريختن آب براي بار سوّم وجود نداشته و حرام است (اين دو كلمه، مترادف‏اند). از اين جهت، اين دو كلمه هم‏معنا بوده و تفاوتي ندارند تا بخواهيم حكمت آن را جستجو كنيم.
امّا چرا سه بار شستن، حرام است؟
1.وضو يك موضوعِ عبادتي است كه بايد به قصد «قربت و نزديكي به خدا» انجام شود؛ و روشن است كه خدا به عنوان هدف و مقصد، بايد بيانگر چگونگي آمدن به سوي او و راه تقرّب باشد و و در اين رابطه، عبادتگر عاشقانه به عيّنت بخشيدن به آن چيزي مي‏پردازد كه از او خواسته‏اند. و در اين مورد، خداوند نمي‏پسندد شخصي با سه بار شستن بخواهد به خدا نزديك شده و نماز بخواند و قطعاً علت اين چيزي جز مصلحت و حكمتِ الهي نمي‏باشد.
2.در برخي از روايات، از سه بار شستن به «بدعت» تعبير شده. يعني كاري كه به تغيير و دست‏كاري در مكانيزم دين و احكام و آداب حقيقي آن مي‏انجامد. پس شستن بار سوّم، موجب مي‏شود كه وضو از اصالت اوليه و الهي خود خارج شده و از عبوديّت و تسليم به دل بخواهي بودن و نفساني شدن تبديل گردد.
3.همچنين در تعدادي ديگر از روايات، شستن تا دو بار را از سنّت‏ها و روش‏هاي پيامبر اكرم(ص) دانسته و بار سوم را سنّت‏شكني و خروج از روش و الگوي ايشان مي‏داند. خلاصه اين كه: وضو، مقدمه‏ي عبادتي بزرگ است و اين مقدمه به حفظِ سنّت‏ها بستگي دارد، نه سنت‏شكني و از بين بردن هنجارها و اصالت‏هاي فرهنگ عبادت.
بنده آن باشد كه بند خويش نيست
جز رضاي خواجه‏اش در پيش نيست
4.علاوه بر آن‏چه گفته شد چه بسا حرمت بار سوم براي جلوگيري از اسراف باشد كه خود اسراف از محرمات است.

 

 

-14چرا خروج ريح(باد معده) موجب بطلان وضو و نماز مى شود؟

 

با انديشه در روايت ذيل، پاسخ روشن خواهد شد.
شخصى خدمت معصوم((عليهم السلام)) رسيد و گفت: يابن رسول الله! مقدارى روغن داشته ام، و فضله موشى در آن افتاده چه كنم؟
حضرت فرمود: اگر جامد است، مقدارى از اطراف آن را بردار و بقيه پاك است و اگر مايع است آن را بايد دور بريزى.
گفت: يابن رسول الله! مقدار يك فضله چيزى نيست كه آن همه روغن را كنار بگذارم و از آن بگذرم.
حضرت فرمود: تو دين خود را سبك و كوچك، شمردى نه اين كه فضله موش را كوچك بدانى.
اين يك واقعيّت است كه ما اگر دين و شريعت را به آن اندازه بزرگ دانستيم كه امام حسين((عليه السلام))آن همه برايش قربانى مى دهد خواهيم پذيرفت كه گاه تخلّف و بى ادبى كوچكى روزنه اى براى نفوذ

شيطان خواهد شد.

 

 

-15چرا هنگام غسل بعد از سر و گردن حتماً بايد سمت راست شسته شود؟ اگر از سمت چپ شروع كنيم و يا در وضو اگر از پايين به بالا آب ريخته شود، چه اشكالي دارد؟

 

ترتيبي كه در شستن اعضاي غسل و وضو بايد رعايت شود ( و اگر رعايت نگردد، غسل و وضو باطل مي شود) از روايات استفاده شده است. احكام شرعي بايد آن گونه انجام شود كه دستور اسلام است وگرنه عبادت نيست. عبادت اين است كه دقيقاً طبق دستور شرعي و به قصد قرب انجام شود.
هر حكمي از احكام الهي علت و حكمتي دارد، گرچه به حكمت و علت آن پي نبريم. يكي از حكمت ها تعبد و تسليم انسان در مقابل پروردگار مي باشد، يعني خداوند مي خواهد ببيند چه كسي عملي را به خاطر خدا انجام مي دهد و چه كسي به خاطر اهداف ديگر. به ديگر سخن آن چه در اعمال عبادي مايه رشد و ترقي انسان است، اين مي باشد كه عمل را قربة الي الله انجام دهد، نه به انگيزه هاي ديگر. از اين رو غسل و وضو و ساير اعمال را همان گونه كه اسلام گفته انجام مي دهيم، گرچه فلسفه آن را ندانيم.
يكي ديگر از حكمت ها رعايت نظم و ترتيب است. يكي از حكمت هاي نظم و ترتيب در اعمال عبادي، حفظ آن در زمان ها و دوره هاي مختلف باشد، اين مضمون از امام صادق بيان شده (ع) بسياري از پيامبران آمده اند، اما به مرور زمان، آيين و شريعت آنها دچار تحريف شد. اما در اسلام احكام و دستورها به شكل دقيق و منظم بيان شده، تا دچار تحريف و دگرگوني نشود. اگر دست و خواسته انسان ها در آن برود، در نهايت به جايي خواهد رسيد كه هيچ اثري از آن نباشد، مثلاً غسل، يكي بگويد چرا از راست شروع كنيم، بياييم از چپ شروع كنيم! ديگري بگويد چرا اصلاً غسل كنيم، بيايم فقط حمام برويم و تميز شويم! اصلاً چرا حمام برويم و ... كه در نهايت از هيچ چيز اثري باقي نخواهد ماند.
از ديگر اهداف ، ايجاد وحدت و همگوني اعمال بين مسلمانان است، كه همه از نظر عبادي به سوي يك قبله نماز بخوانند، نيز در وقت خاصي نماز بخوانند و در ماه خاصي روزه بگيرند و به يك گونه وضو و غسل انجام دهند و... اگر هر مسلماني به شكلي كه دلش مي خواهد عبادت كند يا غسل و وضو انجام دهد يا به جهتي كه دلش مي خواهد نماز بخواند ، ديگر اطاعت و پيروي از خدا و پيامبر و امام معنا پيدا نخواهد كرد. قرآن به مسلمانان دستور مي دهد: " ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهواآنچه را كه پيامبر براي شما آورده و بدان دستور داده، آن را انجام دهيد و آنچه كه شما را از آن منع كرده انجام ندهيد".
"قل ان كنتم تحبّون الله فاتّبعوني يحببكم الله؛بگو اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي كنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد".
در مورد نماز پيامبر فرمود: "صلّوا كما رأيتموني أصلّي؛  همان طور كه من نماز مي خوانم، شما هم نماز بخوانيد". اصولاً عبادت به معناي بندگي است و بندگي يعني اطاعت از دستور، كه اگر چنين نباشد، از صورت عبادي و بندگي خارج خواهد شد.
اما اين كه بندگي انسان در مقابل خدوند چه فوايد و آثاري دارد، بحث مستقلي مي طلبد.
بنابراين اطاعت و پيروي از دستورهاي الهي مخصوصاً امور عبادي يك اصل اساسي و بسيار مهم است كه برخي از آثار پر بركت آن را جامعة اسلامي در نمازهاي جماعت و جمعه و مراسم عيد فطر و حج مشاهده مي كند و ابهّت و عظمت آن در ديد جهانيان چشمگير است.



-16فوائد غسل جمعه چيست؟

همان طوري كه عالم طبيعت و مجموعه آسمان‏ها و زمين باطني دارند آنچه در عالم شريعت به نام قوانين الهي مطرح است هم داراي اسرار و باطن‏هايي هستند. از امام صادق(ع) روايت شده است كه آن حضرت فرمودند: غسل جمعه پاكيزه كننده و كفاره گناهان است از جمعه تا جمعه ديگر.
در حديث ديگر از آن حضرت نقل شده كه فرمودند: هر كه غسل جمعه بكند و بگويد ((اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علي محمد و آل محمد واجعلني من التوابين واجعلني من المتطهرين)) اين غسل و دعا پاك مي‏گرداند او را تا جمعه ديگر،

 

-18 چرا در خانواده در تقسيم ارث، زن نصف مرد سهم مي برد؟

 

حقوق كارگر روز مزد بيشتر از كارمند رسمي است. اين به خاطر آن نيست كه شخصيت كارگر از كارمند بيشتر است، بلكه به خاطر آن است كه براي كارمند، بيمه، بازنشستگي، مرخصي، حق مأموريت، حق مديريت، حق عائله، سختي كار، بدي آب و هوا و ... در نظر گرفته شده است كه همة آنها محاسبه نشود، حقوق كارمند از كارگر بيشتر مي شود.
اسلام، ارث زن را نصف مرد قرار داده ولي در عوض هزينه زندگي را از دوش او برداشته و هزينه هاي خوراك، پوشاك، مسكن و درمان او را توسط مرد تأمين كرده است.
زن، سهم ارث خود را براي خود حفظ مي كند و تمام مخارج زندگي خود را از شوهر مي گيرد. به علاوه مهريه اي را هم از او دريافت مي كند كه اگر مهريه و هزينه زندگي را در كنار سهم ارث بگذاريم، سهم زن بيشتر مي شود. در توضيح اينكه اسلام وظائفي برعهده مردان گذارده كه با توجه به آن نيمي از درآمد مردان عملاً خرج زنان مي شود , درحالي كه برعهده زنان چيزي گذارده نشده است , مرد بايد هزينه زندگي همسرخود را طبق نيازمندي او , از مسكن و پوشاك و خوراك وساير لوازم بپردازد , وهزينه زندگي فرزندان خردسال نيز برعهده اوست , درحالي كه زنان از هرگونه پرداخت هزينه اي حتي براي خودشان معاف هستند بنابراين يك زن مي تواند تمام سهم ارث خود راپس اندازكند , درحالي كه مرد ناچار است آن را براي خود وهمسر و فرزندان خرج كند , ونتيجه آن عملاً چنين مي شود كه نيمي از درآمد مرد براي زن خرج مي شود , ونيمي براي خودش , درحالي كه سهم زن همچنان بحال خود باقي مي ماند .
براي توضيح بيشتر به اين مثال توجه كنيد : فرض كنيد مجموع ثروت هاي موجود در دنيا معادل 30 ميليارد تومان باشد كه از طريق ارث تدريجاً درميان زنان و مردان جهان (دختران و پسران) تقسيم مي گردد, اكنون مجموع درآمد مردان را با مجموع درآمد زنان جهان از راه ارث حساب كنيم , مي بينيم ازاين مبلغ 20 ميليارد سهم مردان و10 ميليارد سهم زنان است, اما مطابق معمول , زنان ازدواج مي كنند , وهزينه زندگي آنها بردوش مردان خواهد بود وبه همين دليل زنان مي توانند 10 ميليارد خود را پس انداز كنند , ودر بيست ميليارد سهم مردان , عملاً شريك خواهند بود , زيرا درمورد آنها و فرزندان آنها نيز مصرف مي شود .
بنابراين د رواقع نيمي از سهم مردان كه 10 ميليارد مي شود صرف زنان خواهد شد , وبا اضافه كردن اين مبلغ به 10 ميليارد كه پس انداز كرده بودند , مجموعاَ صاحب اختيار 20 ميلياد _ دو سوم مجموع پول دنيا _ خواهند بود , درحالي كه مردان بيش از 10 ميليارد عملا براي خود مصرف نمي كنند .
نتيجه اينكه سهم واقعي زنان , از نظر مصرف و بهره برداري دو برابر سهم واقعي مردان است , و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولاً قدرت آنها را براي توليد ثروت كمتراست , و اين يك نوع حمايت منطقي و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده وسهم حقيقي آنها را بيشتر قرارداده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است .
اتفاقاً با مراجعه به آثار اسلامي به اين نكته پي مي بريم كه سوال بالا از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده وگاه بيگاه از پيشوايان اسلام دراين زمينه پرسش هايي مي كردند , و پاسخ هايي كه از طرف پيشوايان بزرگ (ائمه اهل بيت "ع") به اين سؤال داده شده غالباً به يك مضمون است , وآن اينكه "خداوند مخارج زندگي و پرداخت مهر را برعهده مردان گذارده است به همين جهت سهم آنها را بيشتر قرار داده " .
دركتاب "معاني الاخبار" از امام علي بن موسي الرضا (ع) نقل شده كه درپاسخ اين سوال فرمودند : "اينكه سهم زنان نصف مردان از ميراث است به خاطر آن است كه زن هنگامي كه ازدواج مي كند چيزي مي گيرد ومرد ناچار است چيزي بدهد , به علاوه هزينه زندگي زنان بردوش مردان است , درحالي كه زن در برابر هزينه زندگي و خودش مسئوليتي ندارد

 

 

-19چرا اهل سنت بعد از حمد آمين مي گويند, ولي شيعه نمي گويند؟ 

 

اين پاسخ به مفهومي كه شيعه و سني از بدعت دارند, بر مي گردد.
شيعه بر اين باور است كه بدعت مطلقاً يا حرام است , براي اين كه هر چيزي بر دين افزون كنند, بدعت و حرام است , خواه در عبادت باشد يا ساير مسايل ديني . از نظر شيعه بدعت خوب در مذهب نداريم و هر بدعتي , حرام وموجب گمراهي است , ولي اهل سنت بدعت را بر دو قسم مي دانند: يكي بدعت هاي نيكو و ديگري بدعت هاي زشت ;و نتيجه مي گيرند بدعتي كه عُمَر در نمازها گذاشت , بدعت خوبي است , مثل نماز تراوايح , دست بسته نماز خواندن ,آمين بعد از سورهء حمد. مستند آنان حديث نبوي است كه فرمود: (1)
اين احاديث مربوط به سنت هاي اجتماعي است , نه ديني , مثلاً كسي كاباره بسازد و مردم را دعوت كند و به تدريج ورود مردم سنت شود! اين عمل گناه است , گرچه سنت شود, ولي اگر بيمارستان درست كند و براي يتيمان لباس تهيه نمايد, ابتكار و سنت خوبي است .  
اختراعات از بدعت هاي خوب بشري است , اما در دين , بدعت خوب و بد معني ندارد.
هر بدعتي در دين , ضلالت و گمراهي است .
آمين در زمان پيغمبر نبود و بعد از سورهء حمدمستحب است گفته شود. هم اكنون بعض ي فرقه هاي اهل سنت آمين نمي گويند و همگي آن را از بدعت هاي خليفهء دوم مي دانند, منتها گمان مي كنندبدعت خوب و بد داريم , كه درست نيست .

 

 

-20 فلسفة قصاص چيست؟

 

قصاص عبارت است از اين كه مجرم را به مانند جرمي كه مرتكب شده، مجازات كنند.
فلسفة قصاص از لحاظ فردي، رعايت حق فرد و احترام به خون و جان وي است و از لحاظ اجتماعي، تأمين امنيت اجتماع و حذف يك فرد مزاحم از محيط جامعه مي باشد.
قرآن كريم مي فرمايد: " ولكن في القصاص حياهْْ يا اولي الالباب؛ براي شما در قصاص حيات و زندگي است اي صاحبان خرد".(1) حضرت علي (ع) فرمود: " فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك ... و القصاص حقنا للدّماء؛ خداوند ايمان را به خاطر پاك كردن دل از شرك و قصاص را براي حفاظت خون ها واجب و مقرّر فرمود".(2)
قصاص، ضامن حيات و ادامة بقا مي باشد، زيرا از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك گاه بهترين وسيله براي رشد و تكامل اجتماع است. از اين رو قصاص به عنوان غريزه در نهاد انسان گذارده شده است. اصولاً حذف موجود خطرناك و مزاحم يك اصل عقلي است و نظام طب، كشاورزي ، دامداري و ... روي اين اصل بنا شده است، زيرا مي بينيم به خاطر حفظ بدن، عضو فاسد را قطع مي كنند، و يا به خاطر نمو گياه، شاخه هاي مضر و مزاحم را مي برند. در قصاص هم هدف عدالت خواهي و حمايت از خون بي گناهان و پيش گيري از تكرار ظلم و ستم و قطع كردن عضو مزاحم جامعه مي باشد.

 

 

-21چرادیه زن نصف مرد است؟

 

ديه در اسلام بر معيار ارزش معنوي مقتول نيست، بلكه مربوط به مرتبه بدن انسان است. ديه يك انسان بي سواد با ديه يك انسان عالم يك اندازه است. همين طور ديه يك مرد با تقوا، با ديه يك مرد بي تقوا بنابر اين جهات معنوي از قبيل علم، تقوا و سيادت تأثيري در مقدار و كم و زيادي ديه ندارد.
پس ديه مربوط به مرتبه بدن انسان است وبه آن خون بها مي‏گويند.
حال بايد ديد چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟ چرا در اسلام به عنوان قانون، ديه زن نصف ديه‏مرد قرار داده شده است؟
در قرآن آيه‏اي تصريح ندارد كه ديه زن نصف ديه مرد است، ولي درباره قصاص فرموده: "الانثي بالانثي؛(1) زن در مقابل زن قصاص مي‏شود". اين آيه دلالتي بر ديه ندارد.
اما فرقي بين زن و مرد در قصاص از اين آيه و آيه "ان النفس باالنفس".(2) استفاده مي‏شود كه بحث مفصل دارد.
در روايات آمده است: امام صادق(ع) فرمود: "دية المرأة نصف دية الرجل؛(3) ديه زن نصف ديه مرد است".
در روايات اهل سنت نيز آمده است: "دية المرأة علي النصف من دية الرجل؛(4) ديه زن نصف مقدار ديه مرداست".
حكم ديه در اسلام با توجه به تفاوت بين زن و مرد تدوين شده است و اين تفاوت نه بر منزلت مرد مي‏افزايد و نه از مقام زن مي‏كاهد. (5) تفاوت مرد و زن به خلقت آنان بر مي‏گردد و جنبه خلقي و فطري دارد.
خلقت مرد ازجهاتي متفاوت از خلقت زن است.
مرد از توانمندي جسمي و روحي ويژه‏اي برخوردار است، بر خلاف زن كه جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد. بر اين اساس وظائف سخت‏تري بر مردان تحميل شده است، از قبيل كار و تلاش براي تأمين غذا و پوشاك و مسكن و سائر لوازم زندگيِ و ايجاد امنيت اجتماعي و خانوادگي و دفاع در برابر تهاجم بيگانگان و اداره اجتماع ، كه همه وظائف سختي است كه بر اساس توانايي‏هاي مرد بر دوش او سنگيني مي‏كند. زن نيز بر اساس توانايي وجودي خود وظائف متناسب دارد.
آيه شريفه "الرجال قوّامون علي النساء بما فضل اللَّه بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم؛ (6) مردان بر زنان حاكم اند، به جهت فضيلتي كه خداوند به آنان داده و به جهت خرج هايي كه بر گردن آنان نهاده شده است" ناظر به تفاوت خلقي مرد و زن دارد، جعل قوانين هميشه جنبه عامّ و كلّي دارد، چون مردان غا لبا اين چنين اند و زنان غالباً آن چنان هستند، اين احكام قرار داده شده است.
وظائف مرد به گونه‏اي جدا از وظائف زن مي‏باشد و باعث شده است كه ارزش اجتماعي و وجودي او بيشتر از ارزش اجتماعي و وجودي زن باشد، نه ارزش انساني، زيرا ارزش انساني مرد با ارزش انساني و معنوي زن يكنواخت است. هر دو انسان‏اند. مرد انسان كاملي است و زن نيز با ويژگي هايش انساني كامل است.
اگر زن يا مرد ويژگي‏هاي خود را نداشتند، كامل نبودند. كمال مرد به مرد بودن او است و كمال زن به زن بودن او.
بنابر اين از جهات معنوي و توانايي رسيدن به كمالات اخلاقي هر دو مساوي‏اند.
در ديه جهات معنوي و كمالات قاتل و مقتول تأثيري ندارد، بلكه ديه، بهاي ارزش وجودي مقتول است. اگر مقتول مرد باشد، ديه او بيشتر است، به جهت توانايي‏ها و وظائف سنگيني كه بر عهده او بوده و فعلا بر اثر قتل به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، ديه او كمتر است به جهت ارزش وجودي او. اين تفاوت است، نه تبعيض. بين تفاوت و تبعيض بسيار فرق است. كارگري كه از توان كاري بيشتري بهره‏مند است، تفاوت دارد با كارگري كه ضعيف است و توانايي كارهاي سنگين را ندارد. مزد آنان فرق مي‏كند. اگر كارفرما يك كارگر قوي و يك كارگر ناتوان را به طور مساوي مزد بدهد، به حق كارگر قوي ظلم كرده و اين كار بي عدالتي فاحش است. اگر خداوند متعال ديه مرد و زن را به طور مساوي قرار مي‏داد، با عدالت سازگار نبود.
اين كه گفته شود در زمان ما زنان در تحصيل و كسب درآمد و مقامات علمي به درجات بالايي دست يافته‏اند؛ اين‏ها امتيازات معنوي است و در ديه اين گونه امتيازات لحاظ نمي‏شود.
ثانيا كارهايي كه زنان درجامعه بر عهده دارند، غالبا كارهاي سبك است، از قبيل كار با كامپيوتر يا پزشكي يا كارهاي علمي، كه غالبا كارهاي طاقت فرسايي نيستند، ولي كارهايي از قبيل معدنكاري، بنايي، آهن ريزي ساختمان، جوشكاري روي اسكلت برج‏هاي بلند و يا دفاع در مقابل دشمن در مرزها و... كارهاي سختي است كه غالبا زنان نمي‏توانند از عهده آن‏ها بر آيند.

 

 

-22دينى كه براى سعادت انسان آمده، چطور انسان را در برابر خاك بى ارزش به سجده مى آورد، آيا اين باعث قداست و پرستش خاك نمى شود؟

 

اگر ما خداوند را داراى علم گسترده و بى نهايت، و موجودى حكيم بدانيم، خواهيم پذيرفت كه هيچ دستورى را بى حساب نمى دهد و حتماً محاسبه آثار آن شده است، مگر اين كه مادر اين زمينه داراى مشكل باشيم.
امّا درباره سجده بر خاك، اولا؛اين كار ارزشى براى خاك نيست؛چون انسان براى اظهار تواضع نسبت به خداوند چنين عملى را ارتكاب مى كند و دليل آن ذكرى است كه مى گوييم و علت سجده را بيان مى كنيم. و مى بينيم كه مهر نماز در بين ما احترامى ندارد و فقط براى سجده بر خاك استفاده مى شود. و اگر هم كسى احترام مى گذارد و مى بوسد، دليلى ندارد؛البته مهر امام حسين(عليه السلام) مشهور به تربت كربلا دليل خاص دارد كه استثناء مى شود.
ثانياً؛اين حركت، يك مفهوم زيبا و سمبليك دارد كه از امام على(عليه السلام) پرسش شد و ايشان چنين جواب فرمودند:
سجده اول؛يعنى اعتراف به اين كه خدا من چيزى نبودم، جز همين خاك سرد، اما تو به من هستى دادى.
با سجده دوم، يادآورى اين معنا مى شويم كه دوباره به همين خاك باز مى گرديم.
و هنگامى كه سر از سجده بر مى داريم، اذعان مى كنيم كه در خاك نمى مانيم و بايد پاسخگوى اعمال خويش در فرصت بين تولد تا مرگ باشيم.

 

 

-23 فلسفه نماز آيات خواندن زماني كه نه زلزله را حس كرديم نه ترسيدم، چيست؟

 

فلسفه و حكمت نماز آيات، تنها ترسيدن و وحشت از برخي پديده ها نيست. براي پديده هايي مانند كسوف و خسوف نماز آيات واجب شده است، در عين حال كه مردم به طور معمول از آنها وحشت و ترسي ندارند يا حتي نماز هنگام زلزله مانند بادهاي سياه، مقيد به ترس نيست.
بنابراين، حكمت نماز آيات هر چند در برخي موارد شايد ترس مردم باشد كه به واسطه نماز آيات به آرامش و امنيت خاطر برسند «الا بذكر الله تطمئن القلوب» (رعد، آيه 28). اما حكمت هاي ديگري نيز دارد.
از مجموعه رواياتي كه درباره نماز آيات آمده است برداشت مي شود كه بروز اين پديده ها كه معمولا غير عادي و خارج از روند زندگي، انسان ها است، موقعيتي مناسب براي رو آوردن به خداوند و به ياد آوردن علت واقعي همه چيزها است. لذا در اين لحظه ها شايسته و لازم است كه ايمان قلبي خود را در قالب عمل ريخته و با خواندن يكي از بهترين ذكرهاي خداي متعال؛ يعني نماز و نهادن پيشاني به آستان قدس پروردگار جهان، عقيده و اعتراف باطني خود را ابراز نماييم.
در روايتي پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: «خورشيد و ماه به خاطر مرگ يا زندگي كسي كسوف و خسوف نمي شوند. اين دو از نشانه هاي خداوند متعال مي باشند، هنگامي كه خسوف و كسوف را مشاهده كرديد براي نماز خواندن به مساجد برويد» (وسايل الشيعه، ج 7، ص 492).
در روايت ديگري آمده است: «پديده هاي زلزله، كسوف، خسوف و بادهاي ترسناك از نشانه هاي قيامت است. پس هنگامي كه يكي از اين پديده ها رخ داد، قيامت را به ياد آوريد و به مساجد آييد و در پيشگاه الهي تضرع نماييد».
افزون بر آن، نماز آيات مانعي براي پناه بردن برخي مردم به يك سلسله امور خرافي است. اسلام، با واجب كردن نماز آيات، به هنگام اين پديده ها مردم را از توجه به اوهام و خرافات بازداشته و افكار آنان را به نقطه اي كه سرچشمه تمام حوادث گيتي است متوجه ساخته است، همچنان كه حضرت ابراهيم از افول ماه و خورشيد، توحيد را نتيجه گرفت و فرمود: «اني وجهت وجهي للذي فطر السموات والارض حنيفا و ما ان من المشركين» (انعام، آيه 79).
در واقع شايد نام گذاري نماز آيات (نماز نشانه ها) به همين دليل باشد كه انسان با اين نماز اين پديده ها را نشانه اي از قدرت، عظمت و مالكيت خداوند براي همه چيز بداند.

 

 

-24 اگر اسلام با تجمل گرايي مخالف است پس چرا توصيه كرده است كه با بهترين لباس نماز بخوانيد؟

 

از مستحبات نماز اين است كه نمازگزار، لباسي ساده و تميز بپوشد (نه فاخر و قيمتي) و خود را با انواع بوهاي خوش، معطر كند و با پاكي و نظافت در درگاه الهي حاضر شود؛ اين نه تنها تجمل و زينت نيست؛ بلكه احترام به ساحت الهي و بزرگداشت عظمت و بزرگي او است. نمازگزار در محضر آفريدگاري توانا و دانا، به عبادت و نيايش مي‏پردازد و با او به مناجات و راز و نياز مي‏پردازد پس چه بهتر كه در اين حال، بهترين لباس‏هاي خود را بپوشد، از انواع عطرها استفاده كند، سر و صورت خود را مرتب سازد و با دلي آماده و تني پاك، نماز بخواند.
اين رفتار انسان، باعث جلب رضايت الهي و دريافت پاداش‏ها و عنايت‏هاي خاص او مي‏شود

 

 

-25 دليل اينكه مستحب است كه مردان جلوتر از زنان نماز بخوانند چيست ؟

 

آدمي در حال عبادت خود را در محضر خدا مي بيند و با او سخن مي گويد و به راز و نياز با او بر مي خيزد. با مروري به روايات و احكام آداب نماز دو نكته به خوبي جلوه گر است:
1. اجتناب از هر آنچه كه باعث توجه به غير خدا است.
2. رعايت عفت و حيا به ويژه براي زنان.
از آنجا كه زن همانند گل است و خواسته يا ناخواسته چشم هاي محرم يا غير محرم را مي ربايد، شارع مقدس براي صيانت زن، دستوراتي واجب يا مستحبي را در نماز يا غير آن داده است؛ آب ريختن به دست ها از داخل آرنج هنگام وضو، كنار هم قرار دادن پاها هنگام قيام، ابتدا زانوها را روي زمين قرار دادن پيش از رفتن به سجده، گذاشتن آرنج ها و شكم بر زمين و چسباندن اعضاي بدن به يكديگر هنگام سجده و... همگي نشان دهنده آن است كه اين كارها مانع از در معرض ديد قرار گرفتن برجستگي هاي بدن زن به ويژه در نماز كه با نشستن و برخاستن و ركوع و سجود همراه است خواهد بود - تصور اين امر به ويژه در زناني كه چادر نمي پوشند راحت تر است - از جمله دستورات ديگر براي صيانت زن جلوتر قرار گرفتن مردان از زنان در هنگام نماز با تأكيد بيشتر و در جاهاي ديگر با تأكيد كمتري است.
اين ادب، از نوع حركت حضرت موسي و دختر حضرت شعيب به خوبي نمايان است. هنگامي كه دختر حضرت شعيب به درخواست پدرش از حضرت موسي دعوت كرد. براساس برخي روايات، دختر براي راهنمايي، از پيش رو حركت مي كرد و موسي از پشت سرش. باد بر لباس دختر مي وزيد و ممكن بود لباس را از اندام او كنار زند، حيا و عفت موسي اجازه نمي داد چنين شود به دختر گفت من از جلو مي روم، بر سر دو راهي ها مرا راهنمايي كن.
حاصل آن كه دليل اين حكم، روايات متعددي است كه از پيشوايان معصوم رسيده است و شايد يكي از حكمت هاي آن چنان كه گفته آمد اهتمام و اصرار شارع بر حفظ عفت و حياي زنان و دور نگه داشتن مرد از توجه به غير خدا هنگام نماز باشد.

 

 

-26 چرا بر پسر بزرگ تر واجب است قضاي نماز پدر را بخواند, اما واجب نيست قضاي نماز مادر رابخواند؟

 

اكثر مراجع مي فرمايند: قضاي نماز و روزه هاي پدر و مادر بر پسر بزرگ تر واجب است .
آيات عظام : اراكي , گلپايگاني , صافي , فاضل و مكارم به قضاي نماز و روزهء پدر و مادر فتوا داده اند. بنابراين فتواي مراجع مختلف است . بعضي از مراجع نسبت به قضاي نماز و روزهء مادر, به استحباب فتوا داده اند.(

 

 

-27چرا در نماز جماعت سورهء حمد را مأموم نمي خواند؟ 

 

در احاديث متعددي از پيامبر و معصومان رسيده است كه شأن نزول آيهء . نماز است در غيرنماز گوش دادن و سكوت مستحب است . چون امام جماعت , حمد و سوره را كه از قرآن است مي خواند, به حكم اين آيه , شنيدن و سكوت واجب است , ولي در نماز ظهر و عصر چون صداي امام شنيده نمي شود, مستحب است مأموم آهسته حمد و سوره را بخواند. هم چنين اگر در نماز صبح و مغرب و عشا, صداي امام نرسد, مستحب است مأموم ذكر بگويد يا حمد و سوره بخواند.
در نماز جماعت , امام از طريق نيابت از مأمومين , حمد و سوره را مي خواند, ولي ساير اذكار را بايد مأموم هم بخواند, پسر حداقل پيروي اين است كه حمد سوره از مأموم ساقط شود.
امام صادق (ع)سكوت در نماز به هنگام خواندن آيات قرآن را واجب شمرده است . در غير نماز, سكوت مستحب است .

 

 

-28چرا در نماز اول تشهد مي خوانند و بعد سلام مي دهند آيا در اين زمينه گفته اي با روايت يا سفارشي از بزرگان دين شده است ؟

 

دربارهء كيفيت خواندن نماز روايات فراواني وجود دارد كه همه بيانگر روش و سنّت پيامبر(ص)ست . يعني نحوهء نماز خواندن پيامبر(ص)را براي ما تشريح كرده اند. پيامبر(ص)فرمود: (1)
امامان معصوم كه از اهل بيت آن حضرت هستند نحوهء نماز پيامبر(ص) را اين طور براي ما ترسيم كرده اند. نحوه ءخواندن تشهد و سلام گفتن نيز در روايات به همين ترتيبي كه گفته مي شود وارد شده از جمله روايت 2از باب 3ازابواب تشهد كتاب وسائل كيفيت تشهد و بعد از آن سلام را بيان كرده و در ابواب تسليم (2) (سلام دادن آخر نماز) نيز رواياتي آمده و علما و فقيهان از صدر اسلام تا كنون باب تشهد را قبل از باب سلام در كتابهايشان مطرح فرموده اند وعمل و روش مسلمانان اعم از سني و شيعه بر همين روش است . بنابراين سه دليل بر اين روش ذكر كرديم :

 

 

-29 چرا نماز ميت، سجده ندارد؟

 

كلمه كه معمولاً به ترجمه مي شود, در روايات و آيات و هم چنين در لغت عربي ,كاربردهاي مختلفي دارد كه از قرائت و نشانه هاي موجود در جمله , مفهوم حقيقي و مورد نظر شارع مقدس اسلام به دست مي آيد. در همه جا به معني انجام افعال و گفتن اذكار مخصوصي كه از نيت و قيام و تكبيرة الاحرام شروع شود و به سلام ختم گردد و داراي حمد و سوره و ركوع و سجود و تشهد و... باشد نيست , بلكه گاهي به و نيز اطلاق مي گردد.
يا كه آن را به نماز ميّت ترجمه مي كنند, چيزي جز نيست , چون نمازبدون ركوع و سجود و طهارت و وضو, نماز نيست .(1)
شخصي از امام صادق(ع) سؤال مي كند: آيا مي توان بر جنازهء ميّت بدون وضو نماز بخوانم ؟
حضرت مي فرمايد: بله مي تواني , چون اين نماز چيزي جز گفتن .(2)
اين ذكرها, نماز به مفهوم رايج نيست تا نياز به وضو داشته باشد, چنان كه طهارت لباس و بدن شرط نيست و به همين جهت , حمد و سوره و ركوع و سجده و تشهد و سلام هم ندارد.
در روايتي امام باقر7فرمود: .
در روايتي كه از امام رضا(ع) نقل شده است , حضرت فرمود: . به عبارت ديگر: منظور اين بود كه بازماندگان با خواندن اين اذكار توحيدي و هديه كردن ثواب آن به روح ميت , به وي ثوابي برسد. هم چنين وقتي نمازگزاران در اين نمازشهادت مي دهند و مي گويند: خدايا! ما جز خوبي از اين مرده چيزي نمي دانيم , زمينه اي فراهم مي شود تا ميّت موردشفاعت و مشمول لطف و رحمت قرار گيرد.

 

 

-30 امروز كه مسافرت‏هاي بسيار طولاني با كمترين مدت انجام مي‏گيرد، چرا مسافر باز همان حدود معين را بايد مراعات كند و نمازش را شكسته بخواند؟

 

اوّلاً فلسفه بعضي از مسائل به خصوص شرايط و خصوصيات احكام هنوز ناشناخته مانده است مثل اين كه چرا حد و معيار قصد نماز پيمودن مسافت چهار فرسخ است؟ اما يقين داريم كه بدون فايده و مصلحت هم نيست. شايد پيشوايان ديني ما يا شارع مقدس به اين دليل وارد جزئيات نشده‏اند كه خواسته‏اند مقررات اسلامي به عنوان يك سلسله قوانين مقدّس الهي پيروي شود و از اين راه روح ايمان و خداشناسي و بندگي افراد تقويت گردد. امام علي(ع) در اين باره مي‏فرمايد: "خداوند بندگانش را به بعضي از اموري كه به اصل آن جاهل‏اند آزمايش كرده است تا بدين وسيله مردم از يكديگر تمييز داده شوند و تكبر و فخر فروشي از آن‏ها دور گردد".(1)
ثانياً از آن جا كه اسلام، دين سمحه سهله است، شارع مقدس به خاطر آسان‏گيري براي مسافر كه زحمت سفر را تحمل كرده، اين ارفاق را ارزاني داشته است تا نماز را شكسته به جا آورد. بديهي است اكنون نيز با وجود امكانات و تسهيلات فراوان، سفر كردن همراه با زحمت است، هر چند شكل آن تغيير كرده است، مثلاً در گذشته سفرها توأم با خستگي جسمي بود، ولي در حال حاضر سفر كردن خستگي روحي را به همراه دارد. از روايات استفاده مي‏شود كه قصر نماز صدقه‏اي است كه خداوند به بندگانش ارزاني داشته است.(2) اصولاً شخص مسافر، به جهت مشغله كاري يا هر مسئله ديگري به سفر مي‏رود و طبعاً قصر و شكسته شدن نماز، نوعي سبك گرفتن و ايجاد راحتي براي او است.
ثالثاً از بعضي روايات استفاده مي‏شود كه آن چه در ابتدا خداوند واجب كرده، نماز به صورت دو ركعتي بوده است، سپس پيامبر(ص) در غير سفر به نمازهاي ظهر و عصر و عشا دو ركعت اضافه كرد كه به "فرض النّبي" معروف است.
بنابراين مي‏توان گفت در حال سفر نماز به همان شكل اوّلي باقي مانده است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:5  توسط رابطان گروه معارف  | 

 

 

 

تدوين گر :گروه معارف ناحيه يك همدان

 

 

 97   سوال منتخب از بين سوالات دانش آموزان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



مقدمه           


برابر آنچه از روایات استفاده مى شود، تعقیبات (علاوه بر کمال نماز و قبولى آن) سبب فراوانى روزى است. و مؤمن تا هنگامى که پس از نماز، در ذکر خداوند است، گویا در نماز است و ثواب نماز را دارد،و دعا پس از نماز واجب، از نماز مستحب بهتر است.
مرحوم علاّمه مجلسى فرموده است: تعقیبات نماز، به قرآن و ذکر و دعایى گویند که پس از نماز، متّصل به نماز باشد، و افضل آن است که با وضو و نشسته و رو به قبله باشد، و بهتر آن است که همانند تشهد بنشیند و در اثناى تعقیب سخن نگوید، مخصوصاً در تعقیبات نماز مغرب. و برخى گفته اند همه شرایط نماز را در تعقیبات رعایت کند; ولى ظاهراً پس از نماز در هر حالى مشغول خواندن قرآن، ذکر و دعا باشد فى الجمله ثواب تعقیبات نماز را دارد; هرچند در حال راه رفتن باشد. از ائمّه اطهار(علیهم السلام) در تعقیبات نماز، دعاهاى فراوانى براى امور دنیا و آخرت وارد شده است، و چون بهترین عبادت جوارحى و بدنى، نماز است و تعقیباتى که وارد شده است در تکمیل نماز و رفع نواقص آن نقشى مؤثّر دارد و همچنین سبب ترفیع درجات و آمرزش خطایا و گناهان است و براى به دست آوردن حاجات نیز مفید است، از این رو قسمى از تعقیبات را این جا ذکر مى کنیم.
1ـ تعقیبات مشترک.

لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ اِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ لا نَعْبُدُ اِلاَّ اِیّاهُ، مُخْلِصین  لَهُ الدّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ رَبُّنا وَ رَبُّ آبائِنَا الاَْوَّلینَ،

لاإلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ،اَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ،  وَهَزَمَ الاَْحْزابَ وَحْدَهُ،فَلَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، یُحْیى وَیُمیتُ، وَیُمیتُ

وَیُحْیى، وَ هُوَ حَىٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ

2ـ به سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که آن حضرت وقتى از نماز فارغ مى شد دستش را بالاى سرش مى برد (و دعا مى کرد).

 3ـ تسبیح حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) که روایات فراوانى در فضیلت آن وارد شده است:
در روایت معتبر دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: «تسبیح حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) پس از هر فریضه، براى من از هزار رکعت در هر روز محبوبتر است».
کیفیّت تسبیح حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام):
روایات درباره چگونگى این تسبیح کمى تفاوت دارد، ولى آنچه مشهورتر و روشن تر است، بدین گونه است:
سى و چهار مرتبه اللّه اکبرسى و                                              سه مرتبه الحمد للّه                                           سى و سه مرتبه سبحان اللّه
همچنین سنّت است که پس از تسبیحات حضرت زهرا(علیها السلام) یکبار لا اله الاّ اللّه گفته شود،) و بهتر است با تسبیحى که از تربت امام حسین(علیه السلام) است این اذکار را بگوید.)
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که: «هر کس با تربت امام حسین(علیه السلام) یکبار استغفار کند، خداوند براى او هفتاد بار مى نویسد

».4ـ مرحوم «کلینى» به سند معتبر از امام باقر(علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «کسى که بعد از نماز واجب و پیش از آن که پاهایش را (از حالت نمازگزار) برگرداند سه بار این دعا را بخواند، خداوند گناهانش را بیامرزد، هرچند فراوان باشد»:

اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا ِالهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ، ذُو الْجَلالِ وَ الاِْکْراموَاَتُوبُ اِلَیْهِ.

5ـ مرحوم «شیخ کلینى» از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که بعد از هر نماز فریضه، این دعا را ترک مکن:

اُعیذُ نَفْسى وَما رَزَقَنى رَبّى، بِاللهِ الْواحِدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ،وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، و

َاُعیذُ نَفْسى وَما رَزَقَنى رَبّى، بِرَبِّ الْفَلَقِ، مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ، وَمِنْ شِرِّ غاسِق اِذا وَقَبَ، وَمِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِى الْعُقَدِ،وَمِنْ شَرِّ حاسِد اِذا حَسَدَ،

 وَاُعیذُ نَفْسى وَما رَزَقَنى رَبّى، بِرَبِّ النّاسِ،مَلِکِ النّاسِ، اِلهِ النّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ، اَلَّذى یُوَسْوِسُ فىصُدُورِ النّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ.)

6ـ مرحوم «کلینى» به سند معتبر از «على بن مهزیار» روایت کرده است که امام هادى(علیه السلام) به کسى که تقاضا کرد حضرت دعایى را به او بیاموزد که پس از هر نماز بخواند تا خداوند خیر دنیا و آخرت را به وى عنایت فرماید; چنین نوشت:

اَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَعِزَّتِکَ الَّتى لا تُرامُ، وَقُدْرَتِکَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ، مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، وَمِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ کُلِّها.

و در برخى روایات در آخر دعا، اضافه شده است:

وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّة أَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها، إنَّ رَبِّى عَلى صِراط مُسْتَقیم، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

 

7ـ «شیخ کلینى» و «شیخ صدوق» علیهما الرّحمة از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) نقل کرده اند که کمترین دعایى که بعد از نماز واجب مى توانى بخوانى این است که بگویى:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کُلِّ خَیْر اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ، وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ کُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ عافِیَتَکَ فى اُمُورى کُلِّها، وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْیا وَعَذابِ الاْخِرَةِ.

 8ـ مطابق روایتى از امام صادق(علیه السلام) مستحب است که پس از نماز بخوانى:

اَللّهُمَّ اَعْتِقْنِى مِنَ النّارِ، وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ، وَزَوِّجْنِى مِنَ الْحُورِ الْعین

َ9ـ خواندن بعضى از سوره ها وآیات: مستحب است پس از نماز، سوره حمد و آیة الکرسى را بخواند. و آیه شهادت را; یعنى:

شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، وَالْمَلائِکَةُ وَاُولُوا الْعِلْمِ، قآئِماًبِالْقِسْطِ، لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ، اِنَّ الدّینَ عِنْدَ اللهِ الاِْسْلامُ، وَمَااخْتَلَفَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ اِلاَّ مِنْ بَعْدِ مآ جآئَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ، وَمَنْ

یَکْفُرْ بِایاتِ اللهِ، فَاِنَّ اللهَ سَریعُ الْحِسابِ.

و همچنین آیه مُلک یعنى:

قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ، تُؤْتِى الْمُلْکَ مَنْ تَشآءُ،وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ، وَتُعِزُّ مَنْ تَشآءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ، بِیَدِکَ الْخَیْرُ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، تُولِجُ اللَّیْلَ فِى النَّهارِ، وَتُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ، وَتُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ، وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ، وَتَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِساب

مطابق روایتى از امام صادق(علیه السلام) این آیات آثار مهمّى در بخشودگى گناهان و جلب رحمت الهى دارد

«شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد») پس از نقل آن آیات، آیات ذیل را نیز اضافه مى کند:
الف) آیات 54 تا 56 سوره اعراف، که به «آیه سَخره» معروف است:

اِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاْرْضَ فى سِتَّةِ اَیّام ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ، یُغشِى اللَّیْلَ النَّهارَ، یَطْلُبُهُ حَثیثاً، وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرات بِاَمْرِهِ،ألا لَهُ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ، تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ

* اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً، اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ * وَ لا تُفْسِدُوا فِى الاْرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً اِنَّ رَحْمَةَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ.

ب) سه مرتبه این آیات را بخواند:

سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ * وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلینَ * وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ.

 --10درباره فضیلت قرائت آیة الکرسى پس از نماز، روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است که آن حضرت به على(علیه السلام) فرمود: «اى على، خواندن آیة الکرسى را پس از هر نماز واجب ترک مکن چراکه جز پیامبر یا صدّیق و یا شهید، بر خواندنش مراقبت نمىورزد».در روایت دیگرى آمده است: «هر کس پس از هر نماز، آیة الکرسى را بخواند، نمازش قبول مى شود و در امان پروردگار و تحت حمایت او خواهد بود».
11ـ «شیخ صدوق»(رحمه الله) و دیگران، به سندهاى معتبر از امام محمّد باقر(علیه السلام) روایت کرده اند که: مردى به نام شیبه هُذُلى، به محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد (و با ناراحتى) عرض کرد: یا رسول اللّه، من پیر و ناتوان شده ام و نمى توانم اعمالى که پیش از این، از نمازها و روزه ها و حج و جهاد را انجام مى دادم، به جاى آورم، کلماتى به من بیاموز که خداوند مرا به آنها سود دهد، و در عین حال سبک و آسان باشد. پیامبر فرمود: بار دیگر سخنت را تکرار کن! او نیز این سخن را تکرار کرد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: به خاطر این سخنت، درخت ها و کلوخ هایى که بر گردت بودند، بر تو گریستند; آنگاه فرمود: پس از هر نماز صبح ده بار بگو:

سُبْحانَ اللّهِ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

با خواندن این دعا، خداوند تو را از بیمارى هاى مختلف حفظ خواهد کرد. شیبه گفت: اینها براى دنیایم، براى آخرتم نیز چیزى بفرما! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: پس از هر نمازى مى گویى:

اَللّهُمَّ اهْدِنى مِنْ عِنْدِکَ، وَ اَفِضْ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ، وَ انْشُرْ عَلَىَّ مِنْرَحْمَتِکَ، وَ اَنْزِلْ عَلَىَّ مِنْ بَرَکاتِکَ.

آنگاه فرمود: هر کس بر این دعا مداومت ورزد و تا وقت مردن عمداً آن را ترک نکند، وقتى که به محشر وارد شود، درهاى بهشت براى او گشوده شود تا از هر درى که بخواهد وارد بهشت گردد.

 12ـ ذکر تسبیحات اربعه:
مرحوم «شیخ طوسى» و دیگران به سندهاى صحیح از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده اند که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)روزى به اصحاب خویش فرمود: «هر کس از شما پس از نماز سى مرتبه بگوید:

سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ.

از وى دفع مى شود سوختن، غرق شدن، فرود آمدن خانه، افتادن در چاه، حمله درندگان، مرگ هاى سوء و هر بلاى دیگرى که در آن روز از آسمان فرود آید».در روایت

 دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: کسى که پس از هر نماز، پیش از آن که حرکت کند، چهل مرتبه بگوید: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا اِلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ

سپس از خدا حاجتى را بطلبد، خداوند آن را برآورده سازد. در روایتى دیگر، از همان حضرت(علیه السلام) نقل شده است که: هر کس پس از نماز واجب، سى مرتبه «سبحان اللّه» بگوید، گناهان او بخشوده مى شود.

13ـ مرحوم «کلینى» به سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که: هر کس پس از نماز فریضه، سه بار بگوید:

یا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشاءُ، وَ لا یَفْعَلُ ما یَشاءُ اَحَدٌ غَیْرُهُ،

سپس از خداوند چیزى بخواهد، حاجتش روا شود.

 14ـ به سند موثّق از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: هر کس بعد از نماز، قبل از آن که زانوانش را حرکت دهد و برخیزد، ده مرتبه این ذکر را بگوید گناهان زیادى از او بخشوده و حسنات زیادى در نامه عمل او نوشته مى شود:

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، اِلهاً واحِداً اَحَداً صَمَداً، لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً

براى این ذکر، فضیلت فراوانى ذکر شده است، مخصوصاً پس از نماز صبح، و نماز عشا و هنگام طلوع و غروب آفتاب.

 15ـ مرحوم «شیخ کلینى» و «شیخ صدوق» و دیگران به سندهاى صحیح از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده اند که: جبرئیل(علیه السلام) در زندان نزد حضرت یوسف(علیه السلام) آمد و به او گفت بعد از هرنماز بگو: اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فَرَجاً وَ مَخْرَجاً، وَ ارْزُقْنى مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ، وَ مِنْ حَیْثُ لا اَحْتَسِبُ

16ـ در روایتى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود: هر کس مى خواهد که خداوند او را در قیامت بر اعمال بدش مطّلع نسازد و دیوان گناهانش را نگشاید، بعد از هرنماز این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَکَ اَرْجى مِنْ عَمَلى، وَاِنَّ رَحْمَتَکَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى، اَللّهُمَّ اِنْ کانَ ذَنْبى عِنْدَکَ عَظیماً، فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى، اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ اَکُنْ اَهْلا اَنْ تَرْحَمَنى، فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى، لاَِنَّها وَسِعَتْ کُلَّ

شَىْء، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

17ـ علاّمه مجلسى از مرحوم «کفعمى» نقل کرده است: شخصى خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد، و از بیمارى و تنگدستى و فقر، شکایت کرد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به او فرمود: پس از هر نماز واجب بخوان:

تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا یَمُوتُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِى الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً.

و مطابق روایت دیگر، آن حضرت فرمود: هیچ گاه سختى و شدّتى به من رو نیاورد، مگر آنکه جبرئیل بر من ظاهر شد و گفت این دعا را بخوان.
18ـ مرحوم «شیخ مفید» در «مقنعه» این دعا را براى تعقیبات همه نمازها، آورده است:

اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِالْعِلْمِ، وَزَیِّنّا بِالْحِلْمِ، وَجَمِّلْنا بِالْعافِیَةِ، وَکَرِّمْنا بِالتَّقْوى، اِنَّ وَلِیِّىَ اللهُ الَّذى نَزَّلَ الْکِتابَ، وَهُوَ یَتَوَلَّى الصّالِحینَ.

19ـ مرحوم «شیخ صدوق» و «شیخ طوسى» و دیگران با سندهاى معتبر از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: هر کس دوست دارد ازدنیا بیرون رود، در حالى که از همه گناهان پاک شده باشد، آن گونه که طلا از ناخالصى ها پاک مى شود، و کسى از او مظلمه اى را بازخواست نکند، پس از نمازهاى پنج گانه، دوازده بار سوره اى که اوصاف خدا را بیان مى کند بخواند (یعنى سوره توحید را) سپس دستها را به سوى آسمان بگشاید و این دعا را که خواهد آمد بخواند; آنگاه آن حضرت فرمود: این دعا از رازهاى مکنون و پنهانى است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آن را به من آموخت و به من دستور داد که آن را به حسن و حسین(علیهما السلام) نیز بیاموزم:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَکْنُونِ الْمَخْزُونِ، اَلطّاهِرِ الطُّهْرِ الْمُبارَکِ، وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ، وَسُلْطانِکَ الْقَدیمِ، یا واهِبَ الْعَطایا، یا مُطْلِقَ الاُْسارى، یا فَکّاکَ الرِّقابِ مِنَ النّارِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَفُکَّ

رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَاَخْرِجْنى مِنَ الدُّنْیا آمِناً، وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ سالِماً، وَاجْعَلْ دُعآئى اَوَّلَهُ فَلاحاً، وَاَوْسَطَهُ نَجاحاً، وَآخِرَهُ صَلاحاً، اِنَّکَ اَنْتَ عَلاّمُ الْغُیُوبِ.

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: هر کس سوره «توحید» را بعد از هر نماز تلاوت کند، خدا خیر دنیا و آخرت را براى او جمع کرده و خودش و پدر و مادرش را بیامرزد.

 20ـ مرحوم «شیخ مفید» در کتاب «امالى» از محمّد بن حنفیه نقل کرده است که: روزى پدرم امیر مؤمنان(علیه السلام) را در حال طواف دیدم، در همان حال مردى را دید که به پرده هاى کعبه چنگ زده و دعایى را مى خواند، آن مرد به امیر مؤمنان(علیه السلام) گفت: این دعا را بعد از هر نماز بخوان، به خدا سوگند هر مؤمنى که این دعا را پس از نماز بخواند، خداوند متعال، گناهان زیادى را از وى بیامرزد.
امام(علیه السلام) فرمود: من این دعا را مى دانم و آن شخص حضرت خضر بود. آن دعا این است:

یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْع، یا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ السّآئِلُونَ، وَیا مَنْ لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ، اَذِقْنى بَرْدَ عَفْوِکَ وَمَغْفِرَتِکَ، وَحَلاوَةَ رَحْمَتِکَ.

21ـ مرحوم «دیلمى» در کتاب «اعلام الدین» از ابن عبّاس نقل کرده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: هر کس سه مرتبه این آیات را بعد از نماز مغرب بخواند، هرچه از ثواب و پاداش که در روز گذشته از او فوت شده است را دریابد و نمازش مورد قبول قرار گیرد و اگر آنها را بعد از هر فریضه و یا نماز مستحب بخواند، براى او ثواب فراوان نوشته مى شود، و آیات این است:

فَسُبْحانَ اللهِ حینَ تُمْسُونَ وَحینَ تُصْبِحُونَ * وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَعَشِیّاً وَحینَ تُظْهِرُونَ * یُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَیُحْیِى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَکَذلِکَ تُخْرَجُونَ

سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ * وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلینَ وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ

22ـ «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در تعقیبات مشترک این دعا را نقل کرده است:

اَللّهُمَّ اهْدِنى مِنْ عِنْدِکَ، وَ اَفِضْ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ، وَ انْشُرْ عَلَىَّ مِنْ رَحْمَتِکَ، وَ اَنْزِلْ عَلَىَّ مِنْ بَرَکاتِکَ، سُبْحانَکَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اِغْفِرْ لى ذُنُوبى کُلَّها جَمیعاً، فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ کُلَّها جَمیعاً اِلاَّ اَنْتَ، اَللّهُمَّ اِنّى

اَسْئَلُکَ مِنْ کُلِّ خَیْر اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ کُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُکَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ عافِیَتَکَ فى اُمُورى کُلِّها، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْیا وَعَذابِ الاْخِرَةِ، وَاَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ عِزَّتِکَ الَّتى لا تُرامُ،

وَقُدْرَتِکَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ، مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، وَ [مِنْ] شَرِّ الاَْوْجاعِ کُلِّها، وَمِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّة اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها، اِنَّ رَبّى عَلىصِراط مُسْتَقیم، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ، تَوَّکَلْتُ عَلَى

الْحَىِّ الَّذى لا یَمُوتُ، وَ الْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً،وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِى الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً.

23ـ «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در تعقیبات نماز آورده است:

سُبْحانَ اللهِ کُلَّما سَبَّحَ اللهَ شَىْءٌ، وَ کَما یُحِبُّ اللهُ اَنْ یُسَبَّحَ، وَ کَما هُوَ اَهْلُهُ، وَ کما یَنْبَغى لِکَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ، وَ الْحَمْدُ للهِِ کُلَّما حَمِدَ اللهَ شَىْءٌ، وَ کَما یُحِبُّ اللهُ اَنْ یُحْمَدَ، وَکَما هُوَ اَهْلُهُ،وَ کَما یَنْبَغى لِکَرَمِ وَجْهِهِ

وَ عِزِّ جَلالِهِ، وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ کُلَّما هَلَّلَ اللهَ شَىْءٌ، وَکَما یُحِبُّ اللهُ اَنْ یُهَلَّلَ، کَما هُوَ اَهْلُهُ، وَ کَما یَنْبَغى لِکَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ، وَ اللهُ اَکْبَرُ کُلَّما کَبَّرَ اللهَ شَىْءٌ، وَ کَما یُحِبُّ اللهُ اَنْ یُکَبَّرَ، وَ کَما هُوَ اَهْلُهُ، وَ کَما یَنْبَغى لِکَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ، سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ، وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ عَلى کُلِّ نِعْمَة اَنْعَمَ بِها عَلَىَّ، وَ عَلى کُلِّ اَحَد مِنْ خَلْقِهِ مِمَّنْ کانَ اَوْ یَکُونُ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

مُحَمَّد، وَ اَسْئَلُکَ مِنْ خَیْرِ ما اَرْجُو، وَ خَیْرِ ما لا اَرْجُو، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ، وَ مِنْ شَرِّ ما لا اَحْذَرُ

24ـ امیرمؤمنان، على(علیه السلام) فرمود: پس از هر نماز مى خوانى:

اِلهى هذِهِ صَلاتى صَلَّیْتُها لا لِحاجَة مِنْکَ اِلَیْها، وَ لا رَغْبَة مِنْکَ فیها اِلاَّ تَعْظیماً وَطاعَةً وَاِجابَةً لَکَ اِلى ما اَمَرْتَنى بِهِ، اِلهى اِنْ کانَ فیها خَلَلٌ اَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِها اَوْ سُجُودِها، فَلا تُؤاخِذْنى وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِالْقَبُولِ

وَالْغُفْرانِ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

25ـ همچنین در تعقیبات نماز این دعا را مى خوانى، که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آن را به على(علیه السلام) براى تقویت حافظه تعلیم فرمود:

سُبْحانَ مَنْ لایَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَأْخُذُ اَهْلَ الاَْرْضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ، سُبْحانَ الرَّؤُوفِ الرَّحیمِ، اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فى قَلْبى نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَعِلْماً، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ..

26ـ در کتاب «بلدالامین» آمده است که پس از نماز، سه بار بگو:

اُعیذُ نَفْسى وَ دینى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وُلْدى، وَ اِخْوانى فى دینى، وَ ما رَزَقَنى رَبّى، وَ خَواتیمَ عَمَلى، وَ مَنْ یَعْنینى اَمْرُهُ، بِاللهِ الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، وَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ

شَرِّ ما خَلَقَ، وَ مِنْ شَرِّ غاسِق اِذا وَقَبَ، وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِى الْعُقَدِ، وَمِنْ شَرِّ حاسِد اِذا حَسَدَ،وَبِرَبِّ النّاسِ، مَلِکِ النّاسِ، اِلهِ النّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ،اَلَّذى یُوَسْوِسُ فى صُدُورِالنّاسِ،مِنَ الْجِنَّةِوَالنّاسِ.

27ـ «شیخ صدوق»(رحمه الله) در تعقیبات نماز مى گوید: پس از تسبیح حضرت فاطمه(علیها السلام) بگو:

اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْکَ السَّلامُ، وَ لَکَ السَّلامُ، وَ اِلَیْکَ یَعُودُ السَّلامُ، سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلینَ، وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، السَّلامُ

عَلَى الاَْئِمَّةِ الْهادینَ الْمَهْدِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلى جَمیعِ اَنْبِیآءِ اللهِ وَ رُسُلِهِ وَمَلائِکَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ، اَلسَّلامُ عَلى عَلِىٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعینَ، اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعابِدینَ، اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ باقِرِ عِلْمِ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد الصّادِقِ، اَلسَّلام عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَر الْکاظِمِ، اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا، اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الْجَوادِ،اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد الْهادى، اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ الزَّکِىِّ الْعَسْکَرِىِّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقآئِمِ الْمَهْدِىِّ، صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ.

پس از آن هر حاجتى که دارى از خدا طلب کن. 28ـ شیخ «کفعمى» در «مصباح» مى گوید: پس از هر نماز مى گویى:

رَضیتُ بِاللهِ رَبّاً، وبِالاِْسْلامِ دیناً، وَ بِمُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وآلِهِ نَبِیّاً، وَبِعَلِىٍّ اِماماً، وَبِالْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّد وَ جَعْفَر وَ مُوسى وَعَلِىٍّ وَ مُحَمَّد وَ عَلِىٍّ وَالْحَسَنِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اَئِمَّةً

وَسادَةً وَقادَةً،بِهِمْ اَتَوَلّى، وَمِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ

پس از آن سه بار بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الْعَفْوَ وَالْعافِیَةَ، وَ الْمُعافاةَ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

29ـ امام محمّد تقى(علیه السلام) فرمود: وقتى نماز را به پایان رساندى بگو:

رَضیتُ بِاللهِ رَبّاً، وَ بِمُحَمَّد نَبِیّاً، وَ بِالاِْسْلامِ دیناً، وَ بِالْقُرْآنِ کِتاباً، وَ بِعَلِىٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّد وَ جَعْفَر وَ مُوسى وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّد وَعَلِىٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُجَّةِ اَئِمَّةً،اَللّهُمَّ وَلِیُّکَ الْقائِمُ الحُجَّةُ،فَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ

یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ، وَ عَنْ یَمینِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ، وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ، وَامْدُدُ لَهُ فى عُمُرِهِ، واجْعَلْهُ الْقآئِمَ بِاَمْرِکَ، وَالْمُنْتَصِرَ لِدینِکَ، وَ اَرِهِ ما یُحِبُّ، وَ ما تَقِرُّ بِهِ عَیْنُهُ فى نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ، وَ فى اَهْلِهِ وَ مالِهِ، وَ فى شیعَتِهِ

وَ فى عَدُوِّهِ، وَ اَرِهِمْ مِنْهُ ما یَحْذَرُونَ، وَ اَرِهِ فیهِمْ ما یُحِبُّ، وَ تَقِرُّ بِهِ عَیْنُهُ، وَاشْفِ صُدُورَنا وَ صُدُورَ قَوْم مُؤْمِنینَ.

30ـ امام محمّد تقى(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پس از نماز مى گفت:

اَللّهُمَّ اغْفِرْلى ما قَدَّمْتُ وَما اَخَّرْتُ، وَ ما اَسْرَرْتُ وَ ما اَعْلَنْتُ، وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى، وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى، اَللّهُمَّ اَنْتَ الْمُقَدِّمُ وَ اَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، لااِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، بِعِلْمِکَ الْغَیْبَ، وَ بِقُدْرَتِکَ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعینَ، ما عَلِمْتَ

الْحَیاةَ خَیْراً لى فَاَحْیِنى، وَ تَوَفَّنى اِذا عَلِمْتَ الْوَفاةَ خَیْراً لى، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ خَشْیَتَکَ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ، وَ کَلِمَةَ الْحَقِّ فِى الْغَضَبِ وَ الرِّضا، وَالْقَصْدَ فِى الْفَقْرِ وَالْغَنا، وَ اَسْئَلُکَ نَعیماً لایَنْفَدُ، وَ قُرَّةَ عَیْن لاتَنْقَطِعُ،

وَاَسْئَلُکَ الرِّضا بِالْقَضآءِ، وَ بَرَکَةَ الْمَوْتِ بَعْدَ الْعَیْشِ، وَ بَرْدَ الْعَیْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، وَ لَذَّةَ الْمَنْظَرِ اِلى وَجْهِکَ، وَ شَوْقاً اِلى رُؤْیَتِکَ وَ لِقآئِکَ، مِنْ غَیْرِ ضَرّآءَ مُضِرَّة، وَ لافِتْنَة مُضِلَّة، اَللّهُمَّ زَیِّنّا بِزینَةِ الاْیمانِ، وَاجْعَلْنا هُداةً

مَهْدیِّینَ، اَللّهُمَّ اهْدِنا فیمَنْ هَدَیْتَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ عَزیمَةَ الرَّشادِ، وَالثَّباتَ فِى الاَْمْرِ وَ الرُّشْدَ، وَاَسْئَلُکَ شُکْرَ نِعْمَتِکَ، وَ حُسْنَ عافِیَتِکَ، وَاَداءَ حَقِّکَ، وَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ قَلْباً سَلیماً، وَ لِساناً صادِقاً، وَاَسْتَغْفِرُکَ لِما

تَعْلَمُ، وَ اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما تَعْلَمُ، وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما تَعْلَمُ، فَاِنَّکَ تَعْلَمُ وَلانَعْلَمُ، وَ اَنْتَ عَلاّمُ الْغُیُوبِ.

 

 

 



+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:3  توسط رابطان گروه معارف  | 

سوالات مفهومی درس به درس دین و زندگی پیش دانشگاهی

درس اول                                               هستی بخش

1 ) سؤالاتی مانند: «چرا موجودات جهان هستند؟» یا «چه ضرورتی باعث هستی موجودات شده است؟» و یا «آیا

 موجوداتی که اکنون هستند، ممکن بود نباشند؟» و... در چه شرایطی مطرح می شوند؟

2 ) ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنویسید.

الف- یا أیها الناس               ب - و الله هو الغنی الحمید                      ج – و یأت بخلق جدید

3 ) دو پیام آیه ی 15 سوره ی فاطر: «یا أیها الناس أنتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» را بنویسید.

4 ) پیام آیه ی 16 سوره ی فاطر چیست؟ «إن یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»

5 ) پیام این آیه را بنویسید: «و ما ذلک علی الله بعزیز»

6 ) معنای «حق و حقیقت» را با ذکر مثال بیان کنید.

7 ) برترین حق و حقیقت چیست؟ چرا؟

8 ) قرآن کریم برای معرفت عمیق تر به خداوند چه راهی را معرفی نموده است؟

9 ) حقیقت وجود و هستی مخلوقات جهان چگونه است؟ (مقدمه ی اول)

10) اگر چیزی وجودش از خودش نباشد، چگونه موجود می شود؟ (مقدمه ی دوم)

11) در چه صورتی یک موجود در هستی به دیگری نیازمند نیست؟ (مقدمه ی دوم)

12) منشأ هستی انسان و مجموعه ی جهان از کجاست؟ (نتیجه)

13) برای اثبات نیازمندی جهان هستی به خداوند یک استدلال بنویسید.

14) آیا نیازمندی موجودات به خداوند تنها در مرحله ی به وجود آمدن است؟ چرا؟

15) رابطه ی خدا با جهان را با موارد زیر تطبیق دهید:

الف- کسی که هدیه ای به دوستش می دهد                    ب – روشنایی با لامپ               ج – موج با دریا

16) چرا در قرآن کریم خداوند با صفت «غنی» یاد شده است

17) کسب کمالات انسان را نسبت به هر یک از موارد زیر بررسی کنید:

الف- سایر انسان ها                                                 ب - خداوند

18) درک هر چه بهتر فقر و نیازمندی به خداوند توسط انسان چه تأثیری بر او دارد؟

19) نیازمندی وجودی مخلوقات به خداوند شامل کدام مراحل است؟

 

 

 

 

 

20) در جدول زیر «رابطه ی جهان با خدا» را با «رابطه ی ساعت ساز با ساعت» مقایسه کنید.

 

شباهت ها

تفاوت ها

1-

1-

2-

2-

3-

3-

4-

4-

 

سؤالات امتیازی بخش برای مطالعه

21) هستی بخشی خداوند به موجودات را با بخشیدن مال یک ثروتمند به فقیر مقایسه کنید.

22) کدام معرفت برتر و عمیق نسبت به خداست که برای نوجوان در دسترس و امکان پذیر  است؟ چرا؟

 

 

 

درس دوم                                    یگانه ی بی همتا

1) مهم ترین اعتقاد دینی و پایه و اساس آن چیست؟

2) ارزش و اعتبار اعتقادات دینی به چه چیز وابسته است؟

3) جایگاه نگرش توحیدی در قرآن چگونه است؟

4) دنیای کنونی از نظر اعتقاد به خدا چگونه است؟

5) رابطه ی اعتقاد به توحید با سایر اعتقادات و اعمال زندگی ما چیست؟

6) کدام روابط در زندگی انسان های امروز فاقد دیدگاه توحیدی است؟

7) تقابل حق و باطل را با کدام تقابل می توان منطبق دانست؟

8) زنده ترین مسأله ی پیش روی انسان ها در جهان حاضر کدام است؟

9) ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنویسید:

الف- و خلق کل شیء     ب - لا إله إلا هو خالق کل شیء فاعبدوه      ج- و هو علی کل شیء وکیل

10) معنای توحید چیست؟ و اعتقاد به توحید به چه معناست؟

11) مراتب توحید را فقط نام ببرید.

12) توحید ذاتی را تعریف کنید.

13) منظور از شرک ذاتی چیست؟

14) شرک ذاتی بیشتر در چه جوامعی رواج داشته است؟

15) برخی از اعتقادات قائلین به شرک ذاتی را بنویسید.

16) برای اثبات توحید ذاتی چهار دلیل ذکر کنید.

17) دعوت پیامبران چگونه توحید ذاتی را اثبات می کند؟

18) گرایش فطری بشر به خداوند چگونه توحید ذاتی را اثبات می کند؟

19) چگونه می توان با استناد به نظم و یکپارچگی جهان توحید ذاتی را اثبات کرد؟

20) با توجه به کمال مطلق بودن خداوند، چگونه می توان توحید ذاتی را اثبات نمود؟

21) دو محور اصلی در اعتقاد به توحید افعالی کدامند؟

22) برای محور اول توحید افعالی با توجه به نیازمندی موجودات به خداوند یک استدلال بنویسید.

23) برای محور اول توحید افعالی با توجه به کمال مطلق بودن خداوند یک استدلال بنویسید.

24)  عبارت «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» بیانگر کدام محور توحید افعالی است؟

25) اعتقاد به توحید افعالی چگونه در نماز با عبارت «بحول الله و قوته أقوم و  أقعد» بیان می شود؟

26) آیا اعتقاد به توحید افعالی به معنای انکار خاصیت پدیده ها است؟ توضیح دهید.

27) منظور از شرک افعالی چیست؟

28) درک این حقیقت که همه ی حوادث و تأثیرات جهان از خداست، ما را به چه نتیجه ای می رساند؟

29) شاخه های توحید افعالی را فقط نام ببرید.

30) توحید در مالکیت به چه معناست؟

31) در چه صورت مالکیت غیر خدا قابل پذیرش است؟

32) منظور از توحید در ولایت چیست؟

33) ولایت اشخاص در چه صورتی قابل قبول است؟

34) قبول ولایت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به چه معنا است؟

35) توحید در ربوبیت و تدبیر را تعریف کنید.

36) قرآن کریم بر کدام یک از انواع توحید تأکید فرموده است؟

37) شرک در ربوبیت و تدبیر به چه معناست؟

38) آیا اعتقاد به توحید در ربوبیت و تدبیر به معنای انکار قدرت پرورش و مدیریت موجودات و یا انسان ها است؟ با ذکر یک مثال توضیح دهید

39) کار باغبان در مقایسه با دیگران و در مقایسه با خدا منسوب به کیست؟ توضیح دهید ص

40) ارتباط هر یک از آیات مندرج در جدول زیر را با انواع توحید بررسی نموده و در محل مناسب علامت بزنید. (بعضی از آیات ممکن است با بیش از یک نوع توحید ارتباط داشته باشد).

آیه

توحید ذاتی

توحید افعالی

توحید در مالکیت

توحید در ولایت

توحید در ربوبیت و تدبیر

و خلق کل شیء

 

 

 

 

و هو بکل شی ء علیم

 

 

 

 

ذلکم الله ربکم

 

 

 

 

خالق کل شیء

 

 

 

 

و هو علی کل شیء وکیل

 

 

 

 

ما لهم من دونه ولی

 

 

 

 

و لا یشرک فی حکمه أبدا

 

 

 

 

41) توحید صفاتی را تعریف کنید.

42) از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام عالی ترین مرتبه ی توحید کدام است؟

43) کدام یک از آیات سوره ی توحید به توحید ذاتی اشاره دارد؟

 

 

درس سوم                          حقیقت بندگی

1 ) هر یک از عبارات زیر به کدام یک از انواع توحید اشاره دارد؟

الف- سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی ها خداست.                          ب - تنها وجود مستقل خداست.

ج - انسان خدا را به یگانگی می شناسد.                                     د -  تنها مدبر و مالک و سرپرست جهان خداست.

2 ) ترجمه ی آیات زیر را بنویسید:

الف- إن الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم                   ب - و إلیه تُرجَعون

ج  - لا إله إلا هو سبحانه عما یشرکون                                       د - و إلی الله عاقبه الأمور

3 ) با درک کدام اعتقادات انسان به این نتیجه می رسد که تنها باید خدا را اطاعت کند؟

4 ) اگر اطاعت از غیر خدا نا بجا و غلط است، چگونه می توان از پیامبر و جانشینانش علیهم السلام اطاعت کرد؟

5 ) چرا اطاعت از پیامبر و جانشینانش علیهم السلام لازمه ی توحید عملی است؟

6 ) توحید عملی با چه عنوان دیگری خوانده می شود و نتیجه ی چیست؟ 

7 ) منظور از توحید عملی چیست؟

8 ) آیه 51 سوره ی آل عمران: «إن الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم» چگونه بیانگر ارتباط توحید افعالی و توحید عملی است؟

9 ) انسان موحد دارای چگونه شخصیتی است؟ چرا؟

10) نقطه ی مقابل توحید عملی چیست؟ مراتب آن را بنویسید.

11) تفاوت شرک جلی با شرک خفی در چیست؟

12) انسان مشرک دارای چگونه شخصیتی است؟ چرا؟

13) در چه صورت انسان با وجود کشش های گوناگون به آرامش خواهد رسید؟

14) شخصیت انسان موحد و انسان مشرک در قرآن چگونه ترسیم شده است؟

15) آرامش انسان موحد در فرمانبری از خداوند چه زمانی کامل می شود؟

16) سخن حضرت یوسف علیه السلام را خطاب به مشرکین بنویسید.

17) منظور از توحید عملی در بعد اجتماعی آن چیست؟

18) با توجه به بعد اجتماعی توحید عملی، ولایت طاغوت را توضیح دهید.

19) شرط تحقق بعد اجتماعی توحید چیست؟

20) نظام اسلامی حاکم بر کشورمان چگونه منطبق با بعد اجتماعی توحید عملی محسوب می شود؟

21) شباهت های دو بعد فردی و اجتماعی توحید عملی را با یکدیگر بنویسید.

22) در جدول زیر ارتباط آیات را با توحید عملی در دو بعد فردی و اجتماعی آن مشخص نمایید.

 

آیه

توحید عملی

بعد فردی

بعد اجتماعی

ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم

 

 

لا إله إلا هو

 

 

إتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون الله

 

 

و ما أمروا إلا لیعبدوا إلهاً واحدا

 

 

ًأن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت

 

 

و من یسلم وجهه إلی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروه الوثقی

 

 

ألا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه أولیاء ما نعبدهم إلا لیقربونا زلفی

 

 

 

23) تفاوت میان مراتب سه گانه ی توحید با توحید عملی چیست؟

24) تقسیم بندی شرک و توحید را بنویسید.

25) عبارت های نماز  را با انواع توحید ذاتی، توحید افعالی و توحید عملی تطبیق دهید.

الف- الحمد لله رب العالمین                        ب – مالک یوم الدین                      ج – إیاک نعبد و إیاک نستعین

د – إهدنا الصراط المستقیم                         ه – قل هو الله أحد                        و – لم یلد و لم یولد

ز – و لم یکن له کفواً أحد                           ح – لا إاله إلا الله                            ط – وحده لا شریک له

ی – سبحان الله                                         ک – الله اکبر                            

26) جاهای خالی را با عبارات مناسب پر کنید:

الف- توحید، محور و روح زندگی ......................، و شرک، محور و روح زندگی ...................... است.

ب – اعتقاد به توحید دارای آثار ................. و .................... است.

ج – تحقق توحید در فرد و در جامعه دارای ................... و ........................ است.

27) چرا برخی ار افراد در تبیین علمی پدیده های جهان، تدبیر خدا را نادیده می گیرند؟

28)کسانی که از حضور لحظه به لحظه ی حداوند در امور جهان غافلند، در چه شرایطی متوجه حضور خداوند می -شوند؟ ص 32

29) آیا حوادث شگفت، همواره برای بیدار کردن انسان ها رخ می دهد؟ توضیح دهید.

30) ثبات در قوانین و رویدادهای طبیعی کدام امکان را برای انسان ایجاد کرده است؟

31) وجود کدام شرایط امکان برنامه ریزی برای زندگی را برای انسان ایجاد کرده است؟

32) چه نتیجه گیری درست و نادرستی از عملکرد منظم پدیده های جهان توسط انسان ها صورت می گیرد؟

33) بزرگترین عظمت از دیدگاه دانشمندان در عالم چیست؟

34) حضور خداوند در کدام رویدادهای جهان قابل مشاهده است؟

35) درک حضور خداوند در رویدادهای جهان چه تأثیری بر دانشمندان داشته است؟

36) لازمه ی به با رنشستن توحید نظری چسیت؟ توضیح دهید

37) در چه صورت زندگی انسان خدایی تر می شود؟

38) آن چه که امروزه مانع از تأمل انسان ها در جهان خلقت گردیده چیست؟

39) دل مشغولیهای انسان عصر حاضر چه نتیجه ای در ارتباط با توجه به جهان خلقت برای او به بار آورده است؟

40) فقدان فرصت تأمل در جهان خلقت یا فرار از آن چه تأثیری در بینش و نگرش افراد دارد؟

41) وضعیت بت پرستی در جهان کنونی چگونه است؟

42) جوهره ی بت پرستی چیست؟

43) با توجه به جوهره ی بت پرستی، وضعیت کنونی جهان از نظر بت پرستی چگونه است؟

44) معیارهای ثابت شرک و بت پرستی از دیدگاه قرآن کریم کدامند؟

45) ریشه ی بت پرستی و شرک جدید چیست؟

46) در مسیر شناخت بت پرستی و شرک جدید توجه به کدام نکته حائز اهمیت است؟

47) جلوه هایی از شرک جدید را در ساختارهای مختلف زندگی بشر بررسی کنید.

 

 

درس چهارم                                           اخلاص

1 ) هدف از خلقت انسان در آیه ی 56 سوره ی ذاریات چگونه بیان شده است؟

2 ) وظیفه ی انسان برای تحقق توحید عملی چیست؟

3 ) مسیر توحید عملی چگونه مسیری است؟

4 ) پاسخ خداوند به دعای مؤمنینُ در سوره ی حمد (اهدنا الصراط المستقیم) چیست؟

5 ) رابطه ی دین و صراط مستقیم چیست؟

6 ) مراتب بندگی افراد وابسته به چیست؟

7 ) زندگی انسان صحنه ی نزاع بین کدام جهت گیری هاست؟

8 ) در خواست خداوند از انسان در نزاع همیشگی وی در زندگی چیست؟

9 ) در خواست خداوند از انسان در بندگی کردن چگونه در وجود او نهاده شده است؟

10) وظیفه ی انسان در اجابت درخواست بندگی خدا از وی چیست؟

11) اخلاص در بندگی و توحید عبادی به چه معناست؟

12) میزان پیشروی انسان در مسیر بندگی و اخلاص چه تأثیری بر او دارد؟

13) نحوه ی سرسپردگی انسان به خداوند چیست؟

14) پنج مورد از ثمرات توحید عبادی و اخلاص در بندگی را نام ببرید.

15) زندگی پیشوایان دینی ما علیهم السلام، بیانگر کدام حقیقت در رابطه با توحید عملی است؟

16) راه های پیشروی در مسیر بندگی کدامند؟

17) اولین قدم برای ورود به صراط مستقیم چیست؟

18) خضوع در مقابل حق دارای چه نتایجی است؟

19) کسانی که حق پذیر نیستند، چگونه راه ورود حق را به روی خود می بندند؟

20) نقش «دل» در دوست داشتن چیست؟

21) نتیجه ی پاسخ دل به هوی چیست؟

22) حقیقت اسلام چیست و بزرگترین حق کدام است؟

23) قرآن کریم همواره ایمان را همراه با چه چیز معرفی کرده است؟

24) در جامعه ی اسلامی قرون اول و دوم هجری در رابطه با ایمان کدام انحراف فکری پیدا شد؟

25) برخورد امامان شیعه علیهم السلام با گروه «مرجئه» چه بود؟

26) جایگاه ایمان در منطق اسلام چیست؟

27) پیامبر اسلام صلی الله علیه و أله و سلم در مورد لزوم عمل چه فرمایشی به دختر بزرگوارشان داشته اند؟

28) خداوند به مؤمنین اهل عمل چه وعده ای داده است؟

29) توجه دائمی به معاد چه تأثیری در تقویت عبودیت و توحید عملی دارد؟

30) در قرآن کریم، لزوم توجه به معاد با هشدار و توصیه به چه اموری مطرح شده است؟

31) وظیفه ی  ما در به یاد داشتن معاد و روز حساب چیست؟

32) با مقایسه ی جدی بین کوتاهی عمر دنیا و جاودانگی آخرت، تجارت عاقلانه کدام است؟ و خردمند چه کسی است؟

33) افزایش معرفت در توحید نظری چگونه عامل تقویت توحید عملی محسوب می شود؟

34) قرآن کریم به منظور افزایش معرفت در توحید نظری چه توصیه ای دارد؟

35) قرآن کریم با چه هدفی به طور مداوم و مکرر به تفکر و تعقل دعوت کرده است؟

36) راز و نیاز با خداوند را به عنوان عاملی برای تقویت توحید عملی بررسی نمایید.

37) جایگاه ویژه ی نماز را به عنوان یکی از مصادیق راز و نیاز با خداوند توضیح دهید.

38) مهم ترین شرط در درستی نماز چیست؟ توضیح دهید.

39) حضور قلب در نماز چه تأثیری بر سایر فعالیت های انسان دارد؟

40) آیا پیشروی در مسیر بندگی تنها با برنامه های فردی حاصل می شود؟ توضیح دهید.

41) توجه به چه اموری نشاندهنده ی تلاش برای تحقق توحید و عدل در اجتماع است؟

42) کسانی که نسبت به امور اجتماعی بی تفاوتند، تا چه حد در بندگی خداوند پیش رفته اند؟

43) فرمایش پیامبر صلی الله علیه و أله و سلم را در مورد لزوم توجه به امور مسلمین بنویسید.

44) نمونه هایی از توجه به امور مسلمین را در زندگی پیشوایان علیهم السلام بیان کنید.

45) وضعیت افراد مختلف را در انجام فعالیت های روزمره بررسی کنید.

46) منظور از انگیزه های متعارض در انجام کارها چیست؟ و چگونه این تعارض از بین می رود؟

 

 

 

درس پنجم                                           بازگشت

1) حدیثی قدسی در خصوص اشتیاق خداوند نسبت به بندگان خویش بنویسید.

2 ) انسان را از نظر توانایی مقابله با موانع بیرونی با سایر موجودات مقایسه کنید.

3 ) امکان اقدام و قیام علیه خود با کدام وی‍ژگی انسان مرتبط است؟

4 ) امکان قیام انسان، بر علیه کدام «خود» اوست؟ چگونه؟

5 ) نحوه ی گرایش به خدا را در انسان بررسی کنید.

6 ) اشتیاق خداوند به رستگاری و سعادت بندگان چگونه است؟

7 ) خروج از مسیر الهی چگونه برای انسان رخ می دهد؟

8 ) چگونه با ارتکاب به گناه چراغ عقل و فطرت خاموش می شود؟

9 ) افزایش تدریجی حرمت شکنی در مسیر الهی، چه نتایجی را به بار می آورد؟

10) پرتگاه های خطرناک سقوط انسان در ضلالت کدامند؟ توضیح دهید.

11) گناهان را از نظر میزان تخریب بررسی کنید.

12) تأثیرات مخرب گناهان زیر را مشخص کنید:  57

الف- دروغ                           ب – مال حرام                               ج – خوار شمردن نماز

13) توجه به ناظر بودن خداوند به هنگام ارتکاب گناه، دارای کدام اثرات است؟

14) وجود کدام ویژگی در انسان امکان «توبه» را برای او فراهم آورده است؟

15) «توبه» به طور کلی به چه معناست؟ معنای آن را در موارد مقابل بنویسید:        الف- بنده        ب – خداوند    ص

16) در آیه ی 39 سوره ی مائده توبه به چه معنا به کار رفته است؟ مشخص کنید.

17) چرا در آیه ی 39 سوره ی مائده گناه، ظلم نامیده شده است؟

18) بین توبه ی بنده و توبه ی خداوند، چه مرحله ای وجود دارد؟

19) با توجه به آیه ی 23 سوره ی اعراف، اگر مغفرت الهی صورت نگیرد چه خواهد شد؟

20) پذیرش توبه چه تأثیری در فرد توبه کننده پدید می آورد؟

21) چرا برای کسی که متوجه خطای خود شده هیچ اقدامی فوری تر از توبه نیست؟

22) منظور از «پیرایش» در مراحل توبه چیست؟

23) پس از پیرایش، مرحله ی بعدی در توبه چیست؟

24) تأثیر توبه را در پیرایش و مراحل پس از آن در کلام امیر المؤمنین علیه السلام بررسی کنید.

25) حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و أله و سلم درباره ی توبه و تأثیر آن بنویسید.

26) قرآن کریم از توابین با چه عنوانی یاد کرده است؟

27) توبه را به عنوان تحولی معنوی تعریف کنید.

28) مراحل توبه را نام ببرید. ص

29) مرحله ی اول توبه را تعریف کنید.

30) روایتی در ارتباط با لزوم مرحله ی اول توبه بیان کنید.

31) در چه صورت توبه تنها ادعا خواهد بود؟

32) رکن دوم توبه را نام برده و تعریف کنید.

33) اظهار ندامت و استغفار در چه صورت پذیرفته نیست؟

34) تأثیر منفی استغفار ظاهری چیست؟ حدیثی از امام رضا علیه السلام در این مورد بنویسید.

35) تحول فرد را پس از مرحله ی اول و دوم توبه توضیح دهید.

36) مرحله ی سوم توبه را توضیح دهید.

37) آیا جبران حقوق مردم تنها در مسائل مادی مربوط به آن هاست؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

38) با توجه به لزوم جبران حقوق در توبه، چرا مسؤولیت علما، رهبران سیاسی، دانشمندان و... سنگین تر از سایرین است؟

39) وظیفه ی شخص تائب در جبران حقوق مربوط به خداوند چیست؟

40) آیا غیر از مراحل سه گانه ی توبه، مراتب دیگری برا ی آن وجود دارد؟

41) توبه از چه نظر با توحید عملی شباهت دارد؟

42) منظور از توبه ی اجتماعی چیست؟

43) راه اصلاح و معالجه ی جامعه از بیماری ها و انحرافات اجتماعی چیست؟

44) در چه صورت اصلاح جامعه مشکل می شود؟

45) نمونه هایی از آثار کوتاهی مردم در اصلاح جامعه را ذکر کنید.

46) قرآن کریم در رابطه با توبه ی اجتماعی چه مواردی را تذکر داده است؟

47) سرگذشت حضرت یونس علیه السلام را در رابطه با توبه ی قومش بنویسید.

درس ششم                                        قدرت پرواز

1 ) تفاوت اساسی میان انسان و سایر موجودات از نظر کار و خاصیت مربوط به هر یک کدام است ؟

2 ) حقیقت اختیار چیست؟ آیا این حقیقت قابل انکار است؟ توضیح دهید.

3 ) نشانه های وجود اختیار را نام ببرید.

4 ) تفکر و تأمل را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

5 ) خرسندی پس از کار را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

6 ) احساس شرم و پشیمانی را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

7 ) مسؤولیت پذیری در قبال کار را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

8 ) هر یک از آیات: 3 سوره ی انسان – 96 اعراف – 11 رعد – 117 هود و 20 شوری، چگونه وجود اختیار در انسان را اثبات می کنند؟

9 ) با توجه به شباهت قدرت اختیار با قدرت تفکر، کدام نکته در ارتباط با اختیار انسان دارای اهمیت است؟

10) تفاوت انسان ها از نظر استفاده از استعدادها چیست؟

11) فرد معتقد به وجود اختیار و آزادی را با کسی که منکر آن است مقایسه کنید.

12) اعتقاد به وجود قدرت اختیار  چه تأثیری از بعد اجتماعی دارد؟

13) عدم اعتقاد به اختیار و رواج جبری گری دارای کدام اثرات منفی از دیدگاه اجتماعی است؟

14) در تاریخ اسلام رواج عقیده به جبر مورد استفاده ی چه گروهی بوده است؟ چگونه؟ 

15) چرا اختیار برای هر اندیشه ای قابل تبیین نیست؟ با ذکر یک مثال توضیح دهید.

16) پایه های اعتقاد به اختیار را نام ببرید.

17) اعتقاد به خدای حکیم و مدبر را به عنوان یکی از پایه های پذیرش اختیار توضیح دهید.

18) منظور از حاکمیت قضا و قدر چیست؟

19) معانی لغوی هر یک از واژ ه های «قدر» و «قضا» را بنویسید. 

20) موجودات جهان از کدام جهات قضا و قدر الهی محسوب می شوند؟

21) یکی از پدیده های طبیعت را که به عنوان نمونه ای از قضا و قدر در قرآن بیان گردیده است، نام برده و درباره ی آن توضیح دهید.

22) با توجه به تقدیر و قضای الهی، یک موجود چه وقت ایجاد می شود؟

23) نقشه ی جهان خلقت و خلق موجودات را از نظر ارتباط با قضا و قدر الهی بررسی کنید.

24) هر یک از مفاهیم «تقدیر» و «قضا» ی الهی از کدام صفات خداوند سرچشمه می گیرند؟

25) آیا هر تقدیری متکی بر یک قضا ی الهی است؟ توضیح دهید و نظر قرآن را در این مورد بنویسید.

26) ساده ترین و آشکارترین تقدیرها کدام است؟

27) آیا منظور از تقدیر جهان توسط خدا همان تقدیرات ساده و آشکار است؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

28) چرا هر کاری که از روی اختیار از انسان سر بزند، مشمول تقدیر الهی است؟

29) توجه به مقدر بودن اختیار انسان کدام نتیجه گیری مهم را به دنبال دارد؟

30) در پیدایش یک گل آیا می توان تقدیر الهی و نظام خلقت را از یکدیگر قابل تفکیک دانست؟ چرا؟

31) تقدیر الهی در رابطه با به وجود آمدن یک گل را توضیح دهید.

32) اشتباه انسان در رابطه با تصور محدودیت های ناشی از نظام قانونمند عالم چیست؟

33) اگر نظام حاکم بر عالم نبود چه می شد؟

34) زیبایی خلقت در ارتباط با اختیار انسان چیست؟ توضیح دهید.

35) برداشت غلط از علم و تقدیر الهی ناشی از چیست و چه اعتقادات مردودی را به دنبال دارد؟

36) علم خداوند را  با پیش بینی درباره ی یک نتیجه مقایسه کنید.

37) بنا بر اصل توحید افعالی هر پدیده مظهر چیست؟

38) علت هایی که در پیدایش یک پدیده دخالت می کنند، بر چند دسته اند؟ نام ببرید.

39) علل عرضی را با ذکر یک مثال توضیح دهید.

40) علل طولی را با ذکر یک مثال تعریف کنید.

41) با توجه به علل طولی رابطه ی اختیار انسان با اراده ی خدا را  توضیح دهید.

 

 

درس هفتم                                        پایه های استوار

1 ) مشاهدات یحیی بن عفیف را درباره ی رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در روزهای آغاز بعثت بنویسید.

2 ) عباس بن عبدالمطلب درباره ی نماز رسول خدا به اتفاق حضرت خدیجه و امام علی علیهم السلام چه گفت؟

3 ) با گذشت نیم قرن از دعوت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چه تأثیری در سرزمین های اطراف ایجاد شد؟

4 ) در قرن اول بعثت دامنه ی اسلام تا کدام نواحی گسترش یافت؟

5 ) در حال حاضر برای بازنگری به تمدن اسلام در کدام نکات باید تأمل داشته باشیم؟

6 ) لازمه ی گذر از دوره ی جاهلی به عصر اسلام چه بود؟

7 ) رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم رسالت خود را چگونه، با چه پیامی و از کجا آغاز کرد؟

8 ) محور رسالت رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم چه بود؟

9 ) در قرآن کریم دعوت تمدن های موجود به توحید چگونه به پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم فرمان داده شده است؟

10) در کنار دعوت به توحید، کدام نگرش مورد توجه پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم قرار گرفت و این امر چه تأثیری بر یاران و پیروان آن حضرت داشت؟

11) آیه ی 13 سوره ی حجرات به کدام یک از اقدامات رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در تأسیس تمدن اسلامی اشاره دارد؟

12) ترجمه ی آن بخش از آیه ی 13سوره ی حجرات را که به مبارزه با تبعیضات نژادی و طبقاتی اشاره دارد، بنویسید.

13) وجود کدام یاران و پیروان در جمع اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم بیانگر عدم توجه اسلام به نام و نسب است؟  

14) رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم بر ویرانه های کاخ اشرافیت جاهلی کدام بنا را برپا ساخت؟

15) پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم به مردم درباره ی عدل چه مطالبی را می آموختند؟

16) با تشدید درگیری اسلام با مشرکان و ستمگران خداوند چه فرمانی به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم ابلاغ فرمود؟

17) آرمان رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در برقراری عدالت اجتماعی چه بود و در این رابطه چه اقداماتی کردند؟

18) چرا جامعه ی معاصر پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم به عصر جاهلیت نامیده می شود؟

19) برخی از نشانه ها و مظاهر جهل و خرافه پرستی در دوره ی جاهلی را بنویسید.

20) اقدامات پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم با تکیه بر قرآن کریم در از بین بردن آداب جاهلی چه بود؟

21) اولین آیات نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم حاکی از کدام حقیقت است؟

22) ترجمه ی  آیه ی 9 سوره ی زمر را بنویسید. «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون إنّما یتذکر أولوا الالباب»

23) کدام عوامل موجبات شکست سد جاهلیت و خرافه گرایی را فراهم آورد؟

24) وضعیت علم آموزی در ایران هم عصردوره ی جاهلی چگونه بود؟

25) دیدگاه رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در رابطه با علم آموزی چیست؟

26) دیدگاه جامعه ی جاهلی درباره ی جهان چه بود؟

27) اقدامات رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم برای اصلاح نگرش مردم عصر جاهلی درباره ی انسان و جهان را بنویسید.

28) هدف پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم از تبلیغ نگرش خود درباره ی جهان چه بود؟

29) ویژگی های انسان های تربیت شده در مکتب پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چیست؟

30) خداوند کدام دیدگاه را در آیه ی 32 سوره ی أعراف اعلام فرموده است؟

31) کدام موارد از سوی خداوند در آیه ی 33 سوره ی أعراف به عنوان حرام معرفی شده است؟

32) وضعیت فردی و اجتماعی زنان را در عصر جاهلی بررسی کنید.

33) برنامه ی رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در إحیای منزلت زن چه تحول عمیقی را در جامعه ی جاهلی به وجود آورد؟

34) آیه ی 97 سوره ی نحل درباره ی یکسانی مقام زن و مرد چه فرمایشی دارد؟

 

درس هشتم                                        عصر شکوفایی

1 ) هر تمدنی نتیجه ی چیست؟
2 ) عظمت هر تمدن وابسته به چیست؟

3 ) چگونه می توان از گذشته عبرت گرفت؟

4 ) نیاکان ما به چه میزان به اندیشه و تفکر توجه داشته اند؟

5 ) پرسشگری جزو کدام آموزش ها در اسلام بوده و در کدام حوزه ها جریان داشته است؟

6 ) نیاکان ما در جهان اسلام علوم بشریرا به چند شاخه توسعه دادند و اقدامات آنان در شهرها چه بود؟

7 ) اشتیاق به علم آموزی چگونه درکلام دانشمندان اروپایی توصیف شده است؟

8 ) موقعیت دانشگاه های اسلامی در نزد اروپاییان چگونه بود؟

9 ) وضعیت کتابخانه های مسلمانان پیش ازاختراع صنعت چاپ را بررسی کنید.

10) برخی از دانشگاه های جهان اسلام را نام برده وضعیت آن ها را به طور کلی توضیح دهید.

11) دانش مسلمین دربرگیرنده ی کدام حوزه ها بوده است؟

12) کدام رشته ها در تاریخ اسلام توسعه ی فراوان یافت؟

13) تمدن قرون وسطایی مسیحی را با اندیشه ی مسلمانان مقایسه کنید.

14) موقعیت علمی شخصیت های مقابل را بررسی کنید:             الف- ابونصر فارابی          ب- ابوعلی سینا  

15) برخی از دانشمندان بزرگ اسلامی در رشته های فلسفه و کلام را نام ببرید.

16) سخن ملا صدرای شیرازی را در هماهنگی میان دین و تفکر عقلی بنویسید.

17) اقدامات دانشمندان مسلمان در شاخه ی ریاضی را بنویسید.

18) شخصیت استثنایی مسلمان در تاریخ ریاضی کیست و چه اقداماتی انجام داده است؟

19) سایر ریاضیدانان بزرگ اسلامی و اقدامات آنان را نام ببرید.

20) وضعیت مسلمانان را درامورمربوط به بهداشت و سلامتی توضیح دهید.

21) سوابق محمد بن زکریای رازی را در علم پزشکی بنویسید.

22) منظور از امیر پزشکان کیست؟ اعتبار علمی کتب وی را بررسی کنید.

23) نظریات و تحقیقات ابتکاری این سینا در زمینه های مختلف را توضیح دهید.

24) وضعیت پزشکان مسلمان را در جراحی شرح دهید.
25) اولین بیمارستان مسلمانان در چه سالی، در کجا و با استفاده از کدام تجربه ساخته شد؟ 
26) وضعیت کلی اولین بیمارستان مسلمین چگونه بود و محل بنای آن چگونه انتخابشد؟
27) وضعیت بیمارستان قاهره را توصیف کنید.

28) دانشمند مسلمان علم گیاه شناسی کیست؟ توضیح دهید.

29) نظر گوستاو لوبون را درباره ی مؤسس علم شیمی بنویسید.

30) درباره ی هر یک از دانشمندان زیر مختصری توضیح دهید:

الف- جابر بن حیان                        ب- ابوریحان بیرونی                     ج- ابوسعید سجزی                      

31) اقدامات مسلمین در ستاره شناسی چه بود و نخستین تأثیر تمدن اسلامی در این رشته مربوط به چیست؟

32) کدام تلاش همپای تلاش های علمی، از جلوه های زیبای تمدن اسلامی محسوب می شود؟

33) در چه صورت درخت علم و معرفت و اخلاق شکوفا و بارور می گردد؟

34) عطش مسلمانان برای دریافت و تبیین معارف قرآن آنان را به چه اقدامی وا می داشت؟

35) علم تفسیر چگونه شکل گرفت؟ برخی از مفسران تاریخ اسلام را نام ببرید.

36) چرا جمع و تدوین حدیث در نزد مسلمانان اهمیت زیادی داشت؟

37) بنا به نقل افراد چند نفر از رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم حدیث نقل کرده اند؟ توضیح دهید

38) اولین تنظیم کننده ی کتاب در جمع احادیث پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم کیست؟

39) درباره ی علم حدیث شناسی  و علم فقه توضیح دهید.

40) برای به دست آوردن احکام و قوانین از منابع مرتبط یک فقیه باید با در کدام علوم تخصص داشته باشد؟

41) تدوین قوانین فردی و اجتماعی توسط فقها چه تأثیری بر نظام زندگی دارد؟

42) جرج برنارد شاو، نویسنده ی معروف انگلیسی، درباره ی فقه اسلامی چه می گوید؟

43) زندگی سیاسی و روابط اجتماعی پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم بر چه اساسی بنا شده بود و چه آموزشیدر این رابطه به مردم داده بودند؟

44) حاکمان اموی و عباسی پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چه شیوه ای را در حکومت پیش گرفتند؟

45) کدام عوامل باعث شد تا ستمگران برخی ظواهر را مراعات کنند؟

46) قیام امام حسین علیه السلام در برابر یزید با کدام هدف و چه تأثیری صورت گرفت؟

47) حاکمان اموی و عباسی با چه مزاحمت هایی و از سوی چه کسانی مواجه بودند؟

48) دوران حکومت بنی امیه چگونه به پایان رسید؟

49) هدایت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم در زنده نگه داشتن سیره ی آن حضرت، چه تأثیری بر حاکمان عباسی داشت؟

50) مبارزات سیاسی قبل از ظهور اسلام را با مبارزات سیاسی دوره ی اسلامی مقایسه کنید.

51) اقدامات ننگین حاکمان بنی امیه و بنی عباس را که موجب کاهش استیلای اسلام گردید بیان کنید.

52) برخی آثار با برکت تمدن اسلامی را تا قرن هشتم ذکر کنید.

53) شیوه ی حکومتی امویان و عباسیان به چه چیز منجر شد؟

54) دو تهاجم بزرگ بر پیکره ی جهان اسلام در کدام دوران و از کدام نواحی صورت گرفت؟

55) تهاجم امپراطوری روم از چه سالی، با چه انگیزه ای  و با هجوم به کدام مناطق آغاز شد؟

56) نتیجه ی جنگ های صلیبی رومیان با مسلمین چه بود؟

57) کدام ویژگی در حمله ی مغولان به مرکز و شرق جهان اسلام، مانع از تجدید حیات تمدن اسلامی شد؟

58) فرمان چنگیز مغول به نیروهایش در تخریب ایران اسلامی چه بود؟

59) سرگذشت تلخ شهرهای سمرقند، خوارزم، بلخ، مرو و نیشابور در حمله ی مغول را توصیف کنید.

60) ویرانگری های مغولان به جز در شهرهای مذکور کدام شهرهای دیگر را در بر گرفت؟

61) ویژگی دعوت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم با نزول قرآن از کدام جنبه قابل تأمل است؟

62) دومین اثر هنری – ادبی اسلام چیست؟

63) محور هنر و ادب تمدن اسلامی چیست؟

64) جلوه گاه اصلی انواع گوناگون هنر و ادب در تمدن اسلامی چیست و کدام هنرها در آن ها جلوه کرده است؟

65) جایگاه شعر در تمدن اسلامی چیست؟

66) جایگاه شعر فارسی د رجهان امروز را بررسی کنید.

67) توجه شاعران غزلسرا به عشق حقیقی چگونه در اشعار آنان تجلی کرده است؟ مثال بزنید.

68) در بنای باشکوه مساجد چگونه می توان تلاقی دین و هنر را مشاهده کرد؟

69) در هنر اسلامی به کدام اصول توجه ویژه ای شده است؟

70) تاریخچه ی تمدن اسلامی را از آغاز تا افول آن به طور خلاصه بیان کنید.

71) چه عواملی زمینه ساز افول تمدن اسلامی گردید؟

72) امام علی علیه السلام، به فرزندان گرامیش و هر مسلمانی که وصیت نامه ی آن حضرت را می خواند چه سفارشی در مورد قرآن کرده اند؟

 

درس نهم                                        نگاهی به تمدن جدید

1 ) سه دوره ی تمدن را در اروپا مشخص کنید.

2 ) در یک نگاه اجمالی تمدن جدید، دارای چه آثاری بوده است؟

3 ) رابطه ی مسلمانان با تمدن جدید چگونه رابطه ای است؟

4 ) چه کسانی از نقد و بررسی گریزانند؟

5 ) ویژگی مشترک کسانی که از نقد گریزانند چیست؟

6 ) پیامدها و نتایج گسترده ی تمدن جدید در یک نگاه کدامند؟

7 ) از دستاوردهای تمدن جدید کدام یک مثبت و کدام یک منفی هستند؟

8 ) پیامد مثبت تمدن جدید در توجه به علم و تحقیق را بنویسید.

9 ) موفقیت تمدن جدید در گسترش علم کدام باور غلط را در اذهان ایجاد نمود؟

10) برخی توانمندی های انسان را در رابطه با تصرف در طبیعت نام ببرید.

11) آثار مخرب تصرف در طبیعت را بررسی کنید.

12) نحوه ی زندگی انسان امروز از نظر رفاهی با انسان های قرون قبل دارای چه تفاوت هایی است؟

13) روند رشد آگاهی های مردم از قانون و حقوق را بنویسید.

14) با وجود افزایش آگاهی مردم نسبت به حقوق، کدام عامل باعث تضییع بعضی حقوق و ایجاد فساد اخلاق گردیده است؟

15) آثار منفی تولید انبوه کالا را در امور مادی بنویسید.

16) آسیب اصلی تولید انبوه کالا چیست؟

17) تولید انبوه کالا زمینه ی کدام آسیب را در کشورهای دیگر ایجاد نمود؟ و نتیجه ی آن چه بود؟

18) وضعیت کار و سرمایه در دوران قبل از پیدایش صنعت را با دوران پس از آن مقایسه کنید.

19) عامل اصلی ایجاد فاصله ی طبقاتی در جوامع چیست؟

20) تعریف تمدن کنونی از انسان چیست؟

21) تعریف تمدن کنونی از انسان دارای کدام نتایج بوده است؟

22) وضعیت اقدامات تسلیحاتی و نظامی قدرتمندان در جهان چگونه است؟

 

 

درس دهم                                        برنامه ای برای فردا

1 ) ویژگی های تمدنی که در حال حاضر ما در متن آن زندگی می کنیم چیست؟

2 ) دو تجربه ی موفق ایران اسلامی در تمدن حاضر کدام است؟

3 ) تأثیر دو تجربه ی موفق ایران اسلامی بر جهان امروز چه بوده است؟

4 ) موقعیت کنونی ایران اسلامی نسبت به تمدن کنونی چیست؟

5 ) بزرگ ترهای امروز ایران اسلامی نوجوانان کدام نسل هستند؟ و انتظارشان چیست؟

6 ) سه هدف بزرگ ایران اسلامی در رابطه با تمدن جهانی چیست؟

7 ) آیا این اهداف دست نایافتنی هستند؟ چرا؟

8 ) برای رسیدن به اهداف سه گانه در کدام حوزه ها باید فعالیت نمود؟

9 ) در حوزه ی فردی، انتخاب کدام برنامه ها ضروری است؟

10) شناخت گذشته و مقایسه ی آن با عصر حاضر چگونه ما را راهنمایی می کند؟

11) کدام فضایل اخلاقی موجبات رسیدن به اهداف را فراهم می سازد؟

12) پیشرفت های علمی چه تأثیری در تقویت یک ملت دارد؟

13) تذکر مقام معظم رهبری در باره ی پیشگامی در علم و فناوری را بنویسید.

14) آیا حضور فعال در جهان و تأثیر بر آن تنها با اقدامات فردی میسر است؟ توضیح دهید.

15) با توجه به آیه ی 104 سوره ی آل عمران اولین قدم در حوزه ی دوم اقدامات مربوط به اهداف سه گانه چیست؟

16) مهم ترین عامل برای حضور مؤثر در میان افکار عمومی جهان چیست؟

17) برخی از عوامل استحکام نظام اسلامی را ذکر کنید.

18) عبارت «ما می توانیم» کدام حس را در افراد یک ملت ایجاد خواهد کرد؟ نمونه ای را مثال بزنید.

19) چرا پیام اسلام پیامی برای همه ی مردم تلقی می شود؟

20) چه رابطه ای میان  یک پیام و روش تبلیغ آن وجود دارد؟ توضیح دهید.

21) خداوند کدام روش تبلیغی را به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم آموزش می دهد؟ (آیه ی 125 سوره ی نحل)

22) روش های قرآن در مواجهه با مردم و تبلیغ پیام چیست؟ (تفکر در آیه)

23) روش های تبلیغی قرآن متکی بر چه اموری است؟ و لازمه ی به کارگیری این روش ها چیست؟

24) تفاوت ابزارهای کنونی با ابزارهای زمان رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم چیست؟

25) سهل انگاری اهل حق در استفاده ی صحیح از ابزارها چه پیامدهایی دارد؟ نمونه ای برای آن ذکر کنید.

26) چرا در تبلیغ اسلام باید از نیازهای عمومی آغاز کرد؟

27) برخی از نیازهای عمومی را که در تعالیم اسلام به آن ها توجه شده، نام ببرید.

28) در تبلیغ اسلام در تمدن جدید کدام یک از رسالت های انبیا را باید احیا نمود؟

29) مبارزه با ستمگران و برقراری عدالت نیازمند کدام هوشیاری ویژه است؟

30) قرآن درباره ی سلطه جویی گروهی از یهودیان و مسیحیان بر مسلمین چه هشداری به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم داده است؟

31) امام خمینی رحمة الله علیه توجه ما را به کدام نکته در خصوص سلطه جویی بیگانگان جلب می نمایند؟

32) نگرش واقع بینانه در دعوت به حق و عدالت چیست؟

33) نمونه ی بارز حق ستیزی و زورگوییدر عرصه ی جهانی کدام است؟

34) هدایت ملت ها به سوی استقامت و مبارزه ای معقول و عزتمند مستلزم چیست؟

35) آیا خداوند هر نوع ارتباطی را با غیر مسلمانان ممنوع ساخته است؟ توضیح دهید.

36) رابطه با کدام دسته از غیر مسلمانان از سوی خداوند:           الف- نهی نشده است؟         ب- نهی شده است؟

37) آیا تلاش برای احیا و بازسازی تمدن اسلامی و اصلاح وضع کنونی جهان تنها یک وظیفه و مسؤولیت است؟

38) کدام پندار ساده اندیشانه در یکی دو قرن اخیر درباره ی کفایت علم و دانش بشری وجود داشته است؟

39) آیا در قرن بیست و یکم بی کفایتی علم در رساندن انسان به سعادت اثبات شده است؟ چگونه؟

40) اعتقاد و مسؤولیت مسلمانان در ارتباط با اسلام چیست؟

41) در دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواسته ی اصلی منتظران چیست؟

منبع :وبلاگ شخصی سرگروه دین وزندگی اردبیل

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 9:31  توسط رابطان گروه معارف  | 

نمونه سوالات درس به درس دین وزندگی سال سوم متوسطه

 

نمونه سوالات دین و زندگی۳ 

درس 1 : 

1 - بیت " هرکه بیدارتر ، پر درد تر هرکه او هوشیارتر ، رخ زردتر " بیانگر کدام نیاز و دغدغه ی انسان است؟ 25/0 نمره

الف) نیازهای طبیعی ب) نیازهای غریزی ج) دغدغه و درد متعالی د) موارد الف و ب

2 - کدام گزینه از نیاز های بنیادین زندگی انسان می باشد؟

الف) درک هدف زندگی ب) نیاز به تعالی رشد و بالندگی ج) کشف راه صحیح د) همه ی موارد

3 - مفهوم " درک هدف زندگی انسان" چیست؟ 5/0 نمره

4- چرا هریک از ما به دنبال آرامش درونی و رضایت زندگی بوده و از اضطراب و تشویش گریزانیم؟ 1 نمره

5- چرا انسان به دنبال زندگی در جامعه ای است که روابط عادلانه برآن حاکم باشد؟ 75/0 نمره

6- ک دام گزینه از ویژگی های جامعه ای است که در آن روابط عادلانه حاکم است ؟

الف) مراعات حق افراد ب) نا برابری بین افراد ج) عدم تعرض به کرامت انسان د) موارد الف و ج

7- چرا کشف راه درست زندگی جامع نیازهای بنیادین زندگی انسان است؟ 2 نمره

8- پاسخ اطمینان بخش ما به نیازهای بنیادین باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟ توضیح دهید . 2 نمره

9- عبارت " اگر در موضوعی اطلاعاتی در اختیار دستگاه تفکر قرار نگیرد ، انسان نمی تواند هیچ نظری بدهد " گویای کدام ضعف دستگاه اندیشه ما است؟ 5/0 نمره

 

درس 2 :

 

1- پیام آیه زیر را بنویسید:

"قال فمن ربکما یا موسی : قال ربناالذی اعطی کل شیی خلقه ثم هدی " 5/0 نمره

2- عبارت زیر را کامل کنید:

خلق .بی هدف .نشانه ی . . . . . و. . . . . است و این ویزگی ها نمی تواند در . . . . . . باشد. 75/0 نمره

3- هدف اصلی خلقت انسان چیست؟ و به وسیله کدام نیروها می تواند به آن هدف هدایت برسد؟ 75/0 نمره

4- مفهوم " حرکت انسان اختیاری است " یعنی چه؟ 5/0 نمره

5- دو نقش عمده ی عقل در زندگی انسان را بنویسید. 1نمره

6- با توجه به روایتی از امام کاظم (ع) انسان دو حجت دارد آن دو را نام ببرید . 5/0 نمره

7- آثار کاربرد و پرورش قدرت تعقل در معارف و حقایق دینی را بنویسید . 5/0 نمره

8- کامل کنید:

بیشتر کژ فهمی ها و انحرافات درطول تاریخ برخاسته از عدم استفاده ی . . . . . و به جا از . . . بوده است . 5/0 نمره

 

درس 3 :

 

1- کدام یک از گزینه های زیر از ویژگی های فطرت نیست ؟

الف) دوستدار فضیلت های اخلاقی مانند عدل ب) بیزاری از رذایل مانند ظلم و حسد

ج) طالب زیباییها د) اختلافات نژادی ، زبانی، جغرافیایی ...

3- چرا خداوند "دین واحد" را در اختیار همه انسان ها قرار داده است؟ 5/0 نمره

4- کدامیک از محورهای زیر در برنامه ی دین خدا داخل نمی باشد؟

الف) ایمان به خدا و دوری از شرک ب) ایمان به معاد و سرای آخرت

ج) جلوگیری از برپایی نظام عادلانه د) کسب مکارم اخلاقی مانند عفاف و . . .

5- علل فرستادن متعدد توسط خداوند در طول تاریخ را نام ببرید 5/1 نمره

6- تعدد پیامبران خدا ، آیا به معنای تعدد و اختلاف در دین و اصول دعوت آنان است؟ چرا؟ 1 نمره

7- منشا اختلاف و وجود ادیان مختلف در میان مردم چیست؟ توضیح دهید 1 نمره

8- ویژگی های اختصاصی پیامبران الهی نام برده و یکی را به اختصار توضیح دهید . 5/1 نمره

9- پیامبر در تعلیم و تبیین دین باید معصوم باشد . چرا؟ 1 نمره

10- کدام گزینه از دلایل مصونیت پیامبران از گناه می باشد؟

الف) بهره مندی از الطاف الهی برای کسب ایمان و تقوای بالا ب) برخورداری از بینش عمیق

ج) برخورداری از قدرت تفکر و اختیار خود د) الف و ب

11- عوامل جاودانگی شریعت پیامبر (ص) را بنویسید. 1 نمره

12- کدام گزینه نمی تواند از عوامل حفظ قرآن از تحریف باشد؟

الف) عنایت و اراده ی الهی ب) اهتمام پیامبردر جمع آوری و حفظ قرآن ج) رشد انسا ن ها و کوشش مسلمانان

د) تعلیم و تفسیر آیات قرآن

13 – کدام مورد از عوامل انطباق دین اسلام با نیازهای متغیر زمان است ؟

الف) توجه به نیازهای ثابت و متغیر ب) تقدم روح و معنا بر ظاهر و قالب ج) اختیارات حاکم اسلامی د) همه موارد

14- کدامیک از موارد زیر از قوانین و نیازهای ثابت انسان نمی باشد؟

الف) عدالت ب) پرستش خالق ج) کنترل غرایز د) همکاری و هما هنگی با قدرت های سلطه گر

 

درس 4 :

 

1- دو ویژگی قرآن کریم بر سایر کتب آسمانی را بنویسید. 5/0 نمره

2- منظور از "تحدی"  چیست؟ 5/0 نمره

3- " فصاحت و بلاغت ، زیبایی های لفظی، ساختار موزون کلمه ، . . . به کدام جنبه ی اعجاز قرآن مربوط می شود؟ 5/0 نمره

4- چرا در اوایل بعثت ، سران مکه مانع از شنیدن آیات قرآن توسط مردم می شدند؟ 1 نمره

5- " اگر همه ی انسلن ها جمع شوند نمی توانند حتی سوره ای از قرآن را بیاورند " به کدام یک از ویژگی های قرآن مربوط می شود؟ 1 نمره

6- با رعایت چه شرایطی می توان با استفاده از قرآن و سنت و سیره پیامبران به سوالات و نیازهای جوامع در همه دوران ها پاسخ داد؟ 1 نمره

7- اسلام چه ویژگی هایی دارد که موجب شده تا با نیازهای متغیر زمان مطابقت کند؟ 2 نمره

 

درس 5 :

 

1- سه مورد از قلمرو های پیامبر اکرم(ص) را نام ببرید. 5/1 نمره

2- یکی از قلمروهای رسالت پیامبر " دریافت وحی و رساندن آن به مردم "است آنرا توضیح دهید. 5/1 نمره

3- " مرجعیت علمی "از قلمروهای رسالت پیامبر است آنرا توضیح دهید. 5/1 نمره

4- " ولایت و سرپرستی جامعه برای اجرای قوانین الهی " یا ولایت ظاهری پیامبر اکرم(ص) را توضیح دهید. 1 نمره

5- بنا برسخن امام باقر(ع) چرا ولایت از مهم ترین پایه های اسلام شمرده شده است؟ 1 نمره

6- با توجه به آیه ی مبارکه " ولن یجعل الله للکافرین " به سوالات زیر پاسخ دهید: 5/1 نمره

الف) آیه را ترجمه کنید.

ب) آیه به کدامیک از فرمان های الهی اشاره دارد؟

7- برترین و بالاترین قلمرو رسالت پیامبر اکرم (ص) . . . . . . است. 5/0 نمره

8- نویسندگان قرآن را . . . . . . و حفظ کنندگان آیات را . . . . می نامیدند . 5/0 نمره

9 – اولین و برترین کاتب و حافظ قرآن . . . . . بود. 25/0 نمره

10 – اولین و معتبرترین مرجع علمی برای فهم عمیق آیات الهی . . . . . . 25/0 نمره

الف) قرآن ب) گفتار و رفتار پیامبر ج) گفتارو رفتار حضر ت علی (ع)

11-دلا یل نیاز جا معه ی اسلا می به ولا یت و حکو مت اسلا می را نا م ببر ید. 5/1 نمره

12-بهره مند ی انسا نها از هد ایت معنوی به عنوان نتیجه ی ولایت معنو ی به چه چیزهایی بستگی دارد ؟ 75/0 نمره

 

درس 6 :

 

1- پیام آ یه " یا ایها الذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوالرسول . . ." را بنویسید. 5/0 نمره

2- در باره ضرورت شناخت امام حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نوشته و ترجمه کنید . 5/1 نمره

3- آیه مبارکه تطهیر را کامل کرده و دو مورد از پیام های آن را بنویسد . 5/1 نمره

" انما یرید الله . . . . . . . . . . اهل البیت . . . . . تطهیرا "

4 - آیه مبارکه تطهیر به کدام یک از ویژگی های مهم اهل بیت اشاره دارد؟ 25/0 نمره

5- آیه ولایت را کامل کرده و پس از ترجمه ، بنویسداین آیه در باره چه کسی نازل شده است ؟ 75/1 نمره

” انما ولیکم الله و رسوله ولی شما تنها خدا ورسول او

و الذین آمنوا . . . . . . . . . . .

الذین یقیمون الصلوه . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . و زکات می پردازند

و هم راکعون " در حالی که به رکوع رفته اند.

6- تبریک و تهنیت مردم به حضرت علی (ع) پس از پایان مراسم غدیر خم نشانه چیست؟ 1 نمره

7 – در مراسم دعوت خویشان به اسلام حضرت علی (ع) از جانب پیامبر (ص) چگونه معرفی شد؟ 1نمره

8 – از پیام های حدیث ثقلین دو مورد بنویسید . 1 نمره

 

 

 

 

درس 7 :  

 

1- با توجه به آیه مبارکه به سوالات زیر پاسخ دهید:

" قد خلت من قبلکم سنن پیش از شما سنت هایی رخ داد

فسیروا فی الارض . . . . . . . . . . . .

فانظروا . . . .

کیف کان عاقبه المکذبین " که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟

 

الف) ترجمه را کامل کنید . 75/0 نمره

ب) یکی از نتایج مطالعه ی تاریخ گذشتگان چیست؟ 5/0 نمره

 

2- از مسائل و مشکلات اجتماعی و فرهنگی پس از پیامبر اکرم 3 مورد را نام ببرید. 5/1 نمره

3- نگهداری حدیث به شیوه حفظ چند اشکال اساسی داشت؟ 2 مورد آن را بنویسد . 1 نمره

4- ممنوعیت از نوشتن احادیث پیامبر اکرم (ص) چه مشکلات و مسائلی را به دنبال داشت؟ 5/1 نمره

5- پیدایش مسائل جدید با گسترش دنیای اسلام نیاز به وجود چه کسانی را بیشتر آشکار می کند؟ چرا ؟ 1 نمره

6- تحریف در اندیشه های اسلامی و جعل احادیث توسط چه کسانی و چگونه انجام می شد؟ 5/1 نمره

7- چگونه حکومت عدل نبوی به سلطنت قیصری و کسرایی تبدیل شد؟ 5/1 نمره

8- حکومت عدل نبوی را با حکومت بنی امیه و بنی عباس مقایسه کنید؟ 1 نمره

9- تفاوت های اساسی حکومت بنی امیه و بنی عباس با رهبری پیامبر (ص) چه بود؟ ( 3 مورد) 5/1 نمره

 

درس 8 :

 

1- با توجه به آیه مبارکه به سوالات زیر پاسخ دهید: 2 نمره

" اذ قال لهم اخوهم نوح وقتی که برادرشان نوح به آنان گفت:

الا تتقون . . . . . . . .

انی لکم رسول امین . . . . . . . . . . .

فاتقواالله و اطیعون " . . . . . . . .. .

الف)ترجمه آیه را بنویسید .

 

ب) با توجه به آیه حضرت نوح از مردم چه می خواهد؟

2- مسئولیت های سه گانه مقام امامت را نام ببرید. 5/1 نمره

3- تعلیم و تفسیر قرآن کریم که یکی از اقدامات مربوط به مرجعیت علمی است آن را توضیح دهید؟ 1 نمره

4- امامان چگونه مسئولیت حفظ سخنان وسیره پیامبر (ص) را انجام میدادند؟ شرح دهید. 1 نمره

5- کتاب . . . از مرحوم کلینی است . 25 / 0 نمره

6- کتاب " من لا یحضره الفقیه " از مرحوم . . . است. 25 / 0 نمره

7 – دو کتاب معروف شیخ طوسی را نام ببرید. 5/0 نمره

8 – کتاب . . . فراز هایی ازدعا های امام سجاد (ع )است. 25 / 0 نمره

9 – کتاب . . . بخش هایی از خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار حضرت علی (ع) است. 25 / 0 نمره

10 – ائمه اطهار (ع) کار تربیت شخصیت های اسلامی را چگونه انجام می دادند؟ 1 نمره

11- از اقدامات ائمه اطهار (ع) مربوط به مرجعیت علمی 3 مورد را نام ببرید. 5/1 نمره

12- امامان بزرگوار ما از چند جهت با حاکمان زمان خود مبارزه می کردند؟ توضیح دهید. 5/1 نمره

13 – ائمه بزرگوار ما برای بدست آوردن ولایت ظاهری از چه اصولی تبعیت می کردند؟ 2 نمره

14- آیا ائمه اطهار (ع) حاکمان زمان خود را تایید می کردند؟ یا نه ؟ توضیح دهید. 1 نمره

15 روش های متفاوت ائمه اطهار (ع) در زندگی سیاسی و اجتماعی چه چیزی را به ما می آموزد؟ 1 نمره

16- امامان بزرگوار ما عامل اصلی حکومت ها ی جبارا ن و ستمگران را چه می دانستند؟ چرا؟ 1 نمره

17 – چرا شیوه ی مبارزه ی امامان متناسب با شرایط خاص آن زمان بود؟ 5/1 نمره

18- چرا در زمان بعضی از امامان مسئله " تقیه" وجود داشت؟ 1 نمره

 

درس 9 :

 

1- وظایف امام حسن عسکری (ع) در ارتباط با فرزندش چه بود؟ 1 نمره

2- در زمان غیبت صغری امام عصر(عج) چگونه با مردم ارتباط داشتند ؟ 1 نمره

3- مفهوم این جمله را توضیح دهید. " غیبت در مقابل ظهور است نه حضور " 1 نمره

4- از دیدگاه امام علی (ع) کسانی که با امام دوازدهم بیعت می کنند چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟ (4مورد ذکر شود) 1 نمره

5- بخش اصلی رهبری امام معصوم مربوط به قلمرو .........است. . 5/0 نمره

6- علت اصلی غیبت امام (عج)را توضیح دهید. 5/1 نمره

7-خداوند با چه شرایطی اوضاع زندگی گروهها و ملت ها را تغییر میدهد ؟ با ذکر مثال توضیح دهید. 5/1 نمره

 

درس 10 :

 

1- تاریخ زندگی انسان ها صحنه ی مبارزه ی دایمی .......و . . . .بوده است. 5/0 نمره

2 - از نظر خداپرستان نتیجه ی مبارزه ی بین حق و باطل چه خواهد بود؟ 1 نمره

3- اعتقاد مسیحیان در باره ی موعود و منجی آخر الزمان را توضیح دهید . 1 نمره

4- عقیده ی مذهب شیعه در باره موعود و منجی آخر الزمان را توضیح دهید. 1 نمره

5- به اعتقاد جامعه شناسان پویایی جامعه شیعه در طول تاریخ به چه عواملی وابسته می باشد؟ 1 نمره

6- از مسئوولیت های منتظر چهار مورد را نام ببرید. 1 نمره

7- فواید معلوم بودن مشخصات و حضور امام عصر در جامعه را بنویسید. (3مورد) 5/1 نمره

8- با توجه به آیات زیر به سوالات پاسخ دهید :

" و نرید ان نمن علی الذین و می خواهیم منت نهیم بر کسانی که

و نجعلهم ائمه . . . . . . . . . .

و نجعلهم الوارثین " . . . . . . . . . . .

الف) ترجمه ی آیه را کامل کنید.

ب) در آیه فوق خداوند چه وعده ای به مستضعفان داده است؟ 5/1 نمره

 

درس 11 :

 

1- "تفقه" چیست؟ . 5/0 نمره

2- مرجعیت علمی در عصر غیبت در شکل . . . . ادامه می یابد. 5/0 نمره

3- حکومت اسلامی در چهار چوب . . . .استمرار پیدا می کند. 5/0 نمره

4- آنچه در انتخاب مرجع تقلید نقش اساسی دارد . . . . و. . . اوست. 5/0 نمره

5- مسئولیت های مربوط به امامت در دوران غیبت را نام ببرید. 75/0 نمره

6- درعصر غیبت وظایف مربوط به مرجعیت علمی وحکومت اسلامی توسط فقیهان با تقوی با تکیه بردو پشتوانه انجام می شودآن ها را بنویسید. 1 نمره

7- فقیه کیست؟ 1 نمره

8- تقلید در امور دینی چیست؟ 1 نمره

9- بنا به فرمان امام زمان (عج) در دوره ی غیبت چه کسی مرجعیت علمی و رهبری و ولایت ظاهری را بر عهده دارد؟ توضیح دهید. 2 نمره

10- شرایط فقیه شایسته ی پیروی و تقلید را بنویسید. 5/1 نمره

 

درس 12 :

 

1- مسئولیت اساسی افراد جامعه در حکومت اسلامی چیست؟ 1 نمره

2- از حقوق رهبر بر مردم از دیدگاه امام علی(ع) چهار مورد را بنویسید. 1 نمره

3- ولی فقیه در کشور ما چگونه انتخاب می شود؟ و مردم از چه طریقی در انتخاب ایشان دخالت دارند؟ 1 نمره

4- از" حقوق مردم بر رهبر" از دیدگاه امام علی(ع) چهار مورد را بنویسید. 1 نمره

5- چه تفاوتی میان انتخاب ولی فقیه و مرجع تقلید وجود دارد؟ توضیح دهید. 5/1 نمره

6- آ یا ولی فقیه و مرجع تقلید می تواند یکی باشد ؟ توضیح دهید 5/1 نمره

7- تفاوت میان نظام اسلامی و حکومت های دمکراتیک "مردم سالاری" را بنویسید . 5/1 نمره

8- چگونه تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت می تواند در زمینه سازی حکومت جهانی حضرت ولی عصر(عج) تاثیر داشته باشد؟ 5/1 نمره

درس 13 :

 

1- انسان حقیقتی است با دو دسته از تمایلات ، آنها را نام ببرید . 5/0 نمره

2- انسان صاحب کرامت چه ویژگی هایی دارد؟ 5/0 نمره

3- ویژگی انسان کریم در حضور خداوند را با استفاده از مثالی بنویسید. 1 نمره

4- چرا نمی توان مسئولیت خطا و گناه خودرا تنها متوجه عوامل تحریک کننده ی بیرونی کرد؟ توضیح دهید. 1 نمره

5- با توجه به آیه مبارکه ِزیر به سوالات پاسخ دهید :

"من کان یرید العزه . . . . . . . . .

فلله العزه جمیعا " . . . . . . . . . . .

الف) ترجمه آیه را بنویسید.

ب) خداوند چه کسی را سرچشمه ی عزت معرفی می کند؟ 25/1 نمره

 

درس 14:

 

1- زمینه های طبیعی تشکیل خانواده را نام ببرید. 1 نمره

2-آثار رابطه ی زن و مرد همراه مودت و رحمت را بنویسید. 1 نمره

3-عالیترین زمینه برای تشکیل خانواده را نام برده و توضیح دهید .5/ 1 نمره

4- چرا نیاز به آرامش و انس روحی با همسر برترین نیاز از نیاز های طبیعی تشکیل خانواده است ؟ 5/1 نمره

5- با توجه به آیه مبارکه ی زیر به سوالات پاسخ دهید : 75/1 نمره

"و من آیاته ان خلق لکم . . . . . . . .

من انفسکم ازواجا همسرانی از خودتان

لتسکنوا الیها تا با ایشان آرامش یابید

و جعل بینکم موده و رحمه . . . . . . . . . .

ان فی ذلک لایات همانا در آن نشانه هایی است.

لقوم یتفکرون . " . . . . . . . . . . .

الف) ترجمه آیه فوق را کامل کنید .

ب) آیه به کدامیک از زمینه های طبیعی تشکیل خانواده اشاره دارد؟

 

درس 15 :

 

1- حکم عقدی که به زور انجام گیرد . . . . . . . . ..است و . . . . . . . .ندارد. 5/0 نمره

2- چرا از نظر اسلام اذن پدر برای ازدواج دختر ضروری است؟ 1 نمره

3- چرا برای تشکیل خانواده داشتن قدرت انتخاب ، ارزشمند و در عین حال مسئولیت زا است؟ 1 نمره

4- چرا نباید بین بلوغ جنسی و عقلی با زمان ازدواج فاصله زیاد باشد؟ 1 نمره

5- جوانان در ازدواج با چه مشکلاتی روبرو هستند ؟ 4 مورد را بنویسید. 2 نمره

6- برای شناخت همسر آینده چه راه هایی متناسب با فرهنگ اسلامی پیشنهاد می شود ؟ توضیح دهید. 5/1 نمره

 

درس 16 :

 

1- مرد چه نقش هایی در خانواده دارد؟ 4 مورد نام ببرید . 1 نمره

2- چرا کلمه " مادر" در همه ی فرهنگ ها زیباترین کلمه است ؟ 1 نمره

3- تامین هزینه ی زندگی خانواده از نظر اسلام بر عهده چه کسی است ؟ توضیح دهید. 1 نمره

4- زن در خانواده چه وظایفی دارد؟ (3مورد) 75/0

5-برای انجام پیمان عقد و ازدواج رعایت چه شرایط اصلی لازم است؟ 1 نمره

6-پدر و مادر با همکاری یکدیگر چه برنامه هایی را باید برای رشد و تعالی خود و فرزندان تنظیم کنند ؟ (4 مورد) 1 نمره

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 9:29  توسط رابطان گروه معارف  | 

بارم بندي دروس ديني و قرآن

 


تذكرات مهم :

رعايت بارم بندي درطرح سؤالات امتحانات نهايي الزامي ولي درامتحانات داخلي پيشنهادي است. بديهی است رعايت بارم بندی درطراحی سئوالات امتحانات هماهنگ کشوری يا استانی از تضيع حق دانش آموزان جلوگيری خواهد کرد.
2- بر اساس تبصره 1/2 ماده 19 آيين نامه آموزشي دوره پيش دانشگاهي ، سؤالات امتحانات نوبت شهريور مراکز پيش دانشگاهي که به صورت هماهنگ منطقه اي طراحي مي شود براساس20 نمره و همانند بارم بندي امتحانات جبراني مربوطه مي باشد.
بارم بندي دروس دوره ي متوسطه در دبيرستان هاي بزرگسالان همانند بارم بندي نوبت شهريور است.
مواردي ازکتاب درسي كه مطالعه آزاد اعلام گرديده در ارزشيابي ها لحاظ نمي گردد.

 


بارم بندي درس ديني و قرآن (1) پايه اول متوسطه

  • - از هر دانش‌آموز در هر نوبت حداقل 3 بار وهر بار حداقل 5 تا7 سطر از قرائت آيات قرآن ارزشيابي به عمل مي‌آيد.( پرسش از قرائت ساير آياتي كه در درس آمده، بلامانع است.).به ازاي هر غلط روخواني 25/0 از چهار نمره كسر مي‌شود.
  • - در صورتي كه دانش‌آموز حروف خاص عربي را صحيح تلفظ نمي‌كند به ازاي هر حرف 25/0 و حداكثريك نمره از قرائت او كسر مي‌شود.
  • - درصورتي كه دانش‌آموزآيات رابه صورت مقطع ومكرربخوانداز5/0نمره تا1نمره ازنمرة قرائت اوكسرمي‌شود.
  • - چنانچه دانش‌آموز آيات را به شيوه ترتيل يا تحقيق و با رعايت احكام ضروري تجويد بخواند از 5/0 تا 1 نمره به نمرة قرائت او افزوده مي‌شود.

1- قرائت قرآن كريم
 (4 نمره):

الف: ارزشيابي مستمر 
( نمونه ي برگه ارزشيابي مستمردر صفحه 51 كتاب معلم آمده است)  

ازهردانش‌آموزدرهرنوبت حداقل3 بار ازمعناي آيات پرسش مي‌شود، هر بار حدود 3 سطر از اين گونه آيات را معنا مي‌كند و هرسطريك نمره داردكه به ميزان صحت معناي هرسطر نمره اين قسمت مشخص مي‌شود.

2- درك معناي آيات قرآن كريم 
 ( 3 نمره ) :

 

- فعاليت هاي فردي يا گروهي دانش آموزان در کلاس که در داخل هر درس با عناويني مانند : تفکر ، جمع آوري اطلاعات، تفکيگ ، انديشه درآيات و پيام آيات مشخص شده اند.اين فعاليت ها در هنگام تدريس دبير بايد انجام شود تا مشاركت دانش آموزان در حين تدريس بيش تر شود.

- سؤال هايي که دبير هنگام تدريس از دانش آموزان مي پرسد .

 

3-انجام فعاليت‌هاي داخل درس (4نمره)

- سؤال ها وفعاليت هاي مربوط به انديشه و تحقيق ، باتوجه به توانايي دانش آموزان درپاسخ گويي

- سؤال هايي كه دبير در جلسة بعد از تدريس از دانش آموزان مي پرسد.

( توجه : دراين بخش به دفتر كار دانش آموز ، نمره اي تعلق نمي گيرد.)

4- پاسخ به سؤال هاي بخش انديشه و تحقيق (4 نمره)

5 - مشاركت در فعاليت هاي کلاسي و كار‌ گروهي (3نمره ).

6 - داشتن دفتر كار منظم و كامل ( 2 نمره)

تذكر : دانش‌آموزاني كه برخي از كارهاي بخش«پيشنهاد» كتاب درسي يا به ابتكار خود فعاليتهاي ادبي، هنري و تحقيقي ديگري را انجام مي دهند 2 نمره فوق ‌العاده به نمره مستمر آنها(تا سقف نمره 20 ) در هر نوبت تحت عنوان «خلاقيت‌هاي علمي و هنري» اضافه مي‌گردد.

1- امتحان قرائت قرآن كريم(4 نمره):

ازهردانش‌آموزدرهر امتحان پاياني دو نيم صفحه ازآيات شريفه  كتاب درسي و بخشي از قرآن‌كريم كه دبير محترم معين نموده است ،ارزشيابي قرائت قرآن، همانند ارزشيابي مستمر،  بعمل مي آيد ( پرسش از قرائت ساير آيات دروس بلامانع است.)

ب: ارزشيابي پاياني

2- امتحان كتبي از محتواي دروس ( 16 نمره)

شهريور

نوبت دوم

نوبت اول

درس

بخش‌كتاب

4

4

7

اول تا چهارم

مرحلة اول

2

5

پنجم و ششم

2

4

هفتم و هشتم

3

4

-

نهم تا يازدهم

مرحله دوم

1

2

-

دوازدهم

مرحله سوم

2

3

-

سيزدهم و چهاردهم

2

3

-

پانزدهم و شانزدهم

16

16

16

جمع

 

 

تذكرات :

الف ) موارد زير در ارزشيابي پاياني لحاظ نشود :

1- پيشنهاد ها در صفحات 22 تا 23 ، 33، 42 ، 55 ، 64 ، 72 ، 86 ، 98 ، 107 ، 116 ، 119 ، 137 ، 149 ، 161 ، 167 ، 179 ، 181

2- بيشتر بدانيم ها در صفحات : 10 ، 11تا 13 ، 82 تا 83 ، 91 تا 92 ، 96 ، 127 تا 129 ، 147 ، 178

3- گام ها در صفحات 14 ، 41 ، 85 ، 106 ، 118 ، 136 ، 148 ، 168 ، 180

4- مطالب صفحات 150 تا 152 و اشعار صفحات 39 ، 50 ، 62 ، 146

5- پاورقي هاي كتاب

6- ترجمه هايي كه در مقابل آيات در كتاب نوشته شده است.

ب) حفظ کردن عين آيات وروايات ضروري نيست ، بلکه برداشت واستنباط از آن ها اهميت دارد. براي مثال ، نبايد ازدانش آموزان خواسته شود که آيه ياحديثي دربارة توبه بنويسند.بلکه بايدآيه ياحديث مطرح شود ودانش آموزان پيام ها ونکاتي را که از آيه يا حديث به دست مي آيد ، بنويسند.

ج) آياتي که ترجمة آن ها درکتاب آمده است نبايد ترجمة اين آيه ها در ارزشيابي مورد سؤال قرار گيرد يا سؤال به گونه اي طراحي شود كه لازمة آن حفظ كردن ترجمة اين قبيل آيات باشد. هم چنين نبايد از کلمات ولغاتي که تداعي کنندة درس عربي است سؤال شود.

 

 


بارم بندي درس ديني و قرآن( 2) پايه دوم متوسطه

  • - از هر دانش‌آموز در هر نوبت حداقل 3 بار وهر بار حداقل 5 تا7 سطر از قرائت آيات قرآن ارزشيابي به عمل مي‌آيد.( پرسش از قرائت ساير آياتي كه در درس آمده، بلامانع است.).به ازاي هر غلط روخواني 25/0 از چهار نمره كسر مي‌شود.
  • - در صورتي كه دانش‌آموز حروف خاص عربي را صحيح تلفظ نمي‌كند به ازاي هر حرف 25/0 و حداكثريك نمره از قرائت او كسر مي‌شود.
  • - درصورتي كه دانش‌آموزآيات رابه صورت مقطع ومكرربخوانداز5/0نمره تا1نمره ازنمرة قرائت اوكسرمي‌شود.
  • - چنانچه دانش‌آموز آيات را به شيوه ترتيل يا تحقيق و با رعايت احكام ضروري تجويد بخواند از 5/0 تا 1 نمره به نمرة قرائت او افزوده مي‌شود.

1- قرائت قرآن كريم
 (4 نمره):

الف: ارزشيابي مستمر -
( نمونه ي برگه ارزشيابي مستمردر صفحه 51 كتاب معلم آمده است)  

ازهردانش‌آموزدرهرنوبت حداقل3 بار ازمعناي آيات پرسش مي‌شود، هر بار حدود 3 سطر از اين گونه آيات را معنا مي‌كند و هرسطريك نمره داردكه به ميزان صحت معناي هرسطر نمره اين قسمت مشخص مي‌شود.

2- درك معناي آيات قرآن كريم 
 ( 3 نمره ) :

 

- فعاليت هاي فردي يا گروهي دانش آموزان در کلاس که در داخل هر درس با عناويني مانند : تفکر ، جمع آوري اطلاعات، تفکيگ ، انديشه درآيات و پيام آيات مشخص شده اند.اين فعاليت ها در هنگام تدريس دبير بايد انجام شود تا مشاركت دانش آموزان در حين تدريس بيش تر شود.

- سؤال هايي که دبير هنگام تدريس از دانش آموزان مي پرسد .

 

3-انجام فعاليت‌هاي داخل درس (4نمره)

- سؤال ها وفعاليت هاي مربوط به انديشه و تحقيق ، باتوجه به توانايي دانش آموزان درپاسخ گويي

- سؤال هايي كه دبير در جلسة بعد از تدريس از دانش آموزان مي پرسد.

( توجه : دراين بخش به دفتر كار دانش آموز ، نمره اي تعلق نمي گيرد.)

4- پاسخ به سؤال هاي بخش انديشه و تحقيق (4 نمره)

5 - مشاركت در فعاليت هاي کلاسي و كار‌ گروهي (3نمره ).

6 - داشتن دفتر كار منظم و كامل ( 2 نمره)

تذكر : دانش‌آموزاني كه برخي از كارهاي بخش«پيشنهاد» كتاب درسي يا به ابتكار خود فعاليتهاي ادبي، هنري و تحقيقي ديگري را انجام مي دهند 2 نمره فوق ‌العاده به نمره مستمر آنها(تا سقف نمره 20 ) در هر نوبت تحت عنوان «خلاقيت‌هاي علمي و هنري» اضافه مي‌گردد.

1- امتحان قرائت قرآن كريم(4 نمره):

از هر دانش‌آموز درهر امتحان پاياني حدود دو ونيم صفحه ازآيات شريفه كتاب درسي و بخشي از قرآن‌كريم كه دبير محترم معين نموده است ،امتحان قرائت به عمل مي آيد. شيوه نمره گذاري به همان صورتي است كه در ارزشيابي مستمر انجام مي گيرد.

ب: ارزشيابي پاياني

2- امتحان كتبي از محتواي دروس ( 16 نمره)

شهريور

نوبت دوم

نوبت اول

درس

بخش اول

2

5

4

اول و دوم

مرحله اول

2

3

سوم و چهارم

5

9

پنجم تا نهم

3

2

-

دهم

مرحله دوم

3

-

يازدهم و دوازدهم

مرحله سوم

2

3

-

سيزدهم و چهاردهم

2

3

-

پانزدهم و شانزدهم

16

16

16

جمع

  

تذكرات :

الف - مبحث خمس درصفحه 168 تا اول ماليات درصفحه169 براي دانش آموزان اهل سنت حذف مي باشد.

ب - موارد زير درارزشيابي ها لحاظ نشود :

1- فعاليت ها : شامل نمونه يابي درصفحة 11- خودکاوي درصفحات 89 ، 90 و 118 - مقايسه در صفحة 91- ذکرنمونه ها در صفحات 106 ، 117 و 129- تطبيق در صفحات 119 و 151- همفکری در صفحة 128 - تفکر در آيات درصفحة 130- بررسي در صفحات 131 ، 167 و180

2- پيشنهاد ها در صفحات 14 ، 28 تا 31 ، 41 ، 59 ، 67 ، 75 ، 83 ، 109 ، 123 ، 133 ، 143 ، 159 ، 185 و 189

3- يادآوري ها در صفحات 2 تا 3 ، 101 و 111

4- مباحث علمي در صفحات 8 تا 11 و 19 تا 21 و شعر صفحة 15

5- پاورقي هاي كتاب

6- ترجمه هايي که درمقابل آيات درکتاب نوشته شده است.

7- گام ها در صفحات 27 ، 47 ، 97 ، 108 ، 123 ، 142 ، 158 ، 173 و 188

8- بيشتربدانيم هادرصفحات23 ، 25 تا 27 ، 57 تا 58 ، 93 تا 96 ،99، 120تا122 ، 141 تا 142 ، 153تا157 ، 171تا 172 و186 تا 187

ج - حفظ کردن عين آيات وروايات ضروري نيست ، بلکه برداشت واستنباط از آن ها اهميت دارد. براي مثال ، نبايد ازدانش آموزان خواسته شود که آيه ياحديثي دربارة توبه بنويسند.بلکه بايدآيه ياحديث مطرح شود ودانش آموزان پيام ها ونکاتي را که از آيه يا حديث به دست مي آيد ، بنويسند.

د - آياتي که ترجمة آن ها درکتاب آمده است نبايد ترجمة اين آيه ها درارزشيابي ها مورد سؤال قرار گيرد يا سؤال به گونه اي طراحي شود كه لازمة آن حفظ كردن ترجمة اين قبيل آيات باشد. هم چنين نبايد از کلمات ولغاتي که تداعي کنندة درس عربي است سؤال شود.

 


بارم بندي درس ديني و قرآن (3) پايه ي سوم

  • - از هر دانش‌آموز در هر نوبت حداقل 3 بار وهر بار حداقل 5 تا7 سطر از قرائت آيات قرآن ارزشيابي به عمل مي‌آيد.( پرسش از قرائت ساير آياتي كه در درس آمده، بلامانع است.).به ازاي هر غلط روخواني 25/0 از چهار نمره كسر مي‌شود.
  • - در صورتي كه دانش‌آموز حروف خاص عربي را صحيح تلفظ نمي‌كند به ازاي هر حرف 25/0 و حداكثريك نمره از قرائت او كسر مي‌شود.
  • - درصورتي كه دانش‌آموزآيات رابه صورت مقطع ومكرربخوانداز5/0نمره تا1نمره از نمرة قرائت اوكسرمي‌شود.
  • - چنانچه دانش‌آموز آيات را به شيوه ترتيل يا تحقيق و با رعايت احكام ضروري تجويد بخواند از 5/0 تا 1 نمره به نمرة قرائت او افزوده مي‌شود.

1- قرائت قرآن كريم
 (4 نمره):

الف: ارزشيابي مستمر -
( نمونه ي برگه ارزشيابي مستمردر صفحه 51 كتاب معلم آمده است)  

ازهردانش‌آموزدرهرنوبت حداقل3 بار ازمعناي آيات پرسش مي‌شود، هر بار حدود 3 سطر از اين گونه آيات را معنا مي‌كند و هرسطريك نمره داردكه به ميزان صحت معناي هرسطر نمره اين قسمت مشخص مي‌شود.

2- درك معناي آيات قرآن كريم
  ( 3 نمره ) :

  • - سوال هايي که دبير در هنگام تدريس يا پايان آن ويا در جلسات بعدي مي پرسد .
  • - فعاليت هاي فردي يا گروهي دانش آموزان در کلاس که در داخل هر درس با عناويني مانند : تفکر ، جمع آوري اطلاعات، تفکيگ ، انديشه در آيات و ... مشخص شده اند.
  • - سوال و فعاليت هاي مربوط به  انديشه و تحقيق  با توجه به توانايي دانش آموز در پاسخ گويي (در اين بخش به دفتر کار دانش آموز نمره اي تعلق نمي گيرد.)

3- پاسخ به سئوال‌ها و فعاليت‌هاي داخل و پايان هر درس
(جمعا 9 نمره) شامل :

4 - مشاركت در فعاليت هاي کلاسي و كار‌ گروهي (2نمره ).

5- زيبايي ونظم دفتر كار( 2 نمره)

تذكر : دانش‌آموزاني كه برخي از كارهاي بخش«پيشنهاد» كتاب درسي يا به ابتكار خود  فعاليتهاي ادبي،  هنري و تحقيقي ديگري را انجام مي دهند 2 نمره فوق‌العاده به نمره مستمر آنها(تا سقف نمره 20 ) در هر نوبت  تحت  عنوان «خلاقيت‌هاي علمي و هنري» اضافه مي‌گردد.

1- امتحان قرائت قرآن (4 نمره) :درامتحان پاياني نوبت اوّل ،ازهردانش‌آموز حدود دوونيم صفحه از آيات شريفه ي كتاب درسي امتحان قرائت به عمل مي آيد. شيوه ي نمره گذاري به همان صورتي است كه در ارزش يابي مستمر پايه هاي اوّل و دوم انجام مي گيرد.

ب ـ ارزش يابي پاياني
 نوبت اوّل :

- امتحان کتبي (16 نمره)

دروس

اول تا سوم

چهارم و پنجم

ششم تا هشتم

نمره

5

5

6

تذکر: دروس ششم تا هشتم براي دانش آموزان اهل سنت حذف مي باشدوبه جاي آن ازسه درس اول کتاب ضميمه امتحان گرفته مي شود.

 

 

دروس

اوّل تا پنجم

ششم تا هشتم

نهم و دهم

يازدهم و دوازدهم

سيزدهم

چهاردهم تا شانزدهم

جمع

نمره

4

3

3

4

2

4

20

 

پ _ ارزش يابي پاياني نوبت دوم و شهريور

تذکرات :

تذکر 1 : دروس ششم تا دوازدهم براي دانش آموزان اهل سنت حذف است وبه جاي آن ازکتاب ضميمه بر اساس جدول فوق امتحان گرفته مي شود.
تذکر2 : دبيران محترم وطراحان سئوال به نکات مندرج در ابتداي کتاب درسي با عنوان«چند نکته ي مهم درباره ي ارزش يابي» توجه نمايند و موارد زير درارزشيابي ها لحاظ نشود :

1-  كليه پيشنهادها، يادآوري‌ها، گام‌ها، پاورقي‌ها
2- فعاليت ها : شامل تکميل درصفحه ی 11 - نمونه يابی درصفحات 193 و196 - بررسی در صفحات 21 ، 151 ، 220 و235 - جستجو در صفحه ی 53 - تطبيق در صفحات 61 و 175 - خودکاوي در صفحات 140 و 195 - مقايسه در صفحه ی 148 - برنامه ريزي در صفحه ی 156 - انديشه در صفحه ی 169 - طبقه بندي در صفحات 215 و219 راه حل در صفحه ی 223- شناسايي عوامل در صفحه ی 236 - ذکر نمونه 180
6- اشعار : درصفحات 41 ، 48 ، 51
7- ترجمه هايي که درمقابل آيات درکتاب نوشته شده است .
8- پاورقي ها

تذکر3 : حفظ کردن عين آيات وروايات به جز مواردي که درکتاب تعليمات ديني وقرآن (3 ) مشخص شده است ضروري نيست ، بلکه برداشت واستنباط از آن ها اهميت دارد. براي مثال ، نبايد از دانش آموزان خواسته شود که آيه يا حديثي درباره توبه بنويسند . بلکه بايد آيه يا حديث مطرح شود و دانش آموزان پيام ها ونکاتي را که از آيه يا حديث به دست مي آيد ، بنويسند.

تذکر4 : آياتي که ترجمة آن ها درکتاب آمده است نبايد ترجمة اين آيه ها درارزشيابي ها مورد سؤال قرار گيرد. هم چنين نبايد از کلمات ولغاتي که تداعي کننده درس عربي است سؤال شود. 

 

 


بارم بندي درس تعليمات ديني ( ويژه اقليت هاي ديني )

1-  كتاب مشترك تعليمات اديان واخلاق (10نمره)

ارزشيابي مستمرو پاياني هر کدام 20 نمره
 ( نوبت اول ، دوم و شهريِور):

الف - اقليت هاي كليمي ، زردشتي وآشوري

2- كتاب اختصاصي هريك از اقليت هاي مذكور (10نمره)

به علت نداشتن كتاب اختصاصي ، تمام 20 نمره ارزشيابي مستمر و20 نمره ارزشيابي پاياني به كتاب مشترك تعليمات اديان واخلاق اختصاص دارد.

ب- اقليت ارمني

 

بارم بندی جدید دین و زندگی پیش دانشگاهی

بارم

نوبت اول

           5 نمره

درس 1و2و3

            2 نمره

درس 4

            2 نمره

درس5

3 نمره

درس6

8 نمره

روخوانی قرآن

۲۰نمره

مجموع

       

بارم

نوبت دوم

5 نمره

درس 1تا6   

4.5  نمره 

درس7

6 نمره

درس8و9

4.5  نمره

درس10

20 نمره

مجموع

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1391ساعت 12:6  توسط رابطان گروه معارف  | 

 

دین وزندگی ۲ همراه با پاسخ تشریحی از درس ۹تا۱۶

درس نهم : فرجام کار

هدف کلي : آشنايي با سرنوشت و سرانجام انسان در منزل آخرت و احساس نياز به کسب آمادگي در آن روز
اصطلاحات علمي درس :
کيفر و پاداش قرار دادي
کيفر و پاداش طبيعي
عينيت عمل و کيفر و پاداش

 

  مرور بر مفاهيم :

1. پس از پايان محاکمه الهي ، دوزخيان به سوي جهنم رانده مي شوند .
2. پس از پايان محاکمه ي الهي ، نيکوکاران و رستگاران را به بهشت مي برند .
3. جهنميان در جهنم به عذاب هاي مختلفي دچار مي شوند .
4. عظمت عذاب هاي جهنم نشاني از عمق گناهان انسان است .
5. ما بايد بکوشيم تا خود را از عذاب الهي حفظ کنيم .
6. بهشتيان در بهشت از نعمت هاي بي شماري بهره مي برند .
7. برترين مقام بهشت ، مقام رضا و خرسندي است .
8. بالاترين درجه ي بهشت ، فردوس است .
9. بهشت و جهنم و نعمت هاي بهشتي و عذاب هاي جهنمي آثار و نتايج اعمال ما در دنياست .

 

  « سوره شريفه زمر ، آيه ي 71 تا 74»

1. پس از پايان محاکمه ، دوزخيان گروه گروه به سوي جهنم رانده مي شوند . وقتي بدان جا مي رسند ، درهاي جهنم به روي آن ها باز مي شود . جهنم هفت در دارد که راه هاي ورود گروه هاي مختلف جهنمي است . آن گاه کافران و مجرمان ، هر دسته ، در جايگاه مناسب خود افکنده مي شوند ؛ جايگاهي بسيار تنگ .
2. از ويژگي هاي آتش جهنم :
- آتش جهنم بسيار سخت و سوزاننده است .
- افروختگي آتش ، آن چنان است که به دل ها سر مي کشد و دل ها را مي سوزاند .
- هر بار که فرد مي نشيند ، شراره اي بر آن مي افزايند و آن را شعله ور تر مي کنند .
- سر چشمه ي آن از خود کافران و مجرمان و ستمکاران است .
3. سرچشمه ي آتش جهنم خود کافران و مجرمان و ستمکاران هستند .
4. مراد از هيزم دوزخ منظور از خود کافران و مجرمان و ستمکاران است و بت هايي که مي پرستيدند .
5. ماموران عذاب ، ملائکه اي هستند که بسيار سخت گير و شديدالعمل اند و از انجام وظيفه ي خود سرپيچي نمي کنند .
6. پس از اين که دوزخيان دچار عذاب شدند ، ناله ي حسرتشان برمي خيزد و مي گويند : اي کاش ما خدا را فرمان مي برديم و پيامبر خدا را اطاعت مي کرديم ، اي دريغ برما ، برآن چه درباره ي آن کوتاهي کرديم . آنان به خداوند مي گويند : پروردگار ! شقاوت بر ما چيره شد و ما مردمي گمراه بوديم ، ما را از اين جا بيرون بر که اگر بازگرديم عمل صالح انجام مي دهيم .
7. پاسخ قطعهي خداوند به دوزخيان اين است که آيا در دنيا به اندازه ي کافي به شما همر نداديم که هرکس مي خواست به راه آيد . در جاي ديگر هم به آن ها مي گويند که اگر به دنيا باز گرديد همان شيوه ي قبل را پيش مي گيريد .
8. اهل جهنم گاهي ديگران مقصر مي شمارند و مي گويند : بزرگانما و شيطان سبب گمراهي ما شدند . شيطان مي گويد خدا به شما وعده ي راست داد و من به شما وعده دروغ دادم ، اما من بر شما تسلطي نداشتم ؛ جز اين که شما را فراخواندم و شما نيز اين دعوت را پذيرفتيد . مرا ملامت نکنيد ، خود را ملامت کنيد .
9. نيکوکاران راحل زير را طي مي کنند تا به بهشت برسند :
- چون بهشتيان سر رسند ، درهاي آن را به روي خود گشوده مي بينند .
- بهشت هشت در دارد که بهشتيان از آن درها وارد مي شوند .
- نگهبانان بهشت به آنان سلام مي کنند و خوشامد مي گويند .
- رستگاران حمد و سپاس خدا را مي گزارند .
- هر يک متناسب با اعمالشان در درجه اي از بهشت قرار مي گيرند .
10. بهشت هشت در دارد که بهشتيان از آن درها وارد مي شوند :
- يک در مخصوص پيامبران و صديقان است .
- يک در مخصوص شهيدان و صالحان است .
- درهاي ديگر براي گروه هاي ديگر است .
11. رستگاران ، حمد و سپاس خدا را مي گزارند و مي گويند خداي را سپاس که به وعده ي خود وفا کرد و ما وارث بهشت شويم و هر جاي آن که بخواهيم ساکن مي شويم .
12. از پيامبر اکرم (ص) است که بالاترين درجه ي بهشت فردوس است و اگر چيزي از خدا مي خواهيد فردوس را طلب کنيد .
13. برخي از نعمت هاي بهشتي :
- رنج و بدي به بهشتيان نمي رسد .
- هر چه دل و ديده شان بخواهد ، آماده مي شود .
- در بهشت هيچ آلودگي و ناپاکي وجود ندارد .
- گفتارشان سلام و درود است و کسي سخن لغو و گناه آلود نمي شنود .
- پيوسته با خدا هم صحبت اند و به « سبحانک اللهم » مترنم اند .
- بهشت براي آنان سراي سلامتي ( دارالسلام ) است .
- نعمت هاي دائمي آن هيچ گاه خستگي و سستي و ملامت نمي آورد .
- در آن جا انسان هميشه تازه و شاداب و سرحال است و همواره احساس طراوت و تازگي مي کند .
- زنان و مردان بهشتي در زيباترين و جوان ترين وجه در بهشت زندگي مي کنند .
- همسران به يک ديگر عاشق و مايل هستند .
14. بالاترين مرتبه ي نعمت هاي بهشت لقاء و ديدار خداوند است .
15. زنان و مردان بهشتي در زيبانرين و جوان ترين وجه در بهشت زندگي مي کنند .
همسران به يک ديگر مايل و عاشق هستند ، ازدواج آنان سرشار از عشق ، لذت و سرور است و اين سرور هيچ گاه تبديل به ناخوشي و دلزدگي نمي شوند .
16. همسران بهشتي نيکو سيرت و زيبا رو ، جوان و شاداب ، پاک و طاهر ، شادکام و مسرور ، خوش و خرم ، بدون غصه و خشم و پيوسته عاشق و خرسند خود هستند .
17. انواع رابطه هاي ميان عمل و پاداش و کيفر :
- پاداش و کيفر بر اساس مجموعه اي از قرار دادها
- پاداش و کيفري که محصول طبيعي خود عمل است .
- پاداش و کيفر اخروي
18. گاهي پاداش و کيفر براساس مجموعه اي از قرار دادها تعيين مي شود . رابطه ي ميان کارها و پاداش ها و کيفرها يک رابطه ي قرار دادي است و انسان ها مي توانند با وضع قوانين اين رابطه ها را تغيير دهند ؛ براي مثال ، اگر کيفر جرمي زندان است ، آن را به پرداخت جريمه ي نقدي تبديل کنند . آن چه در اين جا اهميت دارد ، تناسب ميان جرم و کيفر است تا عدالت برقرار گردد .
19. هر عملي دو جنبه دارد . يک جنبه ي مادي و ظاهري و يک جنبه ي باطني و غيبي .
- جنبه ي مادي و ظاهري بعد از عمل از بين مي رود .
- جنبه ي باطني و غيبي هرگز از بين نمي رود و در نفس روح باقي مي ماند .
20. در عرصه ي قيامت ، تصوير اعمال انسان يا گزارشي از عمل انسان نمايش داده نمي شود بلکه خود عمل نمايان مي شود و هرکس عين عمل خود را مي بيند .
21. فرشتگاني که نامه ي اعمال انسان را تنظيم مي کنند ، حقيقت اعمال را ثبت و نگهداري مي کنند ؛ نه اين که گزارشي بنويسند و آن گزارش را در قيامت نشان دهند . پس نامه ي عمل گزارش اعمال نيست ، بلکه شامل خود اعمال است و به همين جهت هرگز از انسان جدا نمي شود .
22. نامه ي عمل گزارش اعمال نيست ، بلکه شامل خود اعمال است و به همين جهت هرگز از انسان جدا نمي شود .
23. به فرموده ي امام صادق (ع) : عمل در دوره ي برزخ به صورت يک شخص بر انسان ظاهر مي شود و انسان بدان آگاه مي گردد .
24. آيه ي شريفه ي « فذوقوا ما کنتم تکفرون » به اين معنا است که : بچشيد آن چه را مي اندوختيد .  

 

  انديشه و تحقيق
1. آيا در مجازات آخرت که مجازات از نوع سوم است ، ظلم امکان پذير و قابل تصور است ؟ چرا ؟

خير – زيرا هر کاري که انسان در اين جهان انجام مي دهد و هر قدمي که بر مي دارد آخرت زشت يا زيباي خود را مي سازد و آن چه را با دست خود ساخته است دريافت خواهد کرد . يعني پاداش هاي بهشتي و عذاب هاي دوزخ ساخته ي اعمال ماست .  

 

  2. چه تفاوت هايي ميان ويژگي هاي آخرت با دنيا و برزخ وجود دارد ؟ آن تفاوت ها را در جدولي مانند جدول زير تنظيم کنيد .

1- دنياي ما جهان پست و عالم آخرت جهان برتر است .

2- در اين جهان حيات و مرگ در هم آميخته و يکي در کنار ديگري است اما آن جهان يک پارچه حيات است .

3- در اين جهان آن چه ما انجام مي دهيم از ديد ديگران نهان است اما آخرت محل برملا شدن اسرار نهاني است .

4- دنياي ما دنياي فرسودگي و تباهي و فناست و آخرت جهان بقا و ثبات است .

5- در جهان آخرت از نظام همکاري و تعاون موجود در اين عالم خبري نيست .

6- در جهان آخرت قدرت درک و احساس در انسان بسيار شديد تر است .

7- دنيا سراي اختيار و عمل است اما در جهان آخرت موسم اختيار به ير رسيده و هنگام عمل به سررسيده است .
و ...  

 

  3. رسول خدا (ص) فرمد : « الدنيا مزرعه الاخره »
يک کشاورز ماهر براي اين که زراعت پر محصولي داشته باشد ، پنج شرط را رعايت مي کند :

1- زمين مناسب انتخاب مي کند .
2- بذر سالم تهيه مي کند .
3- زمين را به موقع آبياري مي کند و از کودهاي مناسب استفاده مي کند .
4- زمين را از خس و خاشاک و علف هاي هرز پاک مي کند .
5- مواظب است که آفات و حيوانات به کشت او ضرر نرسانند .

اگر « دل » بهترين و مناسب ترين زمين براي کشت محصول آخرت است ، چهار شرط ديگر کدام اند ؟
1. ايمان
2. عمل صالح
3. توبه
4. مراقبت و محاسبه ي نفس  

 

  خودآزمايي :
1. جهنم .................... و بهشت .................. درب دارد .

ج ) هفت – هشت  

 

  2. نامه ي عملي که انسان با خود به قيامت مي برد ..................... است .

ج ) صورت حقيقي اعمال  

 

  3. هر عملي چند جنبه دارد ؟ نام ببريد و هر يک را توضيح دهيد .

ج ) هر عملي دو جنبه دارد . يک جنبه ي مادي و ظاهري و يک جنبه ي باطني و غيبي .
- جنبه ي مادي و ظاهري بعد از عمل از بين مي رود .
- جنبه ي باطني و غيبي هرگز از بين نمي رود و در نفس روح باقي مي ماند .  

 

  4. تصوير اعمال انسان در عرصه ي قيامت چگونه است ؟

ج ) در عرصه ي قيامت ، تصوير اعمال انسان يا گزارشي از عمل انسان نمايش داده نمي شود بلکه خود عمل نمايان مي شود و هرکس عين عمل خود را مي بيند .  

 

  5. انواع رابطه هاي ميان عمل و پاداش و کيفر را نام ببريد .

ج )
- پاداش و کيفر بر اساس مجموعه اي از قرار دادها.
- پاداش و کيفري که محصول طبيعي خود عمل است .
- پاداش و کيفر اخروي  


 درس دهم : اعتماد براو

هدف کلي : توجه به نقش توکل و اعتماد به خدا در تقويت عهد ها و پيمان ها و تسريع در حرکت به سوي خدا
اصطلاحات علمي درس :
توکل
ريسک کردن و خطر کردن

 

  مرور بر مفاهيم :

1. پس از تفکر درباره معاد لازم است با خدا تجديد پيمان کنيم .

2. توکل به خدا از مهم ترين عوامل تقويت کننده ي عزم است .

3. توکل به تعقل و مشورت کمک مي کند .

4. هر چه تصميم هاي انسان بزرگ تر باشد به تکل بيش تر نياز پيدا مي کند .

5. توکل نشانه ي شجاعد است و با تهور متفاوت است .

6. پيامبران بزرگ الهي با توکل بر خدا مبارزه ي خود را پيش برده اند .

7. ملاک توکل به خدا عبارت است از :
- توانايي خداوند در برآوردن حاجات
- دانايي خداوند به عوامل سعادت ما
- قدرت مطلق خدا براي اجراي هر کاري  

 

  « سوره شريفه آل عمران ، آيه ي 159 »

1. مهم ترين عامل تقويت کننده ي عزم :
توکل بر خدا و اعتماد به او است .

2. اعتماد برخدا و واگذار کردن نتيجه ي کارها ببه خدا را تکل مي گويند .

3. انسان به خداوند توکل مي کند زيرا تکيه گاهي مطمئن براي خود قرار مي دهد و امورش را به او واگذار مي کند .

4. توکل رابطه ي مستقيمي با معرفت خدا و ايمان به او دارد . هرچه درجه ي ايمان بالاتر باشد ، اعتماد و توکل انسان بر خدا نيز افزايش مي يابد .

5. توکل بر خدا از مهم ترين عوامل تقويت کننده ي عزم است .

6. انسان متوکل خود را به کسي وابسته مي يابد که از هر کس نسبت به او مهربانتر ، دلسوزتر و در انجام کارها تواناتر است . تکيه و اعتماد برخدا به انسان آرامش مي دهد و به آينده اميدوار مي کند . زيرا مي داند که اگر نتيجه را به خدا واگذار کند ، هر نتيجه اي که به دست آيد ، به مصلحت اوست ، گرچه خود بدان مصلحت آگاه نباشد .

7. اگر انسان بر خداوند توکل نداشته باشد ، در برخورد با مشکلات ، دروني آکنده از اضطراب ، نگراني و دلهره خواهد داشت ؛ زيرا از پشتيبان مطمئن و راستين غافل گرديده است و به تکيه گاه هاي دروغين و لرزان اعتماد دارد .

8. دوران تصميم هاي بزرگ دوران نوجواني و جواني است .

9. نوجواني و جواني دوران تصميم هاي بزرگ است . هر چه عمر مي گذرد و قواي انسان به سستي مي گرايد ، توان تصميم هاي بزرگ نيز کاهش مي يابد ، خواه ش هاي نفساني در وجود وي ريشه مي دواند و چون زنجيري بر دست ها و پاها بسته مي شود و توان پرواز و حرکت را از انسان مي گيرد . اما جوان و نوجوان معمولا آزاد از تمنيات و وابستگي ها است . شجاعت و روحي بالايي دارد و دست و پاي انديشه اش به رشته هاي دنيايي بسته نشده است ؛ مانند برخي از بزرگسالات نيست که به ثروت يا مقام دل بسته يا در حسادت نسبت به دوستش بسوزد يا در فکر تجملات زندگي باشد . بنابراين به ميزاني که تصميم بزرگ تر باشد ، نياز شديدتري به توکل بر خدا وجود دارد .

10. عکس العمل پيامبران الهي در برابر سر سختي قومشان توکل بر خدا بود و استوار و پايدار مسئوليت خود را ادامه مي دادند .

11. توکل امري قلبي و دروني است و در اين صورت است که موثر واقع مي شود .

12. اگر توکل همراه با معرفت و اخلاص باشد ، خداوند کارهاي ما را به بهترين وجه چاره خواهد کرد و آن چيزي را که حقيقتا به نفع ماست پيش خواهد آورد . خداوند آينده هايي را مي بيند که ما نمي بينيم و به مصلحت هايي توجه دارد که ما درک نمي کنيم . چيزهايي را ما به نفع خود مي پنداريم در حالي که به ضرر ماست ، يا اموري را به ضرر خود مي دانيم در حالي که به نفع خود ماست . بنابراين شايسته است که با اخلاص بر خدا اعتماد کنيم و بدانيم که هيچ قدرتي در جهان مانع چاره سازي خدا نيست .

13. توکل کننده اي که اهر معرفت باشد ، مي داند که انسان بايد در راستاي داهيابي به نيازها و خواسته هايش ، از ابزار ئ اسباب بهره جويد . زيرا اين ابزار و اسباب بنابر حکمت الهي قرار داده شده و بي توجهي به آن ها ، بي توجهي به حکمت و علم الهي است .  

 

  انديشه و تحقيق
1. چه رابطه اي ميان « عزم » و « توکل » وجود دارد ؟

توکل بر خدا از مهم ترين عوامل تقويت کننده ي عزم است .  

 

  2. آيا توکل ، سبب تنبلي توکل کننده مي شود يا تحرک ؟ چرا ؟ از آيه ي 159 آل عمران کمک بگيريد .

تحرک ، زيرا توصيه شده است که انسان پس از گرفتن تصميم با توکل به خدا آن کار را انجام دهد . چرا که خدا آنان که بر او اعتماد مي کنند دوست دارد و ياري مي کند .  

 

  3. شرايط توکل حقيقي کدام اند ؟

شرايط توکل حقيقي آن است که انسان وظيفه ي خود را به خوبي انجام مي دهد ، فکر و انديشه ي خود را به کار گيرد ، با ديگران مشورت کند ، بهترين راه ممکن را انتخاب کند و با عزم و اراده ي محکم براي رسيدن به مقصود تلاش کند .  

 

  خود آزمايي :
1. ....................... از مهم ترين عوامل تقويت کننده ي عزم است .

ج ) توکل  

 

  2. توکل کننده اي که اهل ....................... باشد ، مي داند که انسان بايد براي رسيدن به نياز هايش ، از ابزار و اسباب بهره جويد .

ج ) معرفت  

 

  3. دوران تصميم هايي بزرگ کدام است ؟

ج ) دوران تصميم هاي بزرگ دوران نوجواني و جواني است .  

 

  4. بين تصميم هاي بزرگ و توکل هاي بزرگ تر چه رابطه اي وجود دارد ؟ توضيح دهيد .

ج ) نوجواني و جواني دوران تصميم هاي بزرگ است . هر چه عمر مي گذرد و قواي انسان به سستي مي گرايد ، توان تصميم هاي بزرگ نيز کاهش مي يابد ، خواهش هاي نفساني در وجود وي ريشه مي دواند و چون زنجيري بر دست ها و پاها بسته مي شود و توان پرواز و حرکت را از انسان مي گيرد . اما جوان و نوجوان معمولا آزاد از تمنيات و وابستگي ها است . شجاعت و روحي بالايي دارد و دست و پاي انديشه اش به رشته هاي دنيايي بسته نشده است ؛ مانند برخي از بزرگسالان نيست که به ثروت يا مقام دل بسته يا در حسادت نسبت به دوستش بسوزد يا در فکر تجملات زندگي باشد . بنابراين به ميزاني که تصميم بزرگ تر باشد ، نياز شديدتري به توکل بر خدا وجود دارد .  

 

  5. ملاک هاي توکل به خدا را نام ببريد ؟

ج ) ملاک توکل به خدا عبارت است از :
- توانايي خداوند در برآوردن حاجات
- دانايي خداوند به عوامل سعادت ما
- قدرت مطلق خدا براي اجراي هر کاري  

درس يازدهم : دوستي با حق

هدف کلي : شناخت آثار محبت داشتن به خدا و تلاش براي تقويت رابطه ي محبت آميز با او ، دوستي با دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا
اصطلاحات علمي درس :
تولي
تبري
کائنات

 

  مرور بر مفاهيم :

1. آفرينش با رحمت و محبت آغاز شده است .
2. اساس و پايه ي دينداري محبت و عشق به خداست .
3. محبت و دوستي انسان را به پويايي و تحرک مي رساند .
4. محبت به خداوند ، محبت به دوستان خدا را در پي دارد .
5. محبت به خداوند سبب پيروي و اطاعت از او مي شود .
6. محبت به خداوند يبب بيزاري و تنفر از دشمنان خدا مي شود .
7. دينداري بر دو پايه ي تولي و تبري استوار است .
8. مبارزه با دشمنان خدا از آثار محبت به خدا است .  

1. خداي رحمان موجودات را آفريد و رحمتش را در همه جا گستراند و فرمود : « و رحمتي وسعت کل شي - رحمتم هر چيزي را فراگرفته است » با همين اسم « رحمان » آدميان را آفريد و خدمت به آنان را خدمت به خود برشمرد . گروهي به خدا دل سپردند و راه اطاعت پيمودند و برخي محبت و رحمتش را از ياد بردند و راه سرپيچي پيش گرفتند . خداوند درهاي بازگشت را به رويشان گشود ، ابتدا خود به سويشان رفت ، ياد خود را در دلشان انداخت تا شايد دوباره به سويش رو کنند . بدين گونه اسم « غفار » خود را به نمايش گذاشت .

2. سرچشمه ي بسياري از کار هاي انسان محبت و دوستي است .

3. محبت و دوستي سرچشمه ي بسياري از تصميم ها و کارهاي انسان است . فعاليت هايي که آدمي در طول زندگي انجام ميدهد ، ريشه در دل بستگي ها و محبت هاي او دارد و همين محبت هاست که به زندگي آدم ها جهت مي بخشد . هر قدر اين محبت شديد تر و عاشقانه تر باشد ، تاثير آن در زندگي عميق تر و گسترده تر است .

4. آن کس که به خدا ايمان دارد و او را صاحب همه ي زيبايي ها مي بيند ، محبت به او را در قلب خود حس مي کند و به ميزاني که ايمانش اوج مي گيرد ، محبتش فزون تر و عميق تر مي شود و عشق گرم و جوشاني وجودش را فرا مي گيرد . در اين مرحله است که در قلب حود ، احساس حيات دوباره اي مي کند ، دل از مردگي بيرون مي آيد و شور و شوقي فرح بخش وجودش را فرا مي گيرد .

5. قرآن کريم اساس و پايه ي دين داري را محبت خداوند قرار مي دهد .

6. آثار محبت به خدا :
- دوستي با دوستان خدا
- پيروي از خداوند
- محبت به راهي که ما را به خدا مي رساند .
- بيزاري و تنفر از باطل و دشمنان خدا
- مبارزه با دشمنان خدا

7. وقتي محبت خداوند در دلي خانه کرد ، آن دل محبت همه يکساني را که رنگ و نشاني از او دارند ، در خود مي يابد و به مقداري که اين رنگ و نشان بيش تر و قوي تر باشد ، علاقه و محبت نيز فزون تر مي شود . در منظومه ي عاشقان و دوستان الهي که برگرد کعبه ي وجود او حلقه زده اند ، نزديک ترين آن ها ، رسول خدا(ص) و اهل بيت ايشان (ع) هستند که مظهر تمام و کمال حق و جلوه ي زيبايي هاي اويند . هرکس اين خانواده را بشناسد ، عشق به آنان را در خود مي يابد .
هر محبي به خاطر زيبايي هايي که در محبوب مي بيند ، او را دوست مي دارد و اگر آن زيبايي ها قابل کسب باشند ، تلاش مي کند خود نيز به آن زيبايي ها دست يابد . به همين جهت ، خداوند به پيامبر دستور مي دهد مزد و پاداش مجاهدت هاي خود را دوستي و مهرورزي با خانواده اش اعلام کند و بگويد که اين دوستي به سوي شماست و رستگاري شما را به دنبال دارد .

8. اگر انسان از صميم دل کسي را دوست داشته باشد ولي از فرمانش سرپيچي کند نشانه ي عدم صداقت در دوستي او است .

9. کسي که به دوستي با خدا دل بسته و او را محبوب زندگي خود قرار داده است ، راه رسيدن به او را هم دوست دارد . اعمالي که انسان را به خدا مي رساند ، همان برنامه هايي است که به نام « دين » در اختيار ما قرار داده شده است . پس دوستدار خدا ، دوستدار دين او و راه رسيده به اوست .

10. دينداري پس از دوستي با خدا ، تنفر از ضد خدا به دنبال دارد .

11. دينداري بر دو پايه استوار است : - تولي ( دوستي با خدا ) – تبري ( بيزاري از باطل )

12. عاشقان خدا پرچم دار مبارزه با زشتي ها ، ستم و ستمگران =بوده اند . همه ي پيامبران ، از حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهيم (ع) تا پيامبر اسلام (ص) زندگي خود را در مبارزه ي با ستم و پليدي گذراندند و پرچم مبارزه را از نسلي به نسل بعد منتقل کردند . نمي شود کسي دوستدار فضيلت ها باشد اما از عدل و حق و مساوات لذت نبرد ، در جهان زشتي و نامردمي و ستم ببيند و بتواند قرار و آرام بگيرد .  

 

  انديشه و تحقيق :
1. پيام هاي اصلي اين درس را در چند بند تنظيم کنيد و به ترتيب بنويسيد .

1) اساس و پايه ي دين داري محبت خداوند است .

2) آثار محبت به خدا عبارتند از :
- دوستي و محبت با دوستان خدا
- پيروي از خداوند
- محبت به راهي که ما را به خدا مي رساند .
- بيزاري و تنفر از دشمنان حق
- مبارزه با باطل و باطل انديشان

3) اعمالي که انسان را به خدا مي رساند همان دين است .

4) دينداري بر دو پايه استوار است : تولي و تبري

5) تبري : بيزاري از باطل و ...  

 

  2. چگونه مي توان دريافت که در دوستي با خدا و دشمني با بدي ها صادق هستيم ؟

دوستي با خداوند آثار و تجلياتي دار که اگر اين آثار و تجليات موجود باشد ، شخص مي تواند دريابد که در دوستي با خدا صادق است .  

 

  خودآزمايي :
1. دينداري بر پايه ي ....................... استوار است .

ج ) تولي و تبري  

 

  2. آفرينش با ..................... آغاز شده است .

ج ) رحمت و محبت  

 

  3. تاثير محبت و عشق را در رفتار انسان توضيح دهيد ؟

ج ) محبت و دوستي سرچشمه ي بسياري از تصميم ها و کارهاي انسان است . فعاليت هايي که آدمي در طول زندگي انجام ميدهد ، ريشه در دل بستگي ها و محبت هاي او دارد و همين محبت هاست که به زندگي آدم ها جهت مي بخشد . هر قدر اين محبت شديد تر و عاشقانه تر باشد ، تاثير آن در زندگي عميق تر و گسترده تر است .  

 

  4. آثار محبت به خدا را نام ببريد ؟

ج )
- دوستي با دوستان خدا
- پيروي از خداوند
- محبت به راهي که ما را به خدا مي رساند .
- بيزاري و تنفر از باطل و دشمنان خدا.
- مبارزه با دشمنان خدا.  

 

  5.چه رابطه اي ميان محبت خداوند و مبارزه با دشمنان خدا وجود دارد ؟

ج ) عاشقان خدا پرچم دار مبارزه با زشتي ها ، ستم و ستمگران بوده اند . همه ي پيامبران ، از حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهيم (ع) تا پيامبر اسلام (ص) زندگي خود را در مبارزه ي با ستم و پليدي گذراندند و پرچم مبارزه را از نسلي به نسل بعد منتقل کردند . نمي شود کسي دوستدار فضيلت ها باشد اما از عدل و حق و مساوات لذت نبرد ، در جهان زشتي و نامردمي و ستم ببيند و بتواند قرار و آرام بگيرد .  


 درس دوازدهم : فضيلت آراستگي

هدف کلي : آشنايي با ارزشمندي آراستگي ظاهري همراه با عفاف در اسلام و گرايش به اين آراستگي و عفاف .
اصطلاحات علمي درس :
آراستگي
عفاف
عزت نفس
ظاهر و باطن
نياز به مقبوليت

 

  مرور بر مفاهيم :

1. اسلام بر پاکيزگي و آراستگي تاکيد مي کند .
2. آراستگي هنگام عبادت و آراستگي در خانه نيز مورد تاکيد اسلام است .
3. ميان آراستگي ظاهر و آراستگي باطن ارتباط وجود دارد .
4. عفاف يک حالت روحي و فضيلت اخلاقي است .
5. زن کانون عفاف خانواده و توجه به عفاف براي او ارزشمند تر است .
6. عزت در مقابل حقارت و ذلت قرار دارد .
7. نياز به مقبوليت با آراستگي ارتباط دارد .
8. انسان صاحب عزت نمي کوشد که با ايجاد تغييرات ظاهري ، توجه ديگران را به خود جلب کند .  

1. رسول خدا ( ص) مي فرمايد : خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد .
2. از نظر امام صادق (ع) دو رکعت نماز که با بوي خوش گزارده شود از هفتاد رکعت نماز بدون بوي خوش بهتر است .
3. آراستگي اختصاص به زمان حضور در اجتماعات و معاشرت ها ندارد . بلکه اين توصيه براي حضور در خانواده ، و از آن مهم تر ، براي وقت عبادت است . استفاده از عطر ، شانه زدن موها ، پوشيدن لباس روشن و کاملا تميز و پاک بودن بدن ، از توصيه هاي مهم آنان هنگام عبادت است . با توجه به تکرار دائمي نماز در شبانه روز ، اين آراستگي و پاکي در طول روز حفظ مي شود و زندگي را پاک و با صفا مي کند .
4. بيشترين توصيه به آراستگي براي وقت عبادت است .
5. توصيه هاي پيشوايان دين براي آراستگي هنگام عبادت : - استفاده از عطر – شانه زدن موها – پوشيدن لباس کاملا تميز و روشن – پاک بودن بدن
6. ظاهر هرکس تجلي درون اوست و انديشه ها ، اخلاق و روحيات ، اعمال و ظواهر را مي سازند و شکل مي دهند . از سوي ديگر ، رفتارهاي ظاهري نيز به تدريج بر باطن انسان تاثير مي گذارد و روحيه ي فرد را تغيير مي دهد . شما مي توانيد نمونه هاي فراواني بيابيد که چگونه برخي اعمال ، سبب تغيير اخلاق و حتي طرز تفکر افراد شده است .
7. عفاف يک حالت روحي و فضيلت اخلاقي است که سبب مي شود انسان اندام ظاهري خود را وسيله ي خودنمايي و جلب توجه ديگران قرار ندهد و دگيران نتوانند از او هيچ گونه سوء استفاده اي کنند
8. انسان عفيف حيا دارد که ديگران به جهت بدنش به او توجه کنند و به تحسين و تمجيد وي بپردازند . او در وجود خود ارزش هاي والاتري مي يابد که مي تواند تحسين و احترام ديگران را برانگيزد .
9. انسان عفيف ، آراسته است اما آراستگي او به گونه اي است که جسم او وسيله ي جلب توجه ديگران قرار نمي گيرد . او خود را بزرگ تر از آن مي يباد که ديگران او را به عنوان يک ابزار نگاه کنند . به همان اندازه که رشته هاي عفاف در روح انسان ضعيف مي شود ، نوع آراستگي به خصوص آراستگي در پوشش تغيير مي کند و پوشش جنبه ي خودنمايي پيدا مي کند . اما هر اندازه که اين رشته مستحکم شود ، پوشش و آراستگي ظاهري جلوه گاه زيبايي هاي روح و شخصيت متعالي انسان مي گردد .
10. همان طور که اگر کسي به کمال علم زيبنده شد ، نبايد علمش را ابزار دست قدرتمندان ستم پيشه کند ، موهبت زيبايي نيز نبايد در خدمت هوسرانان قرار گيرد و همان گونه که اگر انسان از علم خود به درستي استفاده نکند ، به جاي رستگاري ، شقاوت نصيبش مي شود ، عرضه ي نابجاي زيبايي ها ، به جاي گرمي بخشيدن به کانون خانواده ، « عفت » و « حيا » را از بين مي برد و اين دو گوهر مقدس را از او مي گيرد و خانواده را نيز نابود مي کند .
11. وقتي مي گويند کسي داراي « عزت نفس» است ، بدان معناست که وي عظمت و صلابتي در خود احساس مي کند که موجب مي شود حقارت و پستي را نپذيرد و تن به شکست و زبوني ندهد . بزرگ ترين شکست نيز شکست روحي و معنوي است . چه بسا انسان هايي در جنگ ظاهري شکست بخورند و کشته شوند اما روح بلندشان پيروز و عزيز باقي بماند . به همين جهت است که انسان عزتمند ، عفيف هم هست ؛ يعني ، عزتمندي او نمي گذارد به گونه اي خودنمايي کند که سرانجام آن تحقير در جامعه باشد يا وسيله ي جلب توجه نگاه هاي آلوده قرار گيرد .  

 

  انديشه و تحقيق
1. پيام هاي اصلي درس را به ترتيب ، در چند بند تنظيم کنيد .

- يکي از برنامه هاي ارزشمند زندگي انسان حضور عزتمند ، عفيف و آراسته در اجتماع است .
- اسلام تاکيد فراواني بر چنين حضوري دارد چون اين آراستگي و زيبايي ظاهر و باطن است .
- توصيه ي پيشوايان به آراستگي شامل حضور در اجتماعات و معاشرت ها ، هنگام حضور در خانواده و از همه مهم تر هنگام عبادت است .
- بايد ميان ظاهر و باطن در آراستگي تناسب وجود داشته باشد .
- بين آراستگي ظاهري و عفاف و عزتمندي تناسب وجود دارد .
- آراستگي با نياز به مقبوليت رابطه دارد .
- ميان آراستگي ظاهر و آراستگي باطن ارتباط وجود دارد .
- عفاف با نوع آراستگي مرتبط است .
- عزت با نوع آراستگي ارتباط دارد
- عفاف يکي از عوامل مهم حفظ بنيان خانواده است .
- نياز به مقبوليت نزد ديگران از نيازهاي فطري انساني است و بايد الگوهايي مثبت و مناسب براي رفع اين نياز وجود داشته باشد .  

 

  2. چه تفاوتي ميان آراستگي و خودنمايي است ؟

انسان عفيف آراسته است ، به گونه اي که جسم او وسيله ي جلب توجه ديگران قرار نمي گيرد اما هر قدر رشته هاي عفاف در روح انسان ضعيف شود نوع آراستگي به خصوص آراستگي در پوشش تغيير مي کند و جنبه ي خودنمايي پيدا مي کند .
اما يکي از مهم ترين تفاوت ها کوچکي نفس در خودنمايي و سلامت نفس در آراستگي است .  

 

  3. چگونه با خودنمايي عزت نفس آدمي لکه دار مي شود ؟

عزت نفس در مقابل حقارت و ذلت قرار مي گيرد ، خودنمايي باعث حقارت و ذلت است که به تحقير فرد در جامعه منجر مي شود چون وسيله ي جلب توجه نگاه هاي آلوده قرار مي گيرد .  

 

  خود آزمايي :
1. نقطه ي مقابل عزت ................... است .

ج ) حقارت و ذلت  

 

  2. .................. کانون عفاف در خانواده است .

ج ) زن  

 

  3. عفاف چيست ؟

ج ) عفاف يک حالت روحي و فضيلت اخلاقي است که سبب مي شود انسان اندام ظاهري خود را وسيله ي خودنمايي و جلب توجه ديگران قرار ندهد و دگيران نتوانند از او هيچ گونه سوء استفاده اي کنند  

 

  4. رابطه ي ظاهر و باطن را توضيح دهيد .

ج ) ظاهر هرکس تجلي درون اوست و انديشه ها ، اخلاق و روحيات ، اعمال و ظواهر را مي سازند و شکل مي دهند . از سوي ديگر ، رفتارهاي ظاهري نيز به تدريج بر باطن انسان تاثير مي گذارد و روحيه ي فرد را تغيير مي دهد . شما مي توانيد نمونه هاي فراواني بيابيد که چگونه برخي اعمال ، سبب تغيير اخلاق و حتي طرز تفکر افراد شده است .  

 

  5. چه رابطه اي ميان عفت و آراستگي وجود دارد ؟

ج ) انسان عفيف حيا دارد که ديگران به جهت بدنش به او توجه کنند و به تحسين و تمجيد وي بپردازند . او در وجود خود ارزش هاي والاتري مي يابد که مي تواند تحسين و احترام ديگران را برانگيزد .

درس سيزدهم : زيبايي عفاف

 

  درس سيزدهم : زيبايي عفاف

هدف کلي : آشنايي با رابطه ي حجاي و عفاف و مسائل پيرامون حجاب براي گرايش و توجه بيشتر به حجاب اسلامي
اصطلاحات علمي درس :
حجاب
محرم و نامحرم  

 

  مرور بر مفاهيم :

1. پوشش و حجاب در همه ي اديان ديگر هم مطرح است و خاص دين اسلام نيست .
2. حدود پوشش حجاب در قرآن کريم و روايات معصومين (ع) مشخص شده است .
3. حد و شرايط پوشش در اسلام معين شده است .
4. پوشش زنان محدوده ي بيشتر و دقيق تري دارد .
5. پوشش زنان مانع حضور آنان در اجتماع نيست .
6. پوشش مناسب از نشانه هاي عفاف و عزت نفس است .
7. گرايش به پوشش و عفاف يک گرايش فطري است .  

1. پوشش مناسب نشانه ي عفاف و عزت نفس است .

2. گرايش به پوشش از نوع گرايش فطري است .

3. گرايش به پوشش و عفاف در ميان زنان و مردان بوده است اما ميزان و شکل آن رابطه ي مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد . در سرزمين هاي مختلف ، انسان هايي که به ارزش هاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشته اند ، از پوشش کامل تر و متين تري استفاده کرده اند و هر قدر سطح ارزش هاي اخلاقي در آن جوامع پايين آمده ، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پايين تري قرار گرفته و شکل نامناسبي پيدا کرده است .

4. اديان الهي همواره بر پوشش تاکيد کرده و آن را لازمه ي دينداري شمرده اند .

5. در آيين مسيحيت پوشش اهميت زيادي داشته و زنان معتقد به حضرت مسيح (ع) مي کوشيدند مانند حضرت مريم (س) موي خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند . نقاشان مسيحي ، به خصوص نقاشان قديمي تر ، تصوير حضرت مريم (س) را با پوشش و حجاب کامل مي کسيدند . هم چنين از گذشته تا زمان حاضر زنان راهبه و قديس يکي از کامل ترين حجاب ها را انتخاب کرده اند . اين امر نشان مي دهد که از نظر آنان ، داشتن حجاب ، به دينداري نزديک تر و در پيشگاه خدا پسنديده تر است .

6. در زمان ظهور مسيح (ع) در فلسطين ، اروپا در شرک و بت پرستي بود . مردم گرفتار آداب و رسوم مشرکانه بودند و زنان آن ها معمولا موي خود را نمي پوشاندند . اما با آمدن مسيحيت به اروپا و گسترش تعاليم دين مسيح (ع) پوشيدن موي سر نيز در ميان زنان گسترش يافت .

7. زنان ايراني قبل از اسلام که عموما پيرو آيين زرتشت بودند ، با پوشش کامل در محل هاي عمومي رفت و آمد مي کردند . حتي گفته اند که خشايار شاه ، ادشاه بزرگ هخامنشي ، از همسرش خواست که در روز جشن ازدواج بدون پوشش حضور يابد . اما آن زن عفاف خود را بر ملکه ي ايران بودن ترجيح داد و اين دستور را نپذيرفت . خشايار شاه نيز او را از دربار خود بيرون کرد .

8. در اديان ديگر و عموم فرهنگ ها ، پوشش زنان به صورت يک اصل پسنديده مطرح بوده و کم تر قوم و ملتي است که زنان آن پوشش مناسبي نداشته باشند . تفاوت ها مربوط به چگونگي و حدود آن بوده است .

9. نگاه به نامحرم تيري زهر آلود از ناحيه ي شيطان است .  

 

  « سوره شريفه احزاب ، آيه ي 59 »

10. - آيه ي فوق حد پوشش و علت آن را نيز مشخص کرده است . - زنان مسلمان از همان ابتدا موي سر خود را مي پوشاندند ولي با حدود آن آشنا نبودند . لذا خداوند به آنان دستور مي دهد روسري ها و پوشش هايشان را به خود نزديک کنند تا اطراف صورت و گريبان آنان نيز پوشيده شود . - اين پوشش سبب مي شود که زن به عفاف و پاکي شناخته شود و افراد بي بند و بار که اسير هوا و هوس خود هستند ، در مقابل چنين زني احساس حقارت کرده و به خود اجازه ي تعرض به او را ندهند .

11. چگونگي و نوع پوشش به آداب و رسوم ملت ها و اقوام بستگي دارد . اسلام ، ضمن پذيرش اين تنوع و گوناگوني ، مردان را موظف کرده لباسي بپوشند که وقار و احترام آنان حفظ شود و با ارزش هاي اخلاقي جامعه هماهنگ باشد . بنابراين پوشيدن لباسي که آنان را نزد مردم انگشت نما کند يا وسيله ي جلب توجه زنان نامحرم قرار گيرد ، حرام است .

12. خداوند زنان را بيش از مردان از نعمت زيبايي بهره مند کرده و همين نعمت را پشتوانه ي مهمي براي وابستگي مرد به زن و تحکيم خانواده قرار داده است . زن به شکرانه ي اين نعمت ، بايد اولا در حفظ زيبايي و طراوت خود بکوشد ؛ ثانيا از اين نعمت براي رشد و کمال خود و خانواده بهره ببرد و مصلحت جامعه را که همان تحکيم بنيان خانواده باشد ، از نظر بگيرد .
اين مسئوليت ها زمينه ساز منشا تفاوت پوشش زنان و مردان است . به ميزاني که پوشش يک زن از حدود اسلامي فاصله مي گيرد ، به همان ميزان يکي از آن مسئوليت ها با همه زمين گذاشته مي شود . البته فايده و ثمره ي اين وظيفه و مسئوليت ها ، مانند ساير مسئوليت ها ، ابتدا به خود زن و سپس به جامعه مي رسد .

13. پوشش زنان نيز ، بنا به فرموده ي قرآن کريم ، نه تنها آزادي و حضور موثر آنان در جامعه را سلب نمي کند بلکه فعاليت هاي موثر ، مفيد و بدون زبان آنان را ممکن مي سازد ، سلامت اخلاقي جامعه را بالا مي برد ، حريم و حرمت زن را حفظ مي کند و آرامش رواني او را افزايش مي دهد .  

 

  انديشه و تحقيق
1. پيام هاي اصلي درس را در چند بند يادداشت کنيد .

- در اديان ديگر به جز دين اسلام نيز پوشش و حجاب وجود داشته است .
- در قرآن کريم درباره ي عفاف و پوشش دستورات خاصي وجود دارد .
- پوشش سبب مي شود که زن به عفاف و پاکي شناخته شود .
- اسلام نحوه و شکل پوشش را هم مشخص کرده است .
ميان پوشش زنان و مردان تفاوت وجود دارد و مسئوليت هايي که زنان در برابر نعمت زيبايي بر عهده دارند منشا اين تفاوت است .  

 

  خودآزمايي :
1. ميزان و شکل پوشش رابطه ي مستقيمي با ............... و ............... جوامع دارد .

ج ) اخلاق – فرهنگ  

 

  2. چگونگي و نوع پوششبه ..................... بستگي دارد .

ج ) آداب و رسوم ملت ها و اقوام  

 

  3. ديدگاه اديان الهي نسبت به پوشش چيست ؟

ج ) اديان الهي همواره بر پوشش تاکيد کرده و آن را لازمه ي دينداري شمرده اند .  

 

  4. شواهدي از پوشش و حجاب در دين مسيحيت بنويسيد .

ج ) در آيين مسيحيت پوشش اهميت زيادي داشته و زنان معتقد به حضرت مسيح (ع) مي کوشيدند مانند حضرت مريم (س) موي خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند . نقاشان مسيحي ، به خصوص نقاشان قديمي تر ، تصوير حضرت مريم (س) را با پوشش و حجاب کامل مي کسيدند . هم چنين از گذشته تا زمان حاضر زنان راهبه و قديس يکي از کامل ترين حجاب ها را انتخاب کرده اند . اين امر نشان مي دهد که از نظر آنان ، داشتن حجاب ، به دينداري نزديک تر و در پيشگاه خدا پسنديده تر است  

 

  5. شواهدي از پوشش و حجاب در ايران قبل از اسلام بنويسيد .

ج ) زنان ايراني قبل از اسلام که عموما پيرو آيين زرتشت بودند ، با پوشش کامل در محل هاي عمومي رفت و آمد مي کردند . حتي گفته اند که خشايار شاه ، ادشاه بزرگ هخامنشي ، از همسرش خواست که در روز جشن ازدواج بدون پوشش حضور يابد . اما آن زن عفاف خود را بر ملکه ي ايران بودن ترجيح داد و اين دستور را نپذيرفت . خشايار شاه نيز او را از دربار خود بيرون کرد .  


درس چهاردهم : نظارت همگاني

هدف کلي :آشنايي با اصل امر به معروف و نهي از منکر ، براي کسب آمادگي جهت انجام دادن صحيح آن

 

  مرور بر مفاهيم :

1. جامعه انساني يک واحد به هم پيوسته و سرنوشت اعضاي آن به هم وابسته است .

2. افراد جامعه انساني نمي توانند خود را از ديگران جدا کنند و فقط به منافع خود بينديشند .

3. دو وظيفه ي مهم مسلمانان عبارت است از :
- دعوت يکديگر به خير و نيکي
- امر به معروف و نهي از منکر

4. مسلمانان بايد مانع ترک واجبات و انجام گناه در جامعه شوند .

5. امر به معروف و نهي از منکر سبب نظارت همگاني است .

6. واجب شدن امر به معروف و نهي از منکر شرايطي دارد .

7. امر به معروف و نهي از منکر مراحل و مراتبي دارد .

8. انتخاب روش هاي درست براي انجام امر به معروف و نهي از منکر بسيار مهم است .

9. انگيزه ي اصلي نهضت امام حسين (ع) انجام دادن وظيفه ي امر به معروف و نهي از منکر بود .  

 

  « سوره شريفه ي آل عمران ، آيه ي 102 تا 105 »

1. روزي رسول خدا (ص) به يارانش فرمود : « مردم يک جامعه مانند سرنشينان کشتي اند . اگر کسي جايي را که نشسته ، به بهانه ي اين که جاي خودش است ، خراب کند ، نه تنها خودش بلکه همه را غرق خواهد کرد . »
2. هدف رسول خدا با بيان اين مثال ، بيان هدف واحد و مسئوليت مشترک در ميان افراد يک جامعه بود .
3. شباهت ميان سرنشينان کشتي و مردم يک جامعه :
- بيان هدف واحد و مسئوليت مشترک در ميان افراد يک جامعه
- هدف واحد دارند .
- به راهنما و هدايت کننده نياز دارند .
- در حفظ و سلامت جامعه مسئوليت مشترک دارند .
- با وجود استقلال در بعضي امور شخصي حق آسيب رساندن به پيکر جامعه را ندارند .

• مثال پيامبر اکرم (ص) ، پيوستگي زندگي اجتماعي و رابطه ي زندگي انسان ها با يکديگر را نشان مي دهد .

4. دو مسئوليت اصلي انسان مسلمان :
- دعوت يکديگر به خير و نيکي
- امر به معروف و نهي از منکر
5. هدف مشترک امت اسلامي رسيدن به رستگاري و سربلندي جامعه اسلامي است .
6. ويژگي ها و ثمرات دعوت به خير و نيکي عبارتند از :
الف) دعوت به خير و نيکي قبل از امر به معروف است.
ب ) براي آشنايي و تشويق و ترغيب ديگران به خوبي هاست تا ميدان بر بديها تنگ شود و تمايل به سوي آنها کاهش يابد .
ج ) هم سلامت جامعه را دوام مي بخشد و هم به تعالي آن کمک مي کند.
د ) به عنوان پيشگيري ،مانع گسترش گناه مي شود .
هـ ) نياز به درون (امر به معروف و نهي از منکر )را کم مي کند .
7. از ديدگاه امام صادق (ع) موثرترين

گروهي از اينان هرگز در کارهاي گناهکاران شرکت نداشتند اما هنگامي که آن ها را ملاقات مي کردند ، به روي آن ها مي خنديدند و با آنان مانوس مي شدند .
12. ثمرات امر به معروف و نهي از منکر از ديد امام باقر ( ع) :
- همه ي واجبات با آن برپا مي شود .
- به وسيله ي آن امنيت برقرار مي گردد .
- کسب و کار مردم حلال مي شود .
- حقوق افراد تامين مي شود و در سايه ي آن آباداني مي آيد .
- از دشمنان انتقام گرفته مي شود .
- کارها روبه راه مي گردد .
13. شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر :
- بداني چيزي را که شخص ترک کرده و انجام نداده ، از واجبات است و يا آنچه را انجام داده ، از محرمات است .
- بداند که شخص گناه کار تصميم دارد گناه خود را ادامه دهد . پس اگر نداند يا گمان کند يا احتمال بدهد که تکرار نمي کند ، امر به معروف يا نهي از منکر واجب نيست .
- احتمال بدهد امر و نهي اوموثر واقع مي شود و اگر بداند که با تغيير روش ، امر ونهي او موثر واقع مي شود ، بايد سعي کند روش خود را تغيير دهد تا امر به معروف و نهي از منکر داراي تاثير باشد .
- بداند که در اين امر و نهي مفسده اي نيست . پس اگر بداند يا احتمال بدهد که امر و نهي او ضرر جاني يا آبرويي يا مالي قابل توجه دارد ، واجب نيست .
14. اگر انجام يک معروف يا ترک يک منکر از اموري باشد که خداوند به آن اهميت زياد مي دهد ، مثل اصول دين يا مذهب و حفظ عقايد مسلمانان و قرآن مجيد يا احکام ضروري دين ، بايد اهميت آن را جدي تلقي کنيم ؛ زيرا ممکن است به خاطر برپاداشتن يک معروف مهم يا احکام ضروري دين ، بايد اهميت آن را جدي تلقي کنيم ؛ زيرا ممکن است به خاطربرپاداشتن يک معروف مهم يا از بين بردن يک منکر بزرگ ، پذيرش بسياري از ضررها واجب شد . امام حسين (ع) و يارانش براي حفظ اسلام و از بين بردن ظلم و فساد بني اميه جان خود را فدا کردند و آن مصيبت بزرگ را تحمل نمودند .
15. مراحل امر به معروف و نهي از منکر :
- مرحله ي اول : با شخص گناهکار طوري عمل شود که بفهمد اين عمل به خاطر گناه او بوده است ؛ مانند اين که از او روي بگردانيم يا به او اخم کنيم يا دوستي با او را ترک کنيم .
- مرحله ي دوم : با زبان ، او را امر يا نهي کنيم و اگر احتمال مي دهيم با موعظه و نصيحت از گناه دست بر مي دارد ، لازم است به همين اکتفا کنيم . در موعظه و نصيحت مي توان از شيوه هاي مختلف تربيتي و استدلال و منطق بهره برد تا ميزان تاثير گذاري افزايش يابد و شخص گناهکار به عواقب و نتايج عمل بهتر پي ببرد .
- مرحله ي سوم : به زور و جبر او را از حرام باز داريم يا به واجب وادار کنيم . اين در صورتي است که بدانيم جز همين ، راه ديگري وجود ندارد . البته اين کار در حوزه ي حاکم و نظام اسلامي و مشروط به اجازه ي اوست .
16. انتخاب روش هاي درست براي انجام ارم به معروف و نهي از منکر بسيار مهم است . زيرا اگر اين وظيفه به روش درست انجام نگيرد ، نتيجه ي معکوس دارد و موجب تنفر و انزجار مي گردد و اخوت اسلامي از بين مي رود .
17. روش هاي امر به معروف و نهي از منکر :
کسي که امر به معروف و نهي از منکر مي کند ، موظف است :
- در انجام آن مرتکب گناهي – مانند دروغ ، توهين و تحقير – نشود .
- مانند طبيبي مهربان رفتار کند .
- مصلحت مخاطب را رعايت کند .
- از خودخواهي و خودستايي بپرهيزد .
- قصدش تنها رضاي خدا باشد .
- خود را منزه از گناه و برتر از گناهکار نبيند .
- اگر بداند و يا احتمال دهد که امر به معروف و نهي از منکر با تکرار ، موثر واقع مي شود ، بايد آن را تکرار کند .  

 

  انديشه و تحقيق
1. کدام خيرها و خوبي ها ست که نياز دعوت به آن ها را بيش تر احساس مي کنيد ؟ بهترين راه دعوت ديگران به کارهاي خوب چيست ؟ راه حل عملي شما کدام است ؟

نمونه : خواندن نماز – احترام به پدر و مادر – رعايت بهداشت عمومي و ...
- بهترين راه دعوت ديگران به کارهاي خوب اقدام عملي است .  

 

  2. يکي از مصاديق کارهاي خوب ( معروف ) در مدرسه ، محله و شهر شما را که ترک شده ، نام ببريد و راه هاي پيشنهادي براي انجام دادن آن را بيان کنيد .

نمونه : احترام به بزرگترها – کمک به ايتام – دستگيري از نيازمندان و ...  

 

  3. يکي از مصاديق منکر را که در مدرسه ، محله يا شهرتان بيش تر مشاهده کرده ايد ، نام ببريد و راه هاي عملي براي ترک آن را پيشنهاد دهيد .

نمونه : بدحجابي – نگاه به نامحرم – رشوه خواري و ...  

 

  4. در رفتار ميان کشورها و ملت ها ، به خصوص قدرت ها ي بزرگ با ساير کشورها چه منکرهايي مشاهده مي کنيد ؟

نمونه : استعمار و بهره کشي از ملت هاي فقير – زورگويي – تهاجم فرهنگي و ...  

 

  5. آيا مي توان مبارزات ملت فلسطين را مصداقي از امر به معروف به حساب آورد ؟

بله . مبارزات ملت فلسطين از مصاديق آشکار امر به معروف است .  

 

  خودآزمايي :
1. خداوند براساس ............... دو وظيفه ي مهم براي مسلمانان معين کرده است .

ج ) پيوند امت اسلامي و هدف مشترک آنان  

 

  2. دعوت به خير ............... است .

ج ) وظيفه اسلامي  

 

  3. مراحل امر به معروف و نهي از منکر را بنويسيد ؟

ج ) مرحله ي اول : با شخص گناهکار طوري عمل شود که بفهمد اين عمل به خاطر گناه او بوده است ؛ مانند اين که از او روي بگردانيم يا به او اخم کنيم يا دوستي با او را ترک کنيم .
مرحله ي دوم : با زبان ، او را امر يا نهي کنيم و اگر احتمال مي دهيم با موعظه و نصيحت از گناه دست بر مي دارد ، لازم است به همين اکتفا کنيم . در موعظه و نصيحت مي توان از شيوه هاي مختلف تربيتي و استدلال و منطق بهره برد تا ميزان تاثير گذاري افزايش يابد و شخص گناهکار به عواقب و نتايج عمل بهتر پي ببرد .
مرحله ي سوم : به زور و جبر او را از حرام باز داريم يا به واجب وادار کنيم . اين در صورتي است که بدانيم جز همين ، راه ديگري وجود ندارد . البته اين کار در حوزه ي حاکم و نظام اسلامي و مشروط به اجازه ي اوست .  

 

  4. روش هاي امر به معروف و نهي از منکر را بنويسيد .

ج) کسي که امر به معروف و نهي از منکر مي کند ، موظف است :
- در انجام آن مرتکب گناهي – مانند دروغ ، توهين و تحقير – نشود .
- مانند طبيبي مهربان رفتار کند .
- مصلحت مخاطب را رعايت کند .
- از خودخواهي و خودستايي بپرهيزد .
- قصدش تنها رضاي خدا باشد .
- خود را منزه از گناه و برتر از گناهکار نبيند .
- اگر بداند و يا احتمال دهد که امر به معروف و نهي از منکر با تکرار ، موثر واقع مي شود ، بايد آن را تکرار کند .  

 

  5. رسول خدا (ص) از بيان اين مثال چه هدفي داشته اند ؟ چه شباهتي ميان سرنشينان کشتي و مردم يک جامعه است ؟

ج )
- بيان هدف واحد و مسئوليت مشترک در ميان افراد يک جامعه
- هدف واحد دارند .
- به راهنما و هدايت کننده نياز دارند .
- در حفظ و سلامت جامعه مسئوليت مشترک دارند .
- با وجود استقلال در بعضي امور شخصي حق آسيب رساندن به پيکر جامعه را ندارند .


  درس پانزدهم : کار در نظام اقتصادي

هدف کلي : آشنايي با معيارهاي کسب حلال و نقش ثروت در عدالت اجتماعي و احکام مالي اسلام و تلاش براي عمل کردن به اين احکام

 

  اصطلاحات علمي درس :

توليد ثروت
ريا
انفاق
مشارکت کار و سرمايه
خمس
زکات
بانک داري
حد نصاب
حساب سال  

 

  مرور بر مفاهيم :

1. منشا اصلي توليد ثروت ، کار مفيد و مولد است .

2. رياکاري کاذب وئ نامشروع است .

3. قرآن کريم معامله ي ربوي را اعلان جنگ با خدا مي شمارد .

4. مشارکت کار با سرمايه و تقسيم سود حاصل از اين فعاليت ، يک فعاليت مشروع است .

5. بانکداري اسلامي بر مبناي مشارکت کار و سرمايه تنظيم شده است .

6. انفاق دستور اسلام است .

7. انفاق بر دو نوع است : واجب و مستحب

8. ماليات به هزينه هاي شهروندي هر شخص در جامعه مربوط مي شود و با انفاق فرق دارد .  

1. در بينش و تفکر اسلامي ، کار خلاق و مولد ، منشا اصلي کسب مال و درآمد و کليد استفاده منابع طبيعي و خدادادي است . منطق فطرت هم براي پديد آورنده ي يک شي حق تصرف در آن را مي پذيرد و او را مالک مي شناسد . به همين جهت ، مالک اصلي و حقيقي همه ي موجودات خداست .

2. رسول خدا (ص) مي فرمايد :
هر کس به آباد کردن زميني که بي استفاده است بپردازد و شخص ديگري در اين کار براو سبقت نگرفته باشد ، آن زمين از آن او خواهد بود .
از اين کلام رسول خدا (ص) در مي يابيم که کار مولد و خلاق و نتيجه ي سودمندي داشته باشد تا بتوان نام « کار » برآن گذاشت ، در غير اين صورت کاري کاذب و دروغين است .

3. امام صادق (ع) مي فرمايد : من هيچ دوست ندارم آسيابي را اجاره کنم و همان آسياب را با قيمتي بيش تر به ديگري اجاره دهم ، بي آن که در اين ميان لا اقل ضمانتي بر عهده گرفته يا در آن آسياب کار تازه اي انجام داده و آن را مجهزتر کرده باشم .

4. برادر امام کاظم (ع) از آن حضرت پرسيد :

5. شخصي يک ماده ي غذايي را مي خرد . آيا مي تواند پيش از تحويل کالا آن را به ديگري بفروشد؟
امام فرمود :
اگر بخواهد با سود بفروشد ، نمي تواند . اما اگر به همان قيمت بفروشد ، اشکال ندارد .

6. پول وسيله اي براي مبادله ي کالاست . اگر اين پول ، خودش مستقلا مورد معامله قرار گيرد ، بدون اين که فايده اي در کار باشد ، ربا پيش مي آيد .

7. برخي اشخاص مقداري پول را نزد خود انباشته مي سازند و آن را به کساني که نياز دارند ، قرض مي دهند و بدون اين که کاري انجام دهند يا در کار آن ها شريک شوند و خطر احتمالي را بپذيرند ، با وام گيرنده شرط مي کنند که پول بيش تري بازگرداند . اين عمل سبب مي شود کساني که بدون فعاليت و کار به ثروت هاي زيادي برسند و پول که بايد در جامعه گردش داشته باشد ، در دست عده اي خاص متمرکز شود . گروهي هم که ناچار مي شوند از چنين کساني پول بگيرند ، روز به ر.ز فقير تر مي گردند ؛ زيرا اينان ناچارند علاوه بر پولي که قرض گرفته اند ، درصد زيادي نيز که قرض دهنده درخواست کرده بپردازند . ادامه ي اين کار سبب مي شود که نيازمندان جامعه نيازمند تر و رياخواران حريص تر و ثروتمند تر شوند و به طبقه اي استثمار گر تبديل شوند .

8. سرمايه داران بزرگ جهان وام هايي با بهره هاي سنگين به کشورهاي فقير و نيازمند مي دهند و چون آن کشورها توان پرداخت پيدا نمي کنند ، ناچار مي شوند معادن و ثروت هاي طبيعي خود را در اختيار آن سرمايه داران قرار دهند . به همين سبب جهان به دو قطب غني و فقير ، ثروتمند و گرسنه ، مسلط و زير سلطه تقسيم شده است .  

 

  « سوره شريفه ي بقره ، آيه ي 278 و 279 »

9. در هر فعاليت اقتصادي ، دو عامل دخالت دارد : سرمايه و کار . با سرمايه و کار نوعي مشارکت اقتصادي به وجود مي آيد و سودي که نتيجه ي اين فعاليت است ، بنابر توافق قبلي ، ميان صاحب سرمايه و انجام دهنده ي کار تقسيم مي شود .

10. برنامه ي اسلام در مورد ثروت و سرمايه ، به کار گرفتن آن در توليد و سازندگي و توسعه و رفع فاصله ي طبقاتي است . آنان که ثروت اندوخته دارند ، شايسته است آن را در بستر توليد و حيات اقتصادي به کار گيرند يا با کساني که نيازمند سرمايه اند ، شريک شوند ، يا به صورت قرض الحسنه به نيازمندان بدهند تا بتوانند به کار و توليد بپردازند .

11. ويژگي هاي اصلي بانکداري اسلامي :
در نظام اسلامي ، بانک کانون مشارکت کار و سرمايه و محلي است که صاحبان پول و سرمايه ، ثروت خود را بدان جا مي سپارند تا در يک فعاليت اقتصادي مانند راه اندازي کارخانه ، بنا کردن ساختمان و آباد کردن زمين کشاورزي به کار گرفته شود و سود حاصل از اين کار ، ميان بانک و صاحب سرمايه تقسيم شود .
همچنين بانک به عنوان صاحب سرمايه با افراد جامعه وارد مشارکت مي شود و سرمايه ي خود را به صورت وام در اختيار آنان مي گذارد و طي قرار دادي با آنان در کار مشخصي مشارکت مي کند . سرمايه ي بانک و کار افراد دست به دست هم مي دهد و فعاليت اقتصادي شکل مي گيرد . بانک سهم خود را به شخص وام گيرنده مي فروشد و بهاي آن را به صورت ماهانه دريافت مي کند تا وام گيرنده توان پرداخت آن را داشته باشد.

12. اساس بانکداري در نظام اسلامي بر مشارکت بانک و افراد است . آنچه اهميت دارد اين است که بانک ها سود حاصل از مشارکت خود را عادلانه تعيين کنند تا افراد جامعه توانايي همکاري سازنده با بانک را داشته باشند .

13. قانون بانکداري بر اساس مشارکت سرمايه و کار استوار است و از اين جهت با مقررات مالي اسلام مطابقت دارد .

14. از راه هاي تامين هزينه ها در جامعه ي اسلامي : 1) انفاق ، 2) ماليات

15. افرادي که از نعمت سلامتي و تمکن مالي برخوردارند ، بخشي از اموال و سرمايه ي خود را به شکرانه ي سلامتي و رفاه شخصي در راه خدا صرف امور خيريه و عام المنفعه مي کنند که به آن انفاق مي گويند .

16. انفاق بر دو نوع است : 1) واجب ، 2) مستحب

17. انفاق واجب بر دو نوع است : 1) خمس ، 2) زکات

18. قرآن در بسياري از موارد پس از برپا داشتن نماز بر زکات تاکيد کرده است .  

 

  « سوره شريفه ي توبه ، آيه ي 60»

19. موارد مصرف زکات :
- درويشان و درماندگان
- کارکنان گردآوري آن
- آزاد کردن بردگان و غرامت ديدگان
- در راه ماندگان ، و بايد در راه خدا صرف شود .

20. زکات يک انفاق واجب است که به برخي از اموال تعلق مي گيرد .

21. زکات بر چند چيز تعلق مي گيرد :
- غلات : گندم ، جو ، خرما و کشمش
- دام ها : شتر ، گاو و گوسفند
- سکه ها : طلا و نقره

22. حد نصاب در زکات : زکات در صورتي است که مورد زکات به حد معين يا تعداد معين برسد . هر يک از اين اموال نه گانه حد نصاب خاصي دارند .

23. احکام زکات فطره :
1. کسي که موقع غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و هشيار است و فقير نيست بايد براي خودش و کساني که نان خور او هستند ، هر نفر به ميزان تقريبي 3 کيلو گرم گندم و يا جو يا خرما يا برنج و مانند اين ها به مستحق بدهد . اگر پول يکي از اين ها را هم بدهد ، کافي است .
2. کسي که ديگري بايد فطره ي او را بدهد ، واجب نيست فطره خود را بدهد .
3. کسي که نمي تواند مخارج سال خود و خانواده اش را تامين کند و کسبي هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و خانواده اش را پرداخت کند ، فقير است و دادن زکات فطره بر او واجب نيست .
4. انسان بايد زکات فطره را به قصد قربت يعني براي انجام فرمان خداوند بپردازد و موقع پرداختن نيت زکات فطره نمايد .

24. خمس يکي از راه هاي تامين هزينه هاي عمومي است که به هفت چيز تعلق مي گيرد و رايج ترين آن ها منفعت کسب و کار است . همه ي کساني که از طريق کار ، درآمدي کسب مي کنند ، پس از صرف هزينه هاي سالانه ي زندگي خود و خانواده ، بايد5/1 آنچه را باقي مانده به عنوان خمس بپردازند .  

 

  « سوره شريفه ي انفال ، آيه ي 41 »

25. داشتن حساب سال به اين معناست که هرکس بايد يک روز از سال را روز تعيين ميزان خمس اموال خود قرار دهد و در هر سال ، وقتي به آن روز رسيد ، ببيند که آيا پرداخت خمس بر عهده ي او هست يا نه . چنين شخصي در طول سال درآمد هايي به دست مي آورد و از اين درآمد ، مخارج زندگي خود و خانواده اش را تامين مي کند . پس از گذشت يک سال، وقتي به روز موعود رسيد ، اگر از درآمد او چيزي باقي مانده باشد – چه به صورت پول و چه به صورت کالا – بايد آن را به عنوان خمس جدا کرده و به حاکم اسلامي و يا مجتهد جامع الشرايط پرداخت کند تا در راه هايي که قرآن کريم و رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) معين کرده اند ، به مصرف برساند .

26. احکام مربوط به خمس :
تا خمس مال پرداخت نشود ، استفاده از آن جايز نيست ، مثلا با پولي که خمس آن پرداخت نشده ، نمي توان چيزي خريد .
اگر با پولي که خمس آن داده نشده است ، خانه اي خريداري شود ، نماز خواندن در آن خانه باطل است .
آذوقه اي که از درآمد سال براي مصرف در خانه خريده شده است – مانند برنج ، روغن و چاي – اگر در آخر سال زياد بيايد بايد خمس آنچه باقي مانده است ، پرداخت شود .
زيورآلات خانم ها ، اگر بيش از مقدار مصرفي متداول آن ها باشد و جنبه ي ذخيره به خود بگيرد ، قسمت اضافي آن داراي خمس است و خمس آن بايد پرداخته شود .
اگر چيزي را که خمس آن داده نشده به کسي ببخشند ، آن چيز مال او نمي شود .
اگر بچه اي سرمايه اي داشته باشد و از آن منافعي به دست آيد ، بنابر احتياط واجب بعد از آن که بالغ شد بايد خمس آن را بدهد .
27. علاوه بر هزينه هاي يک شهر ، هزينه هايي وجود دارد که مربوط به زندگي در يک کشور است . ساخت راه هاي ميان شهر ها و روستاها ، محافظت از جنگل ها و محيط هاي طبيعي ، ايجاد امنيت و مانند اين ها هزينه هايي دارد که افراد کشور در تامين آن شرکت مي کنند .
پرداخت ماليات براي تامين اين گونه هزينه ها است .  

 

  انديشه و تحقيق :
1. با اين که پرداخت انفاق ، بخشي از مال انسان کم مي شود ، چرا خداوند همين کار را موجب پاداش مضاعف و افزايش ثروت مي داند ؟

زيرا با اين کار جامعه از فقر نجات مي يابد و روحيه ي کار و شکوفايي اقتصادي شکل مي گيرد و ثمرات و نتايج اين شکوفايي به همه ي افراد باز مي گردد . در ضمن با اين کار خشنودي خدا فراهم مي شود که پاداش مضاعف در پي دارد .  

 

  2. آيات 18 سوره ي حديد ، 12 مائده ، 17 تغابن را مطالعه کنيد و توضيح دهيد :
1) چرا قرض بدون ربا را قرض الحسنه مي نامند ؟
2) چه نتيجي براي قرض الحسنه بيان شده است ؟

همانا مردان و زناني که در راه خدا به فقيران صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نيکو دهند خدا احسان آن ها را چندين برابر سازد .
( حديد ، 17 )

... هر گاه نماز بپا داريد و زکات بدهيد و به فرستادگان من ايمان آوريد و از آن ها اعزاز و ياري کنيد و خدا را قرض نيکو دهيد در اين صورت گناهان شما را بيامرزم و شما را در بهشتي داخلب گردانم که زير درختانش نهرها جاري است ...
( مائده ، 12 )

و اگر به خدا قرض نيکو دهيد خدا براي شما چندين برابر گرداند و هم از گناه شما در گذرد و خدا بر شکر و احسان خلق نيکو پاداش دهنده و بر گناهشان بردبار است .
( تغابن ، 17)  

 

  خودآزمايي :
1. منشا اصلي توليد ثروت ................. است .

ج ) کار مولد  

 

  2. زکات يک .............. واجب است که به .................. از اموال تعلق مي گيرد .

ج ) انفاق – برخي  

 

  3. ربا چيست ؟

ج ) پول وسيله اي براي مبادله ي کالاست . اگر اين پول ، خودش مستقلا مورد معامله قرار گيرد ، بدون اين که فايده اي در کار باشد ، ربا پيش مي آيد .  

 

  4. ويژگي هاي اصلي بانکداري اسلامي را بنويسيد ؟

ج )
در نظام اسلامي ، بانک کانون مشارکت کار و سرمايه و محلي است که صاحبان پول و سرمايه ، ثروت خود را بدان جا مي سپارند تا در يک فعاليت اقتصادي مانند راه اندازي کارخانه ، بنا کردن ساختمان و آباد کردن زمين کشاورزي به کار گرفته شود و سود حاصل از اين کار ، ميان بانک و صاحب سرمايه تقسيم شود . همچنين بانک به عنوان صاحب سرمايه با افراد جامعه وارد مشارکت مي شود و سرمايه ي خود را به صورت وام در اختيار آنان مي گذارد و طي قرار دادي با آنان در کار مشخصي مشارکت مي کند . سرمايه ي بانک و کار افراد دست به دست هم مي دهد و فعاليت اقتصادي شکل مي گيرد . بانک سهم خود را به شخص وام گيرنده مي فروشد و بهاي آن را به صورت ماهانه دريافت مي کند تا وام گيرنده توان پرداخت آن را داشته باشد.  

 

  5. احکام مربوط به خمس را بنويسيد ؟

تا خمس مال پرداخت نشود ، استفاده از آن جايز نيست ، مثلا با پولي که خمس آن پرداخت نشده ، نمي توان چيزي خريد .
اگر با پولي که خمس آن داده نشده است ، خانه اي خريداري شود ، نماز خواندن در آن خانه باطل است .
آذوقه اي که از درآمد سال براي مصرف در خانه خريده شده است – مانند برنج ، روغن و چاي – اگر در آخر سال زياد بيايد بايد خمس آنچه باقي مانده است ، پرداخت شود .
زيورآلات خانم ها ، اگر بيش از مقدار مصرفي متداول آن ها باشد و جنبه ي ذخيره به خود بگيرد ، قسمت اضافي آن داراي خمس است و خمس آن بايد پرداخته شود .
اگر چيزي را که خمس آن داده نشده به کسي ببخشند ، 5/1 آن چيز مال او نمي شود .
اگر بچه اي سرمايه اي داشته باشد و از آن منافعي به دست آيد ، بنابر احتياط واجب بعد از آن که بالغ شد بايد خمس آن را بدهد .  

. از ديدگاه امام صادق (ع) موثرترين راه فراخواني به خير و نيکي دعوت عملي است .
8. از ثمرات دعوت عملي :
- دعوتي پر جاذبه است .
- انسان ها زيبايي و خير واقعي را مشاهده مي کنند و به راستي و درستي دعوت کننده ايمان مي آورند .
- برترين نوع دعوت است .
9. دعوت به خير وظيفه ي اسلامي است و دعوت عملي برترين نوع دعوت است .
10. با اين که دعوت به خوبي ها و نيکي ها ، گرايش به آن ها را در مردم افزايش مي دهد و زمينه هاي گناه را کم مي کند ، اما همواره افرادي هستند که از فرمان هاي الهي سرپيچي مي کنند و مرتکب گناه مي شوند . به علت ارتباط و پيوند عميق ميان انسان ها و تاثير پذيري فراواني که از يکديگر دارند ، در صورتي که در مقابل گناهکار اقدام مناسب نشود ، رفتار او مانند يک بيماري مسري به ديگران سرايت مي کند .

• اين اقدام مناسب همان « نظارت همگاني » است که به صورت « امر به معروف و نهي از منکر » در جامعه ي اسلامي به اجرا در ميآيد .

11. قوم بني اسرائيل هم در زمان حضرت داود (ع) و هم در عصر حضرت عيسي (ع) راه نافرماني از خدا را پيش گرفتند و چنان در گناه غرق شدند که مورد لعن اين پيامبران بزرگ واقع شدند . امام صادق (ع) درباره ي اين افراد مي فرمايد :
گروهي از اينان هرگز در کارهاي گناهکاران شرکت نداشتند اما هنگامي که آن ها را ملاقات مي کردند ، به روي آن ها مي

 

]

خنديدند و با آنان مانوس مي شدند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:36  توسط رابطان گروه معارف  | 

دین وزندگی دوم متوسطه همراه با پاسخ تشریحی از درس ۱تا۸

   

 

درس اول : جلوه هاي حکمت و تدبير

هدف کلي : آشنايي بيشتر با غايت مندي و حکمت و تدبير در خلقت و انس و توجه بيشتر به خالق حکيم و مدبر جهان
* اصطلاحات علمي درس :
* حکمت و حکيم
* غايت مندي
* تدبير
* صانع و صنع

 

  مرور بر مفاهيم

1. هر موجودي از اجزاي خاص و معيني تشکيل شده است .
2. اين اجزا با آرايش مخصوص به خود در کنار يکديگر قرار گرفته اند .
3. هر يک از اين اجزا ، خواص ويژه اي دارند که با وظيفه ي آن ها هماهنگي دارد .
4. هر جزئي کار مخصوص انجام مي دهد وظيفه ي معيني بر عهده دارد .
5. ميان وظايف و مسئوليت ها پيوستگي و ارتباط مشاهده مي شود .
6. نتيجه ي هر نظمي هدف خاص است .
7. شاخصه ي اصلي مجموعه ها و موجودات بزرگ و کوچک جهان « هدف » است .  

 

  « آيات شريفه 189 تا 191 آل عمران »

1- آيات شريفه ي 189 تا 191 آل عمران ، دو نشانه را براي صاحبان خرد معرفي مي کند :
الف) آفرينش آسمانها و زمين
ب) آمد و شد شب و روز

2- با توجه به آيات شريفه ي فوق ،صاحبان خرد ويژگي هايي دارند از جمله :
الف) خداوند را در همه حال (ايستاده ، نشسته و در حالي که به پهلوهاي خود آرميدند ) ياد مي کنند.
ب) در آفرينش آسمان ها و زمين انديشه مي کنند.

3- از دقت در آيات شريفه ي فوق اين مطلب مستفاد مي شود :
خداوند خالق حکيم و مدبر است و هيچ امري از طرف او بيهوده و باطل نيست.

4- جهاني خيالي و بدون قانون و نظم داراي ويژگي هايي مي باشد از جمله:
در اين جهان ممکن است در هر لحظه و بدون علت خاصي ،حادثه اي رخ دهد ،موجودي پديد آيد يا از بين برود و اشياء خصوصيات خود را از دست بدهند .
در اين جهان فرضي ،نيروهاي عالم ،در هر گوشه اي به دلخواه خود دخالت مي کنند و حوادثي غيره منتظره را پديد مي آورند.  

 

  جهان واقعي

5- اکسيژن و هيدروژن دو عنصر ساده از عناصر طبيعت اند . هر کدام ساختمان خاصي دارند که اين ساختمان را از دست نمي دهند . نه ساختمان اکسيژن به هيدروژن تبديل مي شود ،نه به عکس . اما هر گاه که اين دو با يکديگر همکاري مي کنند ، نظامي جديد به نام آب را پديد مي آورند که حيات موجودات زنده بر روي کره ي زمين به وجود آن بستگي دارد . شايد اين همکاري را بتوان موثرترين همکاري روي کره ي زمين دانست ، زيرا بزرگ ترين نتيجه و فايده را به دنبال دارد .

6- قند يک ترکيب نظام مند است زيرا موجودات زنده از جمله انسان نيازمند ماده اي به نام (( قند ))هستند تا انرژي خود را تامين کنند و زنده بمانند . اين ماده با همکاري ميان آب و دي اکسيد کربن و کمک خورشيد در گياه ايجاد مي شود تا هم خود گياه از آن استفاده کند و هم حيوان و انسان از آن بهره ببرند و رشد کنند . در واقع ، قند يک ترکيب نظام مند است که براي تامين انرژي و فايده هاي ديگر ، در طبيعت ساخته مي شود .

7- ميان (( همکاري و نظم )) و (( قانون مندي )) رابطه اي وجود دارد که مي توان گفت يکي از مهمترين همکاري روي کره ي زمين به وسيله سه عنصر ساده ي اکسيژن ، هيدروژن و کربن به انجام مي رسد و بزرگ ترين فايده ها را به ارمغان مي آورد . اين عناصر ، هر کدام ساختمان خاصي دارند که وقتي با ديگري همکاري مي کنند و ترکيب مي شوند ، نظام و ساختمان جديدي پديد مي آورند . اجزاي اين ساختمان به گونه اي هستند که خواص و آثار جديدي را از خود بروز مي دهند . يعني همکاري و ترکيب ميان پديده ها از نظم و قانون مندي خاصي پيروي مي کنند و نتايج معين و مشخصي را به دنبال دارد . اين حالت را مي توانيم در همه موجودات پيرامون خود ، هم چون سنگها ، فلزات ، گياهان ، حيوان ها و انسانها ببينيم .

8- ويژگي هاي جهان واقعي عبارتند از :
الف) هر موجودي از اجزاي خاص و معيني تشکيل شده است .
ب) اين اجزاء با آرايش مخصوص به خود در کنار يک ديگر قرار گرفته اند .
پ) هر يک از اين اجزاء ،خواص ويژه اي دارند که با وظيفه ي آنها هماهنگي دارد .
ج ) هر جزيي کار مخصوصي انجام مي دهد و وظيفه ي معيني بر عهده دارد .
د ) ميان وظايف و مسئوليت ها پيوستگي و ارتباط مشاهده مي شود ،به گونه اي که کار هر يک مکمل و ادامه ي کار ديگري است و کارها و مسئوليت ها در ارتباط با هم معنا مي يابند و اگر به کار يک جزء به تنهايي نگاه شود ، ناقص و ناتمام به نظر مي آيد.
هـ) نتيجه ي هر سامان و نظمي و هر همکاري و فعاليتي ،هدف خاصي است که آن را از ساير سامان دهي ها و همکاري ها جدا مي کند .

9- از ويژگيهاي جهان واقعي (( پيوستگي و ارتباط ميان وظايف و مسئوليت ها )) را چنين مي توان شرح داد :
الف ) کار هر يک از اجزاء مکمل و ادامه ي کار جزء ديگر است .
ب ) کارها و مسئوليت ها در ارتباط با هم معنا مي يابند .
ج ) اگر به کار يک جزء به تنهايي نگاه شود ،ناقص و ناتمام به نظر مي آيد .  

 

  شاخصه هاي اصلي

10- شاخصه ي اصلي مجموعه هاي قانون مند و منظم هدف و غايت است .
11- هدف و غايت عنصري است که سبب پيدايش يک نظام مي شود و به تمام فعاليت هاي آن معنا مي بخشد .
12- ويژگي اي که مانند روح در همه ي اجزاء و فعاليت ها حضور دارد هدف است .
13- بدون هدف پيوستگي و ارتباط و هماهنگي معنا ندارد و مجموعه ي داراي نظام شکل نمي گيرد .
14- همکاري و پيوستگي و نظام براي آن ضرورت دارد که به هدف معيني منجر شود و به سرانجام روشني برسد .
15- درختي را به عنوان يک مجموعه ي نظام مند در نظر مي گيريم اين درخت داراي ريشه ، ساقه ، شاخه و برگ است . مواد تشکيل دهنده ي هر يک ، جاي قرار گرفتن آنها ، کار ويژه ي هر کدام و همکاري ميان آنها وقتي معنا پيدا مي کند که به هدفي منجر شود و ميوه اي به دست آيد از اين روست که مي گوييم همه ي اجزاء درخت کارهايي به هم پيوسته و هماهنگ انجام مي دهند و رابطه اي حقيقي ميان مجموعه ي فعاليت ها بر قرار است.  

 

  انديشه و تحقيق ، ص 17 کتاب درسي
1.پيام هاي اصلي درس کدام اند ؟ از اين پيام ها چه نتيجه اي را مي توان گرفت ؟

1.قرآن کريم ما را به تفکر در نظام آفرينش دعوت مي کند تا به خالق حکيم و مدبر آن پي ببريم .

2. تصور جهاني بودن نظم ، همکاري و قانون امکان پذير نيست .

3. در جهان خلقت نمونه هاي واقعي و عيني از قانون مندي ، نظم و همکاري ديده مي شود . شاخصه ي اصلي مجموعه هاي داراي نظم در جهان ولقعي ، هدف و غايت مندي است .

4.تفاوت اجزا فعاليت ها و همکاري هاي مجموعه ها به خاطر تفاوت هدف ها و غايت هاي آن ها ست .

نتيجه: مجموعه ي غايت مند داراي نظام به طرح نقشه ي مدبرانه و حکيمانه نياز دارد و خداوند خالق حکيم و مدبر اين مجموعه را طراحي و هدايت مي کند .  

 

  2. در آيات 88 سوره ي نمل و 3 سوره ي ملک بينديشيد و توضيح دهيد که منظور از « اتقان صنع » و « نبودن خلل و شکاف » در هستي چيست و اين عبارات چه ارتباطي با درس دارند ؟

آيه ي 88 سوره ي نمل :
و در آن هنگام کوه ها را بنگري و جامد و ساکن تصور کني در صورتي که مانند ابر در حرکتند . صنع خداست که هر چيزي را در کمال اتقان ساخته که علم کامل او به افعال همه ي شما خلايق محيط است .

آيه ي 3 سوره ي ملک :
آن خدايي که هفت آسمان بلند را به طبقاتي منظم بيافريد و هيچ در نظم خلقت خداي رحمان بي نظمي و نقصان نخواهي يافت بارها به ديده ي عقل در نظام مستحکم آفرينش بنگر تا هيچ سستي و خلل هرگز در آن تواي يافت ؟
منظور آن است که خلقت هر چيز از روي حکمت است که از خالق و صانع حکيم و مدبر خود حکايت مي کند و در نظام خلقت هيچ گونه خلل و سستي راه ندارد .  

 

  3- ابتدا اين خطبه ي حضرت علي (ع) را که در نهج البلاغه آمده است ،بخوانيد و سپس ويژگيهاي خلقت خداوند را از آن استخراج کنيد.

او خداوندي است که موجودات را آفريد ،بدون اينکه از هيچ نمونه ي آماده و پيش ساخته اي ايده بگيرد و از کار خالق ديگري که پيش از وي جهاني را آفريده باشد ،تقليد کند .
... آثار صنع و نشانه هاي حکمتش در نو آوري هاي بي سابقه و خلقت بي نظيرش هويداست .
بنابراين ،هر يک از موجوداتي که خدا آفريده ،برهان آفريدگاري و دليل خداوندي اوست ،حتي اگر آن موجود ،جامد و بي زبان باشد . چرا که آن هم با زبان بي زباني خالق خود را معرفي مي کند و تدبير خدا را باز مي گويد ،بدون اينکه به سخن گفتن نيازي داشته باشد . دلالتش بر وجود خدا همواره استوار است و در هر لحظه آفريننده ي خود را نشان مي دهد .
...خداي متعال همه ي مخلوقات را بر اساس مقياس ،نظم مشخص ،اندازه هاي مخصوص و متناسب با هر يک از آن مخلوقات آفريد و در آفرينش آنها طوري اندازه ها را برقرار کرد که محکم و استوار بمانند و از هم فرو نپاشند .هر چيزي را مطابق برنامه اي دقيق به بهترين شکل طراحي کرد و آن گاه بدان نظم و ظرافت بخشيد و آن را در مسير انجام وظيفه و دست يابي به هدف خاص وي هدايت کرد .
همه ي اين کارها بدان جهت بود که هيچ يک از مخلوقات از محدوده و چهار چوب تعيين شده از جانب خداوند تجاوز نکند و براي رسيدن به مقصد مورد نظر و کمال نهايي کوتاهي ننمايد و اگر خداوند به او دستوري داد ،انجام دادنش بر وي دشوار نباشد و سرکشي نکند.
بخشي از خطبه ي 90 نهج البلاغه  

 

  ويژگي هاي خلقت خداوند را از اين خطبه استخراج کنيد.

الف ) بديع بودن و بي سابقه بودن خلقت
ب) استفاده نکردن از طرح و نقشه ي قبلي
پ) آيت و نشانه بودن همه ي موجودات بر حکمت و تدبير الهي
ج ) وجود نظم مشخص ،تقدير و اندازه ي معين و متناسب با هدف در هر موجود
د ) وجود هماهنگي ميان نظم و ساختار هر موجود با نوع کار و فعاليتي که بر عهده دارد و هدفي که تعقيب مي کند .
هـ) تجاوز نکردن موجودات از تقدير الهي و نظم تعين شده
و) حرکت موجودات در چهار چوب هدف  

 

  خودآزمايي :
1. ميان وظايف و مسئوليت ها ............. و .............. مشاهده مي شود .

ج ) پيوستگي – ارتباط  

 

  2. به فرموده ي قرآن کريم صاحبان خرد در .............. انديشه مي کنند .

ج ) آفرينش آسمان ها و زمين – آمد و شد شب و روز  

 

  3. کدام عنصر است که سبب پيدايش يک نظام مي شود و به تمام فعاليت هاي آن معنا مي بخشد ؟

ج ) هدف و غايت  

 

  4. همکاري و پيوستگي و نظام براي چيست ؟

ج ) اين عناصر براي آن ضرورت دارد که به هدف معيني منجر شود و به سرانجام روشني برسد .  

 

  5. ايا در اين جهان خيالي مي توان از قانون و قانون مندي سخن گفت ؟ چرا ؟

ج ) خير زيرا در اين جهان در هر لحظه ممکن است بدون علت خاصي ، حادثه اي رخ دهد ، بنا براين قانون و قانون مندي براي آن متصور نيست .  


 

درس دوم : با کاروان هستي

هدف کلي : تشخيص جهان به عنوان يک نظام يکپارچه که داراي هدف است .
اصطلاحات علمي درس :
نظام و مجموعه ي نظام مند
پيوستگي نظام ها
نظام واحد جهاني ( نظام خلقت )
غايتمندي نظام جهاني ( نظام خلقت )

 

  مرور بر مفاهيم :

1. مجموعه ي جهان خلقت نظامي واحد و به هم پيوسسته است .
2. يک پيوستگي طولي و يک پيوستگي عرض ميان نظام ها برقرار است .
3. نظام هاي هم طول --> نظام هاي تو در تو .
4. نظام هاي هم عرض --> نظام هايي که در کنار يکديگرند .
5. نظام هاي بزرگ از به هم پيوستن نظام هاي کوچک شکل مي گيرند .
6. فعاليت نظام هاي کوچک هم در خدکت خود اين نظام و هم در خدمت نهايي ترين هدف نظام است .
7. هر قدر علم و دانش بشر توسعه يابد درک روابط و پيوستگي ميان نظام ها آسانتر مي شود .
8. از پيوستگي و ارتباط ميان نظام ها ، نظام واحد جهاني حاصل مي شود .
9. نظام واحد جهاني يک هدف بزرگ را دنبال مي کند و آن سير في الله يعني حرکت تکاملي خلقت است .  

 

  آيات شريفه يونس 5 ، نور 31 و 32 ، آل عمران 83

1. يک پيوستگي طولي و يک پيوستگي عرضي ميان نظام ها بر قرار است .

2. با ذکر اين مثال ، پيوستگي طولي ميان نظام ها را بيان مي کنيم :
نظام ( سلول --> بطن --> قلب -->دستگاه گردش خون --> انسان ) را در نظر مي گيريم . از اين نظام مشخص مي شود که سلول براي بطن ، بطن براي قلب ، قلب براي دستگاه گردش خون و دستگاه گردش خون براي بدن انسان کار مي کند تا حيات و رشد بدن تامين مي گردد . در اين جا با يک پيوستگي طولي مواجهيم به گونه اي که هدف جز کوچک در طول هدف جز بزرگ قرار دارد و آن نيز در خدمت جز بزرگ تر ، تا به برترين هدف ، يعني حيات بدن مي رسيم .  

 

3. منظور از «رابطه ي عرضي »ميان نظام هااين است که غير از رابطه ي طولي , مجموعه اي از اعضا هستند که به هم مرتبط و پيوسته اند .اين اعظا در عرض يک ديگر و انجام دادن فعاليتي مشترک ,يک مجموعه را مي سازند.
مثال:بدن از دستگاه ها واندام هاي مختلفي تشکيل شده که با همکاري مي کنند. در داخل هر دستگاه يا اندام نيز قسمت هاي ديگري هست که آن ها نيز با همکاري دارند. اين همکاري يک پيوستگي را بوجود مي آورد که به آن پيوستگي عرضي مي گوييم.  

 

  ارتباط طولي دستگاه ها

 

 

  ارتباط عرضي دستگا ه ها

 

4. نظام هاي بزرگ از به هم پيوستن نظام هاي کوچک شکل مي گيرند ؛ بدين صور ت که بطن ها ، دهليزها و دريچه ها قلب را مي سازند ، قلب و سرخرگ و مويرگ دستگاه گردش خون ، و مجموعه اي از دستگاه ها نيز بدن را شکل مي دهند .

5. ويژگي هاي يک نظام يک پارچه :
1. فعاليت نظام هاي کوچک هم در خدمت خود اين نظام هاست و هم در خدمت نهايي ترين هدف نظام است .
2. هر دستگاهي نظم ، قانون مندي و هدف خاص خود را دارد . اما اين امر نه تنها مانع هماهنگي و همکاري سراسري آن ها براي رسيدن به هدف نهايي نيست ، بلکه در خدمت آن است .
3. نظام هاي بزرگ از به هم پيوستن نظام هاي کوچک شکل مي گيرند .
4. هر چه دايره ي نظام ، بزرگ تر مي شود ، نظم و قانون مندي گستر ده تري به وجود مي آيد که نظام هاي کوچک تر را در درون خود جاي مي دهد .
5. نظام هاي پيوسته و تو در تو ، فعاليت هماهنگ و سازمان يافته اي انجام مي دهند که در پايان منجر به رسيدن به هدف نهايي مي شود .
 

 

  نظام واحد جهاني

مثال زير بيان گر « پيوستگي نظام جهاني » يا به عبارت ديگر « نظام به هم پيوسته ي جهاني » است:
پيوستگي و ارتباط ميان پديده ها و نظام ها از زمين فراتر مي رود و به رابطه ي بين سيارات و ستارگان کشيده مي شود . اکنون که انسان با تخريب لايه ي جو پيرامون زمين ، سبب شده تا نور خورشيد بيش از حد معمول بر زمين بتابد ، اين پيوستگي را بهتر درک مي کند . نور خورشيد از عوامل مهم حيات در کره ي زمين است . اين نور ، پرتو انفجار هاي بزرگي است که در خورشيد رخ مي دهند و آن را به صورت يک کره ي هميشه گدازان در مي آورد .
ميزان ورود نور خورشيد به زمين توسط هواي پيرامون ما ، کنترل مي شود . ترکيب خاص گازهاي تشکيل دهنده ي هوا به اين کنترل کمک مي کند . اين نور کنترل شد ه ، ترکيب گاز هاي تشکيل دهنده ي هوا به اين کنترل کمک ميکند . اين نور کنترل شده , علاوه بر روشن کردن زمين ومعتدل کردن دما , تاثيرات شيميا يي و زيستي فراواني دارد. ماه نيز بر جانداران دريايي و ساختار سواحل در يا اثر مي گذارد. اما امروزه مي دانيم که امواج مغناطيسي فراوني از کرات دور دست به سوي زمين مي آيند وبر زمين اثر مي گذارند . همچنين , جايگاه زمين در منظومه ي شمسي , نتيجه ي تعادل نيروي جاذبه ي همه ي سيارات اين منظومه و خورشيد است . با گسترش علم در دنياي امروز , مي توانيم نمونه هاي ديگري را از اين ارتباط وهم بستگي را بيابيم.

6. درک روابط و پيوستگي ميان نظام ها از اين طريق آسان تر مي شود که هر قدر علم و دانش بشر توسعه يابد ,درک روابط و پيوستگي ميان نظامها آسان تر مي شود.

7. نظام واحد جهاني از پيوستگي و ارتباط ميان نظامها يک نظام واحد جهاني حاصل مي شود.

8. عمرموجودات و نظامهاي اين دنياي به هم پيوسته نامحدود و دايمي نيست . هر يک از اين نظامها انرژي و استعدادي محدود دارند و روزي به پايان مي رسد.

9. نامحدود بودن عمر نظامهاي دنيوي به معناي نيستي و نابودي نيست ،بلکه براي پيوستن به نظامي ديگر و تجديد سازمان و استمرار در متن نظامهاي ديگر صورت مي گيرد .اجزاي متلاشي شده در يک چرخه ي طبيعي دوباره بازسازي مي شوند و به نظامي بالاتر و برتر با انرژي بيشتر به هم مي پيوندند .13- آيه ي ...ما تري في خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تري من فطوريعني نمي بيني در آفرينش خداي رحمن هيچ بي نظمي و گسستي .پس بار ديگر ديده بگردان آيا هيچ شکافي مي بيني .
در اين آيه خداوند ما را به نظر در آفرينش دعوت مي کند چرا که هيچ چيز در متن عالم طبيعت از بين نمي رود بلکه در نظامي تازه تر خود را مي نماياند .

10. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان درباره ي همين آيه مي فرمايد :منظور از عدم تفاوت اين است که تدبير الهي چون حلقه هاي زنجير ،در سراسر جهان به هم پيوسته و متصل است .موجودات به گونه اي با يکديگر مربوطند که آثار فعاليت يکي ،نصيب ديگري مي شود ،همانطور که خود آن براي ثمر دادن به موجودات ديگر وابسطه و نيازمند است ...پس منظور از نبودن تفاوت در خلقت آن است که خداوند اجزاو اعضاي جهان خلقت را طوري آفريده که بتوانند به هدفي که براي آن خلق شده اند برسند و ديگران مانع او نشوند ...  

 

  انديشه و تحقيق ،ص 29 کتاب درسي
1- پيامهاي اصلي درس را در چند بند تنظيم کنيد و به ترتيب بنويسيد .

الف) بدن انسان تمثيلي است براي نظام واحد جهاني ،نظامي که اجزاي آن فعاليتهاي معيني را در جهت رشد و بالندگي بر عهده گرفته اند .
ب) سلولها کوچکترين عضو در ساختمان حيوانها (و گياهان )هستند . هر سلولي داراي نظامي واحد و پيوسته است.
پ) سلولها خود عضوي از يک نظام بزرگتر هستند که به خاطر نقشي که در آن نظام بزرگ (معده ،روده يا قلب ) دارند ،معنا مي يابند .
ت) معده ،روده و قلب و ... که نظام بزرگتري را شکل مي دهند عضوي از يک نظام بزرگتر يعني بدن انسانند که به خاطر نقش و جايگاهي که در بدن دارند معنا مي يابند .
س) مجموعه نظام هاي کوچک و بزرگ داخل بدن انسان با هم پيوسته اند و براي تامين يک هدف نهايي مي کوشند .
ج) جهان نيز مانند بدن انسان شامل مجموعه ي نظامهاي کوچک و بزرگ است که با هم مرتبط و پيوسته اند .
د) اگر نظامي به ظاهر از بين برود ،اجزايش نابود نمي شود بلکه در نظامي جديد ظهوري دوباره پيدا مي کند
هـ) فعاليت مجموعه ي نظامهاي به هم پيوسته –نظام واحد جهاني – يک هدف بزرگ دارند که همان حرکت تکاملي خلقت و سير في الله است .  

 

  2- برخي از آيات قرآن کريم با عبارت ((و من آياته....)) آغاز مي شود .به آيات 22 تا 25 سوره ي روم و 29 سوره ي شوري مراجعه کنيد و با بهره مندي از آنها حکيمانه بودن خلقت را توضيح دهيد.

آيات 22 تا 25 سوره ي روم :
22 : و يکي از آيات قدرت الهي خلقت آسمانها و زمين است و اختلاف زبانها و رنگهاي شما آدميان که در اين امور نيز ادله صنع حق براي دانشمندان عالم آشکار است .
23: و يکي از آيات حق همين که شما در شب و روز به خواب رفته و از فضل خدا طلب روزي مي کنيد در اين امر هم ادله ي قدرتش براي قومي که سخن حق بشنوند پديدار است .
24: و يکي از آيات الهي همان قوه ي رعد و برق است که هم شما را از ساعقه ي عذاب مي ترساند و هم به رحمت باران آسمان که زمين را پس از مرگ زنده مي کند اميدوار مي گرداند .در اين امر نيز ادله ي قدرت ايزد براي اهل خرد آشکار است .
25:و يکي از آيات قدرت خدا آن که آسمان و زمين را به فرمان خود برپا داشته است پس در محشر شما را از خاک بر خواند و زنده گرداند همگي سر از قبر ها بيرون مي آوريد .
به عنوان مثال در آيه ي 23 آمد و شد شب و روز از آيات خدا شمرده شده است و حرکت وضعي زمين ،کوتاه و طولاني شدن روزها و شبها ،ثمرات يکنواخت نتابيدن خورشيد ،فوايد حرکت وضعي و ......همه از ثمرات آن و قابل بررسي و تبيين است که همگي حکيمانه بودن خلقت را نشان مي دهد.
آيه ي 29 سوره ي شوري:
و از آيت هاي اوست آفريدن آسمانها و زمين و آنچه پراکنده کرد در آن دو از جنبنده و او بر جمع کردنشان چون خواهد توانست .
اين آيه درباره ي خلق آسمان و زمين و جنبندگان روي آن است و موضوعاتي نظير نظم و هماهنگي در منظومه ي شمسي ،کهکشانها ،روابط ميان ستارگان ،زندگي برخي از جنبندگان روي زمين و تعامل آنها با محيط زندگي در اين باره قابل بررسي است .  

 

  3- اگر کسي يقين داشته باشد که جهان از خداست و رو به سوي او دارد ،اين يقين چه تاثيري در زندگي او خواهد داشت ؟

در چنين حالتي ايمان شخص به خدا تقويت مي شود و زندگي براي او معنا و مفهوم تازه اي پيدا مي کند .چنين کسي مي کوشد که خود را با حرکت جهاني نظام خلقت به سوي کمال بعتر هماهنگ سازد و زندگي خود را جهت دهد و تصميماتي براي اين هماهنگي بگيرد .  

 

  خود آزمايي :
1. نظام واحد جهاني چگونه پديد مي آيد ؟

ج) از پيوستگي و ارتباط ميان نظام ها يک نظام واحد جهاني حاصل مي شود .  

 

  2. ارتباط و پيوستگي نظام ها به چه صورت است ؟

ج ) يک پيوستگي طولي و يک پيوستگي عرضي ميان نظام ها بر قرار است .  

 

  3. منظور از « رابطه ي عرضي » ميان نظام ها چيست ؟

ج ) منظور از «رابطه ي عرضي »ميان نظام هااين است که غير از رابطه ي طولي , مجموعه اي از اعضا هستند که به هم مرتبط و پيوسته اند .اين اعظا در عرض يک ديگر و انجام دادن فعاليتي مشترک ,يک مجموعه را مي سازند.  

 

  4. با ذکر يک مثال ، پيوستگي طولي ميان نظام ها را بيان کنيد .

ج ) نظام ( سلول --> بطن --> قلب -->دستگاه گردش خون --> انسان ) را در نظر مي گيريم . از اين نظام مشخص مي شود که سلول براي بطن ، بطن براي قلب ، قلب براي دستگاه گردش خون و دستگاه گردش خون براي بدن انسان کار مي کند تا حيات و رشد بدن تامين مي گردد . در اين جا با يک پيوستگي طولي مواجهيم به گونه اي که هدف جز کوچک در طول هدف جز بزرگ قرار دارد و آن نيز در خدمت جز بزرگ تر ، تا به برترين هدف ، يعني حيات بدن مي رسيم .  

 

  5. فعاليت نظام هاي کوچک هم در خدمت خود اين نظام و هم در خدمت ...................... است .

ج ) نهايي ترين هدف نظام

 

درس سوم : سرمايه هاي انسان

هدف کلي :آشنايي با جايگاه انسان در نظام خلقت و ارزشهاي انسان
اصطلاحات علمي درس :
منزلت انسان
وديعه هاي الهي
سرشت خدا آشنا
گرايش به نيکيها
وجدان اخلاقي
قوه ي عقل

 

  مرور مفاهيم

1- ارزش هر کس به درک و فهم او از حقيقت هستي و جايگاه انسان در کاروان آفرينش بستگي دارد .

2- وديعه هاي الهي در انسان عبارتند از :
-سرشت خدا آشنا
- گرايش به نيکيها و زيبايي ها
- وجدان اخلاقي
- قوه ي عقل

3- از وجدان اخلاقي تعبير به نفس لوامه شده است.

4- برترين نعمتي که خدا در وجود انسان قرار داده است قوه ي عقل است

5- قوه ي عقل تشخيص دهنده ي درستي از نا درستي و خوبي از بدي است

6- حجت آن چيزي است که با آن عليه انسان دليل مي آورند

7- حجت آشکار رسولان و انبياء و ائمه

8- حجت نهان عقل

9- نتايج پذيرش دعوت انبياء:
- تجلي زيبايي هاي ايمان و عمل صالح
- سرشار شدن زندگي از نيکيها و زيبايي ها
- بهره مندي از زندگي جاويد در بهشت

1. ارزش هر کس به درک و فهم او از حقيقت هستي و جايگاه انسان در کاروان آفرينش بستگي دارد .
2. امام علي (ع)در مورد حقيقت انسان مي فرمايند :خدا رحمت کند انساني را که بداند از کجا آمده ،در کجا قرار دارد و به سوي کجا رهسپار خواهد شد.
3. خداوند به انسان کرامت بخشيد . و بر بسياري از مخلوقات برتري داده است و آنجه را که در آسمانها و زمين است براي بهره مندي او آفريده است .  

 

  سوره ي اسراء – آيه ي 70
سوره ي جاثيه – آيه ي 13
سوره ي فجر – آيات 27 تا 30

4. پيام اين آيات چنين است که خداوند درميان موجودات جهان ،انسان را براي خود برگزيد و بهشت ويژه اش را به او اختصاص داد و فرمود : (( جهان را براي تو آفريدم و تورا براي خودم )) .  

 

  سوره ي انسان – آيات 2 و 3

5. آيات شريفه ي فوق درباره ي منزلت انسان بيانگر اين مفهوم است که خداوند انسان را صاحب اراده و آزاد آفريد و مسئول سرنوشت خود قرار داد و او از انسان خواسته است با کار و ابتکار خود زمين را آباد سازد و با انتخاب خود ،يکي از دو راه سعادت و شقاوت را اختيار کند .
6. وديعه هاي الهي در انسان بنابر بيان قرآن کريم اين است :
الف ) سرشت خدا آشنا
ب) گرايش به نيکيها و زيبايي ها
د) وجدان اخلاقي
ج) قوه ي عقل
7. از وديعه هاي الهي در انسان ،((سرشت خدا آشنا )) را اين گونه مي توان توضيح داد که انسان سرشتي خدا آشنا ،خدا گرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقي مي يابد که سرچشمه ي همه ي خوبيها و زيبايي هاست .کمتر کسي در طول تاريخ اين حقيقت را انکار کرده است . حتي آنان که بت پرست بودند يا بتها را شريک خدا مي دانستند ،در صدد پاسخ گويي به اين نياز فطري خود بودند ولي در يافتن مصداق واقعي دچار اشتباه و خطا مي شدند .  

 

  سوره ي فصلت – آيه ي 53

8. آيه ي شريفه ي فوق بيان گر اين مفهوم است که کافي است انسان با ديده ي دل ،در خود و جهان نظر کند و جلوه هاي قدرت ،حکمت ،رحمت و مهرباني خداوند را در آنها ببيند و سرشت خدا آشنا که يکي از وديعه هاي الهي در انسان است از آن مستفاد مي شود.
9. امام علي (ع) در خصوص ((سرشت خدا آشنا ))مي فرمايند : در هيچ چيزي نظر نکردم ،مگر اين که خدا را قبل از آن ،بعد از آن و با آن ديدم.
10. تدبر در آيه ي سنريهم اياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين تهم انه الحق ... ما را به مفهوم ابياتي از عمان ساماني مي رساند که اين ابيات ناظر بر ((سرشت خدا آشنا )) است .
کيست اين پنهان مرا در جان و تن / کز زبان من همي گويد سخن
اين که گويد از لب من راز کيست / بنگريد اين صاحب آواز کيست
در من اينسان خود نمايي مي کند / ادعاي آشنايي مي کند
متصل تر ،با همه دوري، به من / از نگه با چشم و از لب با سخن  

 

  سوره ي شمس – آيات 7 و 8

11. آيات شريفه ي فوق بيانگر اين وديعه ي الهي است :گرايش به نيکي ها و زيبايي ها يعني انسان نيکي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها را درک مي کند و در خود گرايشي به سوي نيکي ها و زيبايي ها احساس مي کند .کرامت ،بزرگواري ،صداقت و عدالت را دوست دارد و از دو رويي ،ذلت ،دون همتي و ظلم بيزار است .
12. از وديعه هاي الهي « وجدان اخلاقي » : گرايش انسان به نيکي ها و زيبائي ها سبب شده که در مقابل گناه و زشتي عکس العمل نشان دهد و آن گاه که به گناه آلوده شد ، خود را سرزنش و ملامت کند و در انديشه ي جبران برآيد . قرآن کريم عامل دروني اين حالت را نفس لوامه ، يعني نفس سرزنشگر ، نا ميده و بدان سوگند خورده است .
13. تدبر در آيه « لا اقسم بيوم القيامه و لا اقسم بالنفس اللوامه » ما را به مفهوم « وجدان اخلاقي » مي رساند .
14. در قرآن کريم از وجدان اخلاقي به نفس لوامه تعبير شده است .
15. برترين نعمتي که خدا در وجود انسان قرار داده است ، قوه ي عقل است .
16. منظور از قوه عقل ، تشخيص دهنده ي درستي از نادرستي و خوبي از بدي است . 17. منظور حضرت علي (ع) از قوه ي عقل اين است که اين نعمت بزرگ را پيام آور حقق ، دوست انسان ، نجات دهنده ي وي ، بهترين ثروت و نزديک کننده به خدا ناميده است .
18. عبارت زير از امام کاظم (ع) در خصوص قوه عفل بيان شده است :
ان الله علي الناس حجتين ---> خداوند بر مردم دو حجت دارد .
حجه ظاهره ---> حجتي آشکار
و حجه باطنه ---> و حجتي نهان و مخفي ؛
فاما الظاهره ---> اما حجت آشکار ،
فالرسل و الانبياء و الائمه ---> همان رسولان و انبياء
و اما الباطنه فالعقول ---> وحجت نهان ، عقل هاست .
19. منظور از حجتان آشکار رسولان و انبياء و ائمه است .
20. منظور از حجت نهان عقل است .
21. حجت آن چيزي است که با آن عليه انسان دليل مي آورند .
22. دو حجتي که خداوند در روز قيامت عليه گناهکاران با آن ها دليل مي آورد :
الف) ارسال پيامبران در وجود امامان . ب) وجود عقل در انسان
23. خداوند انبيا و پيشوايان خود را نيز به سوي انسان ها فرستاده است تا راه سعادت و فلاح را به آن ها نشان دهند و آنان را ياري کنند . علاوه بر اين ، انسان در طول زندگي از الهامات فرشتگان و امدادهاي نيز بهره مي برد . اگر آدمي اين سرمايه ها را به کار گيرد و دعوت انبيا را بشنود و روزنه ي قلبش را به روي زندگي اش سرشار از نيکي ها و زيبايي ها « ايمان » و « عمل صالح » در وجودش تجلي مي کند ، زندگي اش سرشار از نيکي ها و زيبايي ها مي شود و بالاخره زندگي جاويد لبريز از سرور و خرسند را در بهشتي که خداوند برايش آماده کرده ، به دست خواهد آورد.
24. پذيرش دعوت انبيا و بهره بردن از الهامات فرشتگان و امدادهاي آنان نتايجي را براي انسان به دنبال دارد :
1) زيبايي هاي ايمان و عمل صالح در وجودش تجلي مي کند .
2) زندگي اش سرشار از نيکي ها و زيبايي ها مي شود .
3) زندگي جاويد لبريز از سرور و خرسند را در بهشتي که خداوند برايش آماده کرده ، به دست خواهد آورد .  

 

  انديشه و تحقيق
1. ارزش هاي وجودي انسان که او را بر ساير موجودات برتري مي دهد کدام اند ؟

سرشت خدا آشنا – گرايش به نيکي ها و زيبايي ها – وجدان اخلاقي – قوه ي عقل  

 

  2. با مراجعه به آيات 3 سوره ي تغابن و 2و3 سوره ي انسان ، برخي ديگر از ويژگي هايي را که بيان گر سرشت متعالي انسان است ، استخراج کنيد و برداشت خود را از آن ها توضيح دهيد .

آفريد آسمان ها و زمين را به راستي و بنگاشت شما را و تصور کرد ، پس نيکو کرد صورت هاي شما را و به سوي اوست بازگشت . ( تغابن 3) به درستي که ما آفريديم انسان را از نطفه ي ممزوج و مخلوط با هم که بيازمائيم اور ا پس گردانيديم او را شنواي بينا به درستي که ، هدايت کرديم او را به راه راست يا شکر گذار و يا ناسپاپ است . ( انسان 2و3)  

 

  3. در آيات 54و55 سوره ي قمر تامل کنيد و ببنيد چه جايگاهي براي انسان پيش بيني شده است .

محققا اهل تقوي در باغ ها و کنار نهرها منزل گزينند ، در منزلگاه صدق و حقيقت نزد خداوند از عزت و سلطنت جاوداني متنعمند .  

 

  خودآزمايي :
1. ارزش هرکس به درک و فهم او از .................... بستگي دارد .

ج ) حقيقت هستي  

 

  2. اگر انسان دعوت انبيا را بشنود و روزنه ي قلبش را به روي الهامات و امدادهاي الهي بگشايد ............ و ............. در وجودش تجلي مي کند .

ج ) ايمان – عمل صالح  

 

  3. در مورد حقيقت انسان ، حديثي از امام علي (ع) بيان کنيد .

ج ) خدا رحمت کند انساني را که بداند از کجا آمده ، در کجا قرار دارد و به سوي کجا رهسپار خواهد شد .  

 

  4. آيه ي 7 و 8 سوره ي شريفه شمس بيانگر کدام وديعه الهي است ؟ توضيح دهيد .

ج ) گرايش به نيکي ها و زيبايي ها يعني انسان نيکي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها را درک مي کند و در خود گرايشي به سوي نيکي ها و زيبايي ها احساس مي کند .کرامت ،بزرگواري ،صداقت و عدالت را دوست دارد و از دو رويي ،ذلت ،دون همتي و ظلم بيزار است .  

 

  5. منظور از قوه عقل چيست ؟

ج ) منظور از قوه عقل ، تشخيص دهنده ي درستي از نادرستي و خوبي از بدي است .


 

 

درس چهارم : خود حقیقی

درس چهارم : خود حقیقی

هدف کلي : آشنايي با موانع رشد و کامل و عوامل سقوط انسان و گرايش به دوري از آن ها
اصطلاحات علمي درس :
نفس اماره
جهل
غفلت
دام هاي شيطان
حقيقت وجود انسان
هويت
روياهاي صادقه

 

  مرور بر مفاهيم

1. موانع رشد و رستگاري عبارتند از :
- نفس اماره
- جهل از حقايق
- غفلت از خدا و آخرت
- دام هاي شيطان

2. تحريک کننده ي دروني به سوي گناه همان نفس اماره است .

3. قرآن کريم جهل را سرچشمه ي بسياري از گناهان و لغزش ها داند .

4. ايمان به آخرت سبب دوري از گناه مي گردد .

5. راه هاي وسوسه کردن انسان توسط شيطان عبارتند از :
- آراسته و زيبا نشان دادن گناه
- سرگرم کردن انسان ها به آرزوهاي دور و دراز دنيايي
- غافل کردن از ياد خدا
- ايجاد دشمني و کينه ميان افراد

6. از نظر قرآن کريم عامل اصلي گناه خود انسان است .

7. ابعا وجود انسان عبارتند از :
- بعد جسماني
- بعد روحاني

8. « ثابت بودن خود » و « روياهاي صادقه » اثبات کننده ي بعد روحاني وجود انسان هستند .

9. « من » و « هويت » انسان ثابت است و مستقل از جسم اوست .

10. روح ثابت است يعني اين که تجزيه و تحليل نمي پذيرد و فرسوده و مستهلک نمي شود

11. در روياي صادقه انسان از زمان حال و مکان خود خارج مي شود که اين دليلي بر بعد روحاني وجود انسان است

12. ويژگيهاي روح يا بعد روحاني وجود انسان :
- توانايي انتخاب و تصميم گيري دارد .
- جاودانگي را طلب مي کند .
- به دنبال کمالات بي نهايت و نا محدود است .
- کرامتها يا رزايل اخلاقي را کسب مي کند.
- اگر به کرامت اخلاقي آراسته شد ،مقرب درگاه خدا مي گردد.
- اگر به رذيلتها تن داد تا اعماق جهنم سقراط مي کند .  

 

  سوره ي بقره – آيات 168 و 169
سوره ي ق – آيه ي 16
سوره ي قيامت – آيات 20و 21
سوره ي يونس – آيه ي 7

1- به اين علت انسانها تن خويش را به گناه آلوده مي کنند و از همراهي با کاروان کمال و فلاح باز مي مانند که زمينه گناه را در خود پرورش مي دهند و دل به دعوت هاي باطل دروني و بيروني مي سپارند .
2- موانع رشد و رستگاري عبارتند از :
الف ) نفس اماره
ب ) جهل از حقايق
ج ) غفلت از خدا و آخرت
د ) دام هاي شيطان
3- برخي انسانها به جاي بهره مندي متعادل از غرايز و نعمتهاي طبيعي ،غرق در غرايز مي گردند ،به گونه اي که تمام مرزهاي شرعي و اخلاقي را در هم مي شکنند و در نتيجه ،از توجه به زيبايي هاي معنوي باز مي مانند . ميل سرکشي که در انسان زبانه مي کشد و وي را به طلب هر چه بيشتر لذت ها فرا مي خواند ،((نفس اماره ))يعني فرمان دهنده به بديها ناميده مي شود . هر انساني اين را تجربه کرده است که وقتي بر سر دو راهي گناه و پاکي قرار مي گيرد ،جنگي در درون او به راه مي افتد ،هوسها به گناه وسوسه اش مي کنند و عقل و وجدان ،او را به سوي پاکي فرا مي خوانند و اين تحريک کننده ي دروني به سوي گناه ،همان (( نفس اماره )) است که حضرت علي (ع) درباره ي آن مي فرمايد :
(( دشمن ترين دشمن تو همان نفسي است که در درون توست ))
4- ميل سرکشي که در درون انسانها زبانه مي کشد و وي را به طلب هر چه بيشتر لذت ها فرا مي خواند ،نفس اناره يعني فرمان دهنده به بدي ها ناميده مي شود .
5- حضرت علي درباره ي (( نفس اماره )) مي فرمايند :
دشمن ترين دشمن تو همان نفسي است که در درون توست .
6- قرآن کريم جهل را سرچشمه ي بسياري از گناهان و لغزشها مي داند . از اين رو همواره مردم را به تفکر و تعقل دعوت مي کند . از نظر قرآن کريم ،محال است که انسان عاقل در گرداب گناه فرو رود و يا انسان جاهل بتواند راه خوشبختي را بپيمايد.
امام صادق (ع) در خصوص نقش جهل در لغزش و گناه مي فرمايند :
در لشکر عقل ، هفتادوپنج فضيلت و ارزش وجود دارد که سرچشمه ي همه ي فضايل ديگرند و در لشگر جهل ،هفتادوپنج رزيلت و زشتي وجود دارد که منبع ساير زشتي ها و بدي هاست.
کسي که خدا را فراموش مي کند و از او غافل است ،به راحتي تن به گناه مي دهد.
امام خميني – رحمت الله عليه – به پيروي از نياکان معصوم خود – صلوات الله عليهم – همواره تاکيد مي کرد که هر انساني بايد احساس کند که در پيشگاه خدا حضور دارد و هر کسي به چنين احساسي برسد ، در چنگال گناه اسير نخواهد شد ،زيرا گناه در مقابل پروردگار مهربان باعث شرمساري و سرافکندگي خواهد بود . اين جمله ي پر معنا از ايشان به يادگار مانده است :
((عالم محضر خداست ،در محضر خدا معصيت نکنيد.))
عامل ديگر غلطيدن در گناه ،بي توجهي به آخرت است. کسي که به آخرت ايمان دارد ،گناه را چون آتش مي بيند که اگر از آن توبه نکند ،روزي گريبان او را خواهد گرفت .از ديگر سو ،شوق رسيدن به پاداش آخرت سبب رغبت در اطاعت خداوند و مواظبت بر پاکيزگي است .
ايمان به آخرت به دو علت سبب دوري از گناه مي گردد :
الف ) کسي که به آخرت ايمان دارد ،گناه را چون آتشي مي بيند که اگر از آن توبه نکند روزي گريبان او را خواهد گرفت .
ب) شوق رسيدن به پاداش آخرت سبب رغبت در اطاعت خداوند و مواظبت بر پاکيزگي است
7. شيطان دشمن انسان است و خود را از آدميان برتر مي پندارد ،سوگند ياد کرده است که فرزندان آدم را فريب دهد و انتقام رانده شدن از درگاه الهي را بگيرد . کار او وسوسه کردن و دادن وعده هاي دروغين است و جزهمين وسوسه ،راه نفوذ ديگري ندارد . در واقع ،راه نفوذ او همان هوسها و نفس اماره ي خود انسان است . اين انسان است که با دل بستگي به دنيا ،فريب شيطان را مي خورد و آمال و اميال پوچ و بي سرانجام را سر لوحه ي کردارش قرار مي دهد .
8. شيطان از راه هاي زير ، انسان را به نافرماني از خدا وسوسه مي کند .
- آراسته و زيبا نشان دادن گناه .
- سرگرم کردن انسان ها به آرزوهاي دور و دراز دنيايي .
- غافل کردن از ياد خدا و کارهاي که به ياد خدا مي اندازد ، مانند نماز .
- ايجاد دشمني و کينه ميان افراد .  

 

  سوره ي ابراهيم ، آيه ي 22

طبق اين آيه کار شيطان وسوسه کردن و دادن وعده هاي دروغين است . وابسته شدن انسان به دنيا او را فريب مي دهد .
9. بنا به نظر قرآن کريم عامل اصلي گناه خود انسان است .
10. انسان وجودي با ارزشمند و با کرامت دارد که اگر زمينه هاي سقوط و گناه را از بين ببرد مي تواند تا مقام قرب الهي ، يعني بهشت ديدار خدا نائل شود .
11. وجود انسان از دو بعد جسماني و روحاني تشکيل شده است .
12. بعد جسماني و مادي انسان ، مانند ساير جسم ها و مواد ، دچار تجزيه و تحليل مي شود و سرانجام فرسوده و متلاشي مي گردد و مانند ديگر اجسام ، به مکان خاص و زماني خاص نيازمند و محدود است .
13. بعد روحاني و غير جسماني انسان تجزيه و تحليل نمي پذيرد ، متلاشي نمي شود و به همين جهت ، بعد از مرگ بدن باقي مي ماند و آگاهي و حيات خود را از دست نمي دهد . آگاهي هاي انسان ، قدرت اختيار و تصميم گيري ، عواطف و احساسات و اخلاق ، همه مربوط به اين بعد از وجود انسان است .
14. دو دليل براي اثبات وجود بعد روحاني انسان وجود دارد : 1) ثابت بودن خود . 2) روياهاي صادقه
15. هرکس درک روشني از « خود» دارد و در اثبات وجود چيزي که از آن تعبير به «من» مي کند به هيچ گونه استدلالي احتياج ندارد . مي گويد : من رفتم ، من فکر مي کنم و من تصميم مي گيرم . گرچه انسان در طول زندگيي حالات و تصورات گوناگوني پيدا مي کند ، معلوماتش تغيير مي کند و اخلاقش عوض مي شود ، اما در ميان همه ي اين تغييرات و تحولات ، يک محور ثابت و يک حقيقت تغيير ناپذير دارد که به پشتوانه ي آن مي گويد : اخلاق من تغيير کرده يا افکار من عوض شده است . زيرا در همه ي اين قضايا ، « من » يک حقيقت ثابت و پابرجاست و من به «غيرمن» تبديل نشده است .
16. تبديل نشدن «من» به «غيرمن» ، وجود بعد روحاني انسان را ثابت مي کند و به آن ثابت بودن خود مي گويند .
17. وقتي گفته مي شود «من» و «روح» انسان ثابت است ، برخي گمان مي کنند که مقصود اين است که روح آدمي دچار هيچ تغييري نمي شود . خير ، چنين نيست . روح آدمي تغييرات بسياري مي پذيرد . اگر مؤمن و نيکوکار باشد ، روز به روز بر کمالاتش افزوده مي شود و اخلاق نيکو در او شکل مي گيرد و اگر راه گناه را پيش گرفته باشد ، روز به روز زشت تر و آلوده تر مي شود . به همين ترتيب ، اگر به دنبال کسب دانش باشد ، با گذشت زمان از جهل بيرون مي آيد . انسان بي ايمان نيز وقتي به ايمان مي رسد ، دگرگوني عميقي دراو پديد مي آيد .
18. وقتي مي گوييم روح ثابت است ، منظور اين است که «من» يا «روح» تجزيه و تحليل نمي پذيرد و فرسوده و مستهلک نمي شود و به چيز ديگري تبديل نمي گردد ؛ مانند مواد جسماني بدن نيست که جاي خود را به مواد ديگر دهد . چرا که اگر چنين اتفاقي بيفتد ، اين «من» جديد را نمي توان همان «من» قبلي دانست .
19. ثبات هويت ما ناشي از ثبات اندام هاي ما نيست . ديده ايم که برخي از انسان ها قسمت هايي از بدن خود را در حادثه اي از دست مي دهند ، اما نه خودشان و نه ديگران ، هيچ گاه احساس نمي کنند که قدري از هويت و «من» او کم شده باشد و اين نشان مي دهد که ثبات هويت و «خود» ما ناشي از ثبات اندام هاي ما نيست .
20. هر کدام از ما هنگام خواب ، روياهايي را مشاهده مي کنيم که برخي از آن ا مطابق ببا واقعيت هستند و از يک رويداد خارجي حکايت مي کنند . اين قبيل خواب ها ، خبر از حوادث گذشته يا رويدادهاي آينده مي دهند يا ويژگي هاي مکاني را بيان کنند که شخص بيننده ي خواب هرگز آن جا را نديده است . بنابراين ، انسان در اين قبيل خواب ها ، از ظرف زمان يا مکان خود خارج مي شود و ره زماني در گذشته يا در آينده مي رود و يا در مکاني که تا به حال نرفته ، قرار مي گيرد .
21. از ويژگي هاي روح يا بعد غير جسماني وجود انسان :
- توانايي انتخاب و تصميم گيري دارد .
- جاودانگي را در مي يابد و آن را طلب مي کند .
- به دنبال کمالات بي نهايت و نامحدود است .
- کرامت ها يا رذايل اخلاقي را کسب مي کند .
- اگر به کرامت هاي اخلاقي آراسته شد ، مقرب درگاه خدا و مسجود و فرشتگان مي شود .
- اگر به رذيلت ها تن داد ، تا اعماق جهنم سقوط مي کند .
22. در صورتي که روح انسان کرامت ؛ يا رذايل اخلاقي را کسب کند و به کرامت هاي اخلاقي آراسته شود ، مقرب درگاه خدا و مسجود فرشتگان مي شود .  

 

  انديشه و تحقيق
1. آيا وجود شيطان مانع اختيار و اراده ي ما در تصميم گيري ها مي شود ؟

خير ، از آنجا که انسان همواره ، در حال انتخاب است و در عين حال عامل اصلي گناه خود انسان است ، هيچ انساني در قيامت نمي تواند تقصير گناهان خويش را متوجه شيطان کند . پس وجود شيطان مانع اختيار و اراده ي انساني نيست .  

 

  خود آزمايي :
1. انسان ها خود را به گناه آلوده مي کنند چرا که ............ را در خود پرورش مي دهند .

ج ) زمينه هاي گناه  

 

  2. تبديل نشدن « من » به « غير من » وجود .............. را در انسان ثابت مي کند .

ج ) بعد روحاني  

 

  3. دو دليل براي اثبات وجود بعد روحاني انسان نام ببريد ؟

ج ) 1) ثابت بودن خود . 2) روياهاي صادقه  

 

  4. ويژگي هاي روح يا بعد روحاني وجود انسان را نام ببريد ؟

ج )
- توانايي انتخاب و تصميم گيري دارد .
- جاودانگي را طلب مي کند .
- به دنبال کمالات بي نهايت و نا محدود است .
- کرامتها يا رزايل اخلاقي را کسب مي کند.
- اگر به کرامت اخلاقي آراسته شد ،مقرب درگاه خدا مي گردد.
- اگر به رذيلتها تن داد تا اعماق جهنم سقراط مي کند .  

 

  5.موانع رشد و رستگاري را نام ببريد ؟

ج )
الف ) نفس اماره
ب ) جهل از حقايق
ج ) غفلت از خدا و آخرت
د ) دام هاي شيطان  

 

درس پنجم : پنجره اي به روشنايي

هدف کلي : مقايسه ديدگاه ها درباره ي مرگ و تشخيص مزيت ها و برتري هاي ديدگاه توحيدي و ثمرات آن
مرور مفاهيم :
1. انسان همواره با حادثه ي عظيمي به نام «مرگ» روبروست .
2. در مواجهه ي با مرگ دو ديدگاه کلي وجود دارد .
3. يک ديدگاه مي گويد که مرگ پايان زندگي است .
4. ديدگاه ديگر مي گويد که مرگ آغاز حيات برتر است .
5. قرآن کريم اين دو ديدگاه را طرح مي کنند و نتايج هر دو ديدگاه را اعلام مي کند .
6. هر يک از اين دو ديگاه داراي پيامدهايي در زندگي انسان است .
7. دنياي امروز ، با غفلت از جهان آخرت ، زيان سنگين اخلاقي و اجتماعي ديده است .

1. کساني که مرگ را پايان زندگي مي دانند در برابر موضوع مرگ دو واکنش نشان مي دهند :
- برخي نمي توانند خود را از انديشه ي مرگ و نابودي پس از آن نجات دهند ؛ از همين رو اضطراب از فنا و نابودي همواره آنان را آزار مي دهد و دمي آسوده نمي گذرد .
- برخي نيز مي کوشند درباره ي مرگ نينديشند و نسبت بدان بي توجه و غافل باشند . آنان فکر مي کنند که با غفلت از مرگ مي توانند بر اضطرابي که ناشي از فکر نابودي است ، غلبه کنند .

 

  سوره ي روم ، آيه ي 7و8
سوره ي يونس ، آيه ي 7و8

اين آيات ديدگاه غير الهي نسبت به مسئله ي مرگ را نقد مي کند و پيام هاي زير از آن مستفاد مي شود:
1. منکرين آخرت نسبت به زندگي دنيا سطحي نگر هستند و ظاهر اين زندگي را مي بينند .
2. اين گروه درباره نظام خلقت نمي انديشند :
جهان خلقت نظامي حق دارد که لازمه ي آن غايتمندي آن است .
3. اين گروه ملاقات پروردگار را انکار مي کنند .
4. رضايت دادن به زندگي دنيا و قناعت کردن به آن از ويژگي هاي اين گروه است .
5. از نشانه هاي نظام حکيمانه و غايتمندي در جهان خلقت غفلت مي کنند .
6. ديدگاه اين گروه آثار گناه آلود دارد و سرنوشت زيانباري در جهان ديگر دارند .

2. پيامدهاي ديدگاه غير الهي نسبت به مسئله مرگ اين است که :
- قرار گرفتن زندگي در بن بست و بسته شدن دريچه هاي اميد به روي انسان .
- بي ارزش شدن زندگي
- دچار شدن به ياس و نااميدي ، از دست دادن شادابي و نشاط زندگي
- کناره گيري از ديگران و دچار شدن به انواع بيماري هاي روحي .
- قدم گذاشتن در راه هايي که سرگرداني بيش تر به دنبال دارد .  

 

  سوره ي کهف ، آيه ي 103 تا 105

3. دقت در اين آيات سرنوشت کساني که راه غفلت از مرگ را پيش گرفته اند چنين است که :
- کوشش آنان در زندگي به جايي نمي رسد .
- سرمايه ي زندگي را از دست مي دهند .
- فکر مي کنند که بهترين عملکرد را دارند اما تلاششان بي نتيجه است .
- اگر اعمال درستي هم داشته باشند به دليل نوع زندگي که انتخاب کرده اند فايده نخواهد داشت .
- اعمالشان در روز قيامت ارزشي ندارد و راهگشا نخواهد بود .

4. وان اديان الهي مرگ را پايان بخش دفتر زندگي نمي دانند بلکه آن را غروبي مي دانند که طلوعي درخشانتر در پيش دارد . مرگ ، نسبت به دنيا مرگ و نسبت به جهان ديگر تولد است . در نتيجه ، آدمي نابود نمي شود و از يک هستي به هستي بالاتري مي رود . آنان مرگ را گذرگاهي به جاودانگي مي دانند ؛ لذا نه تنها از انديشيدن درباره ي مرگ نمي هراسند بلکه توجه به آن و حيات پس از آن را ضروري مي دانند .

5. پيامبر اکرم (ص) درباره ي مرگ مي فرمايد : باي بقا خلق شده ايد ، نه براي نابودي و فنا ، و با مرگ تنها از جهاني به جهان ديگر منتقل مي شويد .

6. از ديدگاه پيامبر (ص) با هوش ترين مومنان کساني هستند که : آنان که فراوان به ياد مرگ اند و بهتر از ديگران خود را براي آن آماده مي کنند .

7. امير مومنان علي (ع) درباره مرگ مي فرمايد : اي مردم ! آدمي در همان حال از مرگ مي گريزد ، آن را ملاقات مي کند . زندگي ميدان از دست دادن جان ، و فرار از مرگ عين نزديک شده به آن است .

8. از پيامدهاي ديدگاه الهي نسبت به مرگ :
- بيرون آمدن زندگي از بن بست و باز شدن پنجره ي اميد و روشنايي به روي انسان و ايجاد شور و نشاط و انگيزه ي فعاليت و کار در زندگي .
- نهراسيدن از مگر و آمادگي براي فداکاري در راه خدا .

9. خداپرستان حقيقي در دنيا زندگي مي کنند ، زيبا هم زندگي مي کنند اما به آن دل نمي سپرند ؛ از اين رو ، مرگ را ناگوار نمي دانند .
آنان معتقدند که مرگ براي کساني ناگوار است که با کوله باري از گناه با آن مواجه شوند ، چنين کساني از ملاقات مرگ دچار وحشت مي شوند .

10. عدم ترس خداپرستان از مرگ به اين معنا نيست که آنان آرزوي مرگ مي کنند ، بلکه آنان از خداوند عمر طولاني مي خواهند تا بتوانند در اين جهان با تلاش در راه خدا و خدمت به انسان ها ، با اندوخته اي کامل تر خدارا ملاقات کنند و به درجات برتر بهشت نائل شدند .
همين عامل سبب مي شود که دفاع از حق و مظلوم و فداکاري در راه خدا آسان تر مي شود و شجاعت به مرحله ي عالي آن برسد و آن گاه که حيات اين دنيا چيزي جز ننگ و ذلت نباشد و فداکاري در راه خدا ضروري شود ، به استقبال شهادت مي روند تا با شهادت خود راه آزادي انسان ها را هموار کنند .  

 

  انديشه و تحقيق
1. چرا برخي از افراد با اين که آخرت را قبول دارند و از لحاظ فکري آن را پذيرفته اند ، تلاش چنداني براي آن جهان نمي کنند و در زندگي و کارهاي خود به گونه اي عمل مي کنند که گويي آخرتي در پيش نيست ؟

برخي از افراد گرچه منکر آخرت نيستند ولي از آن غافل اند يعني رفتار و کردارشان کم تر از ايمان قلبي و باور جدي به اين انديشه است . بسياري از آنان چنان به زندگي دنيوي خود سرگرم اند که از حيات اخروي غافل مانده اند . اينان در حقيقت داراي ايمان قوي نيستند و صرفا به زبان يا حداکثر در انديشه معاد را قبول دارند و قلبا بدان گرويده اند .  

 

  2. آيا توجه به آخرت لزوما بي توجهي به دنيا و عقب ماندگي را در پي دارد ؟

خير . اعتقاد به آخرت نه تنها سبب عقب ماندگي نيست ، بلکه سبب تصحيح زندگي و پيش گرفتن اخلاق الهي در زندگي مي شود .  

 

  3. با مطالعه و دقت در آيات 32 تا 37 سوره ي مومنون ، توضيح دهيد اين آيات بيان گر کدام تفکر درباره ي مرگ است ؟

اين آيات بيان گر ديدگاه غير الهي نسبت به مرگ است .  

 

  خود آزمايي :
1. انسان همواره با حادثه عظيمي به نام ............ روبروست .

ج ) مرگ  

 

  2.به فرموده امام حسين (ع) ، مرگ ............... است .

ج ) سعادت  

 

  3. درباره مرگ دو ديدگاه وجود دارد . ديدگاه غير الهي را بنويسيد .

ج ) صاحبان اين ديدگاه چنين مي انديشند که مرگ پايان زندگي است . هر انساني پس از مدتي زندگي در دنيا ، دفتر عمرش بسته مي شود و حيات او پايان مي يابد و رهسپار نيستي مي شود .  

 

  4. پيامدهاي ديدگاه غير الهي نسبت به مسئله مرگ رت بنويسيد ؟

ج)
- قرار گرفتن زندگي در بن بست و بسته شدن دريچه هاي اميد به روي انسان .
- بي ارزش شدن زندگي
- دچار شدن به ياس و نااميدي ، از دست دادن شادابي و نشاط زندگي
- کناره گيري از ديگران و دچار شدن به انواع بيماري هاي روحي
- قدم گذاشتن در راه هايي که سرگرداني بيش تر به دنبال دارد .  

 

  5. چرا خدا پرستان واقعي مرگ را ناگوار نمي دانند ؟

ج ) خداپرستان حقيقي در دنيا زندگي مي کنند ، زيبا هم زندگي مي کنند اما به آن دل نمي سپرند ؛ از اين رو ، مرگ را ناگوار نمي دانند .
آنان معتقدند که مرگ براي کساني ناگوار است که با کوله باري از گناه با آن مواجه شوند ، چنين کساني از ملاقات مرگ دچار وحشت مي شوند .  


  درس ششم : آينده ي روشن

هدف کلي : توانايي تبيين دلايل ضرورت معاد و امکان معاد جسماني
اصطلاحات علمي درس :
ضرورت معاد
امکان معاد
استدلال در پرتو حکمت
استدلال در پرتو عدل
حکيم

 

  مرور مفاهيم :

1. قرآن کريم حيات اخروي انسان را حتمي مي داند و انسان ها را به انديشه ي در آن دعوت مي کند .
2. قرآن کريم زندگي دنيايي را عبث و بيهوده نمي داند و خداوند را از بيهوده کاري منزه مي شمارد .
3. عقل آدمي مي گويد که توجه به خبر انبيا درباره ي آخرت ، ضرورت است و هشدار آنان را بايد جدي گرفت .
4. اقتضاي حکمت الهي وجود جهان آخرت و بازگشت انسان به سوي خداست .
5. اقتضاي عدل الهي وجود جهاني به نام آخرت است نا انسانها به آن چه استحقاقش را دارند ، برسند .
6. زنده شدن انسان ها پس از مگر با همه ي قوانين علمي سازگار است و امکان تحقق آن وجود دارد .  

 

  سوره نساء ، آيه ي 87
سوره مؤمنون ، آيه ي 115 و 116

1. براي قاعده عقلي « دفع خطر احتمالي لازم است » ، اگر سيم برقي را که بدون حفاظ است ، بر ديوار منزل خود مشاهده کنيم و يکي از اعضاي خانه به ما خبر دهد که در آن برق جريان دارد ، از دست زدن به آن خودداري مي کنيم . زيرا در اين گونه موارد از يک قانون عقلي پيروي مي کنيم که مي گويد : « دفع خطر احتمالي لازم است . »

2. مهم ترين خبري که انبيا براي بشر آورده اند ، خبر از معاد و سراي آخرت است . همه ي آنان پس از ايمان به خدا ، ايمان به آخرت را مطرح کرده و آن را لازمه ي ايمان به خدا دانسته اند . قرآن کريم با چنان صراحت و قطعيتي از آخرت ياد مي کند که جاي هيچ شک و شبه اي را باقي نمي گذادر . در اين کتاب الهي ، بعد از توحيد و يکتا پرستي ، درباره ي هيچ موضوعي به اندازه ي معاد سخن نرفته است .

3. مهم ترين خبري که انبيا براي بشر آورده اند خبر از معاد و سراي آخرت است . همه ي آنان پس از ايمان به آخرت را مطرح کرده و آن را لازمه ي ايمان به خدا دانسته اند .

4. از ديدگاه انبيا لازمه ي ايمان به خدا ، ايمان به آخرت است .

5. بعد از توحيد مهم ترين موضوعي که در قرآن کريم سخن رفته ، معاد است .

6. استدلالهايي که بر ضرورت معاد دلالت دارند :
- راه حکمت الهي
- راه عدل خداوندي


7. کار حکيمانه ، کاري است با هدف معقول و شايسته که نتايج صحيح و عاقلانه به دنبال دارد .

8.کسي که کارهايش حکيمانه است ف حکيم مي گويند .

9. خدا حکيم است چرا که اگر موجودي را خلق مي کند :
- هدفي شايسته برايش قرار مي دهد .
- امکانات رسيدن به هدف را هم به او اعطا مي کند .
- اگر تمايلات و خواسته هايي در وجودش آفريده ، پاسخ مناسب آن را پيش بيني کرده است .

10. هر انساني ميل به جاودانگي دارد و در آرزوي حياتي جاويدان است . اين گرايش به اندازه اي در آدمي قوي و شديد است که عموم تلاش هاي او ، از قبيل خوردن ، دفاع از خود در برابر خطرها و آفات و کسب و کار را تحت تاثير قرار مي دهد .
حال اگر زندگي انسان منحصر به همين دنيا باشد به معني آن است که به اين ميل او پاسخ درستي داده نشده است . از آن جايي که هر ميلي که در نهاد انسان است ، پاسخگويي در جهان خارج دارد نتيجه مي گيريم که يک زندگي جاويد در جهان آفرينش وجود دارد .

11.« ميل به کمالات بي نهايت » ضرورت معاد را ثابت مي کند :
- انسان طالب و خواستار همه ي کمالات و زيبايي ها ست ، اين طالب در هيچ حدي محدود نمي شود و پايان نمي پذيرد .
- دنيايي که در آن زندگي مي کنيم به تنهايي جاي مناسبي براي پاسخگويي به نيازهاي انسان نيست و عمر محدود انسان نيز با اين گرايش ها تناسب ندارد .
- ممکن نيست که خداوند عشق به خود و حيات ابدي را در وجود کسي قرار دهد و سپس او را در حالي که هنوز به شدت مشتاق اوست و بدان نرسيده از هستي بيندازد .  

 

  * نتيجه :

اگر مرگ پايان زندگي انسان باشد ، عموم دستورات الهي و سفارش هاي عقل و فطرت بيهوده مي شود و همه ي کمالات کسب شده از دست خواهد رفت . پس ميل به کمالات بي نهايت ضرورت معاد را در پرتو حکمت الهي اثبات مي کند .  

 

  * نکته :

1. هر انساني دو ويژگي « گرايش به بقا » و « بي نهايت طلبي » را در خود مي يابد .
2. خداي حکيم اين دو گرايش را بي سبب درما قرار نمي دهد .  

 

  انديشه و تحقيق :
1. ميان حکمت خداوند و ضرورت معاد چه ارتباطي هست ؟

لازمه ي حکمت خدا اين است که هيچ کاري از کارهاي خدا بيهوده و عبث نباشد پس لازمه ي حکمت خدا اين است که زندگي انسان را پاياني نباشد و آن چه در اين جهان به دست مي آورد با مرگ او از بين نرود .  

 

  2. ميان عادل بودن خداوند و ضرورت معاد چه ارتباطي وجود دارد ؟

نظام حاکم بر اين جهان اجازه نمي دهد که هر کس به طور کامل به نتيجه ي اعمال نيک يا بد خود برسد در اين صورت اگر معاد نبود امکان اجراي عدالت ميان مردمان وجود نداشت . پس عدل خدا ايجاب مي کند که در پي اين جهان عالمي ديگر وجود داشته باشد تا عدل و داد درباره ي همگان اجرا شود .  

 

  3. در آيات 45تا 48 واقعه ، 5 قيامت و 11 و 12 مطففين تامل کنيد و ببينيد و چه زمينه ها و انگيزه هايي سبب انکار معاد مي شود .

لجاجت و اصرار بر گناهان از قبيل شرک و عناد – تکذيب بهشت و دوزخ به پيروي اغز هواي نفس – انکار قرآن ، ظلم و بدکار بودن .  

 

  خودآزمايي :
1. گرايش به بقا و جاودانگي ............ معاد را ثابت مي کند .

ج ) ضرورت  

 

  2. حقيقت وجودي انساني .............. است .

ج ) نفس و روح  

 

  3. براي قاعده عقلي « دفع خطر احتمالي لازم است » نمونه بياوريد ؟

ج ) اگر سيم برقي را که بدون حفاظ است ، بر ديوار منزل خود مشاهده کنيم و يکي از اعضاي خانه به ما خبر دهد که در آن برق جريان دارد ، از دست زدن به آن خودداري مي کنيم . زيرا در اين گونه موارد از يک قانون عقلي پيروي مي کنيم که مي گويد : « دفع خطر احتمالي لازم است . »  

 

  4. « ميل به کمالات بي نهايت » چگونه ضرورت معاد را ثابت مي کند ؟

ج )
- انسان طالب و خواستار همه ي کمالات و زيبايي ها ست ، اين طالب در هيچ حدي محدود نمي شود و پايان نمي پذيرد .
- دنيايي که در آن زندگي مي کنيم به تنهايي جاي مناسبي براي پاسخگويي به نيازهاي انسان نيست و عمر محدود انسان نيز با اين گرايش ها تناسب ندارد .
- ممکن نيست که خداوند عشق به خود و حيات ابدي را در وجود کسي قرار دهد و سپس او را در حالي که هنوز به شدت مشتاق اوست و بدان نرسيده از هستي بيندازد .  

 

  5. استدلالهايي که بر ضرورت معاد دلالت دارند را نام ببريد ؟

ج )
- راه حکمت الهي
- راه عدل خداوندي  

 درس هفتم : منزلگاه بعد

هدف کلي : آشنايي با جهان برزخ و توانايي تبيين رابطه ي آن با دنيا و آخرت اصطلاحات علمي درس :
برزخ
توفي
آثار ما تقدم
آثار ماتاخر

 

  مرور بر مفاهيم :

1. به فرموده ي قرآن کريم پس از مرگ و قبل از قيامت ، انسان وارد عالم برزخ مي شود .
2. در دوره ي برزخ ، بدن مادي و دنيايي حيات خود را از دست مي دهد .
3. در دوره ي برزخ ، روح فعاليت آگاهانه دارد .
4. پيشوايان معصوم ما را درباره ي سرنوشت مومنان و کافران در برزخ ، راهنمايي کرده اند.
5. بهره اي از بهشت و جهنم آخرت نيز در دوره ي برزخ نصيب مومنان و کافران مي شود .
6. دردوره ي برزخ پرونده ي اعمال انسان ها باز است و آثار کارهايي که در دنيا انجام داده به او مي رسد .  

 

  سوره ي مومنون ، آيه ي 99 و 100
سوره ي نساء ، آيه ي 97
سوره ي نحل ، آيه ي 32
سوره ي غافر ، آيه ي 45 و 46
سوره ي يس ، آيه ي 12

1. انسان ها در هنگام مرگ ، از آگاهي و توانايي اي برخوردار هستند که بتوانند با خداوند و ملائکه گفت و گو کنند و پاسخ شان را بشنوند .
انسان پس از مرگ ، وارد عالمي به نام عالم برزخ مي شود و تا قيامت در آن جا به سر مي برد .

2. برزخ در لغت به معناي فاصله و حايل ميان دو چيز است .

3. عالم برزخ عالمي است ميان زندگي دنيايي و حيات اخروي که آدميان پس از مرگ وارد آن مي شوند و تا قيامت در آن جا مي مانند .

4. ويژگي هاي عالم برزخ :
- روه هم چنان به فعاليت هاي آگاهانه خود پس از مرگ ادامه مي دهد .
- در اين عالم ، انسان با خداوند و فرشتگان گفتگو مي کند و پاسخ شان را مي شنود .
- بخشي از پاداش و جزاي مردم در عالم برزخ داده مي شود .
- ارتباط عالم برزخ با دنيا ، پس از مرگ نيز همچنان برقرار است .

5. پس از مرگ فعاليت هاي حياتي بدن متوقف مي شود ، اما فرشتگان روح انسان ها را « توفي » مي کنند ، يعني روح انسان را به طور تمام و کمال دريافت مي کنند .
بنابراين اگر چه بدن حيات خود را از دست مي دهد ، اما روح همچنان فعاليت آگاهانه ي خويش را ادامه مي دهد .

6. دريافت تمام و کمال چيزي را توفي مي گويند .

7. روح در عالم برزخ به فعاليت آگاهانه ي خويش ادامه مي دهد زيرا فرشتگان روح انسان توفي مي کنند ، يعني روح انسان را به طور تمام و کمال دريافت مي کنند .
8. از ويژگي هاي عالم برزخ :
- انسان با خداوند و فرشتگان گفتگو مي کند و پاسخ شان را مي شنود .
- مجموعه ي اعمال خود در دنيا را مي بيند و با آن ها گفتگو مي کند .

9. بخشي از پاداش و جزاي مردم در عالم برزخ داده مي شود . مومنان در « بهشت برزخي » و کافران در « جهنم برزخي » که تجلي کوچکي از بهشت و جهنم آخرت است ، روزگار مي گذرانند .

10. ارتباط عالم برزخ با دنيا ، پس از مرگ نيز همچنان برقرار است ، بدين معنا که پرونده ي اعمال انسان ها با مرگ بسته نمي شود و پيوسته بر آن افزوده مي گردد .

11. آثار ماتقدم به اعمالي گفته مي شود که آثار و نتايج آن ها :
- محدود به دوران عمر انسان مي باشند .
- با مرگ شخص پرونده ي آن ها بسته مي شود .

12. آثار ماتاخر به اعمالي گفته مي شود که اثار و نتايج آن ها :
- حتي بعد از مرگ از بين نمي رود .
- مردمي که در دنيا هستند تحت تاثير آثار خوب يا بد آن اعمال هستند .

13. رسول اکرم (ص) در جنگ بدر با کشتگان کفار حرف زدند : اي فلان ، اي فلان ، آن چه پروردگارمان به ما وعده داده بود ، حق يافتيم ؛ آيا شما نيز آن چه پروردگارتان وعده داده بود ، حق يافتيد ؟
گفته شد : اي رسول خدا ، آيا ايشان را مي خواني در حالي که مردگان اند ؟
فرمود : قسم به کسي که جانم در دست اوست ، ايشان به اين کلام از شما شنوا ترند ، و فقط بر پاسخ دادن توانا نيستند .

14. شخصي از امام کاظم (ع) درباره ي وضع مومنان پس از مرگ پرسيد : آيا مومن به ديدار خانواده ي خويش مي آيد ؟
فرمود : آري .
پرسيد : برحسب مقدار فضيلت هايش . برخي از آنان هر روز و برخي هر دو روز و برخي هر سه روز .
شخص سوال کننده مي گويد در اثناي کلام حضرت دريافتم که مي فرمود : کم ترين آنان هر جمعه .
آن شخص مي پرسد : اين ديدار در چه ساعتي است ؟
امام فرمود : در هنگام ظهر يا اوقاتي ديگر ؛ پس خداوند فرشته اي را با او روانه مي کند تا چيزهايي را به او نشان دهد که شاد شود و چيزهايي را که غمگينش مي سازد ، از وي بپوشاند .

15. مطابق کلام امام صادق (ع) شش چيز است که مومن بعد از مرگ نيز از آن ها بهره مند مي شود شش مورد است :
- فرزند صالحي که براي او طلب مغفرت کند .
- کتاب قرآن که از آن قرائت کند .
- چاه آبي که حفر کرده ( و به مردم آب مي دهد ) .
- درختي که کاشته است .
- آبي که براي خيرات جاري کرده است .
- روش پسنديده اي بنا نهاده و ديگران پس از وي ، آن را ادامه مي دهند .  

 

  خودآزمايي :
1. به فرموده امام صادق (ع) ارواح مومنان بهد صورت ............... در بهشت اند .

ج ) فضيلت هايشان  

 

  2. چه تفاوت هايي ميان دنيا و برزخ وجود دارد ؟

ج ) 1- عالم برزخ جنبه ي مادي ندارد .
2- نظامي غير از نظام اين عالم برآن حاکم است .
3- عالم برزخ بسياري از محدوديت هاي عالم ماده را ندارد و از گستردگي و عظمت وصف ناپذيري برخوردار است .
4- عالم برزخ نسبت به عالم ماده تشبيه شده است به عالم خارج نسبت به محيط داخل رحم .  

 

  3. چه چيزي است که از دنيا با انسان به برزخ مي رود و از او جدا نمي گردد ؟ علت جدا نشدن آن چيست؟

ج ) عمل انسان . پرونده ي اعمال انسان در برزخ هم چنان باز است تا آثار مثبت يا نتايج منفي آن در حيات برزخي نصيب او گردد .
در واقع انسان در برزخ در مي يابد که عمل او از او جدانشدني نيست . علت نيز آن است که عمل در واقع اصل وجود اوست ، چرا که انسان چيزي جز مجموعه اي از اعمالش نيست . پس علت جدا نشدن عمل از انسان ، آن است که انسان و عمل يک چيز و يک واقعيتند .  

 

  4. نماز خواندن و روزه گرفتن جز و آثار ................... محسوب مي شود .

ج ) آثار ماتأخر  

 

  5. دوره ي برزخ دوره ي بي خبري است يا دوره ي هوشياري و آگاهي ؟ از کدام حديث براي جواب خود استفاده مي کنيد ؟

ج ) برزخ دوره ي هوشياري و آگاهي است .
انسان ها در اين عالم از آگاهي و توانايي اي برخوردار هستند که بتوانند با خدا و ملائکه گفتگو کنند . علاوه بر آن مي توانند اموري را درک و مشاهده کنند که قبلا توانايي آن را نداشتند . از حديث پيامبر اکرم (ص) .


درس هشت : واقعه ي بزرگ

هدف کلي :آشنايي با مراحل وقوع قيلمت و چگونگي محاکمه ي الهي
اصطلاحات علمي درس:
نفخ صور
تجسم عمل
ميزان
نامه ي عمل

 

  مرور مفاهيم:

1- قرآن کريم مراحل تکويني قيامت را در سوره هاي مختلف بيان کرده است.
2- برپايي قيامت دو مرحله دارد،هر مرحله با يک نفخ صور آغاز مي شود.
3- در مرحله اول بساط حيات روي زمين برچيده مي شود .
4- در مرحله ي دوم همه ي انسانها زنده مي شوند ،پرده ها کنار مي رود و حقايق آشکار مي گردد .
5- دادگاه الهي برپا مي گردد و به حساب انسلنها رسيدگي مي شود .
6- پيامبران و امامان شاهدان دادگاه الهي هستند .
7- نامه ي اعمال هر کس در اختيارش قرار مي گيرد .


1- قيامت در دو مرحله اتفاق مي افتد.
2- مرحله اول قيامت با پايان يافتن دنيا آغاز مي شود .
3- از حوادث مرحله اول قيامت:
الف) نفخ صور اول
ب ) مدهوشي اهل آسمان و زمين
ج ) تغيير در ساختار زمين و آسمان
4- اولين حادثه ،نفخ صور است . نفخ صور بانگ سهمگيني است که قرآن کريم از آن به ((صيحه )) نيز ياد کرده است . اين صداي مهيب آسمانها و زمين را فرا مي گيرد و آنچنان ناگهاني رخ مي دهد که همه را غافلگير مي کند .
5- همه ي اهل آسمانها و زمين ،جز آنها که خداوند خواسته است ،مدهوش مي شوند و بساط حيات انسان و ساير موجودات برچيده مي شود .
6- از حوادث مرحله ي اول قيامت ، تحولي عظيم در آسمان ها و زمين رخ مي دهد ، آنگونه که وضع گنوني تغيير مي کند ، اين تغيير چنان عميق است که آسمان ها و زمين به آسمان ها و زميني ديگر تبديل مي شوند تا مناسب احوال و شرايط قيامت گردند .  

1. وقايعي که در مرحله ي دوم قيامت رخ مي دهد به دليل آن است که انسان ها آماده ي دريافت پاداش و کيفر شوند .

2. وقايع مرحله دوم قيامت :
- نفخ صور دوم
- زنده شدن همه ي انسان ها
- نوراني شدن زمين
- بر پا شدن دادگاه عدل الهي
- حضور شاهدان و گواهان
- دادن نامه ي اعمال
- قضاوت بر معيار حق

3. منظور از نفخ صور دوم بانگ سهمناکي که در ابتداي مرحله دوم قيامت در عالم مي پيچد و مقدمه ي حيات مجدد انسان ها فراهم مي شود .

4. پس از نفخ صور دوم ، زنده شدن مهم ي انسان ها : با اين نفخ صور ، همه ي مردگان دوباره زنده مي شوند و از زمين بيرون مي آيند و در پيشگاه خداوند حاضر مي گردند .

5. با نوري از جانب پروردگار زمين روشت مي شود تا :
- سرگذشت انسان ها و حوادث تلخ و شيرين و کارهاي نيک و بد آن ها را که ديده است ، آشکار کند.
- پرده کنار رود و واقعيت حوادثي که بر زمين گذشته است ، روشن شود .

6. با آماده شدن صحنه ي قيامت ، رسيدگي به اعمال آغاز مي شود . ابتدا کتابي قرار داده مي شود که در آن کتاب ، همه ي اعمال انسان ها از کوچک و بزرگ ثبت است . مردم همه ي اعمال خود را در آن کتاب مي يابند و گناهکاران مي گويند اين چه کتابي است که هيچ کار کوچک و بزرگي را از قلم نينداخته و همه را به حساب آورده است .

7. خصوصيات کتاب اعمال :
- همه ي اعمال از کوچک و بزرگ ، در آن ثبت است .
- مردم همه ي اعمال خود را در آن مي يابند .

8. شاهدان و گواهان روز رستاخيز :
- پيامبران و امامان
- فرشتگان الهي
- اعضاي بدن انسان
- اعضاي بدن انسان

9. شاهد و ناظر همه ي پيامبران و امت ها ، رسول خدا (ص) است .

10. براساس آيات و روايات ، پيامبران و امامان شاهدان عدل الهي هستند ؛ همان گونه که در دنيا ناظرو شاهد بر اعمال انسان ها بوده اند . آنان همچنين معيار سنجش اعمال ديگر انسان ها مي باشند و چون ظاهر و باطن اعمال انسان ها را در دنيا ديده اند و از هر خطايي مصون و محفوظ اند ، بهترين گواهان قيامت اند . رسول خدا نيز شاهد و ناظري بر همه ي پيامبران و امت هاست .

11. معيار سنجش اعمال انسان ها در قيامت پيامبران و امامان هستند .

12. بدکاران در روز قيامت دروغ مي گويند و حتي سوگند دروغ ياد مي کنند تا شايد خود را از مهلکه نجات دهند . در اين حال ، خداوند بر دهان آن ها مهر خاموشي مي زند و اعضا و جوارح آن ها به اذن خداوند شروع به سخن گفتن مي کنند و عليه آن ها شهادت مي دهند .

13. وزن کننده و سنچش گر اعمال انسان خدا است .

14. هر نفر تنهايي و فقط با عمل خود حاضر مي شود و ترازوي عدل براي او برپا مي گردد .

15. معيار و وسيله سنجش اعمال حق و عدل است .

16. اعمال پيامبران و امامان معيار و ميزان سنجش اعمال سايرين محسوب مي شود ، چون عين حق و حقيقت است .  

 

  انديشه و تحقيق
1. آيات 51 و 52 سوره ي يس را مطالعه کنيد و بگوييد که نفخ صور ذکر شده در اين آيات مربوط به مرحله ي اول است يا دوم ؟ همچنين ، کافران پس از خروج از قبرها چه مي گويند ؟

و دميده شده در صور پس آن گاه ايشان از قبرها به سوي پروردگارشان مي شتابند گفتند واي بر ما که برانگيخت ما را از خوابگاه ما اينست آن چه وعده داده بود ما را خداي بخشنده و راست گفتند مرسلان ( يس ، 51و52)
- نفخ صور ذکر شده در اين آيات مربوط به مرحله ي دوم است .
- کافران مي گويند واي بر ما که ما را از خوابگاه مرگ برانگيخت اين همان وعده ي خداي مهربان است و رسولان همه راست گفتند .  

 

  2. چه شرايطي در قضاوت در قيامت حاکم است که سبب مي شود هيچ ظلمي اتفاق نيفتد ؟

- گناهکار نمي تواند چيزي را از خداوند مخفي کند .
- خداوند به کسي ظلم نمي کند زيرا ظلم از صفات سلبيه و نقص است و خداوند از هرگونه نقصي مبراست .  

 

  3. با اين که خداوند حاکم دادگاه است ، چه نيازي به شهادت شاهدان وجود دارد ؟

چون اعمال پيامبران و امامان عين حق و حقيقت است

اعمال انسان ها در قيامت پيامبران و امامان هستند .

12. بدکاران در روز قيامت دروغ مي گويند و حتي سوگند دروغ ياد مي کنند تا شايد خود را از مهلکه نجات دهند . در اين حال ، خداوند بر دهان آن ها مهر خاموشي مي زند و اعضا و جوارح آن ها به اذن خداوند شروع به سخن گفتن مي کنند و عليه آن ها شهادت مي دهند .

13. وزن کننده و سنچش گر اعمال انسان خدا است .

14. هر نفر تنهايي و فقط با عمل خود حاضر مي شود و ترازوي عدل براي او برپا مي گردد .

15. معيار و وسيله سنجش اعمال حق و عدل است .

16. اعمال پيامبران و امامان معيار و ميزان سنجش اعمال سايرين محسوب مي شود ، چون عين حق و حقيقت است .  

 

  انديشه و تحقيق
1. آيات 51 و 52 سوره ي يس را مطالعه کنيد و بگوييد که نفخ صور ذکر شده در اين آيات مربوط به مرحله ي اول است يا دوم ؟ همچنين ، کافران پس از خروج از قبرها چه مي گويند ؟

و دميده شده در صور پس آن گاه ايشان از قبرها به سوي پروردگارشان مي شتابند گفتند واي بر ما که برانگيخت ما را از خوابگاه ما اينست آن چه وعده داده بود ما را خداي بخشنده و راست گفتند مرسلان ( يس ، 51و52)
- نفخ صور ذکر شده در اين آيات مربوط به مرحله ي دوم است .
- کافران مي گويند واي بر ما که ما را از خوابگاه مرگ برانگيخت اين همان وعده ي خداي مهربان است و رسولان همه راست گفتند .  

 

  2. چه شرايطي در قضاوت در قيامت حاکم است که سبب مي شود هيچ ظلمي اتفاق نيفتد ؟

- گناهکار نمي تواند چيزي را از خداوند مخفي کند .
- خداوند به کسي ظلم نمي کند زيرا ظلم از صفات سلبيه و نقص است و خداوند از هرگونه نقصي مبراست .  

 

  3. با اين که خداوند حاکم دادگاه است ، چه نيازي به شهادت شاهدان وجود دارد ؟

چون اعمال پيامبران و امامان عين حق و حقيقت است ، معيار و ميزان براي سنجش اعمال سايرين محسوب مي شود . پيامبران و امامان چون ظاهر و باطن اعمال انسان ها را در دنيا ديده اند و از هر خطايي مصون و محفوظ اند . بهترين گواهان روز قيامت اند . در واقع شهادت شاهدان براي اثبات چيزي براي قاضي دادگاه نيست بلکه براي خد شخص گناهکار است تا حقيقت وضع خود را دريابند .  

 

  خود آزمايي :
1. از ديدگاه امام صادق (ع) مبناي ميزان ........................ است .

ج ) عدل  

 

  2. « تغيير در ساختار زمين و آسمان ها » از حوادث مرحله ي ................ قيامت است .

ج ) اول  

 

  3. وقايع مرحله دوم قيامت را نام ببريد ؟

ج )- زنده شدن همه ي انسان ها
- نوراني شدن زمين
- بر پا شدن دادگاه عدل الهي
- حضور شاهدان و گواهان
- دادن نامه ي اعمال
- قضاوت بر معيار حق  

 

  4. منظور از نفخ صور دوم چيست ؟

ج ) منظور از نفخ صور دوم بانگ سهمناکي که در ابتداي مرحله دوم قيامت در عالم مي پيچد و مقدمه ي حيات مجدد انسان ها فراهم مي شود .  

 

  5. شاهد و ناظر همه ي پيامبران و امت ها چه کسي است ؟

ج ) رسول خدا ( ص )

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:33  توسط رابطان گروه معارف  | 

-2آيا از مرجع واجد شرايطي كه فوت كرده است , مي توان تقليد كرد؟ چرا؟

-3 آيا تقليد كردن يك دستور قرآني و اسلامي است؟

-4انسان چرا بايد در فروعات دين تقليد كند؟  

-6 چرا تقليد كنيم؟ فلسفه آن چيست؟

-7اگر مرجع تقليد نداشته باشد چه اشكالي دارد؟ و مرجع تقليد چگونه تعيين مي شود؟ و چند مرجع برايم معرفي كنيد.

-10تلقين مرده واجب است يا مستحب و دليل اين كار چيست؟

-11ديدگاه پيامبراکرم(ص) حكمتهاي «وضو» چيست؟

-12 فلسفه كيفيت وضو را بيان فرماييد.

-13• در وضو چرا سه بار و بيشتر شستن دست و صورت حرام است يعني مي توانست فقط جايز نباشد حكمت به كارگيري اين واژه چيست؟

  -14چرا خروج ريح(باد معده) موجب بطلان وضو و نماز مى شود؟

-15چرا هنگام غسل بعد از سر و گردن حتماً بايد سمت راست شسته شود؟ اگر از سمت چپ شروع كنيم و يا در وضو اگر از پايين به بالا آب ريخته شود، چه اشكالي دارد؟

-16فوائد غسل جمعه چيست؟

-18 چرا در خانواده در تقسيم ارث، زن نصف مرد سهم مي برد؟

-19چرا اهل سنت بعد از حمد آمين مي گويند, ولي شيعه نمي گويند؟ 

-20فلسفة قصاص چيست؟

-21چرادیه زن نصف مرد است؟

-22دينى كه براى سعادت انسان آمده، چطور انسان را در برابر خاك بى ارزش به سجده مى آورد، آيا اين باعث قداست و پرستش خاك نمى شود؟

-23 فلسفه نماز آيات خواندن زماني كه نه زلزله را حس كرديم نه ترسيدم، چيست؟

-24 اگر اسلام با تجمل گرايي مخالف است پس چرا توصيه كرده است كه با بهترين لباس نماز بخوانيد؟

-25 دليل اينكه مستحب است كه مردان جلوتر از زنان نماز بخوانند چيست ؟

-26 چرا بر پسر بزرگ تر واجب است قضاي نماز پدر را بخواند, اما واجب نيست قضاي نماز مادر رابخواند؟

-27چرا در نماز جماعت سوره ی حمد را مأموم نمي خواند؟ 

-28چرا در نماز اول تشهد مي خوانند و بعد سلام مي دهند آيا در اين زمينه گفته اي با روايت يا سفارشي از بزرگان دين شده است .؟

 -29 چرا نماز ميت، سجده ندارد؟

-30 امروز كه مسافرت‏هاي بسيار طولاني با كمترين مدت انجام مي‏گيرد، چرا مسافر باز همان حدود معين را بايد مراعات كند و نمازش را شكسته بخواند؟

31در مكاني كه نامحرم وجود ندارد، چرا زنان بايد پوشيده نماز بخوانند؟

-32 چرا بايد مردان نماز صبح و مغرب و عشا را با صدا بخوانند و نماز ظهر و عصر را آهسته به جا آورند

-33چرا ما كه ايراني هستيم نمي توانيم نماز و راز و نياز خود را با خداوند به زبان فارسي بيان كنيم، در حالي كه بهتر مي توانيم از آن آگاه شويم؟

-34 چرا شيعيان بر مهر سجده مي كنند و آن را در آخر نماز مي بوسند؟ مگر مهر به عنوان يك بت است؟ چرا روي زمين معمولي يا روي چيز ديگر سجده نمي كنيم؟

-35چرا نماز و روزه انساني را كه فوت شده است مي شود با پول خريد؟ آيا در آخرت نيز به پول دنيوي نياز است؟

-36 چرا در نماز مرد نبايد طلا و لباس طلا بافت بپوشد، ولي براي زن اشكالي ندارد؟

-37 چرا نماز واجب در پنج نوبت خوانده مي‌شود؟

-38 چرا طريقه نماز خواندن در قرآن نيامده است؟

-39 علت عربي خواندن نماز چيست‌؟ زيرا اگر نماز را فارسي بخوانيم‌، معني آن برايمان مفهوم‌تر است‌.

-40چرا در نمازهاي واجب يا مستحب حمد را نمي‌توان تغيير داد؟

-41 فلسفة خواندن نماز در وقت‌هاي معيّن چيست‌؟

-42نماز جماعت چه آثار و بركات معنوي دارد ؟

-43 با این که قرآن کریم می‌فرماید: هدف از نماز ذکر خداست‌، چرا نمی‌توان به ذکر تنها بسنده کرد و اعمال خاص دیگر مثل رکوع‌، سجده و ... را انجام نداد؟

-44 چرا خودکشی در اسلام حرام است؟

-45 فلسفه اذان و اقامه چیست؟

-46فلسفه واجب شدن نماز چیست؟

-47آثار و فواید نماز چیست؟

-48 فلسفه روزه چيست؟

-49چرا اسلام موسيقى را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟!

 -50 آیا نمازهای مستحب و نافله را علاوه برحالت ایستاده می توان در حال حرکت یا در حال نشسته و یا در حال خوابیده خواند؟

-51   اگر کسی در سفر باشد و به دلخواه بخواهد نمازش را کامل بخواند آیا جایز است

  -52  امام صادق (ع) در مورد موسیقی چه فرموده‌اند ؟                                                                               -53آیا می‌توان در سجده آخر نماز دعاهایی را به زبان فارسی بخوانیم

-54  آیا تقلید ازمرجع اجباری است یا اختیاری است؟                                                                                  

 -55  چرا بعضي از احكام كه دركتاب وسنت وجود دارد اجرا نمي شود مانند قطع كردن دست دزد

-56 آیا به نظر شما ثواب خواندن ادعیه یا قرآن به زبان پارسی کمتر از خواندن آن به زبان عربی است

 -57 اينکه قرآن مي گويد خداوند از روح خود در آدم دميد آيا منظور اين است كه خداوند روح دارد ؟                         

-58 آيا آيه « إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ »درمورد پيامبران هم صدق مي کند

-59 با توجه به اينکه قرآن مي گويد همانا حسنات بديها را ازبين مي برد تفاوت ثواب با حسنه چيست                                

 -60 علت اينكه پيامبر اسلام فرمودند چهار سوره هود ،مرسلات ، واقعه و نبأ مرا پير كرد چيست

-61 آیا قبل از قرائت قرآن بایستی متقی بود تا قرآن انسان را هدایت نماید ؟ آیا با توجه به آیه(ذلِکَ الکتابُ لا رَیبَ فیهِ هدیً للمتّقین ) متقی بودن مستقل از قرآن ایجاد می شود؟                                
  -62خداوند در قرآن می فرماید: «ما اَصابَکَ مِن مُصیبَةٍ فَمِنَ اللّه»( هر مصیبتی که بر سر شما می آید از سوی خداست)ودر جای دیگر می فرماید:«ما اَصابَکَ مِن مصیبَةٍ فَمِن نَفسِک»( هر مصیبتی که بر سر شما بیایداز نفس خودتان است) آیا این دو آیه باهم تناقض ندارند                                                              

 -63 لطفا در مورد عالم ذر توضیح دهید

-64 آيا اینکه گفته می شود شفاعت معصومين در برزخ شامل انسان نمي شود درست است؟                                           

 -65 آيا در برزخ هم می شود استغفار كرد و مورد پذيرش واقع مي شود؟                                                               -66 ايام نحس و مبارك در قرآن چه ملاكي دارد ؟ آیا ماه صفرجزء ماههای نحس است

 -67 آيا لعن و نفرين کردن و دشنام دادن انساني حتي اگر كافر باشد از نظر قرآن ناپسند است؟                                   

 -68 آیا شایستگی ها وآمادگی های افراد باعث می شود تا به عزت برسند یا ذلیل شوند وحکمت خدا برعزیزوذلیل شدن افراد تاثیردارد؟

69 
 گاهي آنقدر مشكلات و گرفتاريها انسان را محاصره مي كند كه هر چه انسان به ائمه متوسل مي شود و به هر دري مي زند مشكلات بجاي اينكه كمتر شود بيشتر مي

شود و انسان ازنظر روحي افسرده شده و نعوذ بالله ازخدا و ائمه برمی گردد لطفا دراین مورد توضیح دهید ؟

-70 آيا در ذات ، نفس و فطرت زياده خواهي در طاعت هم وجود دارد ؟

-71 چگونه مي توان لذت گناه رااز فكر خود بيرون كرد

راي نشاط و تداوم در اعمال چه كنيم ؟    

 -72 براي نشاط و تداوم در اعمال چه كنيم

-73 اگر انسان به يك موقعيت و مقامي دست يافت چه كند كه دچار غرور و تكبر نشود

-74معنای كلمات غبطه، حسدو حسرت رابفرماييد؟ 

 -75 حد ومرز بد دلي تا چه اندازه است ؟ 

 -76اگر ما يك كار خيري انجام مي دهيم ،توقع انجام آن را از ديگران داشته باشيم يا نه

-77راجع به رفع وسواس چه بايدکرد؟

 -78چه كنيم كه وقتي عصباني هستيم رفتار يا حرف ناشايستي از ما سرنزند؟ چكار كنيم كه از رفتار ديگران اصلاً عصباني نشويم آرامش در رفتار داشته باشيم

 -79 چگونه بر وسواس غلبه كنيم ؟                                                                                                         

 -80 براي سركوب كردن حس حسادت در وجود چه كارهايي را توصيه مي نماييد ؟                                                 

-81اگر خداوند از رگ گردن به ما نزديك تر و از مادر مهربان تر است پس چرا ما را به آتش مي اندازد ؟                          

-82 چرا بايد از خداوند بترسيم ؟                                                                                                        

 -83 چه كسي اسم خدا را خدا گذاشته است

-84 به چه دليل ما خداوند را مي پرستيم؟آيا هر كس اين هستي را بيافريند بايد او را پرستيد

 -85صله رحم درموردچه كساني صدق مي كند ؟                                                                                       

-86آیا عاشق شدن گناه است (منظور عشق زمینی) ؟

-88شرائط استجابت دعا چيست؟

-89 اگر كسي بخواهد خدايي شود بايد چه كارهايي را انجام دهد و راه و روش خدايي شدن چيست

 

-90درمان نا اميدي شديد از بخشش خداوند و بد بيني به -87كفران نعمت و شكر نعمت را با كمك آيات و روايات توضيح داده و بگوئيد شكر نعمت ها به چه گونه اند؟

خويش چیست؟

-91 من در نماز حال ندارم، چه کنم؟

92 چگونه مى‏توان حسادت را از خود دور ساخت؟

-93• برای عصبانیت چه ذکری خوب است ؟

-94منظور از اینکه امامان یک به یک رجعت می کنند تا نوبت به امام عصر برسد چیست ؟

-95 با توجه به اینکه گفته مى‏شود همه خیرات و برکات، به‏خاطر وجود مقدس امام زمان‏(علیه السلام) به ما مى‏رسد، ایشان چه نیازى به دعاهاى امثال ما دارند

 

-96چگونه دعا براي فرج امام زمان(عج) باعث فرج خود ما مي شود؟

-97چطور مي توانيم زمينه ساز ظهور حضرت مهدي باشيم؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:30  توسط رابطان گروه معارف  | 

                                       

                                         سؤالات دين و زندگي دوم دبيرستان

درس اول    

1-      
مهم ترين و آشكارترين ويژگي جهان واقعي چيست؟ و اثر آن را در چه چيزهايي مشاهده مي كنيم؟
2-      
پنج مورد از ويژگي هاي جهان واقعي را ذكر كنيد؟
3-      
كدام ويژگي سبب پيدايش نظام مي شود؟
4-      
همكاري و پيوستگي و ارتباط در يك نظام به چه منظور است؟
5-      
برتري مجموعه ي منظم در برابر مجموعه ي نامنظم چيست؟
6-      
با توجه به آيات ( لايات لاولي الالباب الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السماوات و الارض)الف: اهل خرد چه كساني هستند؟
ب: منظور از قياما و قعودا چيست؟ ( معني كنيد)
7-      
عبارت قرآني را ترجمه كنيد( لقومه يعقلون)
________________________________________
درس دوم    

1-      
رابطه ي طولي را تعريف كرده و مثالي براي آن بياوريد؟
2-      
رابطه ي عرضي را تعريف كرده و مثالي براي آن بياوريد؟
3-      
مبدا و منشا دانش بشري چيست؟
4-      
مصنوعات بشري با الهام از چه چيزي به وجود مي آيند؟
5-      
چگونه مصنوعات متنوع تر و دقيق تر خواهد شد؟
6-      
اين آيه به چه موضوعي اشاره دارد؟ (فتبارك الله احسن الخالقين)
7-      
نظام جهاني چه هدفي را دنبال مي كند واجراي آن براي چه سازمان  يافته اند و مي كوشند؟
8-      
با شناخت ساختمان دقيق موجودات و غايتمندي آنها حضور ...............و.............. را مشاهده مي كنيم؟

________________________________________
درس سوم    

1-      
ارزش هر انساني به چه چيزي بستگي دارد؟
2-      
مقام خلافت الهي چيست و چه كسي با چه ويژگي هايي شايسته ي چنين مقامي است؟
3-      
خداوند به انسان چه چيزي بخشيده كه او مي تواند حقايق جهان پيرامون را بشناسد؟
4-      
انسان چه زماني احساس خرسندي مي كند و چه زماني ملامت گر خويش است ؟
5-      
بعدهاي وجود انسان را نام ببريد و ويژگي هاي هر يك جداگانه برشماريد؟
6-      
گزينه هاي صحيح را انتخاب نماييد؟
                     
الف: خوابهاي با صحنه هاي آشفته و بي اساس بيانگر چيست؟   1-

 موضوع مهم               2- خستگي               3-حالت عميق             4-حوادث آينده
                     
ب: خداوند گوهر وجود انسان را با حقيقتي ملكوتي به نام ...................سرشت.
          1-
روح                          2-جسم                   3- كرامت                     4-قدرت تفكر و تعقل
7-      
اين سخن از كيست؟ ( خدا رحمت كند انساني را كه بداند از كجا آمده در كجا قرار دارد و به سوي كجا رهسپار خواهد شد)
8-      
الف: امام جعفر صادق (ع)              ب: حضرت رسول اكرم (ص)
               
ج: حضرت علي(ع)                               د: امام سجاد(ع

________________________________________
درس چهارم    

1-      
وديعه ها و امانات الهي براي سفر به سوي كمال را نام ببريد؟
2-      
حضرت علي (ع) عقل را چگونه توصيف كرده است؟
3-      
چه هنگام زيبايي ايمان و عمل صالح در وجود انسان تجلي مي كند؟
4-      
موانع رشد و رستگاري را نام ببريد؟
5-      
علت سقوط انسان از كمال و فلاح به گناه چيست؟
6-      
امام صادق (ع) عقل و جهل را چگونه توصيف كرده است؟
7-      
شيطان از چه راه هايي انسان را به نافرماني از خدا وسوسه مي كند؟
8-      
زندگي صحنه جنگي سخت ميان ................و...................است.

________________________________________
درس پنجم    

1-      
انسان ها معمولا در برخورد با مرگ چند ديدگاه دارند؟(با توضيح )
2-      
صاحبان ديدگاه اول در برخورد با مرگ چگونه مي انديشند ؟
3-      
از پيامدهاي مهم نگرش اول چيست؟
4-      
ديدگاه پيروان اديان الهي در رابطه با مرگ چيست؟
5-      
رسول خدا(ص) در رابطه با ديدگاه دوم (مرگ) چه مي فرمايند؟
6-      
چند مورد از پيامدهاي نگرش دوم در رابطه با مرگ را بنويسيد
7-      
چرا زندگي انسان هاي عصر جديد با همه ي پيشرفت ها گرفتار نوعي عدم تعادل شده است؟
8-      
لا يرجون يعني چه؟
             
الف: بازگشت دارند                   ب: رجعت نمي كنند
             
ج: اميد ندارند                           د: راضي نيستند

________________________________________
درس ششم    

1-      
كار حكيمانه چگونه كاري است؟
2-      
حكيم به چه كسي مي گويند؟
3-      
دو ويژگي انسان را نوشته ، توضيح دهيد؟
4-      
انسان چگونه به خصلت الهي آراسته مي شود؟
5-      
انسان ها چگونه توسط قرآن كريم به ضرورت معاد پي مي برند؟
6-      
شعر داده شده از كدام شاعر است ؟( ما ز بالاييم و بالا مي رويم  ما ز درياييم و دريا مي رويم

________________________________________
درس هفتم    

1-      
برخي از خصوصيات عالم برزخ را بيان كنيد؟
2-      
بنابر فرمايش امام صادق (ع) مومن بعد از مرگ از شش چيز بهره مند مي شود ، آن شش مورد را ذكر كنيد؟
3-      
سخن پيشوايان دين بيانگر چه مطلبي است ؟
4-      
بعد از نابودي انسان چه چيزي از او باقي مانده و بر چه چيزي تاثير مي گذارد؟
5-      
فرمايش امام علي (ع) پيرامون مراحل اوليه مرگ انسان چيست؟
6-      
بعد از جنگ بدر خدا به كشته شدگان چه پيامي داد؟
7-      
قرآن كريم در مورد حق و عدل چه مي فرمايند ؟ توضيح دهيد؟

________________________________________
درس هشتم    
1-      
برپايي قيامت در چند مرحله انجام مي گيرد؟
2-      
چند نمونه از شاهدان و گواهان دادگاه عدل الهي در روز قيامت را فقط نام ببريد؟
3-      
ويژگي و خصوصيت نامه ي اعمال انسان در قيامت چيست چه تفاوتي با نامه هاي ثبت شده در اين دنيا دارد؟
4-      
طبق سخن امام صادق (ع) آيا واقعا اعمال وزن مي شوند؟ توضيح دهيد؟
5-      
معني اين عبارت قرآني چيست؟ ( و كفي بنا حاسبين)

________________________________________
درس نهم    
1-      
به طور خلاصه بيان كنيد كه دوزخيان پس از دچار شدن به عذاب با حسرت چه مي گويند و چه پاسخي مي شنوند ؟
2-      
جايگاه نيكوكاران و خصوصياتي از بهشت را طبق آيات و روايات اسلامي توصيف كنيد؟
3-      
خلاصه اي از فرمايش امام علي(ع) در توصيف بهشت را بيان كنيد؟
4-      
انواع پاداش وكيفر اعمال انساني را در اين دنيا توضيح دهيد با ذكر مثال ؟
5-      
جايگاه گناهكاران و خصوصياتي از جهنم را طبق آيات و روايات الهي ترسيم كنيد؟
6-      
بئس يعني چه؟
                   
الف: چه سخت است          ب: چه ساده است         ج: چه بد است           د: چه خوب است

________________________________________
درس دهم    
   
1-      
معني اين لغات را بيان كنيد؟
                                     
الف: قطا                      ب: لا نفضوا                  ج: فاعف                  د: حسبي
2-      
توكل به چه معناست؟
3-      
انساني كه به خدا توكل مي كند ، چگونه سعادتمند مي گردد؟
4-      
شرط رسيدن به بي نيازي و عزت چيست؟
5-      
تكيه بر غير خدا چه چيزي را نتيجه مي دهد؟
6-      
اگر توكل بر خدا حقيقي و همراه با اخلاص باشد ، چه سودي براي انسان خواهد داشت؟
7-      
توكل چه زماني معنا دارد؟
8-      
عبارت قرآني (تدعون من دون الله ) به چه معناست؟
9-      
اين حديث ( بي نيازي و عزت در گردشند و چون به محل توكل برسند آنجا را وطن سازند)
                     
الف: امام سجاد(ع)            ب: امام  محمد باقر(ع)    
                     
ج: امام جعفرصادق          د: حضرت علي (ع9
________________________________________
درس یازدهم    
1-      
آفرينش با..................و........... شروع شد.
2-      
خداوند با كدام يك از اسامي خود انسان را آفريد؟
3-      
اگر بخواهيم جلوه اي از محبت خداوند را ببينيم چه چيزي را بايد مشاهده كنيم؟
4-      
ظرف هستي لبريز از محبت چه كسي است؟
5-      
خداوند اساس و پايه دين داري را چه چيزي قرار دارد؟
6-      
تصميم ها و كارهاي انسان سرچشمه ي چه چيزهايي هستند ؟توضيح دهيد؟
7-      
آثار محبت الهي به چند دسته تقسيم مي شود؟
8-      
پيروي از خداوند را توضيح دهيد؟
9-      
امام صادق (ع) در مورد پيروي از خداوند چه مي فرمايند؟
10-    
چه راهي انسان را به خدا مي رساند ؟توضيح دهيد؟
11-    
چه چيزي آغازگر دوستي با خداست؟
12-    
پايه و اساس اسلام چه كلمه اي است؟
13-    
كتاب جاذبه و دافعه علي(ع) اثر كيست؟
الف: شهيد بهشتي        ب: شهيد چمران        ج: شهيد مطهري       د: شهيد دستغيب

________________________________________
درس دوازدهم    
1-      
اين سخن از كيست؟(آراستگي از اخلاق مومنان است)
2-      
آيا ظاهر و باطن انسان با يكديگر ارتباط دارند؟ با ذكر يك مثال توضيح دهيد؟
3-      
انسان عفيف چه چيزي دارد؟ و اين موضوع باعث چه مي شود؟
4-      
آيا عفاف تنها مخصوص زنان است؟
5-      
چرا عفاف در زنان جلوه اي زيباتر دارد؟
6-      
چه چيزي در مقابل حقارت و ذلت قرار دارد؟ و در معناي اين مورد چه عواملي گنجانده شده اند؟
7-      
عزت واقعي نزد كيست؟
8-      
از نشانه هاي رفع شكست خورده و مغلوب چيست؟
9-      
ازمهم ترين برنامه هاي ديني چيست؟
10-    
كانون عفاف در خانواده چه كسي است؟
11-    
اين حديث از كيست؟
(
دو ركعت نماز كه با بوي خوش گزارده شود بهتر از هفتاد ركعت نماز بدون بوي خوش است)الف: رسول خدا (ص)         ب: امام علي(ع)      ج: امام صادق(ع)     د: امام سجاد(ع)

________________________________________
درس سیزدهم    

                                    1  -    
ميزان گرايش به پوشش و حجاب در اديان مختلف با چه چيزي رابطه اي مستقيم دارد؟
                                    2  -    
دراجتماعات مختلف چه انسان هايي از پوشش كاملتر و متين تري استفاده مي كنند؟
                                    3  -    
پوشش در آيين مسيحيت چگونه مي باشد؟
                                    4  -    
پوشش در آيين يهود چگونه بوده است؟
5  -    
اگر مرد مسئوليت خود را انجام ندهد چه اتفاقي مي افتد؟
6-      
سخني از حضرت رسول در مورد نگاه به نامحرم بنويسيد؟  
7-    
زنان چگونه بايد پوشش خود را تنظيم كنند؟
8-    
پوشش باعث چه چيزي در درون زن مي شود؟
9-    
اسلام مردان را موظف به رعايت چه شروطي كرده است؟
10-  
انسان در مقابل نعمت وموهبت الهي چه مسئوليت را بر عهده دارد؟
            11 -  
منشا تفاوت زنان و مردان چيست؟

________________________________________
درس چهاردهم    
1-      
لازمه ي رستگاري و سربلندي جامعه ي اسلامي چيست؟
2-      
امام صادق(ع) موثرترين و بهترين راه فراخواني به خير و نيكي را چه مي داند و در اين مورد چه مي فرمايند؟
3-      
چه موقع امر به معروف و نهي از منكر ضرورت مي يابد؟
4-      
سه شرط از شرايط امر به معروف و نهي از منكر را بنويسيد؟
5-      
مراحل امر به معروف و نهي از منكر را بنويسيد؟
6-      
امام خميني راجع به روش هاي درست امر به معروف و نهي ا زمنكر چه توصيه هايي مي كند؟
7-      
اثرات دعوت به خير و نيكي ها را توضيح دهيد؟
8-      
چه كسي مي تواند دعوت را انجام دهد ؟
9-      
رسول خدا (ص) در مقام كسي كه امر به معروف ونهي از منكر مي كند چه مي فرمايد؟

________________________________________
درس پانزدهم      
1-      
هر شخص يا ملت چگونه مي تواند راه سربلندي را طي كند؟
2-      
از نظر امام علي()ع) فقر چگونه متولد مي شود؟
3-      
امام علي (ع) چگونه عزت نفس خود را نگه مي داشت؟
4-      
چه زماني نفس ، انسان ها را مشغول مي كند؟
5-      
برخي از آثار كار در تربيت انسان را فقط بر شمريد.
6-      
از نظر امام علي(ع) چه دستي آتش را لمس نخواهد كرد؟
7-      
اين سخن ( هر كس بار زندگي خود را به دوش مردم اندازد ،ملعون است ) از كيست؟

________________________________________
درس شانزدهم    
1-      
كار و تلاش اقتصادي چه مواردي را در پي خواهد داشت؟
2-      
در بينش و تفكر اسلامي كار خلاق و مولد منشا اصلي چيست؟
3-      
كارهاي انسان به چند دسته تقسيم مي شوند هر يك از را توضيح دهيد؟
4-      
مشاركت اقتصادي چه زماني و توسط چه عواملي پديد مي آيد؟
5-      
چه زماني چرخ توليد به كار مي افتد ؟
6-      
فعاليت بانك به چه صورت است؟
7-      
تامين نيازهاي عمومي جامعه به چه صورت است؟
8-      
شرايط خمس را توضيح دهيد؟
9-      
امام علي (ع) راجع به دريافت ماليات به مالك اشتر چه فرمود؟
10-    
حساب سال داشتن به چه معناست؟
11-    
عبارت قرآني ( فاولئك هم المضعفون) به چه معناست؟
12-    
مصارف زكات بر اساس آيه 60 سوره توبه را بنويسيد؟
13-    
زكات به چه چيزهايي تعلق دارد نام ببريد؟
14-    
خمس چيست؟ و بر چند چيز تعلق مي گيرد نام ببريد؟


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:25  توسط رابطان گروه معارف  | 

سوالات مفهومی درس به درس دین و زندگی پیش دانشگاهی

درس اول                                               هستی بخش

1 ) سؤالاتی مانند: «چرا موجودات جهان هستند؟» یا «چه ضرورتی باعث هستی موجودات شده است؟» و یا «آیا

 موجوداتی که اکنون هستند، ممکن بود نباشند؟» و... در چه شرایطی مطرح می شوند؟

2 ) ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنویسید.

الف- یا أیها الناس               ب - و الله هو الغنی الحمید                      ج – و یأت بخلق جدید

3 ) دو پیام آیه ی 15 سوره ی فاطر: «یا أیها الناس أنتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» را بنویسید.

4 ) پیام آیه ی 16 سوره ی فاطر چیست؟ «إن یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»

5 ) پیام این آیه را بنویسید: «و ما ذلک علی الله بعزیز»

6 ) معنای «حق و حقیقت» را با ذکر مثال بیان کنید.

7 ) برترین حق و حقیقت چیست؟ چرا؟

8 ) قرآن کریم برای معرفت عمیق تر به خداوند چه راهی را معرفی نموده است؟

9 ) حقیقت وجود و هستی مخلوقات جهان چگونه است؟ (مقدمه ی اول)

10) اگر چیزی وجودش از خودش نباشد، چگونه موجود می شود؟ (مقدمه ی دوم)

11) در چه صورتی یک موجود در هستی به دیگری نیازمند نیست؟ (مقدمه ی دوم)

12) منشأ هستی انسان و مجموعه ی جهان از کجاست؟ (نتیجه)

13) برای اثبات نیازمندی جهان هستی به خداوند یک استدلال بنویسید.

14) آیا نیازمندی موجودات به خداوند تنها در مرحله ی به وجود آمدن است؟ چرا؟

15) رابطه ی خدا با جهان را با موارد زیر تطبیق دهید:

الف- کسی که هدیه ای به دوستش می دهد                    ب – روشنایی با لامپ               ج – موج با دریا

16) چرا در قرآن کریم خداوند با صفت «غنی» یاد شده است

17) کسب کمالات انسان را نسبت به هر یک از موارد زیر بررسی کنید:

الف- سایر انسان ها                                                 ب - خداوند

18) درک هر چه بهتر فقر و نیازمندی به خداوند توسط انسان چه تأثیری بر او دارد؟

19) نیازمندی وجودی مخلوقات به خداوند شامل کدام مراحل است؟

 

 

 

 

 

20) در جدول زیر «رابطه ی جهان با خدا» را با «رابطه ی ساعت ساز با ساعت» مقایسه کنید.

 

شباهت ها

تفاوت ها

1-

1-

2-

2-

3-

3-

4-

4-

 

سؤالات امتیازی بخش برای مطالعه

21) هستی بخشی خداوند به موجودات را با بخشیدن مال یک ثروتمند به فقیر مقایسه کنید.

22) کدام معرفت برتر و عمیق نسبت به خداست که برای نوجوان در دسترس و امکان پذیر  است؟ چرا؟

 

 

 

درس دوم                                    یگانه ی بی همتا

1) مهم ترین اعتقاد دینی و پایه و اساس آن چیست؟

2) ارزش و اعتبار اعتقادات دینی به چه چیز وابسته است؟

3) جایگاه نگرش توحیدی در قرآن چگونه است؟

4) دنیای کنونی از نظر اعتقاد به خدا چگونه است؟

5) رابطه ی اعتقاد به توحید با سایر اعتقادات و اعمال زندگی ما چیست؟

6) کدام روابط در زندگی انسان های امروز فاقد دیدگاه توحیدی است؟

7) تقابل حق و باطل را با کدام تقابل می توان منطبق دانست؟

8) زنده ترین مسأله ی پیش روی انسان ها در جهان حاضر کدام است؟

9) ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنویسید:

الف- و خلق کل شیء     ب - لا إله إلا هو خالق کل شیء فاعبدوه      ج- و هو علی کل شیء وکیل

10) معنای توحید چیست؟ و اعتقاد به توحید به چه معناست؟

11) مراتب توحید را فقط نام ببرید.

12) توحید ذاتی را تعریف کنید.

13) منظور از شرک ذاتی چیست؟

14) شرک ذاتی بیشتر در چه جوامعی رواج داشته است؟

15) برخی از اعتقادات قائلین به شرک ذاتی را بنویسید.

16) برای اثبات توحید ذاتی چهار دلیل ذکر کنید.

17) دعوت پیامبران چگونه توحید ذاتی را اثبات می کند؟

18) گرایش فطری بشر به خداوند چگونه توحید ذاتی را اثبات می کند؟

19) چگونه می توان با استناد به نظم و یکپارچگی جهان توحید ذاتی را اثبات کرد؟

20) با توجه به کمال مطلق بودن خداوند، چگونه می توان توحید ذاتی را اثبات نمود؟

21) دو محور اصلی در اعتقاد به توحید افعالی کدامند؟

22) برای محور اول توحید افعالی با توجه به نیازمندی موجودات به خداوند یک استدلال بنویسید.

23) برای محور اول توحید افعالی با توجه به کمال مطلق بودن خداوند یک استدلال بنویسید.

24)  عبارت «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» بیانگر کدام محور توحید افعالی است؟

25) اعتقاد به توحید افعالی چگونه در نماز با عبارت «بحول الله و قوته أقوم و  أقعد» بیان می شود؟

26) آیا اعتقاد به توحید افعالی به معنای انکار خاصیت پدیده ها است؟ توضیح دهید.

27) منظور از شرک افعالی چیست؟

28) درک این حقیقت که همه ی حوادث و تأثیرات جهان از خداست، ما را به چه نتیجه ای می رساند؟

29) شاخه های توحید افعالی را فقط نام ببرید.

30) توحید در مالکیت به چه معناست؟

31) در چه صورت مالکیت غیر خدا قابل پذیرش است؟

32) منظور از توحید در ولایت چیست؟

33) ولایت اشخاص در چه صورتی قابل قبول است؟

34) قبول ولایت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به چه معنا است؟

35) توحید در ربوبیت و تدبیر را تعریف کنید.

36) قرآن کریم بر کدام یک از انواع توحید تأکید فرموده است؟

37) شرک در ربوبیت و تدبیر به چه معناست؟

38) آیا اعتقاد به توحید در ربوبیت و تدبیر به معنای انکار قدرت پرورش و مدیریت موجودات و یا انسان ها است؟ با ذکر یک مثال توضیح دهید

39) کار باغبان در مقایسه با دیگران و در مقایسه با خدا منسوب به کیست؟ توضیح دهید ص

40) ارتباط هر یک از آیات مندرج در جدول زیر را با انواع توحید بررسی نموده و در محل مناسب علامت بزنید. (بعضی از آیات ممکن است با بیش از یک نوع توحید ارتباط داشته باشد).

آیه

توحید ذاتی

توحید افعالی

توحید در مالکیت

توحید در ولایت

توحید در ربوبیت و تدبیر

و خلق کل شیء

 

 

 

 

و هو بکل شی ء علیم

 

 

 

 

ذلکم الله ربکم

 

 

 

 

خالق کل شیء

 

 

 

 

و هو علی کل شیء وکیل

 

 

 

 

ما لهم من دونه ولی

 

 

 

 

و لا یشرک فی حکمه أبدا

 

 

 

 

41) توحید صفاتی را تعریف کنید.

42) از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام عالی ترین مرتبه ی توحید کدام است؟

43) کدام یک از آیات سوره ی توحید به توحید ذاتی اشاره دارد؟

 

 

درس سوم                          حقیقت بندگی

1 ) هر یک از عبارات زیر به کدام یک از انواع توحید اشاره دارد؟

الف- سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی ها خداست.                          ب - تنها وجود مستقل خداست.

ج - انسان خدا را به یگانگی می شناسد.                                     د -  تنها مدبر و مالک و سرپرست جهان خداست.

2 ) ترجمه ی آیات زیر را بنویسید:

الف- إن الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم                   ب - و إلیه تُرجَعون

ج  - لا إله إلا هو سبحانه عما یشرکون                                       د - و إلی الله عاقبه الأمور

3 ) با درک کدام اعتقادات انسان به این نتیجه می رسد که تنها باید خدا را اطاعت کند؟

4 ) اگر اطاعت از غیر خدا نا بجا و غلط است، چگونه می توان از پیامبر و جانشینانش علیهم السلام اطاعت کرد؟

5 ) چرا اطاعت از پیامبر و جانشینانش علیهم السلام لازمه ی توحید عملی است؟

6 ) توحید عملی با چه عنوان دیگری خوانده می شود و نتیجه ی چیست؟ 

7 ) منظور از توحید عملی چیست؟

8 ) آیه 51 سوره ی آل عمران: «إن الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم» چگونه بیانگر ارتباط توحید افعالی و توحید عملی است؟

9 ) انسان موحد دارای چگونه شخصیتی است؟ چرا؟

10) نقطه ی مقابل توحید عملی چیست؟ مراتب آن را بنویسید.

11) تفاوت شرک جلی با شرک خفی در چیست؟

12) انسان مشرک دارای چگونه شخصیتی است؟ چرا؟

13) در چه صورت انسان با وجود کشش های گوناگون به آرامش خواهد رسید؟

14) شخصیت انسان موحد و انسان مشرک در قرآن چگونه ترسیم شده است؟

15) آرامش انسان موحد در فرمانبری از خداوند چه زمانی کامل می شود؟

16) سخن حضرت یوسف علیه السلام را خطاب به مشرکین بنویسید.

17) منظور از توحید عملی در بعد اجتماعی آن چیست؟

18) با توجه به بعد اجتماعی توحید عملی، ولایت طاغوت را توضیح دهید.

19) شرط تحقق بعد اجتماعی توحید چیست؟

20) نظام اسلامی حاکم بر کشورمان چگونه منطبق با بعد اجتماعی توحید عملی محسوب می شود؟

21) شباهت های دو بعد فردی و اجتماعی توحید عملی را با یکدیگر بنویسید.

22) در جدول زیر ارتباط آیات را با توحید عملی در دو بعد فردی و اجتماعی آن مشخص نمایید.

 

آیه

توحید عملی

بعد فردی

بعد اجتماعی

ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم

 

 

لا إله إلا هو

 

 

إتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون الله

 

 

و ما أمروا إلا لیعبدوا إلهاً واحدا

 

 

ًأن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت

 

 

و من یسلم وجهه إلی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروه الوثقی

 

 

ألا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه أولیاء ما نعبدهم إلا لیقربونا زلفی

 

 

 

23) تفاوت میان مراتب سه گانه ی توحید با توحید عملی چیست؟

24) تقسیم بندی شرک و توحید را بنویسید.

25) عبارت های نماز  را با انواع توحید ذاتی، توحید افعالی و توحید عملی تطبیق دهید.

الف- الحمد لله رب العالمین                        ب – مالک یوم الدین                      ج – إیاک نعبد و إیاک نستعین

د – إهدنا الصراط المستقیم                         ه – قل هو الله أحد                        و – لم یلد و لم یولد

ز – و لم یکن له کفواً أحد                           ح – لا إاله إلا الله                            ط – وحده لا شریک له

ی – سبحان الله                                         ک – الله اکبر                            

26) جاهای خالی را با عبارات مناسب پر کنید:

الف- توحید، محور و روح زندگی ......................، و شرک، محور و روح زندگی ...................... است.

ب – اعتقاد به توحید دارای آثار ................. و .................... است.

ج – تحقق توحید در فرد و در جامعه دارای ................... و ........................ است.

27) چرا برخی ار افراد در تبیین علمی پدیده های جهان، تدبیر خدا را نادیده می گیرند؟

28)کسانی که از حضور لحظه به لحظه ی حداوند در امور جهان غافلند، در چه شرایطی متوجه حضور خداوند می -شوند؟ ص 32

29) آیا حوادث شگفت، همواره برای بیدار کردن انسان ها رخ می دهد؟ توضیح دهید.

30) ثبات در قوانین و رویدادهای طبیعی کدام امکان را برای انسان ایجاد کرده است؟

31) وجود کدام شرایط امکان برنامه ریزی برای زندگی را برای انسان ایجاد کرده است؟

32) چه نتیجه گیری درست و نادرستی از عملکرد منظم پدیده های جهان توسط انسان ها صورت می گیرد؟

33) بزرگترین عظمت از دیدگاه دانشمندان در عالم چیست؟

34) حضور خداوند در کدام رویدادهای جهان قابل مشاهده است؟

35) درک حضور خداوند در رویدادهای جهان چه تأثیری بر دانشمندان داشته است؟

36) لازمه ی به با رنشستن توحید نظری چسیت؟ توضیح دهید

37) در چه صورت زندگی انسان خدایی تر می شود؟

38) آن چه که امروزه مانع از تأمل انسان ها در جهان خلقت گردیده چیست؟

39) دل مشغولیهای انسان عصر حاضر چه نتیجه ای در ارتباط با توجه به جهان خلقت برای او به بار آورده است؟

40) فقدان فرصت تأمل در جهان خلقت یا فرار از آن چه تأثیری در بینش و نگرش افراد دارد؟

41) وضعیت بت پرستی در جهان کنونی چگونه است؟

42) جوهره ی بت پرستی چیست؟

43) با توجه به جوهره ی بت پرستی، وضعیت کنونی جهان از نظر بت پرستی چگونه است؟

44) معیارهای ثابت شرک و بت پرستی از دیدگاه قرآن کریم کدامند؟

45) ریشه ی بت پرستی و شرک جدید چیست؟

46) در مسیر شناخت بت پرستی و شرک جدید توجه به کدام نکته حائز اهمیت است؟

47) جلوه هایی از شرک جدید را در ساختارهای مختلف زندگی بشر بررسی کنید.

 

 

درس چهارم                                           اخلاص

1 ) هدف از خلقت انسان در آیه ی 56 سوره ی ذاریات چگونه بیان شده است؟

2 ) وظیفه ی انسان برای تحقق توحید عملی چیست؟

3 ) مسیر توحید عملی چگونه مسیری است؟

4 ) پاسخ خداوند به دعای مؤمنینُ در سوره ی حمد (اهدنا الصراط المستقیم) چیست؟

5 ) رابطه ی دین و صراط مستقیم چیست؟

6 ) مراتب بندگی افراد وابسته به چیست؟

7 ) زندگی انسان صحنه ی نزاع بین کدام جهت گیری هاست؟

8 ) در خواست خداوند از انسان در نزاع همیشگی وی در زندگی چیست؟

9 ) در خواست خداوند از انسان در بندگی کردن چگونه در وجود او نهاده شده است؟

10) وظیفه ی انسان در اجابت درخواست بندگی خدا از وی چیست؟

11) اخلاص در بندگی و توحید عبادی به چه معناست؟

12) میزان پیشروی انسان در مسیر بندگی و اخلاص چه تأثیری بر او دارد؟

13) نحوه ی سرسپردگی انسان به خداوند چیست؟

14) پنج مورد از ثمرات توحید عبادی و اخلاص در بندگی را نام ببرید.

15) زندگی پیشوایان دینی ما علیهم السلام، بیانگر کدام حقیقت در رابطه با توحید عملی است؟

16) راه های پیشروی در مسیر بندگی کدامند؟

17) اولین قدم برای ورود به صراط مستقیم چیست؟

18) خضوع در مقابل حق دارای چه نتایجی است؟

19) کسانی که حق پذیر نیستند، چگونه راه ورود حق را به روی خود می بندند؟

20) نقش «دل» در دوست داشتن چیست؟

21) نتیجه ی پاسخ دل به هوی چیست؟

22) حقیقت اسلام چیست و بزرگترین حق کدام است؟

23) قرآن کریم همواره ایمان را همراه با چه چیز معرفی کرده است؟

24) در جامعه ی اسلامی قرون اول و دوم هجری در رابطه با ایمان کدام انحراف فکری پیدا شد؟

25) برخورد امامان شیعه علیهم السلام با گروه «مرجئه» چه بود؟

26) جایگاه ایمان در منطق اسلام چیست؟

27) پیامبر اسلام صلی الله علیه و أله و سلم در مورد لزوم عمل چه فرمایشی به دختر بزرگوارشان داشته اند؟

28) خداوند به مؤمنین اهل عمل چه وعده ای داده است؟

29) توجه دائمی به معاد چه تأثیری در تقویت عبودیت و توحید عملی دارد؟

30) در قرآن کریم، لزوم توجه به معاد با هشدار و توصیه به چه اموری مطرح شده است؟

31) وظیفه ی  ما در به یاد داشتن معاد و روز حساب چیست؟

32) با مقایسه ی جدی بین کوتاهی عمر دنیا و جاودانگی آخرت، تجارت عاقلانه کدام است؟ و خردمند چه کسی است؟

33) افزایش معرفت در توحید نظری چگونه عامل تقویت توحید عملی محسوب می شود؟

34) قرآن کریم به منظور افزایش معرفت در توحید نظری چه توصیه ای دارد؟

35) قرآن کریم با چه هدفی به طور مداوم و مکرر به تفکر و تعقل دعوت کرده است؟

36) راز و نیاز با خداوند را به عنوان عاملی برای تقویت توحید عملی بررسی نمایید.

37) جایگاه ویژه ی نماز را به عنوان یکی از مصادیق راز و نیاز با خداوند توضیح دهید.

38) مهم ترین شرط در درستی نماز چیست؟ توضیح دهید.

39) حضور قلب در نماز چه تأثیری بر سایر فعالیت های انسان دارد؟

40) آیا پیشروی در مسیر بندگی تنها با برنامه های فردی حاصل می شود؟ توضیح دهید.

41) توجه به چه اموری نشاندهنده ی تلاش برای تحقق توحید و عدل در اجتماع است؟

42) کسانی که نسبت به امور اجتماعی بی تفاوتند، تا چه حد در بندگی خداوند پیش رفته اند؟

43) فرمایش پیامبر صلی الله علیه و أله و سلم را در مورد لزوم توجه به امور مسلمین بنویسید.

44) نمونه هایی از توجه به امور مسلمین را در زندگی پیشوایان علیهم السلام بیان کنید.

45) وضعیت افراد مختلف را در انجام فعالیت های روزمره بررسی کنید.

46) منظور از انگیزه های متعارض در انجام کارها چیست؟ و چگونه این تعارض از بین می رود؟

 

 

 

درس پنجم                                           بازگشت

1) حدیثی قدسی در خصوص اشتیاق خداوند نسبت به بندگان خویش بنویسید.

2 ) انسان را از نظر توانایی مقابله با موانع بیرونی با سایر موجودات مقایسه کنید.

3 ) امکان اقدام و قیام علیه خود با کدام وی‍ژگی انسان مرتبط است؟

4 ) امکان قیام انسان، بر علیه کدام «خود» اوست؟ چگونه؟

5 ) نحوه ی گرایش به خدا را در انسان بررسی کنید.

6 ) اشتیاق خداوند به رستگاری و سعادت بندگان چگونه است؟

7 ) خروج از مسیر الهی چگونه برای انسان رخ می دهد؟

8 ) چگونه با ارتکاب به گناه چراغ عقل و فطرت خاموش می شود؟

9 ) افزایش تدریجی حرمت شکنی در مسیر الهی، چه نتایجی را به بار می آورد؟

10) پرتگاه های خطرناک سقوط انسان در ضلالت کدامند؟ توضیح دهید.

11) گناهان را از نظر میزان تخریب بررسی کنید.

12) تأثیرات مخرب گناهان زیر را مشخص کنید:  57

الف- دروغ                           ب – مال حرام                               ج – خوار شمردن نماز

13) توجه به ناظر بودن خداوند به هنگام ارتکاب گناه، دارای کدام اثرات است؟

14) وجود کدام ویژگی در انسان امکان «توبه» را برای او فراهم آورده است؟

15) «توبه» به طور کلی به چه معناست؟ معنای آن را در موارد مقابل بنویسید:        الف- بنده        ب – خداوند    ص

16) در آیه ی 39 سوره ی مائده توبه به چه معنا به کار رفته است؟ مشخص کنید.

17) چرا در آیه ی 39 سوره ی مائده گناه، ظلم نامیده شده است؟

18) بین توبه ی بنده و توبه ی خداوند، چه مرحله ای وجود دارد؟

19) با توجه به آیه ی 23 سوره ی اعراف، اگر مغفرت الهی صورت نگیرد چه خواهد شد؟

20) پذیرش توبه چه تأثیری در فرد توبه کننده پدید می آورد؟

21) چرا برای کسی که متوجه خطای خود شده هیچ اقدامی فوری تر از توبه نیست؟

22) منظور از «پیرایش» در مراحل توبه چیست؟

23) پس از پیرایش، مرحله ی بعدی در توبه چیست؟

24) تأثیر توبه را در پیرایش و مراحل پس از آن در کلام امیر المؤمنین علیه السلام بررسی کنید.

25) حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و أله و سلم درباره ی توبه و تأثیر آن بنویسید.

26) قرآن کریم از توابین با چه عنوانی یاد کرده است؟

27) توبه را به عنوان تحولی معنوی تعریف کنید.

28) مراحل توبه را نام ببرید. ص

29) مرحله ی اول توبه را تعریف کنید.

30) روایتی در ارتباط با لزوم مرحله ی اول توبه بیان کنید.

31) در چه صورت توبه تنها ادعا خواهد بود؟

32) رکن دوم توبه را نام برده و تعریف کنید.

33) اظهار ندامت و استغفار در چه صورت پذیرفته نیست؟

34) تأثیر منفی استغفار ظاهری چیست؟ حدیثی از امام رضا علیه السلام در این مورد بنویسید.

35) تحول فرد را پس از مرحله ی اول و دوم توبه توضیح دهید.

36) مرحله ی سوم توبه را توضیح دهید.

37) آیا جبران حقوق مردم تنها در مسائل مادی مربوط به آن هاست؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

38) با توجه به لزوم جبران حقوق در توبه، چرا مسؤولیت علما، رهبران سیاسی، دانشمندان و... سنگین تر از سایرین است؟

39) وظیفه ی شخص تائب در جبران حقوق مربوط به خداوند چیست؟

40) آیا غیر از مراحل سه گانه ی توبه، مراتب دیگری برا ی آن وجود دارد؟

41) توبه از چه نظر با توحید عملی شباهت دارد؟

42) منظور از توبه ی اجتماعی چیست؟

43) راه اصلاح و معالجه ی جامعه از بیماری ها و انحرافات اجتماعی چیست؟

44) در چه صورت اصلاح جامعه مشکل می شود؟

45) نمونه هایی از آثار کوتاهی مردم در اصلاح جامعه را ذکر کنید.

46) قرآن کریم در رابطه با توبه ی اجتماعی چه مواردی را تذکر داده است؟

47) سرگذشت حضرت یونس علیه السلام را در رابطه با توبه ی قومش بنویسید.

درس ششم                                        قدرت پرواز

1 ) تفاوت اساسی میان انسان و سایر موجودات از نظر کار و خاصیت مربوط به هر یک کدام است ؟

2 ) حقیقت اختیار چیست؟ آیا این حقیقت قابل انکار است؟ توضیح دهید.

3 ) نشانه های وجود اختیار را نام ببرید.

4 ) تفکر و تأمل را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

5 ) خرسندی پس از کار را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

6 ) احساس شرم و پشیمانی را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

7 ) مسؤولیت پذیری در قبال کار را به عنوان یکی از نشانه های وجود اختیار تعریف کنید.

8 ) هر یک از آیات: 3 سوره ی انسان – 96 اعراف – 11 رعد – 117 هود و 20 شوری، چگونه وجود اختیار در انسان را اثبات می کنند؟

9 ) با توجه به شباهت قدرت اختیار با قدرت تفکر، کدام نکته در ارتباط با اختیار انسان دارای اهمیت است؟

10) تفاوت انسان ها از نظر استفاده از استعدادها چیست؟

11) فرد معتقد به وجود اختیار و آزادی را با کسی که منکر آن است مقایسه کنید.

12) اعتقاد به وجود قدرت اختیار  چه تأثیری از بعد اجتماعی دارد؟

13) عدم اعتقاد به اختیار و رواج جبری گری دارای کدام اثرات منفی از دیدگاه اجتماعی است؟

14) در تاریخ اسلام رواج عقیده به جبر مورد استفاده ی چه گروهی بوده است؟ چگونه؟ 

15) چرا اختیار برای هر اندیشه ای قابل تبیین نیست؟ با ذکر یک مثال توضیح دهید.

16) پایه های اعتقاد به اختیار را نام ببرید.

17) اعتقاد به خدای حکیم و مدبر را به عنوان یکی از پایه های پذیرش اختیار توضیح دهید.

18) منظور از حاکمیت قضا و قدر چیست؟

19) معانی لغوی هر یک از واژ ه های «قدر» و «قضا» را بنویسید. 

20) موجودات جهان از کدام جهات قضا و قدر الهی محسوب می شوند؟

21) یکی از پدیده های طبیعت را که به عنوان نمونه ای از قضا و قدر در قرآن بیان گردیده است، نام برده و درباره ی آن توضیح دهید.

22) با توجه به تقدیر و قضای الهی، یک موجود چه وقت ایجاد می شود؟

23) نقشه ی جهان خلقت و خلق موجودات را از نظر ارتباط با قضا و قدر الهی بررسی کنید.

24) هر یک از مفاهیم «تقدیر» و «قضا» ی الهی از کدام صفات خداوند سرچشمه می گیرند؟

25) آیا هر تقدیری متکی بر یک قضا ی الهی است؟ توضیح دهید و نظر قرآن را در این مورد بنویسید.

26) ساده ترین و آشکارترین تقدیرها کدام است؟

27) آیا منظور از تقدیر جهان توسط خدا همان تقدیرات ساده و آشکار است؟ با ذکر مثال توضیح دهید.

28) چرا هر کاری که از روی اختیار از انسان سر بزند، مشمول تقدیر الهی است؟

29) توجه به مقدر بودن اختیار انسان کدام نتیجه گیری مهم را به دنبال دارد؟

30) در پیدایش یک گل آیا می توان تقدیر الهی و نظام خلقت را از یکدیگر قابل تفکیک دانست؟ چرا؟

31) تقدیر الهی در رابطه با به وجود آمدن یک گل را توضیح دهید.

32) اشتباه انسان در رابطه با تصور محدودیت های ناشی از نظام قانونمند عالم چیست؟

33) اگر نظام حاکم بر عالم نبود چه می شد؟

34) زیبایی خلقت در ارتباط با اختیار انسان چیست؟ توضیح دهید.

35) برداشت غلط از علم و تقدیر الهی ناشی از چیست و چه اعتقادات مردودی را به دنبال دارد؟

36) علم خداوند را  با پیش بینی درباره ی یک نتیجه مقایسه کنید.

37) بنا بر اصل توحید افعالی هر پدیده مظهر چیست؟

38) علت هایی که در پیدایش یک پدیده دخالت می کنند، بر چند دسته اند؟ نام ببرید.

39) علل عرضی را با ذکر یک مثال توضیح دهید.

40) علل طولی را با ذکر یک مثال تعریف کنید.

41) با توجه به علل طولی رابطه ی اختیار انسان با اراده ی خدا را  توضیح دهید.

 

 

درس هفتم                                        پایه های استوار

1 ) مشاهدات یحیی بن عفیف را درباره ی رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در روزهای آغاز بعثت بنویسید.

2 ) عباس بن عبدالمطلب درباره ی نماز رسول خدا به اتفاق حضرت خدیجه و امام علی علیهم السلام چه گفت؟

3 ) با گذشت نیم قرن از دعوت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چه تأثیری در سرزمین های اطراف ایجاد شد؟

4 ) در قرن اول بعثت دامنه ی اسلام تا کدام نواحی گسترش یافت؟

5 ) در حال حاضر برای بازنگری به تمدن اسلام در کدام نکات باید تأمل داشته باشیم؟

6 ) لازمه ی گذر از دوره ی جاهلی به عصر اسلام چه بود؟

7 ) رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم رسالت خود را چگونه، با چه پیامی و از کجا آغاز کرد؟

8 ) محور رسالت رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم چه بود؟

9 ) در قرآن کریم دعوت تمدن های موجود به توحید چگونه به پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم فرمان داده شده است؟

10) در کنار دعوت به توحید، کدام نگرش مورد توجه پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم قرار گرفت و این امر چه تأثیری بر یاران و پیروان آن حضرت داشت؟

11) آیه ی 13 سوره ی حجرات به کدام یک از اقدامات رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در تأسیس تمدن اسلامی اشاره دارد؟

12) ترجمه ی آن بخش از آیه ی 13سوره ی حجرات را که به مبارزه با تبعیضات نژادی و طبقاتی اشاره دارد، بنویسید.

13) وجود کدام یاران و پیروان در جمع اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم بیانگر عدم توجه اسلام به نام و نسب است؟  

14) رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم بر ویرانه های کاخ اشرافیت جاهلی کدام بنا را برپا ساخت؟

15) پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم به مردم درباره ی عدل چه مطالبی را می آموختند؟

16) با تشدید درگیری اسلام با مشرکان و ستمگران خداوند چه فرمانی به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم ابلاغ فرمود؟

17) آرمان رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در برقراری عدالت اجتماعی چه بود و در این رابطه چه اقداماتی کردند؟

18) چرا جامعه ی معاصر پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم به عصر جاهلیت نامیده می شود؟

19) برخی از نشانه ها و مظاهر جهل و خرافه پرستی در دوره ی جاهلی را بنویسید.

20) اقدامات پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم با تکیه بر قرآن کریم در از بین بردن آداب جاهلی چه بود؟

21) اولین آیات نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم حاکی از کدام حقیقت است؟

22) ترجمه ی  آیه ی 9 سوره ی زمر را بنویسید. «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون إنّما یتذکر أولوا الالباب»

23) کدام عوامل موجبات شکست سد جاهلیت و خرافه گرایی را فراهم آورد؟

24) وضعیت علم آموزی در ایران هم عصردوره ی جاهلی چگونه بود؟

25) دیدگاه رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در رابطه با علم آموزی چیست؟

26) دیدگاه جامعه ی جاهلی درباره ی جهان چه بود؟

27) اقدامات رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم برای اصلاح نگرش مردم عصر جاهلی درباره ی انسان و جهان را بنویسید.

28) هدف پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم از تبلیغ نگرش خود درباره ی جهان چه بود؟

29) ویژگی های انسان های تربیت شده در مکتب پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چیست؟

30) خداوند کدام دیدگاه را در آیه ی 32 سوره ی أعراف اعلام فرموده است؟

31) کدام موارد از سوی خداوند در آیه ی 33 سوره ی أعراف به عنوان حرام معرفی شده است؟

32) وضعیت فردی و اجتماعی زنان را در عصر جاهلی بررسی کنید.

33) برنامه ی رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم در إحیای منزلت زن چه تحول عمیقی را در جامعه ی جاهلی به وجود آورد؟

34) آیه ی 97 سوره ی نحل درباره ی یکسانی مقام زن و مرد چه فرمایشی دارد؟

 

درس هشتم                                        عصر شکوفایی

1 ) هر تمدنی نتیجه ی چیست؟
2 ) عظمت هر تمدن وابسته به چیست؟

3 ) چگونه می توان از گذشته عبرت گرفت؟

4 ) نیاکان ما به چه میزان به اندیشه و تفکر توجه داشته اند؟

5 ) پرسشگری جزو کدام آموزش ها در اسلام بوده و در کدام حوزه ها جریان داشته است؟

6 ) نیاکان ما در جهان اسلام علوم بشریرا به چند شاخه توسعه دادند و اقدامات آنان در شهرها چه بود؟

7 ) اشتیاق به علم آموزی چگونه درکلام دانشمندان اروپایی توصیف شده است؟

8 ) موقعیت دانشگاه های اسلامی در نزد اروپاییان چگونه بود؟

9 ) وضعیت کتابخانه های مسلمانان پیش ازاختراع صنعت چاپ را بررسی کنید.

10) برخی از دانشگاه های جهان اسلام را نام برده وضعیت آن ها را به طور کلی توضیح دهید.

11) دانش مسلمین دربرگیرنده ی کدام حوزه ها بوده است؟

12) کدام رشته ها در تاریخ اسلام توسعه ی فراوان یافت؟

13) تمدن قرون وسطایی مسیحی را با اندیشه ی مسلمانان مقایسه کنید.

14) موقعیت علمی شخصیت های مقابل را بررسی کنید:             الف- ابونصر فارابی          ب- ابوعلی سینا  

15) برخی از دانشمندان بزرگ اسلامی در رشته های فلسفه و کلام را نام ببرید.

16) سخن ملا صدرای شیرازی را در هماهنگی میان دین و تفکر عقلی بنویسید.

17) اقدامات دانشمندان مسلمان در شاخه ی ریاضی را بنویسید.

18) شخصیت استثنایی مسلمان در تاریخ ریاضی کیست و چه اقداماتی انجام داده است؟

19) سایر ریاضیدانان بزرگ اسلامی و اقدامات آنان را نام ببرید.

20) وضعیت مسلمانان را درامورمربوط به بهداشت و سلامتی توضیح دهید.

21) سوابق محمد بن زکریای رازی را در علم پزشکی بنویسید.

22) منظور از امیر پزشکان کیست؟ اعتبار علمی کتب وی را بررسی کنید.

23) نظریات و تحقیقات ابتکاری این سینا در زمینه های مختلف را توضیح دهید.

24) وضعیت پزشکان مسلمان را در جراحی شرح دهید.
25) اولین بیمارستان مسلمانان در چه سالی، در کجا و با استفاده از کدام تجربه ساخته شد؟ 
26) وضعیت کلی اولین بیمارستان مسلمین چگونه بود و محل بنای آن چگونه انتخابشد؟
27) وضعیت بیمارستان قاهره را توصیف کنید.

28) دانشمند مسلمان علم گیاه شناسی کیست؟ توضیح دهید.

29) نظر گوستاو لوبون را درباره ی مؤسس علم شیمی بنویسید.

30) درباره ی هر یک از دانشمندان زیر مختصری توضیح دهید:

الف- جابر بن حیان                        ب- ابوریحان بیرونی                     ج- ابوسعید سجزی                      

31) اقدامات مسلمین در ستاره شناسی چه بود و نخستین تأثیر تمدن اسلامی در این رشته مربوط به چیست؟

32) کدام تلاش همپای تلاش های علمی، از جلوه های زیبای تمدن اسلامی محسوب می شود؟

33) در چه صورت درخت علم و معرفت و اخلاق شکوفا و بارور می گردد؟

34) عطش مسلمانان برای دریافت و تبیین معارف قرآن آنان را به چه اقدامی وا می داشت؟

35) علم تفسیر چگونه شکل گرفت؟ برخی از مفسران تاریخ اسلام را نام ببرید.

36) چرا جمع و تدوین حدیث در نزد مسلمانان اهمیت زیادی داشت؟

37) بنا به نقل افراد چند نفر از رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم حدیث نقل کرده اند؟ توضیح دهید

38) اولین تنظیم کننده ی کتاب در جمع احادیث پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم کیست؟

39) درباره ی علم حدیث شناسی  و علم فقه توضیح دهید.

40) برای به دست آوردن احکام و قوانین از منابع مرتبط یک فقیه باید با در کدام علوم تخصص داشته باشد؟

41) تدوین قوانین فردی و اجتماعی توسط فقها چه تأثیری بر نظام زندگی دارد؟

42) جرج برنارد شاو، نویسنده ی معروف انگلیسی، درباره ی فقه اسلامی چه می گوید؟

43) زندگی سیاسی و روابط اجتماعی پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم بر چه اساسی بنا شده بود و چه آموزشیدر این رابطه به مردم داده بودند؟

44) حاکمان اموی و عباسی پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم چه شیوه ای را در حکومت پیش گرفتند؟

45) کدام عوامل باعث شد تا ستمگران برخی ظواهر را مراعات کنند؟

46) قیام امام حسین علیه السلام در برابر یزید با کدام هدف و چه تأثیری صورت گرفت؟

47) حاکمان اموی و عباسی با چه مزاحمت هایی و از سوی چه کسانی مواجه بودند؟

48) دوران حکومت بنی امیه چگونه به پایان رسید؟

49) هدایت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم در زنده نگه داشتن سیره ی آن حضرت، چه تأثیری بر حاکمان عباسی داشت؟

50) مبارزات سیاسی قبل از ظهور اسلام را با مبارزات سیاسی دوره ی اسلامی مقایسه کنید.

51) اقدامات ننگین حاکمان بنی امیه و بنی عباس را که موجب کاهش استیلای اسلام گردید بیان کنید.

52) برخی آثار با برکت تمدن اسلامی را تا قرن هشتم ذکر کنید.

53) شیوه ی حکومتی امویان و عباسیان به چه چیز منجر شد؟

54) دو تهاجم بزرگ بر پیکره ی جهان اسلام در کدام دوران و از کدام نواحی صورت گرفت؟

55) تهاجم امپراطوری روم از چه سالی، با چه انگیزه ای  و با هجوم به کدام مناطق آغاز شد؟

56) نتیجه ی جنگ های صلیبی رومیان با مسلمین چه بود؟

57) کدام ویژگی در حمله ی مغولان به مرکز و شرق جهان اسلام، مانع از تجدید حیات تمدن اسلامی شد؟

58) فرمان چنگیز مغول به نیروهایش در تخریب ایران اسلامی چه بود؟

59) سرگذشت تلخ شهرهای سمرقند، خوارزم، بلخ، مرو و نیشابور در حمله ی مغول را توصیف کنید.

60) ویرانگری های مغولان به جز در شهرهای مذکور کدام شهرهای دیگر را در بر گرفت؟

61) ویژگی دعوت پیامبر صلی الله علیه وأله و سلّم با نزول قرآن از کدام جنبه قابل تأمل است؟

62) دومین اثر هنری – ادبی اسلام چیست؟

63) محور هنر و ادب تمدن اسلامی چیست؟

64) جلوه گاه اصلی انواع گوناگون هنر و ادب در تمدن اسلامی چیست و کدام هنرها در آن ها جلوه کرده است؟

65) جایگاه شعر در تمدن اسلامی چیست؟

66) جایگاه شعر فارسی د رجهان امروز را بررسی کنید.

67) توجه شاعران غزلسرا به عشق حقیقی چگونه در اشعار آنان تجلی کرده است؟ مثال بزنید.

68) در بنای باشکوه مساجد چگونه می توان تلاقی دین و هنر را مشاهده کرد؟

69) در هنر اسلامی به کدام اصول توجه ویژه ای شده است؟

70) تاریخچه ی تمدن اسلامی را از آغاز تا افول آن به طور خلاصه بیان کنید.

71) چه عواملی زمینه ساز افول تمدن اسلامی گردید؟

72) امام علی علیه السلام، به فرزندان گرامیش و هر مسلمانی که وصیت نامه ی آن حضرت را می خواند چه سفارشی در مورد قرآن کرده اند؟

 

درس نهم                                        نگاهی به تمدن جدید

1 ) سه دوره ی تمدن را در اروپا مشخص کنید.

2 ) در یک نگاه اجمالی تمدن جدید، دارای چه آثاری بوده است؟

3 ) رابطه ی مسلمانان با تمدن جدید چگونه رابطه ای است؟

4 ) چه کسانی از نقد و بررسی گریزانند؟

5 ) ویژگی مشترک کسانی که از نقد گریزانند چیست؟

6 ) پیامدها و نتایج گسترده ی تمدن جدید در یک نگاه کدامند؟

7 ) از دستاوردهای تمدن جدید کدام یک مثبت و کدام یک منفی هستند؟

8 ) پیامد مثبت تمدن جدید در توجه به علم و تحقیق را بنویسید.

9 ) موفقیت تمدن جدید در گسترش علم کدام باور غلط را در اذهان ایجاد نمود؟

10) برخی توانمندی های انسان را در رابطه با تصرف در طبیعت نام ببرید.

11) آثار مخرب تصرف در طبیعت را بررسی کنید.

12) نحوه ی زندگی انسان امروز از نظر رفاهی با انسان های قرون قبل دارای چه تفاوت هایی است؟

13) روند رشد آگاهی های مردم از قانون و حقوق را بنویسید.

14) با وجود افزایش آگاهی مردم نسبت به حقوق، کدام عامل باعث تضییع بعضی حقوق و ایجاد فساد اخلاق گردیده است؟

15) آثار منفی تولید انبوه کالا را در امور مادی بنویسید.

16) آسیب اصلی تولید انبوه کالا چیست؟

17) تولید انبوه کالا زمینه ی کدام آسیب را در کشورهای دیگر ایجاد نمود؟ و نتیجه ی آن چه بود؟

18) وضعیت کار و سرمایه در دوران قبل از پیدایش صنعت را با دوران پس از آن مقایسه کنید.

19) عامل اصلی ایجاد فاصله ی طبقاتی در جوامع چیست؟

20) تعریف تمدن کنونی از انسان چیست؟

21) تعریف تمدن کنونی از انسان دارای کدام نتایج بوده است؟

22) وضعیت اقدامات تسلیحاتی و نظامی قدرتمندان در جهان چگونه است؟

 

 

درس دهم                                        برنامه ای برای فردا

1 ) ویژگی های تمدنی که در حال حاضر ما در متن آن زندگی می کنیم چیست؟

2 ) دو تجربه ی موفق ایران اسلامی در تمدن حاضر کدام است؟

3 ) تأثیر دو تجربه ی موفق ایران اسلامی بر جهان امروز چه بوده است؟

4 ) موقعیت کنونی ایران اسلامی نسبت به تمدن کنونی چیست؟

5 ) بزرگ ترهای امروز ایران اسلامی نوجوانان کدام نسل هستند؟ و انتظارشان چیست؟

6 ) سه هدف بزرگ ایران اسلامی در رابطه با تمدن جهانی چیست؟

7 ) آیا این اهداف دست نایافتنی هستند؟ چرا؟

8 ) برای رسیدن به اهداف سه گانه در کدام حوزه ها باید فعالیت نمود؟

9 ) در حوزه ی فردی، انتخاب کدام برنامه ها ضروری است؟

10) شناخت گذشته و مقایسه ی آن با عصر حاضر چگونه ما را راهنمایی می کند؟

11) کدام فضایل اخلاقی موجبات رسیدن به اهداف را فراهم می سازد؟

12) پیشرفت های علمی چه تأثیری در تقویت یک ملت دارد؟

13) تذکر مقام معظم رهبری در باره ی پیشگامی در علم و فناوری را بنویسید.

14) آیا حضور فعال در جهان و تأثیر بر آن تنها با اقدامات فردی میسر است؟ توضیح دهید.

15) با توجه به آیه ی 104 سوره ی آل عمران اولین قدم در حوزه ی دوم اقدامات مربوط به اهداف سه گانه چیست؟

16) مهم ترین عامل برای حضور مؤثر در میان افکار عمومی جهان چیست؟

17) برخی از عوامل استحکام نظام اسلامی را ذکر کنید.

18) عبارت «ما می توانیم» کدام حس را در افراد یک ملت ایجاد خواهد کرد؟ نمونه ای را مثال بزنید.

19) چرا پیام اسلام پیامی برای همه ی مردم تلقی می شود؟

20) چه رابطه ای میان  یک پیام و روش تبلیغ آن وجود دارد؟ توضیح دهید.

21) خداوند کدام روش تبلیغی را به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم آموزش می دهد؟ (آیه ی 125 سوره ی نحل)

22) روش های قرآن در مواجهه با مردم و تبلیغ پیام چیست؟ (تفکر در آیه)

23) روش های تبلیغی قرآن متکی بر چه اموری است؟ و لازمه ی به کارگیری این روش ها چیست؟

24) تفاوت ابزارهای کنونی با ابزارهای زمان رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم چیست؟

25) سهل انگاری اهل حق در استفاده ی صحیح از ابزارها چه پیامدهایی دارد؟ نمونه ای برای آن ذکر کنید.

26) چرا در تبلیغ اسلام باید از نیازهای عمومی آغاز کرد؟

27) برخی از نیازهای عمومی را که در تعالیم اسلام به آن ها توجه شده، نام ببرید.

28) در تبلیغ اسلام در تمدن جدید کدام یک از رسالت های انبیا را باید احیا نمود؟

29) مبارزه با ستمگران و برقراری عدالت نیازمند کدام هوشیاری ویژه است؟

30) قرآن درباره ی سلطه جویی گروهی از یهودیان و مسیحیان بر مسلمین چه هشداری به رسول خدا صلی الله علیه وأله و سلّم داده است؟

31) امام خمینی رحمة الله علیه توجه ما را به کدام نکته در خصوص سلطه جویی بیگانگان جلب می نمایند؟

32) نگرش واقع بینانه در دعوت به حق و عدالت چیست؟

33) نمونه ی بارز حق ستیزی و زورگوییدر عرصه ی جهانی کدام است؟

34) هدایت ملت ها به سوی استقامت و مبارزه ای معقول و عزتمند مستلزم چیست؟

35) آیا خداوند هر نوع ارتباطی را با غیر مسلمانان ممنوع ساخته است؟ توضیح دهید.

36) رابطه با کدام دسته از غیر مسلمانان از سوی خداوند:           الف- نهی نشده است؟         ب- نهی شده است؟

37) آیا تلاش برای احیا و بازسازی تمدن اسلامی و اصلاح وضع کنونی جهان تنها یک وظیفه و مسؤولیت است؟

38) کدام پندار ساده اندیشانه در یکی دو قرن اخیر درباره ی کفایت علم و دانش بشری وجود داشته است؟

39) آیا در قرن بیست و یکم بی کفایتی علم در رساندن انسان به سعادت اثبات شده است؟ چگونه؟

40) اعتقاد و مسؤولیت مسلمانان در ارتباط با اسلام چیست؟

41) در دعای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواسته ی اصلی منتظران چیست؟

منبع :وبلاگ شخصی سرگروه دین وزندگی اردبیل

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:20  توسط رابطان گروه معارف  | 

دین و زندگی 3

 

 

 

درس اول:

 

1- نخستین نیاز اساسی در زندگی چیست؟

1)نیاز به رشد تعالی       

 2) درك صحیح از آینده

3)نیاز به دوست همراه       

  4)درك فلسفه ی زندكی

 

2- كدام نیاز جامع وشامل تمام نیازهای آدمی است؟

1)چگونه زیستن             

   2)رشد بالندگی

3)درك آینده                   

    4)شاداب در زندگی

 

3ـ درقلمرومعرفت شناسی انسان چه زمانی خود را با سؤالهای اساسی روبرو می بیند؟

1)زمانی كه به مشكلات دچار می شود.

2)هنگامی كه در سطح زندگی روزمره زندگی می كند.

3)انسان همواره ودر همه حال به فكر سؤالهای اساسی است.

4)زمانی كه در افق بالاتری بیندیشد.

 

4-حدیث«جعل العدل ن تنسیقا للقلوب»ازچه كسی ودر مورد چیست؟                                                                                                                            

1)پیامبراسلام(ص)-عدل سبب پیوند دلها می شود

2)حضرت فاطمه-هدف زندگی

3)امام  علی-هدف زندگی              

4)حضرت فاطمه-عدل سبب پیوند دلها می شود

 

5- كدام نوع نیاز، والاترین هدف مشخص شده وراه رشد وتعالی شكوفامی شود؟

1)كشف راه درست زندگی    

  2)امنیت خاطر

3)درك هدف زندگی            

 4)درك آینده

 

6-سؤالهای بنیادی انسان حاكی ازچیست؟

1)سطحی ترین نیازها          

    2)عمیق ترین نیازها                                                                                                                                 

3)دغدغهای روزمره             

  4)افق ابتدایی دیدانسان                                                                           

 

7- چرا آدمی ازدرجازدن بیزاراست؟

1)میل به تعالی و بالندگی

2)توجه به اعتدال جويي

3)میل به درك فلسفه  ی حیات

4)توجه به فهم پسچيدگي هاي زندگي                                                                                                                        

8- منشأ شادی ها ونشاط درزندگی چیست؟

1) رشدوبالندگی                 

    2) رضایت مردم

3)دوری از ترس و دلهره        

 4)آرامش درونی                                                        

 

9- گشودن دروازه های پیشرفت و شكوفایی استعدادآدمی درگروكدام نیازاست ؟

1)عدالت جویی       2)حقیقت طلبی         3)شادكامی                4) تعالی

                                                                                 

10ـ داشتن درد متعالی نشانه ی چیست؟

1)توجه به غرایزوزندگی مادی 

2)بیداری وهوشیاری       

3)ورودبه وادی حیوانیت

4)آگاهی از محیط وجامعه    

11-آیه ی شریفه ی«استجیبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما یحییكم»بیناگر چیست؟

1)تمام دستورات دین وفرامین پیامبران مایه حیات فرد و جامعه است

2) جواب مثبت به خداورسولِ،دعوت بخش است

3)برخیاز دستو رات خدا ورسول مایه ی حیات جامعه است

4)حركت در مسیر خدا وپیامبراحیاگراندیشه است                   

 

12-در قلمرو انواع نیازهای بشری،علت توجه واهمیت دادن به«كشف راه درست زندگی»چیست؟

1)حیات بشر مرهون تجربه های انسان هاست

2)زندگی معبری است كه بارها آدمی ازآن عبور میكند

3)حیات بشر فراز و نشیب زیادی دارد

4)زندگی فرصتی است كه یك بار در اختیار انسان گذاشته می شود

 

 

درس دوم:

 

13- مأموریت حضرت موسی وبرادرش هارون ازاین كه به سوی فرعون آمدندچه بود؟

1)رفع ظلم وستم –حقیقت جوی 

2)دعوت به توحید-عدالت اجتماعی

3)دعوت به حق –جلوگیری ازستم

4) دعوت به فطر الهی-عدالت اجتماعی

 

14- ازآیه شریفۀ‍»اَعْطی كلَّ شی ءٍخلفه....»كدام مفهوم استنباط می شود؟

1)ما اسسحقاقی نداریم هر چه هست عطای الهی است

2)ما مستحق غطا هستیم وخداما راهدایت كرد

3)هدایت انسانها تشریفی است

4)هدایت انسان ها تكوینی است

15- در چه صورتی انسان ها در قیامت بهانه ودستاویز خواهند داشت؟

1)  نبودن امامان                              

    2) قصوردردریافت وحی

3)عدم وجود استدلال درست                

  4)نبودن پیامبران الهی

 

16- براساس آیات شریفۀ1تا3سورۀاعلی بعد از آفرینش (خلق)واندازه گیری (قدر)به ترتیب چه موضوعاتی مطرح شده است

1)تعدیل وهم آهنگی-هدایت       

  2)هدایت- تعدیل

3)هم آهنگ-هدایت                  

 4)رسالت-هدایت

17-آیۀ شریفۀ «وجعل لكم السمع والابصاروالافندةلعلّكم تشكرون» بیانگرچیست؟

1)اهداف شناخت                    

     2)ابزارشناخت  

3)قلب حقایق                         

    4)راه های استدلال                 

 

18- بیهوده وعبثبودن آفرینش كدام یك از صفات الهی را مخدوش میكند؟

1)قدرت                 

 2)معرفت               

)رحمت               

4)حكمت

 

19- چرادر قیامت كسی حجتّی بر خداوند ندارد؟

 1)چون خدا كریم ورحیم است. 

 2)چون او مؤمن ومقتدر است.

3)چون خداوند عزیز و حكیم است.

4)چون او جبار و متكبر است.

 

 

21-در عرصۀانسان و ویژگی های او،آیۀ«فَمَنِ اهتدی فَلنفسه و مَنْ ضَلَّ...»كدام ویژگی را در مورد انسان مطرح می كند

1)علم ومعرفت   2)فطرت وغریزه   3)زیبایی  4 )اختیار

 

20- از آیۀ شریفۀ«انا انزلنا علیك الكتاب للناس بالحق» كدام دریافت می شود ؟

1)نزول قرآن برای همهی مؤمنان است.

2)حقیقت قرآن قابل تفسیر نیست.

3)قرآن در زمان پیامبر (صَلَی الله عَلیه وَ آله وَسَلَم )به صورت كتاب بوده است.  

4)نزول قرآن به صورت آنی و دفعی بوده است.

 

 22- بری اینكه اطلا عات كافی درباره ی جهان پس از مرگ داشته باشیم نیازمندچه نوع هدایتی هستیم؟

1)هدایت درونی                        

  2)هدایت عام

3)هدایت ویژه ی الهی               

   4)هدایت باطنی

 

23- براساس معارف دین آن چه كه به انسان قوهی تشخیص حق از باطل میدهد،كدام است؟

1)عقل وعلم                             

   2)ایمان وعمل  

3)قلب وفطرت                           

   4)وحی و عقل 

24- در عرصه ی نیاز انسان به راهنمایی،ارسال رُسُل ازطرف خداوندودادن اطلاعات لازم به آنها برای چیست؟

 

1)رسیدن به برخی نیازهای بنیا دین انسان

2)هدایت عقل انسان در مسیر خود به سوی مقصد

3)راه توجیه ناكامی های انسان

4)جلوگیری از گمراهی وسعادت انسان

 

 

 

درس سوم:

 

25- هدایت وراهنمایی از طریق فرستادی دین،متناسب باكدام ویژگی درانسان است؟

1)تعقّل واختیار                      

2)غریزه وعقل

3)تعقل وتدبّر                         

4)اختیاروعزم

 

26- ابلاغ وحی در مسؤلیت چه كسانی است؟

1)امامان                             

2)پیامبران اولولوالعزم

3)پیامبران الهی                  

 4)همۀمردم

 

27- ازآیۀ شریفۀ«شَرَعَ لكم من الدّین ما وصّی به نوحاًوالذی اوحیناالیك» خطاب به كیست؟

1)امام علی (ع)                    2)پیامبر اسلام(ص)

3)انسان                              4)پیامبران الهی

 

28- بینش عمیق پیامبران سبب مصونیت وعصمت از كدام امرمی شود؟

1)علم            2)گناه         

 3) كذب         4) خطا              

29- براساس آیه ی شریفه ی «و یهدی الیه من ینیب»هدایت شامل چه كسی می شود؟

1)اهل گریه                          3)اهل علم

3)اهل توبه                           4)اهل ایمان

 

30- از آیه ی شریفه ی «قل بل ملِّة ابراهیم حنیفاً» بیانگر چیست؟

1)ابراهیم مطیع ادیان یهود ونصاری بود

2)قوم حضرت ابراهیم او را مشرك می دانستند

3)آن چه ارزشمند است توحید و یكتا پرستی است

4)دین واقعی دین اسلام است

 

31- این كه خداوندپیامبراسلام(ص)را آخرین پیام آورمعرفی می كند با كدام واژه درقرا ن كر یم  آمده است؟

1)آخَر              2)خاتِم                  

      3)آخِر              4)خاتَم

 

32- به موازات چه چیزی،تعلیمات پیامبران تكامل یافته ودر سطح بالاتری عرضه شده است؟

1)گذشت زمان                           

   2) تغییر مكان

3)تكامل بشر                               

  4)شرایط اجتماعی

33-عصمت پیامبران الهی وامامان معصوم(ع)  مولود چیست؟  

1)مولود بینش ویقین وایمان آنهاست

2)قوه ی قهریه الهیه ،پیامبران وامامان رااز خطاوگناه مصون نگه می دارد

3)شناخت نوع عمل

4)قصد دوری ازگناه

 

34)قرآن كریم،دین خداازآدم تاخاتم كه یك جریان پیوسته است باچه كلمه ای یادمی كند؟

1)شریعت             

 2)مكتب                

  3)مذهب               

4)اسلام 

 

35-اگر پیامبری دردریافت وابلاغ وحی عصمت نداشته باشد كدام امرازمردم سلب می شود؟

1)امكان هدایت    

 2)نعمت های مادی

 3)حكمت الهی    

 4)وجوب معاد        

 

36-مقصود از«حدیث»و«طاعنان»در بیت زیر چیست؟

«من تو را اندر دو عالم رافعم/طاعنان راازحدیثت دافعم»

1)سخنان پیامبر- طعنه زنندگان 

   2 )قرآن- پیامبران

3)قرآن- منكران                   

   4)سخنان پیامبر- منكران

 

37-عصمت یعنی چه؟

1)دور ماندن از گناه در تمام عمر به علت ساختمان وجودی خاص در پیامبران

2)دور ماندن از گناه در تمام عمر كه موجبات آن تنها یك موهبت الهی است

3)مصونیت از گناه واشتباه كه ناشی ازكمال ایمان و رسیدن به درجه ی یقین وشدت تقواست

4)ایمان به خداوند متعال وترس از عقاب مانع ازآن است كه پیامبر وامام دچار گناه شوند

 

درس چهارم:

 

38- كدام یك وجه امتیاز قرآن كریم ازدیگركتب آسماتی نیست؟

1)جاودانگی     

 2)اعجاز         

  3) شكست ناپذیر     

      4)موقتی بودن

 

39- كدام گزاره درست است؟

1) تبدیل عصا به ماری بزرگ معجزۀ داوود(علیه السلام)) بوده است.

2) دست نوازی و روشن ،معجزۀ حضرت (علیه السلام) بوده است.

3) معجزۀ پیامبر اسلام تنها قرآن كریم بوده است.

4) پیامبر اسلام معجزه های گوناگونی داشت.

 

40- آیۀشریفۀ«وان كنتم فی ریبٍ ممّانزّلنا علی عَبدِنا فأتوا بسورةٍمن مثله وادعواشهداءَكُمْ...» بیانگر چیست؟

1)عدم تحریف  

 2)تحدی  

 3)تزول ناگهانی  

  4)شهیدان

 

41- آیۀشریفۀ«اَفَلا یتَدبّرون القرآن ولو كانَ من عندِ غیر الله لَوَجدوافیهِ اختلافاً كثیراً»در مورد یك از نشانه های محتوایی ومعنایی است؟

 1) تازگی و شادابی همیشگی       

  2) همۀجانبه بودن

 3) انسجام و وحدت درونی         

  4) تأثیرناپذیری           

42- از آغاز نزول قرآن كدام بُعدآن مورد توجه همگان وحتی مخالفان قرار گرفت؟

1)محتواوفرهنگ                

  2)مضامین عالی آن          

    3)فصاحت وبلاغت               

 4)صدور از شخصامّی

 

43- كدام غلّت نفوذخارق العادۀ قرآن در افكارونفوس نبوده است؟

1) كوتا بودن آیات                  

  2)شیرینی بیان           

 3)رسایی عبارات                    

4)موزون بودن كلمات               

 

44- چه كسانی افرادی را مأموركرده بودند كه نگذارند

مردم به خانۀ پیامبر(صَلَی الله عَلیه وَ آله وَسَلَم)بروندوآیات قرآنرا بشنوند؟

1)خویشاوندان پیامبر(صَلَی الله عَلیه وَ آله وَسَلَم)            

  2)سران مكه 

 3) سران مدینه                               

     4)یهودیان

 

45- نزول قرآن كریم طی چندسال و چگونه انجام شد؟ 

1)سیزده- آنی                                 

 3) بیست وسه آنی                  

 2)بیست وسه- تدریجی                      

4) بیست - تدریجی

 

46- عبارت «آنان حتی آداب توحیدی باقی مانده از زمان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل (علیه السلام)را با شریك آمیخته بودند.»در مورد چه كسانی صادق است.

1) مردم ایران                                 

 2) یهودیان  

3) مردم حجاز                               

   4)مسیحیان

 

47- كدام یك سند و دلیل نبوت نمی باشد ؟

1)بینّه           2)آیة            

3)عصمت           4)اعجاز

 

48- بیش از اسلام كدام موضوع در میان مردم حجاز مرسوم نبود؟

1) شرك به خدا                         

   2)تعصبات قومی 

 3)جنگ وجهاد                          

   4)علم آموزی

 

49- آیۀشریفۀ«وما كُنْتَ تتلو من قبله من كتاب ولا تخطّه بیمینك»بیانگر چه مطلبی است ؟

1)تلاوت وترتیل قرآن           

  2)همه جانبه بودن قرآن     

  3)امی بودن پیامبر               

  4)نزول تدریجی قرآن

 

   درس پنجم:

                                                   

 

50- در عرصه ی هدایت و راهنمایی،رسول الله(ص) چگونه وظیفه ی سنگین رسالت را به مدت 23سال انجام داد؟

1) با قاطعیت و مبارزه          2) با خوف ورجا        

3) با جنگ و جهاد                        4)با صبرواستقامت بی نظیر              

51- تلاش پیامبر اسلام (ص) در طی مدت رسالت برای چه بود؟

1)توجه دادن به خوبی ها وبدی

2)آشنا كردن مردم به فطرت پاك

3)نشان دادن معجزات و آیات الهی

4)رستگاری ونجات مردم از گمراهی   

 

52- اولین و بزرگترین معلم قرآن كیست؟

1)كاتبان وحی                    2)امام علی(ع)

3)خداوند                                     4)پیامبر

         

53- ولی و سرپرست حقیقی         انسانهاكیست

1)امام     2)پیامبر              3)خدا       4)قرآن        

55- چه كسانی نه بیم دارند و نه اندوهگین میشوند؟

1)اولیای خداوند  2)رسولان الهی    3)مومنان  4)عباد الله

 

54- ولایت خداوند بر همه ی موجودات وحاكمیت قوانین بر آنها و اداره ی امور از چه نوعی است؟

1)معنوی     2)عام              3)خاص               4)ظاهری                                 

56- ترتیب آیات وسوره های قرآن كریم به دست چه كسی صورت گرفت؟

1)رسول خدا    2)امام علی    3)خلیفه اول  4)خلیفه دوم

 

57- پیامبر اسلام (ص) مركز حكومت ورهبری را دركجا قرار داد؟

1)مسجد مدینه   2)مسجدالحرام  3)بیت المقدس  4)كعبه

 

58- براساس روایات اماما ن معصوم (ع)اسلام برچند پایه استوار است ومهم ترین آن چیست؟

1)5-ولایت     2)5-توحید       3)4- امامت   4)4- ولایت

 

61- كدام یك از كتب زیر از تألیفات امام خمینی (ره) است؟   

1)المیزان      2)احتجاج     3)امام شناسی  4)ولایت فقیه

 

59-ازاساسی ترین وابتدایی ترین اهداف اسلام در طول تاریخ است؟

1)هدایت مردم                                       2)ایجاد حكومت اسلامی

3)مبارزه با باطل                                     4)اصلاح جامعه

 

60- رسول خدا (ص) آیات قرآن رابه طور كامل از چه كسی دریافت می كرد؟

1)قلب پاك خود                                      2)فرشته ی وحی

3)بی واسطه از خدا                               4)میكائیل

 

62- درعرصه ولایت معنوی كدام یك ویژگی پیامبر اسلام نبوده است؟

1)نورانی شدن قلب ازمعرفت   2)داشتن معجزه موقتی

3)گواه وناظر بر اعمال                                   4)مشاهده عالم غیب

 

63- از دیدگاه امام خمینی(ره)به این دلیل كه هر نظامی سیاسی غیر سیاسی غیر اسلامی000               1)نظامی طاغوتی است،وظیفه ی ما این است كه آنها را اصلاح كنیم 2)نظامی شرك آمیزاست،ماموظفیم آثار شرك را از جامعه       مسلمانان دور كنیم

3)به ارادهی مردم متكی نیست،با آن مبارزه كنیم

4)آینده نگر نیست،موظفیم كه آثار آن را از بین ببریم

درس ششم:

 

 

63- راه حل دین اسلام برای تداوم رسالت و اجرای احكام الهی در ادوار پیشنهاد كدام اصل است

1)عدالت       2)امامت       3)ولایت            4)خلافت

 

64- پس از رحلت پیامبر (صلی اله علیه وآله وسلم)كدام

بك از مسؤلیت ها پایان یافتۀ؟

 1) ابلاغ وحی                      2) مرجعیت علمی                              3) ولایت باطنی                    4) ولایت ظاهری

 

65- آیۀشریفۀ«الله اَعلمُ حیثُ یجْعل رسالَته» ناظر به كدام ویژگی پیامبر است؟

1) مرجعیت علمی                   2) ولایت ظاهری   3)شجاعت و تدبیر                   4)علم و عصمت

 

66- با ختم نبوت كدام موضوع پیان نمی پذیرد؟

1)ابلاغ وحی          2)عمل به وحی      3)دریافت وحی                4)معجزه

67- حدیث شریف:«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» ازچه كسی و در مورد كدام موضوع است؟ 

1)امام علی (علیه السلام)- ضرورت شناخت امام

 2)پیامبراسلام (صلی اله علیه وآله وسلم)- ضرورت شناخت امام   

3)امام علی (علیه السلام)- ضرورت شناخت دین

4) پیامبر  اسلام (صلی اله علیه وآله وسلم)- ضرورت شناخت دین  

67- علت آن كه پس ازپیامبر،نیاز به امام بیشتر می شود كدام است؟

1) گمرهی عامه ی مرد                  3)گسترش قلمرو اسلامی          

 2)نقص دانش بشری                    4)میل به فسق وفجور

 

69- معرفی فرد شایستۀ امامت از سوی چه كسی و از چه طریقی صورت گرفته است؟

1) خدا- پیامبر و قرآن           2) خدا- قرآن 

3) پیامبر- قرآن وحدیث         4) پیامبر- قرآن                   

 

70- آیۀ تطهیردرمنزل كدامیك ازهمسران رسول خدا (صلی اله علیه وآله وسلم ) نازل شد و كدام موضوع از آن استنباط میشود 

1) عایشه- عصمت          2) امّ سلمه- عصمت

 3)خدیجه-علم               4) حفصه- علم

71- كدام حدیث تنها در مورد مقام علی (ع) از پیامبر صادرشده است؟

1) ثقلین       2)جابر         3)كساه              4)منزلت

72- بعد از كدام سخنرانی پیامبر(ص)،مردم برای عرض تبریك به سوی امام علی(ع)آمدند و چه كردند؟

1)غدیر- با وی بیعت نكردند  

2)جابر- با وی بیعت كردند 

 3)غدیر- با وی بیعت كردند 

4)ولایت بااو بیعت نكردند

 

73- كدام یك در مورد ثقلین نادرست است؟

1)تاكید بر زمامداری اهل بیت          2)متواتر

 3)ذكر دو امرگران بها                   4)نقل از پیامبر            

 

74- واژه ی«الرّجس»در آیه ی تطهیر به چه معناست؟ 

1)سرپرستی                   2)عصمت ودوری از گناه   

3)پلیدی و آلودگی             4)پاكی و طهارت

75- پیامبر اكرم خطاب به چه كسی فرمود:«تو همسز من هستی وعاقبت نیكویی داری.»

ا) سماء                       2)خدیجه

3)ام سلمه                      4)عایشه

درس هفتم:

76- آیه ی شریفه ی«قدخلت من قبلكم سنن فسیروافی الارض فانظرو»بیانگر كدام مفهوم نیست؟

1)تاریخ گذشته چراغ راه زندگی برای آینده است

2)بررسی و تحقیق در تحولات تاریخ لازم است

3)سیرومطالعه آینده بشریت در گذشته نیز تأثیر دارد

4)قوانین وسنتهای ثابت برزندگی وتاریخ بشر حاكم است

 

77- پیامبرخدا (ص)حكومتش را بر پایه ی.......بناكرد واعلام كرد همه ی انسانهاازیك........آفریده شده اند

1)برابری ومساوات-اصل

 2)برابری ومساوات- مردوزن          

 3)برادری ومساوات-اصل        

 4)برادری ومساوات-مردوزن

 

78- عالی تری نمونه ی انسانی حكومت به رهبری امام علی(ع)چه مدت طول كشید؟

1)چهارسال ونه ماه                     2)پنج سال

3)ده سال و نیم                          4)نه سال و چهارماه

 

79- بعد از رحلت پیامبر(ص)حوادثی كه باعث شدنظام حكومت اسلامی بر مبنای امامت تحقق نیابد نتیجه اش چه بود؟

1)خلافت وامامت هماهنگ شود                                  

2)مردم دراعتقاد خود پابرجا باشند

3)حكومت دینی برقرار نشود

4)رهبری امت از مسیرطبیعی خارج نشود

 

80- مقصود از«هذا»در آیهی شریفه ی«هذا بیان كان عاقبة المكذبین»كدام مورد دریافت میشود ؟

1)پیامبر(ص)           2)امام(ع)                3)تاریخ                 4)قرآن

 

81- رحلت پیامبر(ص) در چه سالی روی داد؟

1) سال دهم هجری                         2) سال یازدهم هجری

 3) سال هشتم هجری                      4) سال دوازدهم هجری

82- معاویه در چه سالی حكومت را به دست گرفت وخلافت رسول خدا(ص)را به چه امربدل كرد؟ 

1)35هجری-سلطنت            2)35هجری-حكومت

3)40هجری-سلطنت             4)40هجری-امامت                                            

 

83-سقوط بنی امیه در چه سالی و در زمان كدام یك ازامامان روی داد؟

1)140 هجری-امام حسین       2) 135 هجری –امام باقر

3)145 هجری-امام سجاد        4) 132 هجری-امام –صادق

84- كدام گروه خود را عموزاده گان ائمه اطهار می دانستند و به نام اهل بیت قدرت رابه دست گرفتند؟

1)بنی امه       2)بنی هاشم     3)بنی عباس      4)بنی تمیم                          

 

85- كدامیكاز افراد زیر از تربیت شدگان پیامبر(ص) نبوده است؟

1)سلمان         2) ابوذر      3 )حرّ         4)مقداد

 

86- كسانی كه به احادیث علاقه مندبودندبعدازممنوعیت نگارش حدیث چه ابزاری در نگهداری دراختیارداشتند

1) حافظه    2)ادله ی اربعه   3)كتب مرجع   )نوشتن

 

87- ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر(ص)برای چه گروهی تأثیر چندانی نداشت؟

1) شیعیان وپیروان ایمه         2)عموم مردم                                                                                                    3) خلفای وقت                   4)دانشمندان اهلتسنّن   

    

درس هشتم:

88- از آیۀ شریفۀ «اذ قال لهم اخوهم نوح الاتتّقون» كدام موضوع استفاده می شود؟

1)برادر حضرت نوح(ع)بی تقوا بود

2)فرزند نوح از نظر تقوا سست است

3)تقوا سبب اخوت وبرادری می شود

4) از وظایف برادران دین ارشادبرادران دیگراست

 

89- در قلمرو علم كلام واعتقادات،تفكری كه براساس توحید،عدل وامامت استوارباشد نمود كدام اسلام است؟ 

1)سنی           2)شیعی            3)اشعری          4)معتزلی

 

90- بنابركدام اصل رهبری واداره ی جامعه از جانب خداوند به امامان بزرگوارواگذارشده است؟

1)خلافت              2)امانت               3)نبوت                    4)رحمت

91- اسلامی كه تنها به بخشی از معارف الهی توجه می كند وباحكومتهای جوروستم پیشه سازگای دارد، نمود كدام اسلام است؟

 1)اسلام ناب                        2)اسلام شیعی 

 3)اسلام سنی                       4)اسلام مسخ شده

 

91- مقام ومنزلت انسانهای با فضیلت ناشی از كدام فعل آنها است ؟

1)عبودیت        2)معرفت              3)رفتارو عمال               4)فطرت

92- درعرصه ی هدایت وراهنمایی انسانها،سخنان معصومین(ع)متصل به كدام منبع است؟

1)قدرت الهی                              2)رحمت الهی

3)مشیت الهی                             4)علم الهی

 

93- كدام گروه دموفق شدنددرخدمت ائمه اطهارتربیت شوند؟

1)افرادمستعدوفهمیده            

2)افراد كوشاوباهوش

3) افراد عالم وشایق

4) افراد مستعدومشتاق فضیلت       

 

                       

95- درقلمرونقش امامان(ع)كدام یك درزمینه ی مجاهدت

برای حكومت اسلامی نبوده است؟

1)انتخاب شیوهای مبارزه   

2)عدم تأیید حكما 

3)معرفی خود به عنوانامام برحق

4)تربیت شخصیت های اسلامی

 

96- در قلمرو عرفان وسیر و سلوك ،مرتبۀعظیم ولایت كدام است؟

1)تشریعی      2)صوری    3)ظاهری          4)معنوی

 

97- كدام گزینه در زمینه ی آثار علمی نادرست است؟

1)«الاستبصار»ازمرحوم مجلسی

2)«كافی»از مر حوم كلینی

3)«من لا یحضره الفقیه »ازمرحوم صدوق

4)«التهذیب»ازمرحوم شیخ طوسی

 

98- نهضت علمی ،ویژگی دوران كدام یك از امامان بوده است ؟

1)امام حسن(ع)                             2)امام سجاد(ع)

3)امام باقر(ع)                              4)امام حسین (ع)

99- امام علی(ع)وفاطمه زهرا(س)كدام موضوع رابه فرزندان خود آموزش می دادند وازآنان می خواستندكه به امامان بزرگواربعد از خودنیزمنتقل كنند؟

1)راههای مبارزه باحكومتهای فاسد

2)سخنان پیامبر(ص)وآداب زندگی ایشان

3)انتخاب شیوه های درست مبارزه

4)راه های شناخت حقایق قرآن

 

100- وجه اشتراك امامان (ع)در كدام یك بوده است ؟

1)روش              2)اصول   

                3)فروع                     4)برنامه


موضوعات مرتبط: سوالات تستی 3

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:19  توسط رابطان گروه معارف  | 

 

درس اول

1

امام صادق (ع)درباره ی قرآن خواندن جوانان چه می فرمایند؟

2

برترین وحکیمانه ترین کلام ها چه کلامی است ؟

3

راز جاودانگی قرآن کریم در چیست؟

4

فواید تدبّر در آیات قرآن کریم را بنویسید.

5

سطوح ومراحل تدبّر در قرآن را توضیح دهید.

6

ابزار تدبّر در قرآن چیست ؟

7

برای درک پیام ها ی قرآن وعمل به آن در زندگی چه باید کرد ؟

8

روش های تدبّر به ما چه کمکی می کند ؟

9

باداشتن چه ویژگی هایی می توان از هدایت قرآن کریم بهره مند شد؟

10

هدف از نزول قرآن چیست ؟

11

ثمرات ونتایج هدایت قرآن کریم چیست ؟

12

محدوده ی تاریخی وجغرافیایی هدایت قرآن کریم چقدر است ؟

13

برترین واولین معلم وراهنمای ما برای تفکر در قرآن چه کسی است ؟

14

چرا پیامبر اکرم (ص)برترین معلم قرآن معرفی شده است ؟

15

موارد آداب قرائت وتدبّر قرآن را بنویسید.

 

درس دوم

1

معیار های حضرت ابراهیم برای انتخاب جهت یگانه پرستی چه بود ؟

2

چه زمانی حضرت ابراهیم پدرش آذر را به یگانه پرستی دعوت کرد؟

3

حضرت ابراهیم چگونه کافران را به یگانه پرستی دعوت کرد؟

4

منظور از این جمله که حضرت ابراهیم می گوید " من افول شوندگان را دوست ندارم " چیست؟

5

کدام سوره از قرآن است که سرگذشت حضرت ابراهیم وبت پرستان را بیان می کند ؟

6

حضرت ابراهیم چگونه توانست ناتوانی بت ها را به قومش بفهماند؟

7

نام پدر وعموی حضرت ابراهیم چه بود ؟

8

چرا فقط خداوند قابل پرستش است ؟

9

چه نتیجه ای از کار حضرت ابراهیم می گیریم ؟

10

حضرت ابراهیم می خواستند مردم را درچه زمینه ای آگاه کنند ؟

11

کمال ما درچیست ومقصود وغایت ما کدام است؟

12

غایت چیست؟

13

استعدادوقابلیت کدام خوبی وزیبایی در ما وجود دارد ؟

14

چه تفاوت هایی بین ماه وستاره وخورشید با خداوند وجود دارد ؟ (طبق داستان حضرت ابراهیم )

15

انسان از چه زمانی میل به رسیدن به کمالات واستعدادها را دارد؟

16

چه چیزی انسان را به سوی خوبی ها می کشاند؟

17

استعدادهای انسان رابا سایر موجودات (گیاهان وحیوانات )مقایسه کنید.

18

میل به کمال طلبی در انسان چه میلی است؟

19

نوجوانی حضرت ابراهیم (ع )با چه چیزی شروع شد؟

20

حضرت ابراهیم (ع )چگونه بهترین انتخاب را کرد؟

 

درس سوم

1

چرا انسان ها هدف ها ودلبستگی های مختلف دارند؟

2

آیا معیاری برای داوری اختلاف بین هدف ها ودلبستگی های انسان ها وجود دارد ؟

3

آیا می توان هدف ها ودلبستگی ها ی اصلی انسان را کشف کرد؟

4

منشأاختلاف در هدف ها ودلبستگی های انسان چیست؟مثال بزنید .

5

جمله « آدم های بزرگ مقاصد بزرگ دارند زود به پایان نمی رسند وتمام نمی شوند » یعنی چه ؟

6

به وسیله چه معیاری می توان  ارزش هدف ها را مشخص کرده وبه آنها رتبه بدهیم ؟

7

دسته بندی ورتبه بندی وارزش گذاری هدف ها چه ثمرات ونتایجی دارد؟

8

سهل انگاری در دسته بندی وارزش گذاری هدف های اصلی چه مضرات وعواقبی به دنبال دارد؟

9

هدف های انسان ها به چند دسته تقسیم می شوند ؟

10

هدف های پایان پذیر چه ویژگی ها  ومشخصاتی دارند ؟بامثال

11

هدف های پایان ناپذیر چه ویژگی ها  ومشخصاتی دارند ؟بامثال

12

هدف های پایان پذیر راباهدف های پایان ناپذیر (اصلی- فرعی) مقایسه کنید.

13

دو نمونه از هدف های دنیوی واخروی را ذکر کنید .

14

پیام آیات زیر را بنویسید:

«انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا »                           «کل نفس بما کسبت رهینه»

15

مهم ترین انتخاب هر انسانی چیست؟

16

تفاوت انسان با گیاهان را در نحوه ی شکوفایی استعدادها توضیح دهید .

17

چرا انسان مسئول سرنوشت خویش است؟

18

انسان سعادتمند کیست؟

19

قدر ت تفکر وانتخاب هر یک چه نقشی در حرکت کمالی انسان  دارند؟

20

تنوّع وگستردگی استعدادهای ما مفید است یا مضرّ ؟چرا ؟

 

درس چهارم

1

در میان هدف های اصلی ، برترین وکامل ترین هدف کدام است ؟

2

منظور از هدف های جامع چیست؟

3

منظور از تقرّب ونزدیکی به خدا چیست؟

4

در چه صورتی نهال وجود ما پر بار تر ومتناسب وزیبا تر رشد خواهد کرد وسراسر وجود ما راشادابی فرا خواهد گرفت ؟

5

چرا مقصود ومحبوب نهایی ما ذات مقدس خداوند است ؟

6

چرا بالاترین دلبستگی ها خداوند است؟

7

لازمه ی رسیدن به برترین هدف ها ودلبستگی ها وتقرب به برترین محبوب ومقصود چیست؟

8

ارتباط داستان حضرت ابراهیم (ع) با جمله ی «برترین محبوب ومقصود انسان خداست »را بیان کنید.

9

بزرگی انسان ها وعظمت زندگی آنها به چه چیزی بستگی دارد ؟چرا؟

10

چرا برترین محبوب خداوند است؟

11

پیام آیات زیر را بنویسید:

«ورضوان من الله اکبر ذلک هو الغفور العظیم »                     «ما عندکم ینفد وما عند الله باق»

 

درس پنجم

1

راه آشنایی با خدا وشناخت بیشتر او چیست؟

2

آشنایی با خدا وشناخت بیشتراو چه تأثیری در زندگی ما دارد ؟

3

چرا خداوند را آن گونه که شایسته ی اوست نمی توان شناخت ؟(باذکر مقدمه ونتیجه )

4

چه راهی برای معرفت به خدا وتوصیف او پیشنهاد شده است ؟ چرا ؟(باذکر مقدمه ونتیجه )

5

چرا خداوند مانند مخلوقات نیست؟(باذکر مقدمه ونتیجه )

6

چهار مورد از اسماءوصفات خداوند را ذکر کنید.

7

پیام آیات زیر را بنویسید.

«ایاک نستعین »                                          «ونحن اقرب الیه من حبل الورید»

 

درس ششم

1

تفاوت حمد وتسبیح خداوند را بنویسید .

2

چه صفاتی را می توانیم به خدا نسبت دهیم ؟چرا؟

3

خدا از چه صفاتی پاک ومنزه است ؟چرا ؟

4

با ذکر یک دلیل بیان کنید که چرا خداوند همه ی صفات نیکو را دارد؟(با ذکر مقدمه ونتیجه )

5

آیا می توان هر صفتی را که در مخلوقات وجود دارد به خداوند نسبت دهیم ؟چرا؟

6

صفات سلبی وثبوتی را با مثال تعریف کنید.

7

معیار وملاک توصیف خداوند به برخی از صفات چیست؟

8

چرا نمی توانیم برخی صفات را به خداوند نسبت دهیم ؟

9

چه تفاوتی میان صفات خدا وصفات انسان ها وجود دارد ؟

10

چهار جمله به صورت مناجات بنویسید که خداوند در آن جملات حمد وچهار جمله تسبیح شده باشد.

11

صفات سلبی وثبوتی را در اشعار زیر مشخص کنید.

12

چند مثال برای صفات سلبی وچند مثال برای صفات ثبوتی بنویسید.

13

چرا ستایش وحمد واقعی از آن خداوند است؟

 

درس هفتم

1

نقش ایمان در شناخت بهتر خدا وبرترین هدف زندگی چیست؟

2

چرا بعد از شناخت هدف وغایت زندگی ، ایمان به آن ضروری است؟

3

چه تفاوتی میان «شناخت »یک موضوع و«ایمان»به آن وجود دارد؟

4

چرا فایده ی برخی کارها را می دانیم اما از انجام آن کوتاهی می کنیم وزیان برخی کار ها را آگاهی داریم واز انجام ان دوری نمی کنیم؟

5

عمل صالح وکار شایسته چه وقت ارزش پیدا می کند؟

6

مؤمن چه کسی است؟

7

انگیزاننده ومحرک انسان به سمت عمل چه چیزی است ؟چگونه ؟

8

میوه وثمره ی ایمان چیست؟ توضیح دهید.

9

قرآن جایگاه علم وجایگاه ایمان را چگونه معرفی می کند؟

10

در چه صورتی شناخت هدف وراه رستگاری ،به حرکت درآن راه منجر می شود؟

11

جمله «قلب کانون وجود آدمی است» یعنی چه ؟

12

ایمان را تعریف کنید؟

13

با توجه به قرآن کریم اگر می خواهیم به هدفی که برای زندگی شناخته ایم ایمان بیاوریم وبه سوی آن حرکت کنیم چه اقدامی باید انجام داد؟

14

راه های آماده کردن قلب برای پذیرش حقیقت وراه زندگی چیست؟

15

چند نمونه از زیبایی های قلب را مطابق آیات قرآن کریم بنویسید.

16

چند نمونه از زشتی های قلب را مطابق آیات قرآن کریم بنویسید.

17

قلب ما منزلگاه کیست؟

18

چگونه ایمان بین شناخت وعمل پیوند ایجاد می کند؟

19

بعد از اینکه زیان یک کار را فهمیدیم قلب ما چه نقشی در ترک آن دارد؟

20

حضرت علی (ع ) ایمان وعمل را به چه چیزی تشبیه کرده اند؟

21

حقیقت ایمان چیست؟

 

درس هشتم

1

راه های تحصیل ایمان چیست ؟

2

چگونه می توان ایمان را تقویت کرد وتداوم بخشید؟

3

ویژگی های مؤمنان را بنا برآیات قرآن بیان کنید.

4

سخن پیامبر اکرم (ص)در مورد جوانان را بنویسید .

5

در چه صورتی درهای لطف ورحمت خداوند به روی انسان بازتر است ؟

6

چرا کودکان ونوجوانان وجوانان به آسمان ها نزدیک ترند؟

7

سخن امام خمینی (ره )در مورد جهاد اکبر را بنویسید .

8

توصیه امام خمینی (ره )به جوانان در رابطه باجهاد اکبر وتوبه را بنویسید.

9

راه های رسیدن به ایمان را مطابق آیات قرآن وپیشوایان معصوم نام ببرید .

10

تفکر پیرامون آیات خدا در گستره ی هستی را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .

11

یکی از حکمت های نماز های پنج گانه را بنویسید .

12

پیام آیه زیر را بنویسید :«یا ایها الذین آمنوا اذکرواالله ذکرا کثیرا »

13

انجام چه اموری ما را به یاد خدا می اندازد ؟(راه های تقویت ایمان )

14

انجام چه اموری یاد خدا را در دل ها ضعیف می کند؟(راه های تقویت ایمان )

15

توجه به نعمت ها ولطف های خدا به انسان را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .

16

انجام نیکی هاو واجبات ودوری از بدی ها ومحرمات را به عنوان یکی از راه های رسیدن به ایمان توضیح دهید .

17

پیام آیات زیر را بنویسید .

الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب

یا ایها الذین آمنوا اذکروا نعمه الله علیکم

18

چرا حرکت به سوی خدا وکسب سعادت الهی در جوانی ونوجوانی آسان تر از بزرگسالی است ؟

19

به نظر شما مهم ترین نکته ای که در توصیه امام خمینی (ره)به جوانان وجود دارد چیست ؟چرا ؟

20

به نظر شما مهم ترین عامل در تقویت ایمان کدام عامل است ؟چرا؟

21

به نظر شما مهم ترین عامل در تضعبف ایمان کدام عامل است ؟چرا؟

22

چگونه می توان دل را حرم همیشگی خدا کرد ؟

23

فرق انسان مؤمن با انسان بی ایمان را قرآن چگونه بیان می کند ؟

24

اگر جامعه ای ایمانی شکل بگیرد آن جامعه چگونه خواهد شد ؟

25

ولی وسرپرست مؤمنان واولیاء کافران چه کسانی هستند ؟

26

چهار ویژگی از انسان های مؤمن وجامعه مؤمن را ذکر کنید.

 

درس نهم

1

حقیقت عزم چیست؟

2

عزم چه رابطه ای با اختیار دارد ؟

3

نمونه های از آثار عزم قوی را بنویسید .

4

چه صفاتی نشانه ای از عزم قوی است؟

5

جمله «کار بزرگ عزم بزرگ می طلبد »یعنی چه ؟

6

صفاتی از انسان های فاقد عزم را ذکر کنید.

7

سفارش لقمان حکیم به فرزندش را در مورد عزم در زندگی بیان کنید.

8

ارتباط سه اصطلاح «عهد ما با خدا – رضایت خدا – سعادت انسان »را با هم بنویسید .

9

میزان دینداری ما به چه چیزی بستگی دارد ؟

10

دین چیست ودینداری یعنی چه ؟

11

عهد ومیثاق میان انسان وخدا در چند مرحله انجام می پذیرد ؟

12

اصطلاحات زیر را تعریف کنید :

واجب – مستحب – حرام – مکروه – مباح »

13

چه فوایدی می توان برای «تجدید روزانه عهد با خداوند » ذکر کرد ؟

14

در تکمیل عهد با خداوند چه اقداماتی باید انجام دهیم ؟

15

«قدم گذاشتن در راه » را به عنوان یکی از مراحل عهد وپیمان میان انسان وخداوند توضیح دهید .

16

چرا انسان های با اراده ومصمم را دوست داریم واز انسان های بی اراده خوشمان نمی آید ؟

17

خداوند در سوره انبیاءکدام یک از پیامبران اولوالعزم را صاحب عزم قوی می داند ؟

 

درس دهم

1

دوام وپایداری در عزم به چه عواملی بستگی دارد ؟

2

عوامل تقویت کننده عزم را نام ببرید .

3

آیه «وسارعوا الی مغفره من ربکم » به کدام یک از عوامل تقویت کننده عزم اشاره دارد؟

4

سخن امام صادق (ع) در رابطه با «تسریع در انجام تصمیم » به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم را ذکر کنید.

5

به چه دلیل میان «تصمیم » و «عمل » نباید فاصله بیافتد ؟

6

« توجه به حضور در پیشگاه خداوند وفرشتگان »را به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم توضیح دهید.

7

غفلت یعنی چه ؟ تفاوت غفلت با فراموشی در چیست؟

8

رعایت اصل «تدریج وتداوم »را به عنوان یکی از عوامل تقویت کننده عزم توضیح دهید .

9

حدیث پیامبر اکرم (ص) :«ان احب الاعمال الی الله ادومها وان قل »به کدام یک از عوامل تقویت کننده عزم اشاره دارد ؟

10

تدریجی عمل کردن در امور باعث چه چیزی می شود ؟

11

رعایت اصل اعتدال یکی از عوامل تقویت کننده ی عزم است .آن راتوضیح دهید .

12

بیت زیر بیانگر کدام یک از عوامل تقویت کننده ی عزم واراده است؟

رهرو آن نیست که گه تند وگهی خسته رود                       رهرو آن است که آهسته وپیوسته رود

13

چه عواملی می تواند تصمیمات زیر را تهدید کند ؟

کمک به نیازمندان                                 مطالعه ی کتابهای غیر درسی                     خواندن نماز در اول وقت

14

چرا امام صادق (ع) می فرمایند :سزاوار است کسی که همت برکار خیری کرده ،در عمل به آن تسریع کند وآن را به تأخیر نیندازد.؟

 

درس یازدهم

1

چگونه می توانیم عهد وپیمان خود را از آسیب حفظ کنیم ؟

2

چگونه می توانیم پی ببریم که در وفای به عهد خود موفق بوده ایم ؟

3

راه وفای به عهد چیست ؟

4

مراقبت یعنی چه ؟

5

عهدی که با خدا می بندیم به کودک نوپا تشبیه شده است.چرا ؟

6

ابعاد مراقبت را نام ببرید.

7

«اصل عمل» رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید .

8

«کیفیت انجام عمل » رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید.

9

«نیت وقصد شخص عامل » رابه عنوان یکی از ابعاد مراقبت توضیح دهید.

10

فرق رکن وغیر رکن را بنویسید .

11

چه اجزایی در نماز رکن وچه اجزایی غیر رکن هستند ؟

12

مقدار مؤثر بودن یک عمل به چه چیزی بستگی دارد؟

13

مهم ترین جنبه ی هر عمل چیست ؟ توضیح دهید.

14

تأثیر یک عمل در رشد معنوی انسان وابسته به چه چیزی است ؟

15

برای جمله «نیت های خوب می توانند همسوی با هم قرار گیرد » مثال بزنید.

16

سخن امام صادق (ع) در زمینه مراقبت را بنویسید.

17

بعد از مراقبت نوبت به چه چیزی می رسد ؟چرا؟

18

در مورد محاسبه کار های خود ومحاسبه کارهای دیگران چه نکته ای را باید رعایت کرد؟

19

سخن پیامبر اکرم (ص) درزمینه مراقبت وحسابرسی را بنویسید.

20

سخن امام کاظم(ع) درزمینه مراقبت را بنویسید.

21

چرا محاسبه باید روزانه ودر پایان روز باشد؟

22

پیام احادیث زیر را بنویسید .

«من حاسب نفسه وقف علی عیوبه »             «ثمره المحاسبه صلاح النفس»           «من حاسب نفسه سعد»

23

زیرک ترین انسان ها از نظر حضرت علی (ع)چه کسانی هستند؟

24

چرا مراقبت در ابتدای اجرای هر برنامه ضروری تر است ؟

25

چرا پیامبر اکرم (ص) فرموده اند :« انما الاعمال بالنیات »؟

26

چه رابطه ای میان «مراقبت » و «محاسبه » برقرار است ؟آیا این دو به هم وابسته اند .

27

چرا باید از نیت وقصد خود درهنگام عمل مراقبت کنیم؟

28

آسان گرفتن وگذشت درچه صورتی پسندیده است ودر چه صورتی ناپسند است ؟

29

بعضی از افراد می گویند «ما اعمال وعباداتی که انجام می دهیم تأثیر آن ها را در خود احساس نمی کنیم » فکر می کنید اشکال کار این افراد در کجاست؟

 

درس دوازدهم

1

با استفاده از آیات ، جدول زیر را کامل کنید .                    

در ارتباط با خدا

در ارتباط با خود

در ارتباط با جامعه

در ارتباط با خلقت

 

 

 

 

-        وصیناالانسان بوالدیه

-        اقم الصلوه

-        وامر بالمعروف

2

برنامه چیست؟

3

در برنامه ریزی چه شرایطی را باید در نظر داشته باشیم ؟

4

آیا برنامه ریزی اختصاص به انسان دارد یا شامل زندگی موجودات دیگر نیز می شود ؟

5

فواید برنامه ریزی را بنویسید.

6

وجود برنامه درزندگی یکی از موجودات زنده غیر از انسان را مثال بزنید .

7

پیامبر اکرم (ص)اوقات خود را چگونه تقسیم می کردند؟

8

ابوذر می گوید پیامبر می فرمایند : عاقل وخردمند اوقات خود را چگونه تقسیم می کند ؟

9

اسوه یعنی چه ؟ خداوند چه کسی را به عنوان اسوه معرفی می کند؟

10

آیا اسوه قرار دادن دیگری به معنای این است که ما عین او باشیم ؟توضیح دهید.

11

وظایف وبرنامه های زندگی که برای آنها با خدا عهد می بندیم به چند دسته تقسیم می شوند ؟

12

سخن حضرت علی (ع) در مورد ضرورت برنامه در زندگی را بنویسید.

13

مقصود ا زعمل صالح چیست ؟

14

چرا درمیان موجودات فقط انسان ممکن است زمان تلف شده داشته باشد ؟

15

مقصود از اینکه رسول خدا برای مسلمانان اسوه است چیست ؟

16

برنامه زندگی ما باید چه ویژگی هایی داشته باشد ؟

17

در برنامه زندگی چه کارهایی را باید در نظر بگیریم ؟

18

بخش های مختلف برنامه زندگی انسان چه وقتی ارزشمند هستند؟

 

درس سیزدهم

1

جلوه های یاد خدا کدامند؟

2

کدام عمل است که همه ی وظایف ما در برابرخدای بزرگ را در بر می گیرد وتحقق بخش یاد خدا در زندگی ماست ؟

3

عبارت هایی از نماز که درباره حمد خداوند است ذکر کنید .

4

عبارت هایی از نماز که درباره تسبیح خداوند است ذکر کنید .

5

عبارت هایی از نماز که درباره دعاو درخواست ازخداوند است ذکر کنید .

6

با توجه به آیات قرآن ما درخواست های خود را با چه حالتی باید از خداوند بخواهیم ؟

7

چه عملی بهترین نمونه ی یادخداست ؟

8

ثمره ی مهم تکرار یاد خدا چیست؟

9

فواید نماز را بیان کنید؟

10

نجاسات چند مورد است ؟

11

سه مورد از نجاسات را ذکر کنید .

12

مراحل وضو را به ترتیب بنویسید .

13

غسل ارتماسی چه غسلی است؟

14

مراحل غسل ترتیبی را بنویسید.

15

برای دست زدن به خط قرآن واسم خدا وپیامبر ومعصومین چه شرایطی لازم است ؟

 

درس چهاردهم

1

چرا در هر روز پنج بار در مقابل خدای خود به نماز می ایستیم ؟

2

مقدمات وشرایط نمازکدامند ؟

3

ستون دین چه چیزی معرفی شده است؟

4

بزرگ ترین نشانه ی وفاداری وپایبندی مسلمان به عهد خویش با خدا چیست ؟

5

سیر به سوی خداوند چگونه صورت می گیرد؟

6

حکمت اجزاء وضو چیست؟

7

چرا در وضو صورت را می شوییم؟

8

چرا در وضو دست ها را می شوییم ؟

9

چرا در وضو سر را مسح می کنیم ؟

10

چرا در وضو پا ها را مسح می کنیم ؟

11

حکمت وضو از قول امام رضا(ع)را بنویسید.

 

سوالات بخش دانستنی ها که مربوط به احکام می باشد.

12

حکمت و فواید نماز را ذکر کنید.

13

سخن پیامبر اکرم(ص) در مورد نماز یومیه را بنویسید.

14

توضیح المسائل یا رساله ی عملیه چیست؟وما چه نیازی به آن داریم؟

15

وضوی جبیره درچه مواردی و چگونه انجام می گیرد ؟

16

عوامل مختلفی درعلاقه ما به نماز ونیایش در مقابل پروردگار دخالت دارند چند مورد از آن عوامل را ذکر کنید.

 

درس پانزدهم

1

راه کمال را چگونه می توان بسیار آسان تر وشیرین تر پیمود ؟

2

چرا ما به دوست نیازمندیم ؟

3

به کدام دوست می توان اعتماد کرد ؟

4

عاجزترین وناتوان ترین افراد از نظر حضرت علی (ع) چه کسانی هستند؟

5

به نظر شما چه عواملی سبب می شود که برخی افراد نتوانند با دیگران دوست شوند یا درحفظ دوستی موفق باشند؟

6

چرا ما کسی یا چیزی را دوست داریم ؟

7

دوست خوب به چه چیزی تشبیه شده است ؟

8

پذیرفتن عیب وتذکر آن از طرف دوستان نشانه ی چیست؟

9

محبوب ترین برادران از نظر امام صادق (ع) چه کسانی هستند؟

10

چند مورد از ویژگی های دوست واقعی از نظر قرآن وپیشوایان معصوم را بنویسید.

11

بر کدام دوست می توان اعتماد کرد؟(ذکر سه مورد)

12

از نظر حضرت علی (ع) خوشبخت ترین انسان ها چه کسانی هستند؟

13

دوستان ومحبوبان تام وتمام ما چه کسانی هستند وسایر آدم ها در زمینه ی دوستی با چه معیاری سنجیده می شوند ؟

14

سخن رسول خدا (ص)  در مورد تأثیر دوستی برانسان را بنویسید.

15

جمله ی «گوهر ناب جوانی را جز به بهای بهشت نفروشیم » یعنی چه ؟ توضیح دهید.

16

در زمینه ی دوستی وارتباطمان با دیگران باید مواظب چه کسانی باشیم؟

17

چند مورد از ویژگی های دوستان خدا و چند مورد از ویژگی های محرومین از دوستی خداوند را ذکر کنید :

ان الله یحب................                                                          ان الله لا یحب..................

 

درس شانزدهم

1

با انجام چه وظایف ومسئولیت هایی می توانیم دوستی های خود را تحکیم بخشیم ؟

2

«نگهداری بعضی چیزها از به دست آوردن آنها مشکل تر است » این جمله را به دوستی ارتباط دهید.

3

پایداری رابطه دوستی ورسیدن به ثمرات ونتایج آن به چه چیزی بستگی دارد؟

4

چند مورداز وظایف ما نسبت به دوست را نام ببرید .

5

سخن امام محمد باقر(ع) در رابطه با احترام به دوست را ذکر کنید .

6

چند مورد از نمونه های بی احترامی به دوست را ذکر کنید.

7

چند مورد از نمونه های احترام گذاشتن به دوست را ذکر کنید.

8

سخن حضرت علی (ع) به فرزند گرامی خود امام حسن (ع)در رابطه با رعایت حقوق متقابل در دوستی را بیان کنید.

9

مواردی از عدم رعایت حقوق متقابل میان دوستان را ذکر کنید.

10

سخن حضرت علی (ع)در رابطه با توقع به جا ومنصفانه از دوست را بنویسید.

11

رسول خدا (ص) می فرمایند : دو دوست خوب مانند چه چیزی هستند ؟

12

سخن حضرت علی (ع) درباره ی میانه روی در دوستی چیست؟

13

یکی از عوامل اصلی خروج از میانه روی در دوستی چیست؟

14

اصطلاح «شیفتگی فوق العاده در دوستی » یعنی چه ؟توضیح دهید.

15

آیا شناخت خانواده ی دوست تأثیری در انتخاب دوست دارد؟چرا ؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 10:0  توسط رابطان گروه معارف  | 


بسم الله الرحمن الرحيم

راهنماي معلم كتاب ديني پيش دانشگاهي چاپ 91- درس اول تا سوم

درس اول:

پيام آيات ص 5 :

-1 سوره فاطر / آيه 15

-2 سوره فاطر / آيه 15

-3 سوره فاطر / آيه 16

-4 سوره فاطر / آيه 15

فعاليت خلاصه كردن ص 7 :

مقدمه اول : ما و اين جهان وجودمان از خودمان نيست و پديده هستيم.

مقدمه دوم : موجوداتي كه پديده هستند وجودشان از خودشان نيست در موجود شدن نيازمند به وجودي هستند كه خودش وجودش از خودش باشد.

نتيجه:  پس ما و اين جهان وابسته به وجودي هستيم كه وجودش از خودش و عين ذاتش مي باشد.

فعاليت مقايسه ص 8 :

شباهت ها:

-  جهان و ساعت هر دو پديده اند.

 - هر دو به خالق و سازنده نيازمندند.

 - هر دو مركب از اجزا مي باشند.

-  هر دو منظم و هدفدارند.

تفاوت ها:

 - وجود جهان از خداست، اما وجود ساعت از ساعت ساز نيست او فقط اجزا را نظم مي دهد.

 - دوام و بقاي ساعت به ساعت ساز نيست اما بقاي جهان به خالق آن است.

-  نظم و پيچيدگي ساعت قابل مقايسه با جهان نيست.

انديشه و تحقيق ص 13 :

1- ﴿و من آٓیاته اَن تقَوم السماءُ و الارضُ بِاَمره ثم اذا دَعاکم دَعوةً مِنَ الارضِ اِذا انتم تَخرُجون﴾

برپا بودن جهان به امر خدا از نشانه هاي خداست يعني اگر خداوند اراده فرمايد آسمان و زمين را نابود خواهد كرد.

 - 2الف:  در لحظات حساس و خطري كه احساس مي كنند خودشان قدرت هيچ كاري ندارند.

     ب:  هركس در فطرت خود، خود را وابسته به يك قدرت بي پايان و بي نياز مي يابد.

درس دوم

پيام آيات ص 16 :

- 1  سوره مائده / آيه 16 ، سوره توحيد / آيه 1، سوره شوري / آيه 11 ، سوره توحيد / آيه. 4

 - 2 سوره واقعه / آيه 63 و 64 .

 - 3 سوره كهف / آيه 26 .

- 4  سوره آل عمران / آيه . 109

درس سوم

تفكر در آيات ص 21 :

اين آيه مي رساند كسي لايق عبادت است كه رب انسان باشد. ﴿اِنَّ اللهَ ربِّى و ربُّكم﴾ توحيد در ربوبيت. ﴿فَاعبُدوهُ﴾ توحيد در عبادت.

تفكر در آيات ص 23 :

-1  خداي واحدي كه جز او الهي نيست.

 -2 دوري از طاغوت.

 -3 توحيد در عبادت.

 -4 توحيد در عبادت.

 -5 توحيد در ربوبيّت.

 -6 توحيد در عبادت.

 7 -31 توبه، هردو، 36 نحل، هردو، لقمان22 ، توحيد فردي    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 22:13  توسط رابطان گروه معارف  | 
به اطلاع همکاران دین وزندگی میرساند جهت دریافت سوالات دین وزندگی۴-۱به قسمت پیوندهای وبلاگ ناحیه مراجعه نمایند(سایت سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی)
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 9:25  توسط رابطان گروه معارف  | 
از همه دبیران دین وزندگی جهت تهیه جزوه تفسیر آیات درسی کتب دین وزندگی دعوت به همکاری میشود اطلاعات تکمیلی متعاقباٌ اعلام خواهد شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت 18:10  توسط رابطان گروه معارف  | 
به اطلاع دبیران دین وزندگی اداره آموزش وپرورش ناحیه یک میرساند جهت اطلاع از چگونگی ساعات مدارس وگرفتن اضافه تدریس به واحد آموزش اداره مراجعه کنند(فقط برادران)
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 16:29  توسط رابطان گروه معارف  | 
vc9dsu7v4bh1vyz94lyz.jpg4ib8hpxbhgpkx339dbc.jpgwacdp6bt8wu2ewzyyout.jpgy0xmk9wmrku2l0kyk7kk.jpg9oqh2raogx26ogapstc9.jpg2o555cfpgq9x0fkn0aj4.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 12:4  توسط رابطان گروه معارف  | 
ls0ahus34hgsvbtvkehk.jpg9g1yq00qlniv6ps8uw.jpgimdpjsrlif43qmbkqrvx.jpgz1sw7vsxf3dt5qvm1qrh.jpg

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 13:35  توسط رابطان گروه معارف  | 
oq9dwvlfldya401cs2ak.jpg
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 13:18  توسط رابطان گروه معارف  | 
zyvyef50e0hwutee3wbi.jpg
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 12:49  توسط رابطان گروه معارف  | 

به اطلاع همکاران میرساند که سازماندهی گروه معارف وفلسفه در مورخه بیست وپنجم تیر ماه در دبیرستان امام صادق (ع) ( الزهراء سابق) انجام میشود.

خواهران صبح از ساعت 8صبح تا 12

برادران بعد ازظهر از ساعت 14/30 تا 16

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 18:27  توسط رابطان گروه معارف  | 
به اطلاع کلیه دبیران دین وزندگی وفلسفه منطق میرساند یک دوره مسابقات قرآن (قرائت وترتیل) در مورخه 30 اردیبهشت در مکان پژوهشگاه برگزار میگردد(از جزء های 10-20و30)

جایزه این مسابقات لوح تقدیر وسفر مشهد مقدس است



+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:23  توسط رابطان گروه معارف  |